جنگ نرم در یک نگاه

جنگ نرم در یک نگاه

 

 

 

مقدمه

بررسی تاریخی جنگ ها نشان می دهد که تا سال 1945 غالب جنگ ها جنگ سخت بود و پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب شاهد دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق هستیم که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ سرد مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم می باشد که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدید های سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می کردند.

با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت.

جنگ نرم در قالب های مختلف مثل: انقلاب مخملی، انقلاب های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات روانی، جنگ رسانه ای و... و با استفاده از ابزار رسانه ای (رادیو، تلویزیون، روزنامه و امثال آن) توانست نظام سیاسی بعضی از کشورها مانند اوکراین، گرجستان، تغییر دهد.

با توجه به غالب بودن جنگ نرم در عصر حاضر، اهمیت، پیچیدگی و صورت های مختلف آن که با استفاده از ابزارهای رسانه ای روز منجر به تغییرات تدریجی و گسترده در حوزه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشورها می شود باید شناخت درستی از ویژگی ها، خصوصیات، اهداف، ابزارها، تاکتیک ها و راه های مقابله با آن داشته باشیم.

جنگ یکی از دیر پاترین پدیده های جامعه انسانی است و از دیر باز تاکنون جامعه ای را نمی توان یافت که به گونه ای درگیر جنگ نبوده باشد این پدیده برای بشریت دو رویه داشته است، تلخی ها و شیرینی ها، زهرها و پادزهرها، نیش ها و بدبختی هاو نیک بختی ها با این وجود در خصوص علل و انگیزه های آن دیدگاه های ونظریاتی بسیار متفاوت وجود دارد که منجر به تعاریف و تقسیم بندی های متفاوت از هم شده است.

 

تعریف جنگ

از جنگ، تعریف واحدی نشده است. اصولاً از هیچ واژه مربوط به حوزه علوم انسانی، مفهوم یكسانی وجود ندارد؛ از این رو، هركس و هر اندیشه‏ای جنگ را به گونه‏ای تعریف می‏كند كه با تعریف دیگری ناسازگار است. تعدد در تعریف جنگ، تنوع در طبقه‏بندی و انواع آن را نیز پدید می‏آورد.

به اعتقاد آلن بیرو: «واژه ی جنگ از ریشه ی آلمانی werra گرفته شده كه به معنای آزمون نیرو با استفاده از اسلحه بین ملت ها(جنگ خارجی) یـا گروه های رقیب در داخل یك كشور (جنگ داخلی) صورت می گیرد.»

بنابراین

جنگ ستیزه ی خشن و منظمی است كه بین دو یا چند اجتماع مستقل در می گیرد.

گاستون بوتول پس از برشمردن تعدادی از ویژگی های جنگ ها تعریفی از جنگ را ارایه می دهد:

جنگ مبارزه ی مسلحانه و خونین بین گروه های سازمان یافته است.

 

تقسیم بندی های جنگ

به عقیده پیترمی یر همراه با تكامل اجتماعی جوامع بشری و پا به پای تحولات سیاسی ٬ اقتصادی علل و انگیزه ها و اشكال و اهداف جنگها نیز تغییرمی كنند و دگرگون می شوند به عنوان مثال بر اساس هدف، جنگ به جنگهای عادلانه و غیرعادلانه؛(3) بر مبنای مقیاسهای جغرافیایی، به جنگهای محلّی، منطقه‏ای، فرامنطقه‏ای و جهانی (عمومی)؛ با توجه به انضباط و تاكتیك، به جنگهای منظم (كلاسیك) و نامنظم (چریكی)؛ بر اساس سطح جغرافیایی، به جنگهای دریایی، هوایی و زمینی؛ بر اساس قلمرو، به جنگهای داخلی و خارجی تقسیم می‏شوند.(4) همچنین جنگها بر مبنای نوع ابزار، به جنگهای هسته‏ای و غیر هسته‏ای قابل تقسیم است.

اما نوعی دیگری از تقسیم بندی از جنگ وجود دارد که به اندازه تاریخ بشر قدمت دارد و فقط ممکن است غلبه با یکی از آنها باشد و که عبارت است از

1- جنگ سخت

2- جنگ سرد

3- جنگ نرم

مثلا در دوره ای غلبه با جنگ سخت بوده اما در عین حال جنگ سرد یا جنگ سخت همزمان با آن وجود داشته است.

بررسی مقوله جنگ و منازعات میان کشورها نیز نشان می دهد که تا پایان جنگ جهانی دوم، غلبه با جنگ های سخت متکی بر قدرت سخت است، لکن از این تاریخ به بعد انواع جنگ های دیگر د رکنار جنگ سخت موضوعیت پیدا می کند. در یک بررسی اجمالی می توان می توان این جنگ ها را به صورت زیر دسته بندی کرد:

 

جنگ سخت

تا پایان جنگ جهانی دوم(1945م) غلبه با این نوع جنگها می باشد. جنگ سخت متکی بر قدرت سخت نظامی _ امنیتی است.

 

جنگ سرد(نیمه سخت)

در دوره نظام دو قطبی، از پایان جنگ جهانی دوم تا مقطع فروپاشی شوروی سابق(1991م) این جنگ شکل گرفته و متکی بر تهدیدات نیمه سخت بود. البته در این دوره جنگ های سختی همانند جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با حمایت قدرت های غربی شکل گرفت وبه مدت هشت سال به طول انجامید.

 

جنگ نرم

این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی است.آمریکایی ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. انقلاب های رنگی که در چندین کشور بلوک شرق و شوروی سابق رخ داد، در واقع نمونه ای از جنگ نرم است. آمریکایی ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی چون لهستان، گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. در تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزاررسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم های سیاسی حاکم مشروعیت زدایی گردید و از طریق جنبش های مردمی و ایجاد بی ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد.

لیکن با توجه به غالب بودن جنگ نرم در عصر حاضر از یکسو، پیچدگی، تاثیرگذاری، ماهیت و عملکرد آن در سطح جامعه باید بدانیم که جنگ نرم چیست و دارای چه ماهیتی می باشد؟ اهداف در جنگ نرم كدامند و دشمنان با چه ابزار و ساز و كاری به دنبال دستیابی به این اهداف است؟ بازیگران جنگ نرم چه كسانی هستند و چگونه باید آنان را شناخت؟ جنگ نرم دارای چه ویژگی هایی هست و از چه مولفه هایی برخوردار است؟ و در نهایت چگونه باید با جنگ نرم مقابله كرد؟

 

تعریف جنگ نرم

مفهوم جنگ نرم Soft Warfare كه در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) مورد استفاده واقع می شود دارای تعریفی واحد كه مورد پذیرش همگان باشد نیست و تا حدی تلقی و برداشت افراد، جریان ها و دولت های گوناگون از جنگ نرم متفاوت است.

جان كالینز، تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریكا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فكری دشمن با توسل به شیوه هایی كه موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود”، می داند.

ارتش ایالات متحده در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: “جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است كه منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروههای دوست است به نحوی كه برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد”.با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریكایی در حوزه “قدرت نرم” نسبت می دهند. وی در سال1990 میلادی در مجله “سیاست خارجی” شماره 80، قدرت نرم را “توانایی شكل دهی ترجیحات دیگران” تعریف كرد. تعریفی كه قبل از وی پروفسور حمید مولانا در سال1986 در كتاب “اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل” به آن اشاره كرده بود. با این وجود مهمترین كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در سال2004، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی” منتشر نمود.

بنابراین جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشكال جنگ نرم است.

به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیراً به واژه انقلاب رنگین اشاره كرد.در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترك تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است.

در یك تعریف كامل تر می توان گفت، جنگ نرم یك اقدام پیچیده و پنهان متشكل از عملیات های سیاسی، فرهنگی و اطلاعاتی توسط قدرت های بزرگ جهان برای ایجاد تغییرات دلخواه و مطلوب در كشورهای هدف است

البته تعاریف دیگری نیز از جنگ نرم بعمل آمده که جهت مزید آگاهی ایفاد می گردد:

1- جنگ تغییر باورها، استحاله عقاید و جابجایی دیدگاهها با نگاههای رسانه های استکباریست!!

2- جنگ مغزهاست، نه مرزها! جنگ دیدگاههاست، نه قرارگاهها!

3- جنگ تقدس زدایی از ارزشها و شبهه افکنی در اذهان است!

4- جنگ تغییر گروههای مرجع و شکل دهی تضادهای جدید اجتماعی است!

5- جنگ تخریب اعتمادهای موجود به ارکان و مسئولان حاکمیت در ابعاد مشروعیت و کارآمدی!

6- جنگ تغییر و جابجایی مفاهیم زشت و زیبا در فرهنگ جامعه و آسان سازی ترویج انحرافات!

7- جنگ هنجارشکنانه، ترویج نافرمانیهای مدنی و تکمیل حلقه مقاومت جامعه در برابر حاکمیت!

8- جنگ تغییر ذائقه ها و شکاف بخشی کاذب فرهنگی بین نسلها!

9- جنگ توسعه مکاتب کاذب اجتماعی، عرفانی، اقتصادی و غیره!

10- جنگ ساماندهی جدید نیروهای اجتماعی در قالب N.G.O و بهره برداری سیاسی از آنها!

 

پیشینه تاریخی جنگ نرم

نگاهی به گذشته‌ی جنگ نرم نشان می‌دهد كه در طول تاریخ بشر، از همان ابتدا كه جنگ سخت آغاز شد، عملیات روانی یا جنگ نرم نیز صورت می‌گرفته تا از شورش‌هایی كه در مناطق تسخیر شده به‌وجود می‌آمده، جلوگیری شود. زمانی كه چنگیزخان قصد حمله به منطقه‌ای را داشت، موجی از هراس در آن كشور پخش می‌شد. تجّاری كه از مناطق تحت كنترل چنگیزخان می‌آمدند، برای دیگران تعریف می‌كردند كه او چگونه با مردم برخورد می‌كند و كشتارها به چه صورت است و اگر شخصی مقاومت كند، نابود می‌شود. بدین ترتیب پیش از ورود چنگیزخان به هر منطقه، روحیه‌ی مردم شكسته شده بود.

رومیان و یا اسكندر از مناطقی كه در جنگ‌ها عبور می‌كردند، خودها و زره‌های بزرگی را كه چند برابر انسان معمولی بود طراحی كرده و آن‌ها را عمداً در مسیر جا می‌گذاشتند تا لشكریان مقابل، تصور كنند سربازان آن‌ها غول پیكرند و عملاً روحیه‌ی مقامت طرف مقابل را تحت تأثیر قرار داده و وحشت را گسترش می‌دادند. بنابراین هر حركتی كه روحیه‌ی یك ملت را هدف گیرد، عملیات و جنگ نرم و نوعی اعمال قدرت نرم است.

. اولین كسی كه روی این مسئله كا ركرده است، «سان تزو» است كه در كتاب «هنر جنگ» نكته ای را مطرح می كند و می گوید: «می شود جنگید، اما مهم ترین كار این است كه شما در یك نبرد بدون جنگ، پیروزی را به دست بیاورید!» چیزی كه او مد نظر قرارداده، همان عملیات روانی و جنگ نرم است. باید به استراتژی های رقیب و روحیه او حمله كرد؛ به گونه ای كه آنها بپذیرند كه شكست خواهند خورد. اگر كسی در ذهنش بپذیرد كه شكست می خورد، حتما در دنیای واقع نیز شكست خواهد خورد. زیرا آنچه فرد را به مقاومت تشویق می كند، روحیه است.

از سوی دیگر، هزینه‌ی جنگ نرم بسیار كم‌تر از جنگ سخت است. به معاویه می‌گفتند: چرا این‌همه پول برای خرید افراد و تبلیغات خرج می‌كنی؟ یكی از پاسخ‌های معاویه این بود كه هزینه‌ی جنگ، بسیار بیشتر از این است. بنابراین معاویه نیز به گونه‌ای عملیات نرم انجام می‌داد اما امروزه به شكل علمی به این قضیه پرداخته می‌شود.

 

دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور جوزف نای نظریه پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policyدر سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند.

براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.

هم اکنون کشورهای استکباری به این نتیجه رسیده اند که همان گونه که استعمار به شیوه های قدیم، دیگر جواب گوی نیازها و اقتضائات امروزه نیست و باید در قالب استعمار نو وارد برخی از کشورها شد، از طریق جنگ سخت نیز چندان نمی توان موفقیت های موردنظر را کسب کرد. بنابراین سعی می کنند با تمرکز بر مسائل فکری، ایدئولوژیک و فرهنگی و در واقع با گشودن جبهه جنگ نرم، به اهداف خود برسند.

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد (و از سوی دیگر نشان دهنده، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد.

 

تفاوت های جنگ نرم و جنگ سخت

1- حوزه تهدید نرم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، در حالی كه حوزه‌ تهدید سخت امنیتی و نظامی می‌باشد؛

2- تهدیدهای نرم پیچده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازه‌گیری آن مشكل است، در حالی كه تهدیدهای سخت؛ عینی، واقعی و محسوس است و می‌توان آن را با ارائه برخی از معیارها اندازه‌گیری كرد؛

3- روش اعمال تهدیدهای سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالی كه در نرم، از روش القاء و اقناع بهره‌گیری می‌شود. و تصرف و اشغال سرزمین است در حالی كه در تهدید نرم، هدف تاثیر‌گذاری بر انتخاب‌ها، فرآیند تصمیم‌گیری و الگوهای رفتاری حریف و در نهایت سلب هویت‌های فرهنگی است؛

4- مفهوم امنیت در رویكردهای نرم شامل امنیت ارزش‌ها و هویت‌های اجتماعی می‌شود، در حالی كه این مفهوم در رویكردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی می‌گردد.

5- تهدیدهای سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگیختن است، در حالی كه تهدیدهای نرم به دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، اغلب فاقد عكس‌العمل است.

6- مرجع امنیت در حوزه تهدیدهای سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالی كه مرجع امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی و فراملی (هویت‌های فروملی و جهانی) است؛

7- كاربرد تهدید سخت در رویكرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با فروپاشی نظام‌های سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی كه كاربرد تهدید نرم در رویكردهای امنیتی جدید علیه نظام‌های سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظام‌های لیبرال و دموكراسی تلقی می‌شود.

جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف مختلفی دارد و قاعدتا هدف غایی هر دو آنها تغییر كامل نظام سیاسی یك كشور است كه البته با اهداف محدودتر هم انجام می گیرد. در حقیقت جنگ نرم و جنگ سخت یك هدف را دنبال می كنند و این وجه مشترك آنهاست، در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد تغییر در اصول و رفتار یك نظام و یا به طور خاص تغییر خود نظام است.

 

اهداف جنگ نرم

اهداف جنگ نرم می تواند به اهدافی كه بانی راه اندازی جنگ نرم آن را دنبال می كند، نیز وابسته باشد. این اهداف را می توان به چند شیوه تقسیم بندی كرد. در یك شیوه می توان آن را به اهداف بلند مدت و اهداف میان مدت تقسیم بندی كرد.

از زاویه ای دیگر، می توان اهداف را به مقاصد استراتژیك و مقاصد تاكتیكی، تقسیم كرد كه البته شرح هر كدام از آنها و یافتن مصادیق شان فرصت و مجال دیگری می طلبد و از حوصله بحث خارج است.

