جداسازي و شفافيت؛ موثرترين راه مقابله با فتنه

جداسازي و شفافيت؛ موثرترين راه مقابله با فتنه
 
حیله فتنه گران برای فریب مردم و ایجاد تردید در آنها، تزریق مقداری از حق در میان جبهه خودشان است. مردمی که قدرت تحلیل و تشخیص درستی ندارند با مشاهده این علائم حق در میان فتنه گران به طرف آنها جذب می شوند.



در قرآن کریم ،از سامری به عنوان نمونه روشن فتنه گری که حق و باطل را در آمیخت تا مردم را از رهبر واقعی و الهی گریزان نماید، نام میبرد. حضرت موسی علیه السلام از سامری پرسید تو چگونه توانستی مردم را به گوساله پرستی وادار کنی. سامری گفت من مشتی از یادگاران پیامیران گذشته را به همراه داشتم. آنرا با طلا مخلوط کردم و گوساله ای ساختم که فریاد می کرد و با این ترفند مردم را فریب دادم. در دوران غیبت حضرت موسی، هارون نبی، برادر بزرگوار ایشان به عنوان جانشین تعیین شده بود. حضرت موسی پس از بازگشت و با مشاهده گوساله پرستی قومش، بشدت عصبانی شد و به برادرش گفت تو اینجا بودی و گذاشتی سامری هر کاری که می تواند با ایمان مردم بکند. جواب هارون بسیار جالب است. او گفت برادرم! مرا ملامت نکن. جو آنقدر خراب بود که هر حرکت من به ایجادتفرقه در بنی اسرائیل تعبیر می شد. هارون در غیبت موسی، پاسدار نظام حق الهی بود. ولی متاسفانه شرایط  آنگونه شد که او نتوانست وظایف خود را بخوبی انجام دهد.



وجود رگه های حق در جریان فتنه بسیار خطرناکتر از وجود قسمت باطل آن است. این رگه های حق  هستند که سپر بلای جریان فتنه می شوند و از آنها در مقابل مقابله جریان حق محافظت می کنند. این رگه های حق هستند که موجبات جذب افراد سلیم النفس ولی کم تجربه و بی بصیرت را به جناح فتنه گر را فراهم می کنند. در کل، عمر جریان فتنه به جهت زیست انگلی روی المانهای مثبتی است که آنها را در اختیار گرفته است. فتنه گران این المانهای حق را از از میان انسانهای ظاهرالصلاح و یا ساده لوح و استفاده از شعارهای مردم پسند انتخاب می کنند.



از آنجا که این المانهای ظاهرالصلاح به عنوان سپر بلای فتنه گران استفاده می شود، کار مقابله با آنها بسیار مشکل است. چون هرگونه صدمه به این موارد موجب بدنامی جناح حق  می شود. معاویه با همین انگیزه قرآن را سر نیزه کرد. در جنگ جمل عایشه به همین دلیل روی شتر نشست.



در جریانهای بعد از انتخابات گروههای متعددی و با انگیزه های مختلف شعارهای اعتراضی سر دادند. در اینجا به بخشهایی از آنها اشاره می کنیم:



1.    گروهی که از سر صدق به نتیجه انتخابات معترض بودند.

2.    گروهی که شهوت قدرت و انتقام داشتند.

3.    دشمنان قسم خورده اسلام، شیعه، انقلاب اسلامی و امام خمینی



اولین راه پیمایی بعد از انتخابات که راه پیمایی سکوت نام گرفت عمدتا با حضور  مردمی بود که فکر می کردند در انتخابات تقلب شده است. پس از مدتی و با روشن شدن سلامت انتخابات یا حداقل ناتوانی مدعیان تقلب در اثبات ادعایشان،این گونه اعتراضات پایان یافت. ولی در ادامه؛ نسل جدیدی از آشوبها با استفاده از التهابات ایجاد شده توسط کسانی که شهوت قدرت و انتقام داشتند و با حمایت لجیستیکی دشمنان بیگانه بوجود آمد. از آن پس تاکنون دیگر خبری از اعتراض به نتیجه انتخابات نیست. آنچه ما در آشوبها می بینیم، در واقع اعلام دشمنی با اسلام، اصل نظام و شعارهای سنتی آن مانند استقلال، آزادی جمهوری اسلامی و زمنیه سازی برای هجوم بیگانگان و تروریستها به ایران است.



این نسل جدید آشوبها بیشتر از آنکه به حرکات مردمی متکی باشد، به حمایت مالی و تبلیغاتی دشمنان اسلام وابسته است. ولی هنوز رگه هایی از حق در این آشوبها دیده می شود که کار مقابله با آن را برای مسئولین و نیروهای امنیتی و قضایی مشکل می کند. هنوز در این آشوبها جوانان، و دانشجویان کم تجربه ای وجود دارند که نه تاریخ ایران را را بدرستی می دانند و نه دوران جنگ را تجریه کرده اند. شعارهای کاریکاتوری و منافقانه دفاع از ایران و آزادی بیان و تجمعات و ... نیز حرفهای حقی است که به هدف باطل از آنها استفاده شده و موجبات فریب افکار عمومی را فراهم می سازد.



مقام معظم رهبری به اجرای مر قانون توسط مسئولان ذی ربط توصیه کرده اند. ولی باید توجه داشت که اجرای مر قانون در جریانی که از المانهای حق استفاده می کند مشکل است. برای همین امر است که در بعضی از آشوبها کار برعکس می شود و ماموران نیروی انتظامی کتک می خورند و زخمی می شوند. این به دلیل آن است که مر قانون به دلیل برخی ملاحظات مانند برخورد مسالمت آنیز با تظاهرات و ترس از عواقب آن (مانند آنچه در کهریزک گذشت) با قدرت انجام نمی شود.



برای عمل به توصیه مقام معظم رهبری، مهمترین و شاید فوری ترین کار برای مقابله با جریان فتنه، ایجاد شفافیت و خارج سازی المانهای حق از درون جریان فتنه است که قدرت دفاعی آنها را به شدت کاهش داده و چهره منافقانه آنها را آشکار خواهد کند. پس از روشن شدن چهره های واقعی است که با جرات می توان به مر قانون عمل کرد.



برای روشن شده موضوع به مثال سرقت  مسلحانه از یک بانک می پردازیم. عده ای سارق مسلح به بانک حمله کرده و پس از حضور پلیس در محل، اقدام به گروگان گیری مراجعین و کارکنان بانک می کنند. گروگان گیرها برای برای حقاظت از جان خود از این افراد به عنوان سپر استفاده می کنند. پلیس می تواند با یک هجوم برق آسا به بانک حمله کرده و سارقین را از پای دربیاورد. ولی مشکل اینجاست که در این میان ممکن است جان تعدادی از افراد بیگناه به خطر بیفتد. راه عاقلانه آن است که پلیس با خویشتن داری؛ نخست سعی در نجات افراد بی گناه نماید. پس از آزادی این افراد کار مقابله با دزدان برای پلیس بسیار ساده است.



برای جداسازی المانهای حق و یا ظاهر الصلاح از بدنه جریان فتنه روشهای زیر توصیه میشود:



1.    دستگیری سران فتنه بسیار ساده است. نظام جمهوری اسلامی بسیار قدرتمندتر از ان است این افراد بتوانند مزاحمتی ایجاد نمایند. این تاخیر در دستگیری فقط به دلیل آن است که چهره منافقانه آنها هر چه بیشتر آشکار شود. این مسئله باید برای مردم بخوبی توضیح داده شود.

2.    خویشتن داری نظام موجب فروکش کردن احساسات جوانان و بعضی دانشجویان می شود. در فضای آرام این افراد بتدریج خود را از جریان فتنه ای که حیات خود را در ایجاد التهاب می بیند، جدا خواهند کرد.

3.    دستگیری افرادی که علنا دست به تخریب و کشتار می زنند. برگزاری علنی دادگاههای آنها به همراه پخش فیلمها و عکسهای تهیه شده از آنها برای متقاعد کردن مردم بسیار مهم است. مجازات سریع این افراد، کسانی را که عافیت طلب هستند از همراهی با آنها دور خواهد کرد.

4.    افراد صادق (حتی کسانی که به نحوی با نظام مشکل دارند) باید توجه کنند که جریان فتنه کنونی کمر به از بین بردن عزت و حیثیت ایران یسته است. آنها باید از آنچه در عراق گذشت درس بگیرند. از اینکه نظام کمی و کاستیهایی دارد، شکی نیست. ولی نباید برای این موضوعات قابل حل، نظامی را که با خون صدها هزار جوان پاک به دست آمده است قربانی کنند. به این گونه افراد توصیه می کنیم موقتا از هر تجمعی که بدست آشوبگران انجام می شود، حتی به عنوان تماشاچی دوری کنند و نیروی انتظامی را برای انجام به وظایف قانونی خود کمک کنند.