به هر روی، با توجه به ماهیت اصلی جنگ نرم می توان تا حدودی به نرخی از مهمترین اهداف آن اشاره كرد:

1- استحاله فرهنگی در جهت تأثیرگذاری شدید بر افكار عمومی جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رسانی هدفمند و كنترل شده كه نظام سلطه همواره از این روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است.

2- استحاله سیاسی به منظور ناكارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخریب و سیاه نمایی اركان آن نظام.

3- ایجاد رعب و وحشت از مسائلی همچون فقر، جنگ یا قدرت خارجی سركوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن برای ایجاد جو بی اعتمادی و ناامنی روانی.

4- اختلاف افكنی در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام های نظامی و سیاسی كشور مورد نظر در راستای تجزیه سیاسی كشور.

5- ترویج روحیه یاس و ناامیدی به جای نشاط اجتماعی و احساس بالندگی از پیشرفت های كشور.

6- بی تفاوت كردن نسل جوان به مسائل مهم كشور.

7- كاهش روحیه و كارآیی در میان نظامیان و ایجاد اختلاف میان شاخه های مختلف نظامی و امنیتی.

8- ایجاد اختلاف در سامانه های كنترلی و ارتباطی كشور هدف.

9- تبلیغات سیاه (با هدف براندازی و آشوب) به وسیله شایعه پراكنی، پخش تصاویر مستهجن، جوسازی از راه پخش شب نامه ها و...

10- تقویت نارضایتی های ملت به دلیل مسائل مذهبی، قومی، سیاسی و اجتماعی نسبت به دولت خود به طوری كه در مواقع حساس این نارضایتی ها زمینه تجزیه كشور را فراهم كند.

11- تلاش برای بحرانی و حاد نشان دادن اوضاع كشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل های نادرست و اغراق آمیز.

جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

 

 

ابزارهای جنگ نرم

جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام می گیرد. بنابراین تمامی ابزارهای حامل قدرت نرم را باید به عنوان ابزارهای جنگ نرم مورد توجه و شناسایی قرار داد. این ابزارها انتقال دهنده پیام ها با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات با تنوع ابزاری برای انتقال پیام از یك نقطه به نقطه دیگر هستیم. رسانه ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیك و موسیقی، انواع سازمان های مردم نهاد و شبكه های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می آیند.

با توجه به اینكه در جنگ نرم از ابزار مختلفی استفاده می شود می توان گفت كه به همان نسبت نیز گروه های مختلفی را مورد هدف و مبارزه قرار می دهد.

 

چه افراد و تشكل هایی هدف جنگ نرم هستند؟

همه افراد جامعه می توانند بخش های مشخصی باشند كه مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته این موضوع وابسته به هدفی است كه بانی جنگ نرم آن را دنبال می كند. اقشار مورد نظر بانیان جنگ نرم بستگی به هدف آنها دارد كه میان مدت است یا عمومی و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر می گیرند اما در حالت كلی می توان گفت كه گروه های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده های مردم هستند. نخبگان نیروهای میانی را تشكیل می دهند و می توانند به عنوان تصمیم گیران و تصمیم سازان یك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدنی مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد كنند و روحیه ملت را درهم بشكنند.

در بعضی موارد برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود گروه ها و اشخاص خاص و تأثیرگذار را مورد هدف قرار می دهند و از آن گروه یا فرد برای رسیدن به اهداف خود استفاده می كنند. مانند استفاده از قومیت های مختلف یا خواص و نخبگان فرهنگی وعلمی.

با توجه به اینكه در جنگ نرم از ابزارهای رسانه ای، فرهنگی و علمی استفاده می شود پوشش آن برای طبقات مختلف بیشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانه ای می تواند توده های مردم را تحت تأثیر قرار بدهد و به همین شكل در جنگ علمی نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ های نرم وابسته به هدف جنگ های نرم نیستند بلكه به دلیل اینكه در جنگ نرم ابزارهای مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد در نتیجه افراد بیشتری درگیر می شوند اما در جنگ سخت كه تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامی است تنها گروه های نظامی (و در موارد معدودی غیر نظامیان) در طرف مقابله قرارمی گیرند.

در جنگ نرم علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانه های، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات و اقشار مختلف از تاکتیک های متنوعی مختلفی استفاده می شود.

 

تاكتیك های جنگ نرم

 

1- برچسب زدن

بر اساس این تاكتیك، رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل كرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند

 

2- تلطیف و تنویر

از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با كلمه ای پر فضیلت) استفاده می شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق كنیم.

 

3- انتقال

انتقال یعنی اینكه اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.

 

4- تصدیق

تصدیق یعنی اینكه شخصی كه مورد احترام یا منفور است بگوید فكر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است.

 

5- شایعه

شایعه در فضایی تولید می شود كه امكان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذیر نباشد.

 

6- كلی گویی

«محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی كه از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد كنكاش قرار نمی گیرد. تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموكراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. اینها مفاهیمی هستند كه بدون تعریف و توجیه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بكار گرفته می شوند»

 

7- دروغ بزرگ

این تاكتیك قدیمی كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب كردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می گیرد.

 

8- پاره حقیقت گویی

گاهی خبر یا سخنی مطرح می شود كه از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است كه اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.

 

9- انسانیت زدایی و اهریمن سازی

یكی از موثرترین شیوه های توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت)، «انسانیت زدایی» است. چه اینكه وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، می توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه كرد.

 

10- ارائه پیشگویی های فاجعه آمیز

در این تاكتیك با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ روانی (از جمله كلی گویی، پاره حقیقت گویی، اهریمن سازی و...) به ارائه پیشگویی های مصیبت بار می پردازند كه بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افكار وی را هدایت نمایند.

 

11- قطره چكانی

در تاكتیك قطره چكانی، اطلاعات و اخبار در زمان های گوناگون و به تعداد بسیار كم و به صورتی سریالی ولی نا منظم در اختیار مخاطب قرار می گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یك بازه زمانی آن را پذیرا باشد.

 

12- حذف (سانسور

در این تاكتیك سعی می شود فضایی مناسب برای سایر تاكتیك های جنگ نرم به ویژه شایعه خلق شود تا زمینه نفوذ آن افزایش یابد. در این تاكتیك با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهمتر از آن ابهام می پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می شود.

 

13- جاذبه های جنسی

استفاده از نمادهای اروتیكال از تاكتیك های مهم مورد استفاده رسانه های غربی است به طوری كه می توان گفت اكثر قریب به اتفاق برنامه های رسانه های غربی از این جاذبه در جهت جذب مخاطبان خویش به ویژه جوانان كه فعالترین بخش جامعه هستند، بهره می گیرند.

 

14- ماساژ پیام

در ماساژ پیام، از انواع تاكتیك های گوناگون (حذف، كلی گویی، پاره حقیقت گویی، زمان بندی، قطره چكانی و...) جنگ نرم استفاده می شود تا پیام بر اساس اهداف تعیین شده شكل گرفته و بتواند تصویر مورد انتظار را در ذهن مخاطب ایجاد كند. در واقع در این متد، پیام با انواع تاكتیك ها ماساژ داده می شود كه از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.

 

15- ایجاد تفرقه و تضاد

ازجمله اموری كه در فرآیند جنگ نرم مورد توجه واقع می شود، تضعیف از طریق تزریق تفرقه در جامعه هواداران و حامیان حریف است. ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم انسجام و یكپارچگی شده و رقیب را مشغول مشكلات درونی جامعه حامیان خود می كند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.

 

16- ترور شخصیت

در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت، ترور فیزیكی جای خود را به ترور شخصیت داده است. در زمانی كه نمی توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیكی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه ای و انواع تاكتیك ها از جمله بزرگ نمایی، انسانیت زدایی و اهریمن سازی، پاره حقیقت گویی و... وی را ترور شخصیت می كنند و از این طریق باعث افزایش نفرت عمومی و كاهش محبوبیت وی می شوند.

دشمنان انقلاب و نظام اسلامی با استفاده از این تاكتیك و بهره گیری از ابزار طنز، كاریكاتور، شعر، كلیپ های كوتاه و... كه عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه، پخش می شود به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می پردازند.

 

17- تكرار

برای زنده نگه داشتن اثر یك پیام با تكرار زمان بندی شده، سعی می كنند این موضوع تا زمانی كه مورد نیاز هست زنده بماند. در این روش با تكرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند

 

18- توسل به ترس و ایجاد رعب

در این تاكتیك از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن، به منظور تضعیف روحیه و سست كردن اراده آنها استفاده می شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می كنند كه خطرات و صدمه های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممكن كرده است و از این طریق، آینده ای مبهم و توام با مشكلات و مصائب برای افراد ترسیم می كنند.

 

19- مبالغه

مبالغه یكی از روشهایی است كه با اغراق كردن و بزرگ نمایی یك موضوع، سعی در اثبات یك واقعیت دارد. كارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می كنند.

غربی ها همواره با انعكاس مبالغه آمیز دستاوردهای تكنولوژیك خود و اغراق در ناكامی های كشورهای جهان اسلام سعی در تضعیف روحیه مسلمانان در تقابل با تمدن غربی دارند.

 

20- مغالطه

مغالطه شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور كه بهترین یا بدترین مورد ممكن را برای یك فكر، برنامه، شخص یا محصول ارائه داد.

متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یكسان می دانند. این روش، انتخاب استدلال ها یا شواهدی است كه یك نظر را تایید می كند و چشم پوشی از استدلال ها یا شواهدی كه آن نظر را تائید نمی كند

 

اصول و روش های مقابله با جنگ نرم

اما چه کار کنیم تا بتوانیم با بهره گیری از سازو کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کنیم و یا از دامنه اثرات اجمتاعی فرهنگی و سیاسی آن ها را کاست و یا از میان برد.

در این خصوص حمید رسایی عضو كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، می گوید: «برای مقابله با جنگ نرم، نخست باید ویژگی‌های این نوع جنگ را آنالیز كرده و خوب بشناسیم و بدانیم كه جنگ نرم با جنگ سخت، چه تفاوت‌هایی دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار می‌گیرد، جان انسان‌ها، تجهیزات، امكانات و بناهاست كه معمولا در این مواقع با استفاده از همین مسائلی كه مورد هدف قرار گرفته است، افكار عمومی علیه دشمن فعال می‌شود، در حالی كه در جنگ نرم آن چه هدف قرار می‌گیرد، افكار عمومی است.»

دکتر رضی قائم مقام اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی معتقد است

«برای دستیابی به این هدف، باید بیش از گذشته رسانه‌ها را مورد توجه قرار دهیم و افكار عمومی داخلی و جهانی را نسبت به دروغ‌پردازی رسانه‌های خارجی، آگاه كنیم.»

به گفته قائم مقام اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اسلامی، این دو مهم فقط با تقویت رسانه‌های خودی و تلاش برای بین‌المللی كردن این رسانه‌ها، میسر است.»

او می‌افزاید: «دیپلماسی رسانه‌ای در سیاست خارجی هر كشور به دو صورت تحقق می‌یابد؛ یكی مدیریت رسانه‌ها توسط سازمان‌های دیپلماتیك رسمی كشور و دیگری به صورت خودجوش و در راستای سیاست‌های كلان كشورها.»

 

١ - تبدیل جنگ نرم دشمن به فرصتی برای افزایش قدرت نرم

هر ملتی و كشوری دارای منابع قدرت نرم است كه شناسایی و تقویت و سازماندهی آن ها می تواند براساس یك طرح جامع تبدیل به یك فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود.

به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ایران را می توانیم «ایدئولوژی اسلامی»، «قدرت نفوذ رهبری»، «حماسه آفرینی ها» و «درجه بالای وفاداری ملت به حكومت» بدانیم كه در راهپیمایی ده ها میلیونی در ٢٢ بهمن امسال در سراسر كشور، برای طراحان جنگ نرم

پیامی روشن داشت.

همچنین از منابع قدرت نرم ملت ایران می توان به موارد زیر اشاره كرد:

- در اختیار داشتن افراد دانشمند، خلاق و باهوش؛

- داشتن تحصیل كردگان زیاد؛

- تراز بالای دانایی و نرخ سواد دانشگاهی؛

- اراده و عزم ملی برای پیشرفت و آبادانی كشور؛

- وجود اقشار مختلف با انگیزه و دارای شوق كه از روحیه ملی و حماسی برخوردارند.

 

٢- خلع سلاح روانی اپوزیسیون

اپوزیسیون همواره در پی آن است تا با شعارهای جذاب و وعده بهبود شرایط زندگی، توده مردم را جذب كند.

چنان چه نظام حاكم چنین شرایطی را بر شهروندانش فراهم سازد، زمینه جذب مردم توسط اپوزیسیون را از میان برداشته و جنگ روانی دشمن

خنثی می شود.

 

٣- گسترش دامنه و شمول فعالیت های فرهنگی و افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان

نبرد فرهنگی را با نبرد فرهنگی می شود پاسخ داد.

از سوی دیگر، یكی از عرصه های جهاد كه امروز همه نخبگان فكری، هنرمندان، روشنفكران و بسیجیان بایستی وارد آن شوند، عرصه جهاد و مقابله با افكار و فرهنگ غلط انحرافی است.

 

٤- استفاده از دیپلماسی عمومی

یكی از منابع قدرت نرم و نیرومند هر كشوری استفاده از دیپلماسی عمومی در صحنه بین المللی است. به همین سبب، اگر دولتی مقتدر از مؤلفه ها و عناصر دیپلماسی عمومی به درستی و به موقع توسط دیپلمات های زبده، آگاه به تغییر و تحولات جهانی استفاده كند، قدرت نرم را تقویت كرده و از سوی دیگر بر توانایی خود جهت مقابله با جنگ نرم می افزاید. برعكس، اگر در چندین كشور جهان فاقد سفیر باشد، از این ابزار قدرت نرم غفلت

ورزیده است.

 

٥- استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیت ها

اقلیت های جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری، مستعد مخالفت ورزی علیه نظام حاكم هستند و دشمنان فرامنطقه ای یكی از میدان های فعالیت خود را در كشورهایی كه دارای تنوع قومیت هاست، قرار می دهند.

اما زمانی كه نظام مستقر با انجام راهبردهای مناسب در مناطق محروم و دور از مركز و اختصاص بودجه های لازم در قالب طرح های توسعه همه جانبه خصوصا طرح های اشتغال زا و به كارگیری مدیریت های توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی مشغول خدمت به مردم شدند، می توانند آن احساس را كم كنند یا از میان بردارند.

 

٦- عملیات روانی متقابل

در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل كرد. عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش های تغییر نگرش ها، باورها و ارزش های جامعه هدف استفاده می كنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می تواند یكی از روش های مقابله باشد.

 

نتیجه گیری

1- از جنگ، تعریف واحدی نشده است. اصولاً از هیچ واژه مربوط به حوزه علوم انسانی، مفهوم یكسانی وجود ندارد؛ از این رو، هركس و هر اندیشه‏ای جنگ را به گونه‏ای تعریف می‏كند كه با تعریف دیگری ناسازگار است. تعدد در تعریف جنگ، تنوع در طبقه‏بندی و انواع آن را نیز پدید می‏آورد

2- اما نوعی دیگری از تقسیم بندی از جنگ وجود دارد که به اندازه تاریخ بشر قدمت دارد و فقط ممکن است غلبه با یکی از آنها باشد و که عبارت است از 1- جنگ سخت 2- جنگ سرد 3- جنگ نرم. بررسی مقوله جنگ و منازعات میان کشورها نیز نشان می دهد که تا پایان جنگ جهانی دوم، غلبه با جنگ های سخت متکی بر قدرت سخت است، لکن از این تاریخ به بعد انواع جنگ های دیگر د رکنار جنگ سخت موضوعیت پیدا می کند

3- جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشكال جنگ نرم است

4- نگاهی به گذشته‌ی جنگ نرم نشان می‌دهد كه در طول تاریخ بشر، از همان ابتدا كه جنگ سخت آغاز شد، عملیات روانی یا جنگ نرم نیز صورت می‌گرفته تا از شورش‌هایی كه در مناطق تسخیر شده به‌وجود می‌آمده، جلوگیری شود

5- رسانه ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیك و موسیقی، انواع سازمان های مردم نهاد و شبكه های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می آیند.