5.    هرگونه تماس و همکاری با سایتها، تلویزیونها و ماهواره های دشمن بنا به فتوای علما جایز نیست. بایکوت خبری این بنگاهها، آنها را به استفاده از عناصر بدسابقه و خودفروخته ای مانند نوریزاده و بهنود می کند که موجب آبرو ریزی آنها است.

6.    افراد صاحب نظر با تاسی به این آیه شریفه "ان تقوموا لله مثنی و فرادی" از هر فرصتی برای روشنگری استفاده نمایند. این روشنگریها و موضع گیری های صریح و بدور از مجادلات لفظی، در مجامع، سایتها، دانشگاه و حتی محیط کار و در میان اهل خانه، بدنه و توده مرده مردم را از لحاظ فکری از جریان فتنه دور خواهد ساخت.



روزی کسی به امیرالمومنین گفت من برادری دارم که بسیار مایل است در رکاب شما بجنگد ولی بدلیل دور بودن نمی تواند بیاید. حضرت فرمود "همین اعلام آمادگی او در حکم شرکت در جنگ در کنار من است. در کنار من کسانی قرار دارند که قرنها بعد برای احیای امر ما تلاش می کنند." افراد صاحب نظر بدانند اگر هم اکنون به وظیفه خود برای روشنگری عمل کنند مانند آن است که در رکاب علی شمشیر زده باشند. وگرنه مانند ابوهریره هستند که در جنگ صفین برای حفظ جان خود به کوه پناه برد و گفت علی داناتر است و معاویه با سیاست تر ، ولی کوه سالم تر است! متاسفانه کسانی که عدالت علی را پشتیبانی نکردند، مجبور شدند زیر بار ذلت مروان بن حکم بروند. فاعتبروا یا اولی الابصار



7.    نظام می بایست با تمرکز جدی روی رفع نقاط ضعف، جلوی بهانه جوییها را بگیرد. تاکید برای اجرای برابر قانون برای همه مردم اعتماد مردم را به نظام جلب کرده و فتنه گران را خلع سلاح خواهد سازد. ماجرای کهریزک نقطه شاخص مهم قضیه است. رسیدگی روشن به این ماجرا اعتماد مردم را دوباره زنده خواهد کرد.



8.    باز کردن باب گفتگوهای دوجانبه و چند جانبه طرفهای مختلف.  مناظرات انتخاباتی علیرغم ضعفهای آن، ثمرات زیادی برای روشن شدن موضوعات داشت. ملت ایران ملیتی فهیم، شجاع و کریم است. مناظرات تلویزیونی این احساس را به مردم می دهد که به عنوان قاضی انتخاب شده اند. مردم قضاوت کننده های خوبی هستند. ما تاکنون برای ملاحظات گوناگونی مانند زیر سوال رفتن نظام و ارکان نظام و از این قبیل از انجام این گفتگو ها سرباز زده ایم. ضرر عمده این روش محافظه کارانه؛ ایجاد حریم غیر قابل نفوذ برای بعضی افراد و سوق دادن آنها به سوی عدم پاسخگویی است. استفاده از این روش محافظه کارانه باعث بوجود آمدن اشرافیت سیاسی شده و به تبع آن؛ ظاهر شدن پدیده هایی مانند آقازاده ها؛ چاپلوسی و تملق و ریاکاری در حد وسیع را باعث شده است. از سوی دیگر، بنا به این ضرب المثل ایرانی؛ تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد؛ مناظره ها گوهر افراد را آشکار می کند. دوستی می گفت قبل از مناظرات فکر می کردم کروبی برای خودش یک اندیشمند سیاسی است. ولی بعد از مناظره فهمیدم  سطح اش چقدر است. برگزاری جلساتی مانند برنامه رو به فردای شبکه سه را به فال نیک می گیریم. امیدواریم این گونه بحثها نه فقط در مباحث سیاسی، بلکه در سایر موضوعات نیز دنبال شود.