6- اهداف جنگ نرم می تواند به اهدافی كه بانی راه اندازی جنگ نرم آن را دنبال می كند، نیز وابسته باشد. این اهداف را می توان به چند شیوه تقسیم بندی كرد. در یك شیوه می توان آن را به اهداف بلند مدت و اهداف میان مدت تقسیم بندی كرد.از زاویه ای دیگر، می توان اهداف را به مقاصد استراتژیك و مقاصد تاكتیكی، تقسیم كرد

7- رسانه ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیك و موسیقی، انواع سازمان های مردم نهاد و شبكه های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می آیند.

8- تاکتیک های جنگ نرم شامل: برچسب زدن تلطیف و تنویر، انتقال، تصدیق، ، شایعه، كلی گویی، دروغ بزرگ، پاره حقیقت گویی، انسانیت زدایی و اهریمن سازی، ارائه پیشگویی های فاجعه آمیز، ، قطره چكانی، حذف (سانسور)، جاذبه های جنسی، ماساژ پیام، ایجاد تفرقه و تضاد و.............. می باشد.

 

منابع:

- جنگ در نظام حقوقی اسلام، www.yasinmedia.com

- . تعاریف جنگ، حسن بارونیان، www.news.navideshhad.com

- جنگ تحمیلی، منبع پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدسdsrc.ir، WWW.

- تعاریف جنگ، حسن بارونیان، news.navideshhad.com

- ادیبی سده ٬ مهدی ٬ جامعه شناسی جنگ و نیروهای نظامی، www.tahgig.com

- جنگ تحمیلی، منبع پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدسdsrc.i.

- امیر حسین حیدری، عملیات روانی: www.sad-khatere.persianblog.ir

- مفهوم‌شناسی و ماهیت جنگ نرم، هفته‌نامه صبح صادق - - 30/09/1388 - - شماره 425 - - صفحه 8

- تبیین مفهومی، پیشینه تاریخی و تاكتیكهای جنگ نرم نبردی به قدمت تاریخ بشر، محمد قربانی گلشن آبادی، روزنامه رسالت، 2/8/82.

- حسین صبا، جنگ نرم هنر پیرزی بدون جنگ، www.imamkhamenei.ning.com

- جنگ نرم حربه جدید استکبار جهانی، www.angizeh.blogfa.com

- امیر محبیان، كالبدشكافی روش‌ها؛ از فریب تا سبك زندگی، www.farsi.khamenei.ir

- حسین صبا، جنگ نرم هنر پیرزی بدون جنگ، www.irnon.com

- امیر محبیان، كالبدشكافی روش‌ها؛ از فریب تا سبك زندگی، www.farsi.khamenei.ir

- جنگ نرم چیست؟ جنگی کم هزینه اما خطرناک www.aftab.ir)

- انواع ابزار ها وروش های جنگ نرمhttp://mdovomgangnarm.blogfa.com/post- .

- حسین صبا، جنگ نرم هنر پیرزی بدون جنگ، www.irnon.com

- ابزارهای جنگ نرم، هفته‌نامه صبح صادق - - 14/10/1388 - - شماره 429 - - صفحه 8

- جنگ نرم هنر پیروزی بدون جنگ، حسین صبا، www.irnon.com

- محمد قربانی، جنگ نرم تبیین مفهومی، پیشینه تاریخی و تاکتیک ها، www.tebyan.net

- یدالله جوانی، راهکارهای سخت برای مقابله با جنگ نرم، روزنامه اطلاعات، شماره 24682

- اصول و روش های مقابله با جنگ نرم، www.zolfeghar.com

 

نویسنده: ذبیح الله - تجری غریب آبادی

 

 منبع : باشگاه افسران جوان جنگ نرم

 

جنگ نرم چیست و راه‏های مقابله با آن کدام است؟

تا سال 1945 میلادی غالب جنگ‏ها "جنگ سخت" بود. پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب، دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق آغاز شد که به "جنگ سرد" مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم بود که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدیدهای سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می‏کردند.

با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت.

جنگ نرم

این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی است.آمریکایی ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. انقلاب های رنگی که در چندین کشور بلوک شرق و شوروی سابق رخ داد،در واقع نمونه ای از جنگ نرم است. آمریکایی ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی چون لهستان،گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. در تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزار رسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم های سیاسی حاکم مشروعیت‏زدایی گردید و از طریق جنبش‏های مردمی و ایجاد بی ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد.

جنگ نرم در قالب‏های مختلف مثل : انقلاب مخملی ، انقلاب های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات روانی ، جنگ رسانه‏ای، با استفاده از ابزار رسانه‏ای ( رادیو ، تلویزیون، روزنامه و امثال آن) و ... توانست نظام سیاسی بعضی از کشورها ـ مانند اوکراین و گرجستان ـ را تغییر دهد.

تعریف جنگ نرم

مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعريف واحدی كه مورد پذيرش همگان باشد ندارد.

«جان كالينز» تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن، براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود”، مي داند.

ارتش ايالات متحده آمریکا در آيين رزمي خود آن را بدين صورت تعريف نموده است: “جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد”.با عنايت به تعاريف فوق، معروفترين تعريف را به جوزف ناي، پژوهشگر برجسته آمريكايي در حوزه “قدرت نرم” نسبت مي دهند. وي در سال1990 ميلادي در مجله “سياست خارجي” شماره 80 ، قدرت نرم را “توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران” تعريف كرد. تعريفي كه قبل از وي «پروفسور حميد مولانا» در سال1986 در كتاب “اطلاعات و ارتباطات جهاني؛ مرزهاي نو در روابط بين الملل” به آن اشاره كرده بود. با اين وجود مهمترين كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف ناي در سال2004 ، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاري براي موفقيت در سياست جهاني” منتشر نمود.

بنابراين جنگ نرم را مي توان هرگونه اقدام نرم، رواني و تبليغات رسانه اي كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگيري و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا مي دارد. جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است .

به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسياري در علوم سياسي و نظامي مي باشد. در علوم نظامي از واژه هايي مانند جنگ رواني يا عمليات رواني استفاده مي شود و در علوم سياسي مي توان به واژه هايي چون براندازي نرم، تهديد نرم، انقلاب مخملين و اخيراً به واژه انقلاب رنگين اشاره كرد.در تمامي اصطلاحات بالا هدف مشترك تحميل اراده گروهي بر گروه ديگر بدون استفاده از راه هاي نظامي است.

در يك تعريف كامل تر مي توان گفت، جنگ نرم يك اقدام پيچيده و پنهان متشكل از عمليات هاي سياسي، فرهنگي و اطلاعاتي توسط قدرت هاي بزرگ جهان براي ايجاد تغييرات دلخواه و مطلوب در كشورهاي هدف است

دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریه‏پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند.

براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد ( و از سوی دیگر نشان دهنده ، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد.

تفاوت‏های جنگ نرم و جنگ سخت

1- حوزه تهديد نرم اجتماعي، فرهنگي و سياسي است، در حالي كه حوزه‌ تهديد سخت امنيتي و نظامي مي‌باشد؛

2- تهديدهاي نرم پيچده و محصول پردازش ذهني نخبگان و بنابراين اندازه‌گيري آن مشكل است، در حالي كه تهديدهاي سخت؛ عيني، واقعي و محسوس است و مي‌توان آن را با ارائه برخي از معيارها اندازه‌گيري كرد؛

3- روش اعمال تهديدهاي سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالي كه در نرم ، از روش القاء و اقناع بهره‌گيري مي‌شود. و تصرف و اشغال سرزمين است در حالي كه در تهديد نرم ، هدف تاثير‌گذاري بر انتخاب‌ها، فرآيند تصميم‌گيري و الگوهاي رفتاري حريف و در نهايت سلب هويت‌هاي فرهنگي است؛

4- مفهوم امنيت در رويكردهاي نرم شامل امنيت ارزش‌ها و هويت‌هاي اجتماعي مي‌شود، در حالي كه اين مفهوم در رويكردهاي سخت به معناي نبود تهديد خارجي تلقي مي‌گردد.

5- تهديدهاي سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگيختن است، در حالي كه تهديدهاي نرم به دليل ماهيت غير عيني و محسوس آن، اغلب فاقد عكس‌العمل است.

6-مرجع امنيت در حوزه تهديدهاي سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالي كه مرجع امنيت در تهديدهاي نرم محيط فروملي و فراملي (هويت‌هاي فروملي و جهاني) است؛

7- كاربرد تهديد سخت در رويكرد امنيتي جديد عمدتاً مترادف با فروپاشي نظام‌هاي سياسي- امنيتي مخالف يا معارض است، در حالي كه كاربرد تهديد نرم در رويكردهاي امنيتي جديد عليه نظام‌هاي سياسي مخالف يا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازي و نهادسازي در چارچوب انديشه و الگوهاي رفتاري نظام‌هاي ليبرال و دموكراسي تلقي مي‌شود.

جنگ نرم نيز همانند جنگ سخت اهداف مختلفي دارد و قاعدتا هدف غايي هر دو آنها تغيير كامل نظام سياسي يك كشور است كه البته با اهداف محدودتر هم انجام مي گيرد. در حقيقت جنگ نرم و جنگ سخت يك هدف را دنبال مي كنند و اين وجه مشترك آنهاست، در هر صورت هدف اصلي اين جنگ، اعمال فشار براي ايجاد تغيير در اصول و رفتار يك نظام و يا به طور خاص تغيير خود نظام است.

اهداف جنگ نرم

1- استحاله فرهنگي در جهت تأثيرگذاري شديد بر افكار عمومي جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رساني هدفمند و كنترل شده كه نظام سلطه همواره از اين روش براي پيشبرد اهداف خود سود جسته است.

2- استحاله سياسي به منظور ناكارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخريب و سياه نمايي اركان آن نظام.

3- ايجاد رعب و وحشت از مسائلي همچون فقر، جنگ يا قدرت خارجي سركوبگر و پس از آن دعوت به تسليم از راه پخش شايعات و دامن زدن به آن براي ايجاد جو بي اعتمادي و ناامني رواني.

4- اختلاف افكني در صفوف مردم و برانگيختن اختلاف ميان مقام هاي نظامي و سياسي كشور مورد نظر در راستاي تجزيه سياسي كشور.

5- ترويج روحيه ياس و نااميدي به جاي نشاط اجتماعي و احساس بالندگي از پيشرفت هاي كشور.

6- بي تفاوت كردن نسل جوان به مسائل مهم كشور.

7- كاهش روحيه و كارآيي در ميان نظاميان و ايجاد اختلاف ميان شاخه هاي مختلف نظامي و امنيتي.

8- ايجاد اختلاف در سامانه هاي كنترلي و ارتباطي كشور هدف.

9- تبليغات سياه (با هدف براندازي و آشوب) به وسيله شايعه پراكني، پخش تصاوير مستهجن، جوسازي از راه پخش شب نامه ها و...

10- تقويت نارضايتي هاي ملت به دليل مسائل مذهبي، قومي، سياسي و اجتماعي نسبت به دولت خود به طوري كه در مواقع حساس اين نارضايتي ها زمينه تجزيه كشور را فراهم كند.

11- تلاش براي بحراني و حاد نشان دادن اوضاع كشور از راه ارائه اخبار نادرست و نيز تحليل هاي نادرست و اغراق آميز.

جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

ابزارهاي جنگ نرم

جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام مي گيرد. بنابراين تمامي ابزارهاي حامل قدرت نرم را بايد به عنوان ابزارهاي جنگ نرم مورد توجه و شناسايي قرار داد. اين ابزارها انتقال دهنده پيام ها با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات با تنوع ابزاري براي انتقال پيام از يك نقطه به نقطه ديگر هستيم. رسانه ها شامل راديو، تلويزيون و مطبوعات، عرصه هاي هنر شامل سينما، تئاتر، نقاشي، گرافيك و موسيقي، انواع سازمان هاي مردم نهاد و شبكه هاي انساني در زمره ابزار جنگ نرم به شمار مي‏آيند.

با توجه به اينكه در جنگ نرم از ابزار مختلفي استفاده مي شود مي توان گفت كه به همان نسبت نيز گروه هاي مختلفي را مورد هدف و مبارزه قرار مي دهد.

چه افراد و تشكل‏هايي هدف جنگ نرم هستند؟

همه افراد جامعه مي‏توانند بخش هاي مشخصي باشند كه مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته اين موضوع وابسته به هدفي است كه باني جنگ نرم آن را دنبال مي كند. اقشار مورد نظر بانيان جنگ نرم بستگي به هدف آنها دارد كه ميان مدت است يا عمومي و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر مي گيرند اما در حالت كلي مي توان گفت كه گروه هاي هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده هاي مردم هستند. نخبگان نيروهاي مياني را تشكيل مي دهند و مي توانند به عنوان تصميم گيران و تصميم سازان يك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدني مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگي ذهني خود، مي توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ايجاد كنند و روحيه ملت را درهم بشكنند.

در بعضي موارد براي رسيدن به اهداف مورد نظر خود گروه ها و اشخاص خاص و تأثيرگذار را مورد هدف قرار مي دهند و از آن گروه يا فرد براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي كنند. مانند استفاده از قوميت هاي مختلف يا خواص و نخبگان فرهنگي وعلمي.

با توجه به اينكه در جنگ نرم از ابزارهاي رسانه اي، فرهنگي و علمي استفاده مي شود پوشش آن براي طبقات مختلف بيشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانه اي مي تواند توده هاي مردم را تحت تأثير قرار بدهد و به همين شكل در جنگ علمي نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ هاي نرم وابسته به هدف جنگ هاي نرم نيستند بلكه به دليل اينكه در جنگ نرم ابزارهاي مختلفي مورد استفاده قرار مي گيرد در نتيجه افراد بيشتري درگير مي شوند اما در جنگ سخت كه تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامي است تنها گروه هاي نظامي (و در موارد معدودي غير نظاميان) در طرف مقابله قرارمي گيرند.

در جنگ نرم علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانه های، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات و اقشار مختلف از تاکتیک های متنوعی مختلفی استفاده می شود.

تاكتيك‏هاي جنگ نرم

1- برچسب زدن: بر اساس اين تاكتيك، رسانه ها، واژه هاي مختلف را به صفات مثبت و منفي تبديل كرده و آنها را به آحاد يا نهادهاي مختلف نسبت مي دهند

2- تلطيف و تنوير: از تلطيف و تنوير (مرتبط ساختن چيزي با كلمه اي پر فضيلت) استفاده مي شود تا چيزي را بدون بررسي شواهد بپذيريم و تصديق كنيم.

3- انتقال: انتقال يعني اينكه اقتدار، حرمت و منزلت امري مورد احترام به چيزي ديگر براي قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.

4. تصديق: تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور است بگويد فكر، برنامه يا محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. تصديق فني رايج در تبليغ، مبارزات سياسي و انتخاباتي است.

5- شايعه: شايعه در فضايي توليد مي شود كه امكان دسترسي به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذير نباشد.

6- كلي‏گويي: محتواي واقعي بسياري از مفاهيمي كه از سوي رسانه هاي غربي مصادره و در جامعه منتشر مي شود، مورد كنكاش قرار نمي گيرد. توليدات رسانه هاي غربي در دو حوزه سياست داخلي و خارجي، مملو از مفاهيمي مانند جهاني شدن، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و... است. اينها مفاهيمي هستند كه بدون تعريف و توجيه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمينه اي مشخص بكار گرفته مي‏شوند.

7- دروغ بزرگ: اين تاكتيك قديمي كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار مي‏گيرد.

8- پاره حقيقت‏گويي: گاهي خبر يا سخني مطرح مي شود كه از نظر منبع، محتواي پيام، مجموعه اي به هم پيوسته و مرتب است كه اگر بخشي از آن نقل و بخشي نقل نشود، جهت و نتيجه پيام منحرف خواهد شد.

9- انسانيت‏زدايي و اهريمن‏سازي: يكي از موثرترين شيوه هاي توجيه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و يا سخت)، «انسانيت‏زدايي» است. چه اينكه وقتي حريف از مرتبه انساني خويش تنزيل يافت و در قامت اهريمني در ذهن مخاطب ظاهر شد، مي توان اقدامات خشونت آميز عليه اين ديو و اهريمن را توجيه كرد.

10- ارائه پيشگويي‏هاي فاجعه‏آميز: در اين تاكتيك با استفاده از آمارهاي ساختگي و ساير شيوه هاي جنگ رواني (از جمله كلي‏گويي، پاره حقيقت‏گويي، اهريمن‏سازي و ...) به ارائه پيشگويي‏هاي مصيبت‏بار مي‏پردازند كه بتوانند حساسيت مخاطب را نسبت به آن افزايش داده و بر اساس ميل و هدف خويش افكار وي را هدايت نمايند.

11- قطره‏چكاني: در تاكتيك قطره‏چكاني، اطلاعات و اخبار در زمان هاي گوناگون و به تعداد بسيار كم و به صورتي سريالي ولي نا منظم در اختيار مخاطب قرار مي گيرد تا مخاطب نسبت به پيام مربوطه حساس شده و در طول يك بازه زماني آن را پذيرا باشد.

12- حذف و سانسور: در اين تاكتيك سعي مي شود فضايي مناسب براي ساير تاكتيك هاي جنگ نرم به ويژه شايعه خلق شود تا زمينه نفوذ آن افزايش يابد. در اين تاكتيك با حذف بخشي از خبر و نشر بخشي ديگر به ايجاد سوال و مهمتر از آن ابهام مي پردازند و بدين ترتيب زمينه توليد شايعات گوناگون خلق مي شود.

13- جاذبه هاي جنسي: استفاده از غریزه‏ی جنسی و نمادهاي اروتيكال از تاكتيك‏هاي مهم مورد استفاده رسانه هاي غربي است به طوري كه مي توان گفت اكثر قريب به اتفاق برنامه هاي رسانه هاي غربي از اين جاذبه در جهت جذب مخاطبان خويش به ويژه جوانان كه فعالترين بخش جامعه هستند، بهره مي‏گيرند.

14- ماساژ پيام: در ماساژ پيام، از انواع تاكتيك هاي گوناگون (حذف، كلي گويي، پاره حقيقت گويي، زمان بندي، قطره چكاني و...) جنگ نرم استفاده مي شود تا پيام بر اساس اهداف تعيين شده شكل گرفته و بتواند تصوير مورد انتظار را در ذهن مخاطب ايجاد كند. در واقع در اين متد ، پيام با انواع تاكتيك ها ماساژ داده مي شود كه از آن مفهوم و مقصودي خاص برآيد.

15- ايجاد تفرقه و تضاد: ازجمله اموري كه در فرآيند جنگ نرم مورد توجه واقع مي شود، تضعيف از طريق تزريق تفرقه در جامعه هواداران و حاميان حريف است. ايجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقيب باعث عدم انسجام و يكپارچگي شده و رقيب را مشغول مشكلات دروني جامعه حاميان خود مي كند و از اين طريق از اقتدار و انرژي آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.

16- ترور شخصيت: در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فيزيكي جاي خود را به ترور شخصيت داده است. در زماني كه نمي‏توان و يا نبايد فردي مورد ترور فيزيكي قرار گيرد با استفاده از نظام رسانه اي و انواع تاكتيك ها از جمله بزرگ نمايي، انسانيت‏زدايي و اهريمن سازي، پاره حقيقت گويي و... وي را ترور شخصيت مي كنند و از اين طريق باعث افزايش نفرت عمومي و كاهش محبوبيت وي مي شوند. دشمنان انقلاب و نظام اسلامي نیز با استفاده از اين تاكتيك و بهره گيري از ابزار طنز، كاريكاتور، شعر، كليپ هاي كوتاه و... كه عموماً از طريق اينترنت و تلفن همراه ، پخش مي شود به ترور شخصيت برخي افراد سياسي و فرهنگي موجه و معتبر در نزد مردم مي پردازند.

17- تكرار: براي زنده نگه داشتن اثر يك پيام با تكرار زمان بندي شده، سعي مي كنند اين موضوع تا زماني كه مورد نياز هست زنده بماند. در اين روش با تكرار پيام، سعي در القاي مقصودي معين و جا انداختن پيامي در ذهن مخاطب دارند

18- توسل به ترس و ايجاد رعب: در اين تاكتيك از حربه تهديد و ايجاد رعب و وحشت ميان نيروهاي دشمن، به منظور تضعيف روحيه و سست كردن اراده آنها استفاده مي شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهديد و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنين القاء مي كنند كه خطرات و صدمه هاي احتمالي و حتي فراواني بر سر راه آنان ممكن كرده است و از اين طريق، آينده اي مبهم و توام با مشكلات و مصائب براي افراد ترسيم مي كنند.

19- مبالغه: مبالغه يكي از روشهايي است كه با اغراق كردن و بزرگ نمايي يك موضوع، سعي در اثبات يك واقعيت دارد. كارشناسان جنگ رواني، از اين فن در مواقع و وقايع خاص استفاده مي كنند. غربي ها همواره با انعكاس مبالغه آميز دستاوردهاي تكنولوژيك خود و اغراق در ناكامي هاي كشورهاي جهان اسلام سعي در تضعيف روحيه مسلمانان در تقابل با تمدن غربي دارند.

20- مغالطه: مغالطه شامل گزينش و استفاده از اظهارات درست يا نادرست، مشروح يا مغشوش و منطقي يا غيرمنطقي است، به اين منظور كه بهترين يا بدترين مورد ممكن را براي يك فكر، برنامه ، شخص يا محصول ارائه داد. متخصصين جنگ نرم، مغالطه را با «تحريف» يكسان مي دانند. اين روش ، انتخاب استدلال ها يا شواهدي است كه يك نظر را تاييد مي كند و چشم پوشي از استدلال ها يا شواهدي كه آن نظر را تائيد نمي كند

اصول و روش‏های مقابله با جنگ نرم

اما چه کار کنیم تا بتوانیم با بهره‏گیری از ساز و کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کنیم و یا از دامنه اثرات اجتماعی فرهنگی و سیاسی آن ها را کاست و یا از میان برد.

براي مقابله با جنگ نرم، نخست بايد ويژگي‌هاي اين نوع جنگ را آناليز كرده و خوب بشناسيم و بدانيم كه جنگ نرم با جنگ سخت، چه تفاوت‌هايي دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار مي‌گيرد، جان انسان‌ها، تجهيزات، امكانات و بناهاست كه معمولا در اين مواقع با استفاده از همين مسائلي كه مورد هدف قرار گرفته است، افكار عمومي عليه دشمن فعال مي‌شود، در حالي كه در جنگ نرم آن چه هدف قرار مي‌گيرد، افكار عمومي است.

براي دستيابي به اين هدف، بايد بيش از گذشته رسانه‌ها را مورد توجه قرار دهيم و افكار عمومي داخلي و جهاني را نسبت به دروغ‌پردازي رسانه‌هاي خارجي، آگاه كنيم.

اين دو مهم فقط با تقويت رسانه‌هاي خودي و تلاش براي بين‌المللي كردن اين رسانه‌ها، ميسر است. ديپلماسي رسانه‌اي در سياست خارجي هر كشور به دو صورت تحقق مي‌يابد؛ يكي مديريت رسانه‌ها توسط سازمان‌هاي ديپلماتيك رسمي كشور و ديگري به صورت خودجوش و در راستاي سياست‌هاي كلان كشورها.

هر ملتي و كشوري داراي منابع قدرت نرم است كه شناسايي و تقويت و سازماندهي آن ها مي تواند براساس يك طرح جامع تبديل به يك فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود. به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ايران را مي توانيم «ايدئولوژي اسلامي»، «قدرت نفوذ رهبري»، «حماسه‏آفريني‏ها» و «درجه بالاي وفاداري ملت به حكومت» برشمریم.

برخی راه‏های مقابله با جنگ نرم

1. گسترش دامنه و شمول فعاليت‏هاي فرهنگي.

2. افزايش محصولات فرهنگي تأثيرگذار بر جامعه و جوانان.

3. ایجاد راه‏های مشروع برای ارضاء نیازهای مردم.

4. استفاده از ديپلماسي عمومي.

5. استفاده از راهبردهاي ويژه در مورد اقوام و اقليت‏ها: اقليت‏هاي جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابري، مستعد مخالفت‏ورزي عليه نظام حاكم هستند و دشمنان فرامنطقه اي يكي از ميدان هاي فعاليت خود را در كشورهايي كه داراي تنوع قوميت هاست، قرار مي دهند. اما زماني كه نظام مستقر با انجام راهبردهاي مناسب در مناطق محروم و دور از مركز و اختصاص بودجه هاي لازم در قالب طرح هاي توسعه همه جانبه خصوصا طرح هاي اشتغال زا و به كارگيري مديريت هاي توانمند در اين مناطق و با روحيه جهادي و بسيجي مشغول خدمت به مردم شدند، مي توانند آن احساس را كم كنند يا از ميان بردارند.

6. عمليات رواني متقابل: در مقابله با جنگ نرم نبايستي منفعلانه عمل كرد. عاملان تهديد نرم از انواع تبليغات، فنون مجاب سازي روش هاي نفوذ اجتماعي و عمليات رواني به منزله روش هاي تغيير نگرش ها، باورها و ارزش هاي جامعه هدف استفاده مي كنند. انجام تبليغات هوشمندانه، سريع با قدرت منطق و انديشه و احاطه ذهني بر مخاطبان جنگ نرم مي تواند يكي از روش‏هاي مقابله باشد.

7. آگاهی‏بخشی عمومی.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابعی برای مطالعه بیشتر:

1. نام كتاب : قدرت نرم ؛ ابزارهاي موفقيت در سياست بين الملل

تأليف: جوزف اس. ناي

مترجم: سيد محسن روحاني ـ مهدي ذوالفقاري (با مقدمه دكتر اصغر افتخاري)

ناشر: تهران ـ دانشگاه امام صادق(ع) ـ 1389

شابك : 2ـ63ـ5574ـ600ـ978

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

2. نام كتاب: جنگ نرم

تأليف: داوود رنجبران

ناشر: تهران ـ ساحل انديشه ـ 1388

شابك: 4ـ26ـ5117ـ600ـ978

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

3. نام كتاب: ديپلماسي عمومي نوين ؛ كاربرد قدرت نرم در روابط بين‏الملل

تأليف: ژان ميلسن و همكاران

ترجمه: دكتر رضا كلهر ـ سيد محسن روحاني

ناشر: تهران ـ دانشگاه امام صادق(ع) ـ 1389

شابك: 9ـ77ـ7746ـ964ـ978

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

4. نام كتاب: جنگ نرم

تأليف: احمد حسين شريفي

ناشر: قم ـ انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) ـ 1389

شابك : 3ـ495ـ411ـ964ـ978

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

5. نام كتاب: قدرت نرم و سرمايه اجتماعي (با مطالعه موردي بسيج)

تأليف : دكتر اصغر افتخاري و همكاران

ناشر : تهران ـ دانشگاه امام صادق(ع) ـ 1389

شابك : 3ـ66ـ7746ـ964ـ978

آسیب شناسی جنگ نرم ایران در فضای سایبر و رسانه‏ای

آسیب شناسی جنگ نرم ایران در فضای سایبر و رسانه‏ای

 

فضای مجازی, مقالات جنگ نرم و عملیات روانینظر شما چیست؟ پرینتجنگ نرم علیه ایران واقعیتی است که همه صاحب نظران به آن اذعان دارند. اما ابزارهای این جنگ نرم چیست؟ نقش رسانه های ایرانی در این تقابل آشکار چیست؟ شبکه های خارجی فارسی زبان چه نقشی در این فرایند ایفا کرده اند؟ رسانه ملی ایران برای مقابله با این جنگ نرم رسانه ای چه اقداماتی انجام داده است؟ فضای سایبر ایرانی چه جایگاهی در این کارزار رسانه ای و سایبری دارد؟ راهکارها و راهبردهای مقابله با این جنگ در شرایط حاضر چیست؟

 

 

جنگ نرم، ایران، فضای مجازی

جنگ نرم و عملیات روانی- مقاله حاضر تلاشی تئوریک از سوی محقق است برای پاسخگویی به این سوالات. وی با تکیه بر تالیفات چند جلدی خود در حوزه جنگ نرم و مقالات متعدد در این حوزه تلاش دارد به تببین مهمترین چالش های این حوزه با توجه به تازه ترین رخدادهای مرتبط با ایران بپردازد. این مقاله همچنین حاوی پیشنهاداتی راهبردی به منظور تشکیل مرکز ملی جنگ نرم ایران است.

 

 

 

درآمدی بر جنگ نرم

 

جنگ نرم نوعی چالش و درگیری بین کشورها است که در حوزه سخت افزاری و تسلیحات نظامی قرار نمی گیرد در حوزه محتوا ها، برنامه ها و نرم افزارهایی قرار می گیرد که عمدتاً از جنس رسانه ها است بنا بر این هر گونه تقابل میان کشورها یا گروه هایی که با هم رقابت یا دشمنی دارند و در آن از ابزارهای رسانه ای، ابزارهای سایبری و نرم افزاری یا مغز افزاری استفاده می شود در دنیا به عنوان جنگ نرم یا soft war تلقی می شود در فضای جنگ نرم شما صحبت از موشک واسلحه وتانک، کشتی و هواپیما نمی کنید بلکه صحبت از ماهواره، اینترنت، روزنامه، خبرگزاری، کتاب، فیلم، سینما می کنید طبیعتاً سربازانی هم که در این جنگ نرم دخیل هستند و به سمت هم شلیک می کنند دیگر ژنرال ها، افسرها و نظامی ها نیستند بلکه روزنامه نگارها، سینما گرها، هنرمندان و فعلان امور رسانه ها هستند.