9.    سیاستمدارانی که معتقد به وحدت و به اصطلاح آشتی ملی هستند باید توجه کنند که آشتی ملی بدون جراحی و پاک کردن نظام از لوث وجود خائنین، بنوعی استخوان لای زخم گذاشتن است که با حفظ آتش زیر خاکستر باید منتظر طوفانی دیگر پس از این آرامش مصنوعی ناشی از زمزمه های آشتی ملی باشیم. آشنی ملی باکسانی که به جهت جهل و شاید خطا کاری را انجام داده اند و بشرطی که توبه کنند؛ کاری پسندیده است. در غیر اینصورت، ارسال نامه های سرگشاده و دادن راهکارهای چندگانه به اصطلاح خروج از بحران؛ فقط عمر جریان فتنه را زیاد میکند. با نگاهی خوشبینانه، این سیاستمداران که برای خود نقش پل قائل هستند می بایستی این کار را فقط برای جداسازی عناصر فریب خورده و یا خظاکاری که بدنبال توبه هستند از عناصر خبیث و خرابکاری که بدنبال نابودی ملت ایران هستند؛ انجام دهند. بسیار ساده اندیشی است اگر مانند ابوموسی اشعری بدنبال وحدت بین معاویه و علی باشند. اگر قرار به آشتی ملی به هر قیمتی بود؛ لزومی به جنگ جمل و صفین و نهروان نبود.

فتنه و راه های شناخت آن 2

فتنه و راه های شناخت آن
استاد پناهيان:تهمت نباید زد، ناسزا نباید گفت، اما غلظت در مبارزه با منافقان را هم نباید کم کرد :

حجت الاسلام علیرضا پناهیان با اشاره به آیه‌ي 9 سوره‌ي تحریم که دستور جهاد و سخت‌گیری با منافقین را می‌دهد، گفت: «اگر لازم باشد با منافقی مبارزه ‌کنیم، لازم نیست حتما اسم او را منافق بگذاریم. اما هیچ‌گاه مبارزه با نفاق و رفتار منافقانه را نباید ترک کرد. زیرا بر طبق آیه قرآن، با منافقان باید با غلظت رفتار کرد.» اين استاد حوزه و دانشگاه در جلسه‌ي هفتگی هیئت محبین اهل‌بیت(ع) در قم، ادامه داد: «تذکر به قوه‌ي قضائیه برای رعایت قانون و اخلاق، معنایش این نیست که غلظت مجاهده با نفاق را باید کم کرد. تهمت نباید زد، ناسزا نباید گفت، اما با رفتار منافقانه باید شدیداً برخورد کرد.» پناهیان در ادامه با يادآوري تفاوت‌های جهاد با کفار و منافقین، گفت: «در جهاد با کفار، نگرانی از دست دادن جان، مهم‌ترین مانع جهاد است. اما در جهاد با منافقین، نگرانی از دست دادن آبرو و اعتبار اجتماعی مهم‌ترین مانع جهاد است. دیروز هرکس جان جهاد داشت، باید به جنگ می‌رفت، امروز هر کس آبرودار است، باید به جهاد با منافقین بپردازد؛ و در این میان هرکس آبروی بیشتری دارد، جهاد برای او واجب‌تر است.»