 

به طور طبیعی شبکه های ماهواره ای اعم از تلویزیونی و رادیویی در چارچوب مباحث جنگ نرم ادامه سلطه نظام کاپیتا لیستی بوده و به دنبال منافع خودشان تامین منافع واهداف خودشان در کشورهای دیگرهستند و هدف اصلی این نوع شبکه ها تاثیر گذاری بر افکار عمومی کشورهای هدف خود و به هم زدن سیستم اطلاع رسانی داخلی کشورهای مورد نظر هست آنها از ابزارهای تکنولوژیکی متعددی برای رسیدن به برنامه ها، اهداف و سناریوهای خود استفاده می کنند، حالا گاهی این می تواند در قالب راه اندازی یک شبکه فرکانسی رادیویی خبری باشد شبیه بی بی سی که از سال ۱۳۳۰ به این طرف چنین هدفی را دنبال می کند یا اینکه پیشرفته ترین تکنولوژی های روز باشد که امروز به صورت مولتی مدیا و چند رسانه ای با استفاده از تکنیک های رادیویی، تلویزیونی و اینترنتی دنبال می شود.

 

در واقع هدف در طول این سال ها یکی بوده ولی ابزارهای تکنولوژی و نوع رسانه شکل و فرمت رسانه متناسب با شریط روز زمان تغییر و دگرگونی پیدا می کرده است. در این بستر به خصوص کشورهای غربی از ابزار شبکه های خبری سیاسی یا غیر سیاسی برای نفوذ بر افکار عمومی کشورها به خصوص ایران یا کشورهای اسلامی استفاده کرده اند و به نوعی اینها در طول زمان جاده صاف کن های سیاست های فرهنگی غرب برای این کشورها بودند.

 

از دهه ۷۰ یک تغییر در رویکرد سیاست کشورهای غربی به خصوص آمریکا در مورد جمهوری اسلامی اتفاق افتاد، یعنی از جنگ سرد به جنگ نرم رویکرد شان را عوض کردند، رویکرد شبکه های خبری در برابر ایران، جنگ نرم بود یعنی ما یک جنگ سخت داشتیم و در کنار آن یک جنگ نرم وجود داشت یعنی حتی قبل از اینکه شبکه های فارسی یا بی بی سی، CNN، اسکای نیوز و فاکس نیوز راه اندازی شوند.

 

جنگ نرم در تمام طول تاریخ وجود داشته و حتی زمانی که ابزارهای تکنولوژیکی مثل رادیو، تلویزیون، ماهواره نبوده اند جنگ نرم در چارچوب جنگ افکار و جنگ روانی وجود داشته است. ولی چیزی که الان در دنیا مطرح است این است که روش های سخت افزاری یا جنگ های نظامی و سخت، صدمات و پیامد های متعددی را برای کشورهای مهاجم درپی دارد بنابراین آنها سعی کردند با اتخاذ استراتژی جنگ نرم در کنار جنگ های سخت خودشان یا به صورت مستقل و فقط در چارچوب جنگ نرم، به اهداف خود جامه عمل بپوشانند.

 

طبیعی است که در طول دفاع مقدس، کشورها و حامیان مهاجم جنگ از ابزارهای رسانه ای خود به این منظور استفاده می کردند البته در تمام دنیا رسانه تعریف و چارچوب خاص خودش را دارد یعنی نمی توان گفت یک رادیویی مثل بی بی سی یا انواع رادیو وتلویزیون های دیگر فقط کارکرد خبری دارند. نه شما در همان اوج کارکردهای خبری می بینید که کارکرد سرگرم کننده، انتقادی، اطلاع رسانی و کارکردهای دیگر را در کنارش دارند، ولی به طور طبیعی اهداف اصلی و اساسی و پشت پرده اینها همان برهم زدن نظام اطلاع رسانی کشورها و تاثیر گذاری بر افکار عمومی کشورهاست.

 

افکار عمومی کشورها بر اساس آن چیزی که خودشان می خواهند. اخیرا یکی از مسولان اجرایی کشور گفته: بی بی سی بعضاً راست هم می گوید باید گفت: اتفاقاً بی بی سی خیلی راست می گوید یعنی ممکن است ۸۰ درصد خبرها را راست بگوید و لابلای اینها ۲۰درصد خبر دروغ هم بگوید و بعد هدفش همان ها باشد به عبارت دیگر اینها در یک فرآیند طبیعی شروع به اطلاع رسانی و پخش برنامه های سرگرم کننده می کنند و هدف اصلی این است که اعتماد مخاطب را به خودشان جلب کنند این اعتماد با بالا رفتن دوز اخبار دروغ یا اخبار کذب یا تهمت یا افترا هیچ وقت به دست نمی آید کما اینکه شما می بینید که شبکه های رادیویی و تلویزیونی هستند که دوز اخبار دروغ و شایعات و جنگ روانی آنها بالا است لذا مورد اعتماد مردم واقع نشده اند و مردم کشور به آنها رویکرد ندارند. (سلطانی فر، ۱۳۸۷، ص ۱۴۱)

 

می توان گفت ترکیبی از این ۲-۳ کاربرد یعنی خبر رسانی، اطلاع رسانی، برنامه های سرگرم کننده و سوژه های انتقادی را استفاده می کنند تا هر رسانه ای متناسب با آن وضعیت حرفه ای خودش ترکیبی از اینها یا دوزی از اینها را برای رسیدن به هدفش استفاده می کند.

 

بنابراین مقابله با ایران تا یک مقطعی هم جنگ سخت بود هم جنگ نرم اما وجه غالب، جنگ سخت بود و هزینه بر بودن این روند برای کشورهای مهاجم باعث شد که رویکرد قبلی آنها به یک نوع جنگ نرم تغییر کند. در اواخر دهه ۷۰ یعنی زمان اول راه اندازی شبکه های فارسی زبان ماهواره ای رخدادهای دیگری را شاهد بودیم. برای اولین بار سال ۷۸ دریافت شبکه های ماهوارهای در ایران اتفاق افتاد. الان سالها از آن زمان می گذرد تفاوت های جنگ نرم این دو دهه فراوان است. در بخش اول شبکه هایی به صورت شو راه افتادند و بخش دوم شبکه هایی را شاهد بودیم که به صورت حرفه ای وارد لایه های فرهنگی شدند. تفاوت این دو نوع شبکه ها را در حوزه جنگ نرم قابل تامل است. (ضیایی پرور، ۱۳۸۸، ص ۸۰)

 

هر چه قدر زمان می گذرد با رشد تکنولوژی ها با رشد تکنیک های رسانه ای روش های کار این شبکه ها پیچیده تر می شود طبیعتاً لایه های جنگ نرم پیچیده تر کامل تر و شناخت این ها سخت تر می شود در ۲۰ سال پیش این شبکه ها به عنوان شبکه های لس آنجلسی و عمدتاً با پخش شوها و موزیک ویدیو ها کار خود را شروع کردند و هدفشان نیز بیشتر ایجاد سرگرمی و بیان بخشی از دیدگاه های پنهان یا موسیقی های زیر زمینی یا حتی افکار زیر زمینی به جامعه ایران بود، باید گفت که در داخل هم ضعف هایی داشتیم و به نیاز های مخاطب توجه نکردیم و این زمینه فراهم شد تا ناخودآگاه یا خود آگاه این شبکه ها به لایه های اجتماعی نفوذ کنند.

 

بعضی از محدودیت هایی که شاید به خاطر شرایط سیاسی استراتژیکی ایران قایل شده بودیم باعث شد که برخی از اقشار به سمت این شبکه ها گرایش پیدا کنند و در نهایت آنها موفق شوند مخاطبانی در داخل ایران جذب کنند و برنامه های خودشان را پخش کنند ولی اندک اندک با گذشت زمان و با پیچیده شدن درگیری ها و چالش هایی که میان نظام سلطه با ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی به وجود آمد تکنیک ها و روش های نفوذ آنها در ایران تغییر کرد. بخشی از این تکنیک ها در جنبه های خبری و اطلاع رسانی وجود داشت و سعی کرد سرچشمه ها و سرنخ های اصلی سیستم های اطلاع رسانی کشور را به دست گیرد و برنامه ریزی های متعددی در این راستا انجام شد و هنوز هم این جریان ادامه دارد یعنی شما قطعاً در چند سال آینده شاهد رشد شبکه های بیشتر و متعددتری از این قبیل خواهید بود.

 

 

 

کارکرد سرگرمی رسانه ها

 

در بعد سرگرم کنندگی نیز این شبکه ها به موضوعات مختلفی روی آوردند که مشخصاً در چند سال گذشته شاهد این هستیم که به سمت فیلم و سریال و فیلم های سینمایی و نشان دادن سبک زندگی کشورهای غربی و مردمان غربی در قالب چیزی که ما به عنوان تهاجم فرهنگی می گوییم گرایش پیدا کرده اند.

 

به عبارت دیگر آنها نوک پیکان خود را در جنگ نرم به جای هدف قرار دادن مستقیم فرهنگ ایرانی و اسلامی یا آموزه ها و تعالیمی که مردم ایران با آن بزرگ شده و خو گرفته بودند به سمت دیگری نشانه گرفتند. یعنی به جای اینکه که به اینها هجوم بیاورند سبک دیگری از زندگی را که عمدتاً سبک زندگی غربی و به طور مشخص سبک زندگی آمریکایی است در قالب فیلم ها، سریال ها، برنامه ها و شوها و موضوعات مختلف ترویج کرده و به سمت ایران گسیل کردند.

 

حجم این برنامه ها و تعداد شبکه ها و ساعات پخش اینها بسیار زیاد شد و هم زمان با آن در داخل کشور هم به لحاظ دسترسی به ابزارهای دریافت این شبکه ها تحولاتی در داخل کشور صورت گرفت که در نهایت وضعیتی را که ما الان درآن قرار داریم به وجود آورد که می شود گفت کاملاً در یک فضای جنگ نرم قرار داریم که ابزارهای ماهواره ای و رادیویی وتلویزیونی در کنار ابزارهای سایبری یک جنگ تمام عیار نرم را علیه جمهوری اسلامی ایران شکل داده اند.

 

تفاوت های جنگ نرم شبکه های کشورهای دهه ۷۰ مانند شبکه های NITV وPARSو IRAN با شبکه های فعلی بسیار ملموس است.

 

شاید آن موقع بیشتر گردانندگان وتاسیس کنندگان آن شبکه ها بیشتر خود ایرانی ها بودند یعنی مجموعه ای از گروه اپوزیسیون و گروه های فراری یا بعضی از گروه های فرهنگی مخالف نظام که در خارج از کشور هستند اینها شکل دهنده بودند بیشتر هم اهداف سیاسی داخلی را دنبال می کردند و اگر چه در چارچوب اهداف نظام سلطه قرار می گرفتند ولی اینها ابتکارهای شخصی یا گروهی بود که در خارج از کشور در بین فارسی زبان ها صورت گرفته بود، ولی رویکردی که در چند سال گذشته شاهد هستیم یک رویکرد برنامه ریزی شده در چارچوب دیپلماسی عمومی کشورهای سلطه گر می باشد، یعنی برنامه هایی است که بعضاً مصوب کنگره ها و پارلمان های این کشورها است که بودجه های رسمی دارد یعنی مثلا بی بی سی یا VOA بودجه های سالیانه دارند که در آن محل درآمد های اینها را نشان می دهد و روسای جمهور یا نخست وزیران کشورهای متبوعشان موظف به ارایه گزارش رسمی به پارلمان های آنها شده اند .

 

به طور آشکار می شود گفت شبکه های جدید، بخشی از دیپلماسی عمومی کشورها هستند که یا زیر نظر کنگره یا پارلمان یا وزارت خارجه یا دستگاه دیپلماسی فعالیت می کنند.

 

 

 

ضعف های دیپلماسی عمومی ایران

 

البته دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای در همه کشورها از جمله در ایران وجود دارد اما در باره دیپلماسی رسانه ای ایران در جنگ نرم باید اذعان کرد که این دیپلماسی بسیار ضعیف اجرا شده و به هیچ وجه در حد و اندازه ی ظرفیت های فرهنگی و رسانه ای نیروی انسانی و قدرت نرم افزاری ما نبوده است. خلا هاو ضعف هایی در بعد داخلی مشاهده می شود که به برخی از آنها اشاره می شود: اولین مشکل و ضعفی که داریم عدم استفاده از تمام ظرفیت های نرم افزاری ما در جنگ سایبری و دیپلماسی عمومی است. وقتی بحث جنگ پیش می آید دیگر جناح و گروه و آدم وگرایش و قشر و فرقه و این چیزها نداریم، مرز نمی شناسد تمام گروه های داخلی در این زمینه باید فعال شوند. مثلا تخریب چهره هنرمندان ملی ایران مانند شجریان و آقای افتخاری خلاف منافع ملی کشور است. اینکه ما بیاییم آدم هایی که استوانه های موسیقی ما هستند اینها را به هر دلیل و بهانه ای دفع بکنیم باعث شود که به اردوگاه جنگ نرم دشمن بروند.

 

وقتی یک شهروندخارجی وارد ایران می شود و با فرهنگ ایرانی تماس می گیرد اول از همه، موسیقی را از ایران درک می کند، هنر را درک می کند، فیلم را درک می کند، سینما و تئاتر را درک می کند و اصلاً کاری ندارد این موسیقی در چارچوب اختلافات داخلی ایران در کدام جناح یا قدرت یا دسته بندی قرار می گیرد مااز درون اینها را شقه شقه می کنیم. دفع می کنیم یعنی داریم به زیر ساخت ها و ریشه های قدرت نرم خودمان ضربه می زنیم. ژوزف نای در کتابش با عنوان قدرت نرم، عناصری را به عنوان زیر بناهای قدرت نرم معرفی می کند که برخی از آنها موسیقی و هنر هستند همین ها زیر ساختهای جنگ نرم را نیز می سازند. وقتی شما مبانی قدرت نرم را بشناسید خواهید دانست ورزش جز مبانی قدرت نرم است موسیقی، هنر، دانشگاه ها، توریسم، گردش گری، آثار باستانی، فرهنگ یک ملت و سبک زندگی یک ملت، قدرت نرم است اگر ما به بهانه های مختلف تیشه به ریشه اینها بزنیم این پایه های قدرت نرم ما را فرو می پاشاند و نمی توانیم در جنگ نرم موفق باشیم.

 

متاسفانه ما در بحث قدرت نرم بیشتر حالت دافعه داریم تا جاذبه. در حالی که طبق رهنمود مقام معظم رهبری، ما باید در عرصه داخلی جذب حداکثری و دفع حداقلی داشته باشیم یعنی از تمام ظرفیت های نظام برای تقابل فرهنگی با کشورهای مخاصم استفاده کنیم.

 

 

 

مردم و قدرت نرم

 

مبنایی ترین عنصر قدرت نرم، مردم هستند، برخی دیگر از عناصر قدرت نرم عبارتند از: سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، مشارکت عمومی، فرهنگ عمومی، آموزش های عمومی و تمام داشته هایی که در مردم وجود دارد، محلی گرایی، بومی گرایی، خرده فرهنگ ها، فرهنگ های سنتی و لایه های مختلفی که در درون مردم وجود دارد.

 

این چیزی است که اتفاقاً ما باید بیشترین تمرکز را برایش داشته باشیم چون ما نقطه قوتمان این است، ما یک فرهنگ تازه متولد شده بی ریشه در دنیا نیستیم، ما ملتی هستیم که بزرگترین روسای جمهور دنیا به احترام فرهنگ این مردم کلاه خود را از سرشان بر می دارند، فرهنگی که چند هزار سال ریشه دارد، در دنیا تمدن ساز بوده و این چیزی است که مشخصه و ویژگی مردم ایران است این هیچ ربطی به این دولت، دولت قبل وآینده ندارد، اصلی ترین ویژگی قدرت نرم ایران مردم هستند. اگر ما بتوانیم از ظرفیت های مردم برای مقابله با این هجمه های خارجی استفاده بکنیم بیشترین موفقیت را کسب خواهیم کرد.