فرازهایی از این سخنرانی که در ادامه‌ي سلسله مباحث انقلابی بودن بیان شده است، در زير آمده است: آیه‌ای که از جهاد و سخت‌گیری با منافقین سخن می‌گوید • یکی از ارکان انقلابی بودن، مجاهدت در راه خداست. انقلابی کسی است که اهل جهاد است و انواع جهاد را می‌شناسد، و برای انواع مجاهدت‌ها آماده است. یکی از انواع سخت جهاد هم، جهاد با نفاق است. • خداوند در سوره‌ي توبه، آیه 73 و همچنین تحریم، آیه 9 می‌فرماید: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفَّارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ؛ ای پیامبر! با کافران و منافقان به جهاد برخیز و نسبت به آنان سخت‏گیری کن [و درشت‏خو باش‏] که جایگاهشان دوزخ است و دوزخ بد بازگشت‏گاهی است.» • علامه طباطبایی در ذیل همین آیه می‌فرماید: "جهاد" و "مجاهدت" به معنای سعی و بذل نهایت درجه کوشش در مقاومت است -چه به زبان باشد و چه به دست- تا آنجا که منتهی به کارزار شود. در تفسیر نمونه نیز در ذیل همین آیه آمده است: «مراد از جهاد با آنها همان توبیخ و سرزنش و تهدید و انذار و رسوا ساختن آنها، و یا در بعضی از موارد تالیف قلوب آنها است، چه اینک «جهاد» معنی وسیع و گسترده‏ای دارد، و هر گونه تلاش و کوشش را شامل می‏شود، تعبیر به «وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ» (بر آنها سخت بگیر و خشونت کن) نیز اشاره به خشونت در سخن و افشاگری و تهدید و مانند آن است.» • نکته‌ای که در این آیه وجود دارد، این است که در آیات دیگر قرآن اکثرا از جهاد با «کفار» سخن گفته شده است و در مورد «منافقین» از برحذر بودن(هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ) سخن گفته شده است. اما در این آیه، که یکبار دیگر در سوره‌ي توبه تکرار شده، دستور «جهاد» نسبت به منافقین نیز صادر شده است. خصوصا اینکه دستور غلظت هم داده شده است (وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ). کما اینکه خداوند هم با غلظت با آنها برخورد می‌کند (و مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ). البته جای دیگری دستور قتل منافقان هم داده شده که بحث دیگری است. (سوره احزاب آیه‌ي61) • منافق در میان جامعه‌ي اسلامی زندگی می‌کند و نامسلمانی او معمولا پنهان است؛ مبارزه و مجاهده با او طبیعتا دشوارتر است، آنهم مبارزه‌ای سخت گیرانه. این مبارزه سخت‌تر از مبارزه با کفار است. • این آیه بیشتر در زمان امیرالمؤمنین(ع) اجرا شد و البته مورد اعتراض نفهم‌‌ها هم قرار گرفت؛ که چرا مسلمان کشی را باب کرده‌است. زیرا حضرت در سه جنگ جمل، صفین و نهروان، در واقع با سه گروه از منافقین جنگیدند. امام صادق(ع) در تفسیر آیه 9 سوره‌ي تحریم فرمودند: جَاهَدَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ الْکُفَّارَ وَ جَاهَدَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلَامُ الْمُنَافِقِینَ، فَجَاهَدَ عَلِیٌّ (ع) جِهَادَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه (تفسیر قمی/2/377) علی(ع) گردن عَمرو را زد، اما احترامش را حفظ کرد • اگر لازم باشد با منافقی مبارزه ‌کنیم، لازم نیست حتما اسم او را منافق بگذاریم. اما هیچگاه مبارزه با نفاق و رفتار منافقانه را نباید ترک کرد. زیرا بر طبق آیه قرآن، با منافقان باید با غلظت رفتار کرد. • حتی اگر لازم باشد قوه‌ي قضائیه با کسی که رفتار غیرقانونی انجام داده است برخورد قانونی کند، نباید مبارزه و مجاهدت زبانی و فرهنگی با منافقان پایان پذیرد، و همه‌ي مبارزه به عهده‌ي قانون گذاشته شود. نباید مجاهدت با منافق را رها کرد و یا از غلظت آن کاست. • در جهاد با منافق، نه تنها قانون، بلکه اخلاق را هم باید رعایت کرد. در آیین جنگ با کفار نیز همین‌گونه است. مانند امیرالمؤمنین(ع) که در جنگ خندق، گردن «عمرو بن‌ عبد ود» را زد، اما به دلیل حفظ احترام و منزلتی که در قبیله‌ي خود داشت، زره او را درنیاورد. همچنین علی(ع) در زمان مذاکره‌ي نماینده‌ي خود با معاویه ـ گرچه معاویه دوران مذاکره را طولانی کرد تا فرصت آماده‌سازی لشکر را پیدا کند ـ اما جنگ را شروع نکرد و با وجود