 

اما از این ظرفیت ها و پتانسیل ها و سرمایه های مردم چگونه وکجا ها باید استفاده شود؟ اولین چیز استفاده در رسانه است. یک اصطلاح در علوم ارتباطات به نام تصویر ملی یا ایمیج یا انگاره ملی وجود دارد. کشورها را با این ایمیج ها و تصویر ها می شناسند. هویت ملی در دنیا با تصویر ملی مشخص می شود، یعنی آن نگاه تصور و تجسمی که یک ملت از خودش دردنیا به جا می گذارد، وقتی شما می شنوید آلمان یا مردم آلمان چه تصویری در ذهنتان شکل می گیرد؟ وقتی می گوید مردم افغانستان چه تصویری شکل می گیرد؟ وقتی می گوید مردم ژاپن یا چین یا کشورهای عربی چه تصویری شکل می گیرد؟ این تصویر، تصویری است که در دنیا قدرت آفرین است و حرف می زند، ما در داخل ایران در ترسیم این تصویر ضعف داشته ایم.

 

برای ایجاد یک تصویر مطلوب از ایران باید از ساده ترین ابزارها استفاده کرد از جمله پیشنهادات عملی که رسانه هایی مانند صدا و سیما قادر به اجرای آن هستند، نشان دادن زندگی افراد عادی جامعه است. وقتی یک توریست وارد کشور می شود وارد فرودگاه می شود تصویرش از ایران به هم می ریزد، چرا؟ چون فکر می کرده وارد ایران که بشود باید سینه خیز برود الان همه جا خشونت و بمب و موشک و اینها است، حتماً یقه اش را می گیرند می اندازند زندان! الان قرار است یک حادثه ای برایش رخ بدهد، وقتی وارد ایران می شود تعجب می کند ، در سال ۱۳۷۶ کنفرانس سران اسلامی برگزار شد خیلی از خبرنگار های کشور های عربی وارد ایران که شدند کنفرانس را ول کردند رفتند در خیابان از خانم هایی که رانندگی می کردند فیلم می گرفتند از آنها سوال شد اینها که جذاب نیست فیلم برنامه کنفرانس اسلامی را بیایید بگیریدگفتند نه این برای ما مهم تر است این برای ما عجیب است ما به دنیا باید این تصاویر را مخابره کنیم یعنی که تصور واقعی از ایران نداشتند کما اینکه ما فکر می کنیم در عربستان مردم با شتر رفت وآمد می کنند در حالی که آن تصویر تغییر کرده به نظر من اولین چیز تغییر دادن تصویر ذهنی مردم دنیا از مردم ایران است این هم با نشان دادن زندگی اجتماعی ایران فراهم می شود مثل نشان دادن وضعیت خیابان های ایران، مردم چه طور کار می کنند، پوشش مردم چه طوری است، کار مردم چه طوری هست، مردم چه طوری غذا می خورند، ما کجا ها رفت وآمد می کنیم، اماکن دیدنی ایران کجا است، نقاط طبیعی و اکولوژیکی چی هست اینها را با راه اندازی شبکه هایی مثل شبکه مستند که تلویزیون راه انداخته، می توانیم ایجاد کنیم. این تصویر وقتی به وجود بیاد دیگر بگویند مردم ایران مردم تروریست هستند ایران یک کشور خشونت طلب است ایران به دنبال جنگ است این تصویر ها فرو می پاشد و دیگر آنها موفق نمی شوند روی این موضوعات برنامه ریزی بکنند.

 

 

 

شبکه های اجتماعی در جنگ نرم

 

موضوع بعدی نقش شبکه های اجتماعی در جنگ نرم است . برای درک مفهوم شبکه های اجتماعی یا رسانه های هم گرا باید به تاریخچه ابداع اینترنت و فناوری هایی که اصطلاحاً اینترنت پایه یا آی پی پایه هستند بپردازیم. خیلی ها معتقدند اختراع یا ابداع اینترنت هم یک بخش فرآیند تکمیل نظام سرمایه داری غرب است مثلاً مانوئل کستلز، هربرت شیلر و بسیاری از نظریه پردازان جامعه اطلاعاتی این دیدگاه را دارند به خصوص نظریه پردازان مکتب انتقادی که اینترنت و فناوری های اطلاعاتی را ادامه نظام سلطه غرب می دانند و معتقدند مثلا یک کمپانی چند ملیتی که در آمریکا بود یک شاخه اش در کره و یک شاخه اش در آلمان فعالیت می کرد یک شاخه اش در برزیل بود این برای اینکه خودش را اداره کند نیاز به یک شبکه همزمان فرا ملیتی داشت. آنها می خواستند زمان ها و مکان ها را یکی بکنند وکنترل مرکزی داشته باشند .این دیدگاهی است که خیلی راجع به آن بحث و نظریه پردازی شده و به نظر می رسد که تا حدی هم این دیدگاه درست باشد چرا که بیشترین بهره وری از ظرفیت های اینترنت و شبکه های اطلاعاتی را خود غربی ها کرده اند اما این اینترنت در طول حیات خودش دو سه دوره را سپری کرده یک دوره تا سال ۱۹۹۰ هست ۱۹۶۹-۱۹۹۰ دوره نهفتگی اینترنت نام دارد و نزدیک دو دهه را سپری کرده و فناوری های که در این بستر جاری بود عمدتاً ایمیل و بی بی اس ها و شبکه های خیلی فرد به فرد و معدود بود، حتی ما وارد وب نشده ایم، ۱۹۹۰ که تیم برنزلی وب را ابداع کرد ما دنیای وب را شاهد بودیم که عصر انفجار عمومی وب بود ولی مشخصاً عرصه اصلی این دوره از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ عمدتاً عصر اطلاع رسانی یک سویه بوده یعنی از طرف سازمان ها، دولت ها، دستگاه های بزرگ، کمپانی ها به سمت مردم اطلاع رسانی می شده از سال ۲۰۰۰ به این طرف ما شاهد یک فناوری جدیدی که اسمش را وب تو پوینت او یا وب ۲ گذاشتند و شبکه های اجتماعی یکی از زیر ساخت های وب۲ محسوب می شوند اما این وب۲ چی می گوید برای اینکه مفهوم سوشیال نت ورک را درک بکنیم اول باید بدانیم وب ۲ چی هست وب ۲ در واقع یک ساختار فنی را ایجاد می کند که افراد بتوانند در بستر اینترنت به صورت چند سویه با هم ارتباط داشته باشند تعامل و ارتباط متقابل داشته باشند و حتی می توانیم بگوییم ارتباطات دو سویه تعاملی بلکه ارتباطات چند سویه و شبکه ای و گروهی گروه ها و مجموعه ای از افراد تیم ها و آدم های با سلایق و علایق یکسان با هم ارتباط برقرار می کنند این دوره، دوره ای است که به شدت محتواها از تولید به گروه های بزرگ و شرکت ها به سمت تولید توسط آدم ها و افراد وگروه ها تغییر پیدا می کند البته این ظرفیت های متعددی را برای کشورهای در حال توسعه ایجاد کرده و ما باید بتوانیم در جای خودش ما به درستی از آن استفاده کنیم.

 

اما کارکردی که این شبکه ها دارند و بزرگترین آن فیس بوک است با یک چیزی حدود ۵۲۰ میلیون کاربر در سال ۲۰۱۰ اگر ما بخواهیم به لحاظ جمعیتی فیس بوک را با دنیا مقایسه کنیم سومین کشور پرجمعیت دنیا بعد از هند و چین می شود و بعد سایت هایی مثل توئیتر که اصطلاحاً میکرو بلاگ هستند پیام های کوتاه را می دهند خود پدیده وبلاگ ها وبلاگستان خود ما در این بخش در ایران خیلی ظرفیت داریم و من از منتقدانی هستم که معتقدم در ایران از این ظرفیت وبلاگ ها نتوانستیم استفاده کنیم، ما در وبلاگستان جهان خیلی ظرفیت داشتیم چون پیشرو بودیم و باز تاکید مردم وقتی من در بحث قدرت نرم گفتم مردم، در اینجا وبلاگ ها مردمند دیگر دولت نیست، دولت وبلاگ نویس نیست مردمند که وبلاگ می نویسند و ما تا رتبه های سوم و چهارم جهانی پیش رفتیم یعنی توانستیم قدرت خود را در دنیا به رخ بکشیم در همین موضوع وبلاگ ها در موضوع جنگ نرم در تحریف نام خلیج فارس ایرانی ها آنچنان قدرت خودشان را نشان دادند که یک زمانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی در سفر نیویورک درکنار آقای ریس جمهور گفت که ما خوستار تکرار جنبش های نرم افزاری شبیه خلیج فارس هستیم (ضیایی پرور،۱۳۸۷، ص ۲۹)

 

 

 

مساله خلیج فارس

 

در مساله خلیج فارس قدرت ایران در فضای سایبر قرار دارد نه درفضای واقعی، یعنی کسی بخواهد در کشورهای عربی علیه ما در مساله خلیج فارس حرف بزند ممکن است یک بیانیه از طرف وزارت خارجه یا دستگاه دیپلماتیک ما منتشر شود و آنها عمل بکنند یا نکنند ولی میلیون ها کار بر به صورت خود جوش گوگل بمبینگ می کنند تکنیک های بمباران را انجام می دهند اینها یعنی جنگ نرم یعنی قدرت نرم.

 

البته متاسفانه ما یک موازنه یا تعادل در حوزه دیپلماسی سایبر نداریم. دستگاه های متولی به هیچ وجه با یکدیگر هماهنگ نیستند، دستگاه دیپلماسی ما می آید یک بیانیه می دهد راجع به قضیه گوگل ارث که از اساس اشتباه است. ما هنوز در شناخت و درک مفاهیم دچار مشکل هستیم، در این پدیده بین بخش سایبر و دیپلماتیک مان هماهنگی وجود ندارد و به همین جهت من می خواهم بگویم قدرت بسیار بزرگی دربخش مردمی در فضای سایبری نهفته است به خصوص در بخش وبلاگ ها که ما گاهی با بعضی اقدامات تنگ نظرانه به این فضا ضربه می زنیم.

 

این فضایی که این قدر به نفع منافع ملی، جوش وخروش دارد حالا امکان دارد یک جا خطا یی هم بکند ما بیاییم این را مسدود بکنیم جلوش را ببندیم، به خاطر یک دستمال قیصریه را آتش نمی زنند در بلاگ سرویس ورد پرس، هزاران وبلاگ حزب اللهی هست حالا ۴ تا وبلاگ خطایی کرده اند کل ورد پرس را نباید فیلتر کرد چرا که ورد پرس یک سرویس دهنده وبلاگی است که میلیون ها وبلاگ دارد بعد ۴ تا خطا درآن انجام شده کلش را بلوک کنید این مثل کشتن یک پشه با پتک است ما باید ظرفیت های این فضا را بشناسیم. در جنگ نرم با ابزار های سخت و روش سخت برخورد نمی کنند. البته باید با متخلفان به طور هدفمند و هوشمندانه برخورد شود و متخلفان را به سزای اعمالشان برسانند ولی اینکه ما یک دفعه با همه با یک روش برخورد کنیم این از دست دادن قدرت نرم ما در این عرصه ها خواهد بود به هر حال بحث شبکه های اجتماعی بسیار گسترده است ما الان در گیرش هستیم در فضای درونی این شبکه ها قرار داریم ظرفیت ها را باید بشناسیم.

 

در ادبیات ارتباطی ایران نیز هیچ تالیفی در زمینه شبکه های اجتماعی وجود ندارد، هنوز حتی یک ترجمه در این زمینه نداریم، ما در مرحله شناخت مشکل داریم، ۵- ۴ سال است موضوع شبکه های اجتماعی در دنیا مطرح است، جنگ سایبری امروز در شبکه های اجتماعی است امروز بی بی سی خبر شبکه ماهواره ای اش را در کنار سایت فیس بوکی و توئیتری اش دارد جلو می برد یا یوتیوب یا بقیه شبکه های دیگر به همین شکل عمل می کنند.

 

اخیراً یکی از تینک تنک هایی که در حوزه مطالعات استراتژیک در ایران کار می کند به من سفارش تدوین یک کتاب راجع به شبکه اجتماعی داد من این را در چند فاز تعریف عملیاتی کردم گفتم فاز ۱ شناخت است، شما ببینید یوتیوب چگونه به وجود آمد؟ چه جور شد که یوتیوب را گوگل خرید؟ این یوتیوب چه امکاناتی در اختیار ما قرا می دهد؟ این امکانات چی هست که مردم به آن نیاز پیدا می کنند؟ اگر این را شناختیم خودمان هم می توانیم یک یوتیوب راه بندازیم کما که الان بعضی افراد این ظرفیت ها را شناختند به طور فردی و برای جذب منافع تجاری و پول رفتند ایجاد کردند فیلتر است ولی ما کلام تی وی را داریم که یک ایرانی راه انداخته و رسمیت دارد، در نمایشگاه های الکترونیک غرفه می گیرد و فیلم های مجاز نشان می دهد این را ما باید تقویت بکنیم.

 

 

 

فعالیتهای سایبری ایران

 

راجع به فعالیت هایی که در فضای سایبر در ایران انجام شده به چند نکته اشاره می شود:

 

ما یکی از کشورهایی هستیم که بسیار با تاخیر قانون مبارزه با جرایم رایانه ای و اینترنتی را تصویب کردیم البته این قانون هنوز هم به طور کامل اجرا نمی شود یعنی شاید اگر این قانون زودتر تصویب می شد دیگر نیاز به این اقدامات سلبی فعلی بریخ دستگاه های اجرایی نبود یعنی دستگاه قضایی خودش می توانست اینها را کشف کرده و با آنها برخورد کند و جلوی اینها گرفته شود ولی این فضای رها شده که وجود داشت و عملاً هیچ کنترلی براین فضا نبود باعث شد که یک عده بیایند سایت های مستهجن و فساد انگیز ایجاد کنند جوان ها را به انحراف بکشانند و بعد دستگاه هایی مثل سپاه مجبور شوند خودشان وارد عمل شده و با اینها مقابله بکنند ولی من بحثم فراتر از اینهاست من معتقدم در فضای جنگ سایبر ایران بایستی قدرت دفاعی خودش را در این فضا تقویت بکند بخشی از این قدرت دفاعی در چارچوب پدافند غیر عامل کشور قرار می گیرد که من اطلاع دارم کارهای خیلی خوبی در این بخش دارد صورت می گیرد. بخش دیگر در فضای عمومی است یعنی قدرت هکر های ایرانی، قدرت بازدارندگی امنیتی سایت ها و وبلاگ های ایرانی و فعالین وکاربران ایرانی، اینها هم بخشی از این فضا است که با آموزش و با بالا بردن سواد رسانه ای و سواد دیجیتالی امکان پذیر است.

 

اما در خصوص شبکه های ماهواره ای یک مقدار وضعیت پیچیده تر است اولاً کل این دو فضا یعنی تکنولوژی های اینترنتی و تکنولوژی های ماهواره ای معمولاً ضدش را در خودش دارند یعنی شما یک سایت را فیلتر می کنید فردا یک سایت دیگر باز می شود یک روش را می بندید ۱۰۰ روش دیگر درست می شود علت هم این است که سر منشا این تکنولوژی غربی ها است یعنی یک راه را شما می بندید یک راه دیگر را ابداع می کنند حمایت می کنند پول تزریق می کنند ایجاد می شود و دوباره در دسترس قرار می گیرد. پس در این صورت یا ما باید به کشورهایی بپیوندیم که درب را به طور کامل به روی اینها بسته اند مثل کره شمالی و ویتنام و بخشی از کوبا، این ها در را بسته بودند خیال خودشان را راحت کرده بودند و می گفتند ما این تکنولوژی ها را نداریم و به طور کامل ممنوع هست و زیر ساخت هم فراهم نکردند در نتیجه خیالشان راحت بود صورت مساله را پاک کرده بودند، اما در ایران این طور نیستیم سیاست های کلی که مورد تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفته و رهبر معظم انقلاب تایید کرده توسعه شبکه های اطلاع رسانی است.

 

با در نظر داشتن منافع ملی و تعالیم اسلامی به نظر می رسد باید با توجه به این راهبرد، با استفاده از ظرفیت این شبکه ها ما به تقویت درونی خود و تولید محتوا و تربیت نیروی انسانی متخصص بپردازیم و ساختار های دولتی و دفاعی و امنیتی خودمان را در این حوزه تقویت کنیم. اگر این کار صورت بگیرد به نظر من حتی شاید بسیاری از این خلاها و مشکلاتی را که وجود دارد نیاز نباشد که این اقداماتی راکه الان هست را انجام بدهیم. به این می گویند اقدامات پیشگیرانه به جای اقدامات درمان گرایانه.

 

در مورد شبکه های ماهوارهای هم وضعیت به همین ترتیب است. ما الان ۳ شبکه جام جم، شبکه العالم، شبکه برون مرزی، شبکه پرس تی وی داریم و قراره شبکه اسپانیولی خبر راه اندازی شود. هر چقدر از این شبکه ها راه بیفتد کم است من به شما می گویم اگر یک شبکه زنده داشته باشیم که فقط طبیعت ایران و اجتماع ایران و مردم ایران را نشان بدهد این هم در خارج و هم در داخل مخاطب دارد کما اینکه بنده در شبکه های ماهوارهای دیدم که در روسیه شبکه ای است به نام راشیا تراول گاید که نشان می دهد مردم آنجا چه جوری ماهیگیری می کنند چه جوری از کوه بالا می روند چه جوری راه می روند در خیابان چه طور از اماکن بازدید می کنند محیط کار چی هست صنعت چی هست رودخانه چی هست درخت و دارشان چی هست یعنی آن دارد برای من تصویر می سازد ما از این کانال ها ۱۰۰ تا هم داشته باشیم کم است قطعاً اگر شما کمیت را درست بکنید و حتی از ظرفیت های بخش خصوصی هم با نظارت وکنترل صدا وسیما استفاده شود.

 

ممکن است گفته شود که در این زمینه مشکل قانون اساسی وجود دارد اما بنده اعتقاد دارم موقع آن فرا رسیده که همان طور که در چارچوب اصل ۴۴ بسیاری از معضلات را در این زمینه حل کردیم با مشورت کارشناسان در رابطه با صداوسیما راهکارهایی اتخاذ کنیم. من نمی گوییم آن اصل زیر پا گذاشته شود بلکه می تواند چارچوب جدید تعیین شود، می تواند صدا و سیما کنترل و نظارت سیاست گذاری، تبیین راهبردها، تعیین مدیران وکنترل بعد از پخش همه اینها را بر عهده داشته باشد ولی اداره تولید سوژه محتوا پخش و انتشار را بر عهده بخش هایی که توانش را دارند بگذارد. حتی بر عهده سازمان های دولتی. چرا الان سازمان گردشگری ما ۵ تا شبکه تلویزیونی ندارد؟ چه طور است که در شمال عراق در یک منطقه ای که یک دهم خاک ایران هم نمی شود ۱۵ تا ۲۰ شبکه تلویزیونی وجود دارد؟ یا به عنوان مثال ما در ترکیه در همسایگی مان ترکیه ۲۰۰ تا شبکه خصوصی دارد و افغانستان طبق آمار جدید ۵۶ شبکه دارد؟ چه طور هست که آنها می توانند و ما نمی توانیم؟ مگر بزرگترین و پر مخاطب ترین شبکه فارسی زبان را یک شرکت بخش خصوصی در افغانستان با نام فارسی وان راه اندازی نکرده است؟ اینها ضعف هایی که وقتش است به فکرش بیفتیم منفعتی که از طریق نشان دادن فرهنگ، اجتماع وتکنولوژی و طبیعت ایران و افکار ایرانی وجود دارد خیلی بیشتر از آن ضرر هایی که ما الان در چارچوب منحصر کردن آن به ساختار دولتی داریم تحمل می کنیم.

 

 

 

ظرفیت های اطلاع رسانی ایران

 

ظرفیت های نظام جمهوری اسلامی در حوزه داخلی و خارجی بسیار بالا است اولین ظرفیت خبر رسانی است امروز جمهوری اسلامی ایران در مرکز ثقل اخبار دنیاست ایران کشوری خبر خیز است اما کشور خبر رسان نیست یعنی تمام کشور های دنیا خبرها را از کشورهای دیگر به جز ایران در مورد ایران دریافت می کنند ما خبر اول ایران را خودمان تولید نمی کنیم بعضاً در منابع داخلی ما از منابع خارجی استفاده می شود یعنی ما رسانه های داخلی مان از منابع خارجی اخبار ایران را می دهند من باید شب کانال بی بی سی را ببینم بفهمم در تهران چه اتفاقی افتاده رسانه های ما ظرفیت خبری های بسیار بالایی دارند سرعت و دقت هم در کنارش به وجود خواهند آمد اگر شما این ظرفیت را ایجاد کنید دانشگاه های شما هم به تحرک در خواهد آمد ظرفیت تربیت نیرو بیشتر خواهد بود ژورنالیست های دیگری به این سمت خواهند شد چرا ما در ایران رشته ژورنالیسم تلویزیونی فقط محدود در یک جا داریم چرا ما ژورنالیسم پخش زنده تلویزیونی نداریم چرا ژورنالیسم محیط زیست نداریم چرا ژورنالیسم سایبر نداریم؟ پاسخ این است: چون نیازی نبوده است. من یک مثال خارج از حوزه رسانه بزنم شما وقتی دانشکده هوا و فضا داشته باشید تربیت متخصص هوا و فضا داشته باشید ولی سازمان هوا فضا یتان قوی نباشد که این را جذب کند این می رود خارج از کشور.کم کم این دانشکده فرو می پاشد باید در حوزه رسانه ظرفیت های پخش، تولید و به کار گیری به وجود بیاید تا نیروها ی متخصص هم به این سمت جذب شوند. ما ظرف ۵-۴ سال می توانیم این وضعیت را کاملاً دگرگون کنیم پس اولین ظرفیت خبر و اطلاع رسانی است.

 

دومین ظرفیت سرگرمی است. ملت ایران ظرفیت های فرهنگی بسیار بالای در حوزه سرگرمی دارد. ما امروز رسانه ای مثل بازی های رایانه ای را داریم امروز ابزار موبایل در دسترس ما است.

 

باید بتوانیم بر بستر آن اطلاع رسانی کنیم و سرگرمی ساز باشیم ما یک چیز داریم که کشور های دیگر ندارند: گنجینه های غنی ادبی و فرهنگی. الان حوزه علمیه ما به محض اینکه وب سایت زده رتبه ۱ وب سایتها در ایران شده چرا؟ چون آن پشت یک گنجینه غنی مذهبی دینی و تعالیم آموزه های اسلامی داشته که حالا رسانه جدید پیدا کرده، اینها را لود کرده روی این رسانه. این ظرفیت بسیار بزرگی است، ما گنجینه های غنی ادبی و فرهنگی را داریم که فراموش شده است و گاهی خارجی هایی می آیند از این ظرفیتها استفاده می کنند. در حالی که خود ما زباد از این ظرفیتها استفاده بکنیم طوری که مولوی ما در دنیا پر فروش ترین کتاب دنیا می شود وکلیله ودمنه ما، منطق طیر ما، دیوان های اشعار ما، کتاب های داستان ما و انواع و اقسام گنجینه های معنوی می توانند به کار گرفته شوند در فرمت های جالب در فرمت گیم، فیلم سریال، انیمیشن، بازی ها و انواع چیز های دیگر در این بستر رسانه ها جاری شوند.

 

 

 

مرکز ملی هماهنگ کننده جنگ نرم

 

اگر قرار باشد صدا و سیما را در مرکزیت هماهنگی های قدرت نرم قرار بدهیم هیچ نهادی نخواهد آمد خودش را با این سازمان هماهنگ کند چون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی زیر بیرق صدا و سیما نمی رود، وزارت خارجه نمی رود نهاد های دیگر نمی روند صدا وسیما بزرگترین ابزار رسانه ای و فرهنگی کشور ما است ولی ما چیز های دیگری هم داریم مثلاً ما ۲۰ تا نهاد شبیه صدا و سیما داریم، دانشگاه ها هستند حوزه علمیه، وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات هست، سازمان فرهنگ و ارتباطات است به نظرمی رسد الان وقتش رسیده یک مرکز فرا بخشی داشته باشیم یک مرکز ملی هماهنگ کننده جنگ نرم یا هماهنگ کننده استراتژی رسانه ای کشور با این عنوان حالا عنوان را هر چیزی می توانیم بگذاریم ولی یک مرکز فرا بخشی.

 

نظام جامع اطلاع رسانی کشور پیش نویس هاش دارد مطرح می شود وزارت ارشاد یک طرحی را آورده ما در این حوزه بسیار مشکل داریم آن مرکزی که به صورت فرا بخشی اینها را کنترل بکند می تواند با مصوبه مجلس تشکیل شود جایگاه هم جایگاهی باشد حتی فراتر از قوه مجریه، می تواند زیر نظر رهبر معظم انقلاب باشد و تمام نهادهایی که در این حوزه فعال هستند بر اساس استراتژی که این مرکز تدوین می کند فعالیت کنند. در این صورت می توان گفت اینها سیاست هایشان با هم هماهنگ است در غیر این صورت صداوسیما یک استراتژی را مثلا ًاز طریق شبکه العالم جلو می برد وزارت خارجه یک چیز دیگر را می گوید.

 

تا وقتی که وضعیت این طوری باشد که هر مرکزی مستقل برای خودش عمل کند موازی کاری و تکراری کاری و تضاد با هم دیگر و خنثی کردن انرژی هم پیش خواهد آمد ولی مرکز کنترل کننده بالا تقسیم کار و تقسیم موضوع می کند یک محتوا را ممکن است به سازمان های مختلف در فرمت های مختلف بسپارد که انجام بدهند در نتیجه سیاست ها هماهنگ تر خواهد شد صدای واحد و دقیقی ازایران شنیده خواهد شد.

 

 

 

تدابیر راهبردی برای مقابله با جنگ نرم

 

اما مصادیق جنگ نرم فعلی با ایران چیست؟ ماجرای تحریف نام خلیج فارس حوادث بعد از انتخابات ۸۸ از مصادیق جنگ نرم است که البته این ماجرا هنوز تمام نشده یعنی رخداد های فیزیکال در حوزه شهری تمام شده ولی رخداد های سایبری جنگ نرم هنوز تمام نشده و در رابطه با انتخابات موضوع جاری است و کماکان هم ادامه دارد و شبکه های مختلف اجتماعی فعال هستند گروه های مختلف سیاسی در این زمینه فعال هستند و می شود گفت آن چالش های سیاسی که ما بعد از انتخابات داشتیم الان از فضای فیزیکی جامعه به فضای سایبر منتقل شده ولی تمام نشده است.

 

اما در بین این شبکه های ماهواره ای که متمرکز در بحث قدرت نرم کدام شبکه ها بیشترین نفوذ رادارند؟ به طور طبیعی از نظر رتبه بندی در شبکه های خبری بی بی سی و در شبکه های سرگرمی فارسی ۱ (منظور بی بی سی فارسی است).

 

در حوزه شبکه های ماهواره ای ۲ تا کشور آمریکا و انگلیس بیشترین حوزه جنگ نرم را دارند تفاوت هایی بین جنگ نرم مثل بی بی سی فارسی و VOAوجود دارد اما قطعاً اساس استراتژی شان یکی هست یعنی هر دو در جهت تحریف واقعیت های خبری ایران گام بر می دارند و بر روی نفوذ بر افکار عمومی ایران به منظور مقابله با استراتژی های دولت جمهوری اسلامی ایران کار می کند ولی در روش اینها متفاوتند چرا؟ چون آدم های متفاوت دارند به لحاظ حرفه ای متفاوتند تاثیر گذاری بی بی سی خیلی بیشتر است و بیشتر روی نخبگان کار می کند و اجتماعی است بی بی سی خیلی سعی کرده تمرکزش را روی حوزه اجتماعی ببرد شما در کوران حوادث سیاسی در ایران می دیدید بی بی سی خیلی خونسرد اخبار اجتماعی اش را پخش می کند و در کنارش یک ناخنکی می زند به بحث های سیاسی. این رویکرد برای ما که رسانه ای هستیم شفاف است ولی برای عامه مردم نه. یعنی کسی که به عنوان شهروند ۸ ساعت بیننده بی بی سی فارسی است برنامه های اجتماعی می چربد به سیاسی اش ولی در لابلای اینها حرف سیاسی خودش را می زند که آن تاثیر گذاری آن قدر عمیق است که خود مخاطب هم ممکن است متوجه نشود ولی VOA خیلی آشکار و رو بازی می کند، فحش می دهد اصلاً تبلیغ مستقیم فحش یعنی پیچ را که باز می کنید شروع می کند به فحش دادن به مسولان کشور و بد و بی راه گفتن و آدم های تابلو را آوردن.

 

برای مقابله با جنگ در حوزه جنگ نرم با شیوه ای که بی بی سی عمل می کند اولین موضوع بالا بردن سواد رسانه ای جامعه است (سلطانی فر ، ۱۳۸۲، ص ۶۷) در مورد مردم این معنی اش این نیست برنامه افشاگرایانه علیه بی بی سی پخش کنید. شما سواد رسانه ای جامعه را بالا ببرید به مخاطب بگویید که در یک برنامه گفتگویی، در یک برنامه حیات وحش، در یک برنامه تفسیر چه جور القائاتی صورت می گیرد، تکنیک های پشت صحنه این را بداند و بفهمد برای این که یک فیلم تلویزیونی به نام تاجیکستان پخش شود این چه فرآیند هایی طی می شود از چه کسی امتیاز های این خریده می شود چه آدم هایی دخیل اند؟ برای اینکه یک برنامه دوبله شود چه فرآیند هایی انجام می شود؟ ما باید سواد رسانه ای مان را متناسب با تکنیک های پیچیده ای که این شبکه های ماهواره ای به کار می برند بالا ببریم.

 

با توجه به این که مردم ایران مردمی سیاسی هستند راجع به چارچوب های رسانه ای اطلاعات و تحلیل قدرت آنالیز کافی ندارند در این زمینه اولین کار همین بالا بردن سواد رسانه ای مردم است که باید صورت بگیرد در بحث چند صدایی هم من تصورم این است که ما حتماً بایستی رسانه های جایگزین که می توانند به صورت واقعی تر مسایل را بگویند داشته باشیم. منظورم لزوماً تلویزیون خصوصی نیست رسانه های آلتر ناتیو مدیا در حوزه های مختلف تکنیکال تعریف دارند یعنی این که صدا و سیما می آید در حوزه اینترنت رادیو ایران صدا را راه می اندازد یا معاونت رسانه مجازی راه می اندازد اینکه می آید در حوزه هایی که کمتر مرسوم بوده بسیار مهم است. تکثر در حوزه رسانه چند صدایی در حوزه رسانه و استفاده از ظرفیت تکنولوژیک دنیای جدید می تواند کمک بکند به این که تاثیر گذاری رسانه هایی مثل بی بی سی کم شود و هر چقدر ما روایت های دیگری چه توسط مطبوعات چه توسط خبرگزاری ها، وبلاگ ها، وب سایت ها، محیط اینترنت، محیط موبایل و انواع و اقسام اطلاع رسا نی ها داشته باشیم، قدرت ما در این فضای سایبری بیشتر خواهد شد و تاثیر گذاری آن رسانه ها که الان دارند یکه تازی می کنند را خیلی خیلی کمتر خواهد کرد.

 

واقعیت این است که رسانه های داخلی ما در حوزه سرگرمی و تفریح نتوانستند نیاز مخاطب را برآورده کنند. تلویزیون ما، رادیو ما، رسانه ما، مطبوعات ما به طور طبیعی رسانه های شادی نیستند. بیشتر رسانه های غمگین و حزن آوری هستند در همه موضوعات در حوزه تولید محتوا به تکراری و تکراری گویی افتاده اند آن چیزی را که مردم نیاز دارند در ارتباط با زندگی روزمره قشرهای مختلف مردم پاسخگویشان نبوده است.

 

 

 

مردم و رسانه ملی

 

امروز من به جرات می گویم بسیاری از مردم پیج رسانه ملی را بسته اند، به این رسانه انتقاد دارند چون نیازشان را برطرف نمی کند، چون یک بخش خبری می گذارد ازساعت۱۴ تا ۲۴ تکرار می کند چون یک فیلم می گذارد و فکر می کند مردم به خاطر این فیلم حاضرند چند ساعت بنشینند آن فیلم را ببینند البته اخیراً رسانه ملی اندکی تکان خورده است، شاید اگر رقابت با این رسانه های جدید نبود هیچ تحولی رخ نمی داد. من می خواهم این را بگویم که تلنگر بزنم که ما بایستی همان دسته از مخاطبانی که به خاطر تفریح و سرگرمی به سمت این شبکه های خارجی رفتند آنها را هم جذب بکنیم چه طور که شما در ایران یک فیلم و سریال خوب پخش می شود در آن ساعت هیچ شبکه ماهوارهای مخاطبی ندارد پیچ ها را می بندند چون رسانه ملی دارد برنامه مورد علاقه مردم را پخش می کند.

 

تنوع و تکثر محتوایی توجه به نیازهای قشر های مختلف بسیار مهم است. یکی از قشرهایی که فراموش شده اند دختران جوان و نوجوانند این قشر فراموش شده ای است که فارسی۱ اینها را جذب کرده، مخاطب را دقیقاً شناسایی کرده مثلاً برای من نوعی فارسی۱ جذاب نیست ولی برای دختر جوان به خصوص دختران جوان و نوجوان، دختران قبل از سن ازدواج بسیار جذاب است، حتی برای پسر ها هم اینقدر جذاب نیست. وقتی یک کانال تلویزیونی ازساعت ۷ تا ۱۲ شب بکوب فیلم و سریال پخش می کند یعنی هیچ جایی برای کسی قایل نمی شود که نفس بکشد ما امروز با یک همچین دنیایی سر و کار داریم با شهروندی سر وکار داریم (ضابط، ۱۳۸۵، ص ۷) که خواه و نا خواه دسترسی به این رسانه ها پیدا کرده و تنوع رسانه ها باعث شده که انتخاب کند اگر ما نتوانیم اول از همه مخاطبان را بنشانیم پای تلویزیون خودمان، هیچ نوع محتوایی را نمی توانیم ارائه بدهیم اول باید توجه واعتمادش را جلب بکنیم بنشانیمش قانع اش بکنیم پیچ ما را باز بکند کانال را عوض نکند و بعد بهش محتوا بدهیم ما می خواهیم بگوییم اول بیاید محتوای ما را ببیند و بعد قضاوت بکند. خوب سال ها برنامه های ما را دیده اگر ما به ضعف های خودمان در رسانه پی نبریم نمی توانیم در مقابل این ها برنامه ریزی بکنیم.

 

بخشی هم ناشی از آن فقدان رقابتی بوده که رسانه ملی تا الان داشته است من به نظرم همین کاری که آقای مهران مدیری کرده و یک کانال جدید راه انداخته با این توزیع خودش یک تحول جدید دارد ایجاد می کند که در نهایت به نفع صدا وسیما خواهد بود، چرا؟ چون احساس رقابت خواهد کرد. ما در این حوزه ها باید رقیب به وجود بیاوریم. شما ببینید در خارج از کشور یک کمپانی یا یک رسانه می خواهد فعالیت بکند و کنارش رقیب می تراشند رقیب هم نداشته باشد برایش می تراشند تا کارکردش بالا برود. عملکرد انحصاری و یونیک باعث رقابت نمی شود باعث بهتر شدن کیفیت نمی شود.

 

ما می توانیم سریال مذهبی بسازیم سریال های خانوادگی بسازیم با فرهنگ ایرانی با سنت ایرانی. مگر سریال هایی که در ماه مبارک رمضان پخش می شود از کره مریخ آورده ایم. نه از دل همین فرهنگ بیرون آمده، فرهنگ ما غنی است پرشور است زاینده است ولی وقتی ما به حد کافی تولید نمی کنیم و سلیقه های مختلف را پوشش نمی دهیم طبیعی است که مخاطب می رود جای دیگری. وقتی می رود ما فکر می کنیم گولش زدند یا کسی تحریکش کرده. نه آن اول به عنوان سرگرمی رفته بعد در حین آن سرگرمی، طبیعی است که آن فرهنگ غربی و فرهنگ مستهجن غربی به او القا می شود.

 

من در حوزه افکار عمومی خارج، توسعه شبکه های متعدد تلویزیونی به زبان های مختلف برای فرهنگ های مختلف را پیشنهاد می کنم چون ببینید امروز رسانه های دنیا هیچ کدام بلند گو و منعکس کننده صدای ایران نیستند، ما خودمان باید این رسانه ها را داشته باشیم البته جاهایی هم از این ظرفیت ها استفاده کرده ایم همین که فرمودید دولت جلو بوده توانسته از ظرفیت دیگران استفاده بکند هیچ جا با ظرفیت رسانه ملی جلو نرفته از ظرفیت CNN وFOX NEWS و CBS و آنهای دیگر استفاده کرده ما خودمان باید رسانه هایی داشته باشیم که نفوذ بکند در کشور های دیگر و صدای ما را به آنها برساند این صدا و تصویر هم ضرورتاً صدای سیاسی نیست هر چیزی صدای عمومی، فرهنگ، مردم، اجتماع، داشته ها و توانمندی های مادر حوزه داخلی است تکثر رسانه ای اولین و فوری ترین راهکاری است که می تواند ما را به این مساله رهنمون بکند. دلیلش هم این است که با افزایش جمعیت و با ساعات متمادی که مردم در گیر با کار رسانه هستند ظرفیت محتوایی و شکلی رسانه ما جوابگو نیستند این را هم من فراتر از صدا و سیما می بینم. در حوزه مطبوعات هم اینطوری است ما یکی از بدترین وکمترین تیراژها رادر مطبوعات در کل دنیا داریم هیچ روزنامه ما به خارج نمی رود یکی دو تا روزنامه مدت زمانی کوتاه در خارج منتشر شدند مثل همشهری در امارات یا یک روزنامه رفت به تاجیکستان اما همه برگشتند و تمام شد و رفت.

 

ما در حوزه مطبوعات در حوزه خبرگزاری ها باید این تکثر را داشته باشیم یک مقدار سعه صدر بیشتر و اجازه دادن به انتشار صداهای متفاوت در داخل می تواند اعتماد سازی بیشتری جذب بکند. محدود سازی این رسانه ها معنی اش این نیست که ما صدایمان را بیشتر در این فضا قالب کرده ایم. فرار این مخاطبان به سمت رسانه های خارجی نتیجه ادامه این روند بوده است به تعداد مخطبانی که به سمت بی بی سی یا فارسی۱ نشریه و خبرگزاری و سایت خارجی رفته اند از تعداد مخاطبان داخلی ما کم شده است ما اصلی ترین مساله و بحرانمان در اینجاست اگر این کار را توانستیم حل بکنیم بعد در حوزه محتوا قطعاً حرف هایی برای گفتن خواهیم داشت.

 

 

 

نتیجه گیری

 

با توجه به آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت:

 

۱- هر گونه تقابل میان کشورها یا گروه هایی که با هم رقابت یا دشمنی دارند و در آن از ابزارهای رسانه ای، ابزارهای سایبری و نرم افزاری یا مغز افزاری استفاده می شود در دنیا به عنوان جنگ نرم یا soft war تلقی می شود.

 

۲- هر چه قدر زمان می گذرد با رشد تکنولوژی ها و تکنیک های رسانه ای روش های کار شبکه های رسانه ای پیچیده تر می شود طبیعتاً لایه های جنگ نرم پیچیده تر کامل تر و شناخت این ها سخت تر می شود.

 

۳- می شود گفت اکنون کاملاً در یک فضای جنگ نرم قرار داریم که ابزارهای ماهواره ای و رادیویی و تلویزیونی در کنار ابزارهای سایبری یک جنگ تمام عیار نرم را علیه جمهوری اسلامی ایران شکل داده اند.

 

۴- شبکه های جدید رسانه ای، بخشی از دیپلماسی عمومی کشورها هستند که یا زیر نظر کنگره یا پارلمان یا وزارت خارجه یا دستگاه دیپلماسی فعالیت می کنند.

 

۵- اگر ما به بهانه های مختلف تیشه به ریشه عناصر سازنده فرهنگ و خرده فرهنگهایمان بزنیم این پایه های قدرت نرم ما را فرو می پاشاند و نمی توانیم در جنگ نرم موفق باشیم، متاسفانه ما در بحث قدرت نرم بیشتر حالت دافعه داریم تا جاذبه.

 

۶- مبنایی ترین عنصر قدرت نرم، مردم هستند، برخی دیگر از عناصر قدرت نرم عبارتند از: سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، مشارکت عمومی، فرهنگ عمومی، آموزش های عمومی و تمام داشته هایی که در مردم وجود دارد، محلی گرایی، بومی گرایی، خرده فرهنگ ها، فرهنگ های سنتی و لایه های مختلفی که در درون مردم وجود دارد.

 

۷- برای ایجاد یک تصویر مطلوب از ایران باید از ساده ترین ابزارها استفاده کرد از جمله پیشنهادات عملی که رسانه هایی مانند صدا و سیما قادر به اجرای آن هستند، نشان دادن زندگی افراد عادی جامعه است.

 

۸- متاسفانه ما یک موازنه یا تعادل در حوزه دیپلماسی سایبر نداریم. دستگاه های متولی به هیچ وجه با یکدیگر هماهنگ نیستند.

 

۹- جنگ سایبری امروز در فضای شبکه های اجتماعی سایبری است.

 

۱۰- موقع آن فرا رسیده که همان طور که در چارچوب اصل ۴۴ بسیاری از معضلات را در این زمینه حل کردیم با مشورت کارشناسان در رابطه با صداوسیما راهکارهایی اتخاذ کنیم.

 

۱۱- امروز جمهوری اسلامی ایران در مرکز ثقل اخبار دنیاست ایران کشوری خبر خیز است اما کشور خبر رسان نیست یعنی تمام کشور های دنیا خبرها را از کشورهای دیگر به جز ایران در مورد ایران دریافت می کنند ما خبر اول ایران را خودمان تولید نمی کنیم.

 

 

 

راهبردها

 

با توجه به تشریح عناصر و مبانی جنگ نرم بر علیه ایران در فضای سایبر و رسانه ای می توان راهبردهای زیر را به منظور مقابله با آن ارایه داد:

 

۱- تاسیس مرکز ملی هماهنگ کننده جنگ نرم ضروری است. این مرکز وظیفه اساسی هماهنگی بین نهادهای مختلف داخلی در زمینه مقابله با جنگ نرم دشمن را بر عهده داشته و تصویر سازی رسانه ای از ایران را تحت کنترل، پایش و نظارت دارد.

 

۲- راه اندازی شبکه های رسانه ای جدید تحت نظارت کلی صدا و سیما و با تولید و گردانندگی بخش خصوصی ضرورتی حیاتی است، این شبکه ها می تواند به طور غیر رسمی پاسخگوی نیازهای سرگرمی و اطلاع رسانی مردم بوده و اعتماد مردم به رسانه های داخلی را بازگرداند.

 

۳- حمایت از جریان تولید محتوای سالم در فضای سایبر و به ویژه شبکه های اجتماعی برای دفاع از منافع ملی کشور در چارچوب جنبش نرم افزاری باید صورت گیرد.

 

۴- توجه به مبانی قدرت نرم در کشور برای جذب حداکثری و دفع حداقلی ضروری است. هیچ هنرمندی نباید به بهانه گرایش های سیاسی دفع شود، تخریب هنر و موسیقی و افتخارات ملی و کشاندن موضوعات ملی به دایره چالش های سیاسی داخلی، منجر به تضعیف قدرت نرم ایران خواهد شد.

 

۵- رویکرد مردم به شبکه های تلویزیونی خارجی و رویش قارچ مانند شبکه های تلویزیونی ماهواره ای یکی بعد از دیگری نشان دهنده ناموفق بودن برنامه های صدا و سیما و ادبار مردم از این رسانه است. اگر این موضوع آسیب شناسی بر طرف نشود بزرگترین ضربه به منافع ملی وارد خواهد شد. راهبرد اساسی این است که مردم ایران باید اخبار ایران را از رسانه های داخلی بشنوند و بیینند.

 

۶- فیلترینگ یک راهبرد انفعالی در برابر فضای سایبر است، تجریه نشان داده کاربران حرفه ای از این مانع به راحتی عبور می کنند، اینکه سایت فیلترینگ به رتبه پنجم سایتهای پر بیننده ارتقا پیدا کرده است زنگ خطری است برای قدرت نرم کشور. این یعنی اغلب کاربران اینترنت سایتهایی را برای مشاهده تقاضا می کنند که در لیست سایتهای فیلتر شده قرار دارد. باید دید چرا سایتهایی که فیلتر نیستند قادر به پاسخگویی به نیازهای اطلاع رسانی مردم نیستند.

 

 

 

منابع

 

سلطانی فر، محمد (۱۳۸۷). اصول جنگ روانی در طراحی سناریوهای خبری . مجموعه مقالات قدرت سایبر، زیر نظر دکتر سید رضا صالحی امیری، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع٫

 

سلطانی فر، محمد، هاشمی، شهناز (۱۳۸۲). پوشش خبری. انتشارات سیمای شرق.

 

ضیایی پرور، حمید(۱۳۸۸). جنگ نرم۲ ویژه جنگ رسانه ای. موسسه ابرار معاصر تهران.

 

ضیایی پرور، حمید(۱۳۸۷). ساماندهی وبلاگها و وب سایتها. مجموعه مقالات تکنولوژی های جدید رسانه ای، زیر نظر دکتر سید رضا صالحی امیری، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع٫