ضرری که سپاه حضرت از این ناحیه متحمل شد، قانون مذاکره را رعایت کرد. • اگر منافق دست به اسلحه برد، با اسلحه، و اگر با هر سلاحی که آمدند با همان سلاح با آنها باید مجاهده کرد؛ آنهم با «غلظت». تذکر قوه‌ي قضائیه برای رعایت قانون و اخلاق، معنایش این نیست که غلظت مجاهده با نفاق را باید کم کرد. تهمت نباید زد، ناسزا نباید گفت، اما با رفتار منافقانه باید شدیداً برخورد کرد. اینکه معنای این غلظت چیست، باید به اقتضائات و شرایط نگاه کرد. ولی غلظت باید احساس شود. • پیامبر(ص) هرگاه در مقابل نفاق کوتاه می‌آمدند به دلیل بصیرت نداشتن مردم بود. اگر پیامبر با نفاق برخورد شدیدتری نداشتند، به دلیل کم بودن اصحاب ناب بوده است. کما اینکه دو جریان توطئه‌ي قتل حضرت توسط منافقین، یکی بعد از جنگ تبوک و یکی بعد از روز غدیر، در توضیح علت نکشتن توطئه کنندگان، به همین نکته اشاره کردند. (أَکْرَهُ أَنْ یَتَحَدَّثَ النَّاسُ وَ یَقُولُوا إِنَّ مُحَمَّداً قَدْ وَضَعَ یَدَهُ فِی أَصْحَابِ: اعلام الوری/123) اما در زمان ظهور حضرت حجت(عج)، با منافقین مانند کفار برخورد می‌شود. (ثُمَّ یَدْخُلُ الْکُوفَةَ فَیَقْتُلُ بِهَا کُلَّ مُنَافِقٍ مُرْتَاب‏: ارشاد مفید/2/384؛ لَا یَقْتُلُ أَحَداً مِنْهُمْ إِلَّا کَافِرٌ أَوْ مُنَافِقٌ: بحارالانوار/52/386) در جهاد با منافقین، نگرانی از دست دادن اعتبار اجتماعی مهم‌ترین مانع جهاد است • در جهاد با کفار، جان می‌دهی و آبرو پیدا می‌کنی. در جهاد با منافقین، جان نمی‌دهی، اما آبروی خود را در میان بی‌بصیرت‌ها از دست می‌دهی.• در جهاد با کفار، نگرانی از دست دادن جان، مهمترین مانع جهاد است. اما در جهاد با منافقین، نگرانی از دست دادن آبرو و اعتبار اجتماعی مهمترین مانع جهاد است. دیروز هرکس جان جهاد داشت باید به جنگ می‌رفت، امروز هر کس آبرو دار است باید به جهاد با منافقین بپردازد؛ و در این میان هرکس آبروی بیشتری دارد، جهاد برای او واجب‌تر است. • جهاد با مال بر کسانی واجب است که از تمکن مالی برخوردار هستند و مال بیشتری دارند. جهاد با جان بر کسانی واجب است که از توان جسمی برخوردار هستند و توانمندتر هستند. جهاد با آبرو ـ که آبرو مهمترین ابزار جهاد با منافقین است ـ بر کسانی بیشتر واجب است که اعتبار و آبروی بیشتری دارند. • اهمیت آبرو در مبارزه با نفاق به‌گونه‌ای است که امام حسین(ع) در مبارزه با یزید، که مبارزه با نفاق روشن بود، در سخنانی که خطاب به 700 نفر از تابعین و انصار در «منی» ایراد کردند، به اسلحه‌ي آنها نگاه نمی‌کرد، بلکه به «آبروی» آنها که از قِبَل اسلام بدست آورده بودند، اشاره می‌فرمود و به اینکه حاضر نبودند از آبروی خود برای مبارزه با نفاق هزینه کنند اعتراض می‌فرمودند. (ثُمَّ أَنْتُمْ أَیُّهَا الْعِصَابَةُ، عِصَابَةٌ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ، وَ بِالْخَیْرِ مَذْکُورَةٌ، وَ بِالنَّصِیحَةِ مَعْرُوفَةٌ، وَ بِاللَّهِ فِی أَنْفُسِ النَّاسِ مَهَابَةٌ یَهَابُکُمُ الشَّرِیفُ وَ یُکْرِمُکُمُ الضَّعِیفُ.... أَ لَیْسَ کُلُّ ذَلِکَ إِنَّمَا نِلْتُمُوهُ بِمَا یُرْجَی عِنْدَکُمْ مِنَ الْقِیَامِ بِحَقِّ اللَّهِ؟....)( تحف العقول/237) • اما بعضی‌ها نمی‌خواهند در راه خدا ضرر کنند. بعضی‌ها می‌خواهند مورد تأیید و پسند همه باشند و هیچکس نسبت به آنها بغض نداشته باشد. همانطور که مرد باید در بدن خود زخم جراحت جهاد داشته باشد. بنابر فرمایش رسول خدا(ص) کسی که زخم در بدن نداشته باشد، و در اثر جهاد در راه خدا ضرری به او نرسیده باشد، خجالت‌زده خواهد بود. مَن لَقِیَ اللّه َ بغیرِ أثَرٍ مِن جِهادٍ لَقِیَ اللّه َو فیهِ ثُلْمَةٌ.(میزان الحکمة/2828) در جریان مبارزه با نفاق هم باید به آبرویش نزد برخی لطمه خورده باشد. • بنابر صریح آیات قرآن، تمام پیغمبران الهی را مسخره کردند، آنوقت برخی مراقب هستند کسی مسخره‌شان نکند. در حالی‌که هرکس بیشتر مراقبت کند که از ناحیه‌ي جان و مال و آبرو ضرر نکند، و به این دلیل به ترک جهاد بپردازد، بیشتر نزد خدا منفور خواهد شد. کسی که مجاهد را اذیت کند، خدا بر او غضب خواهد کرد • در دفاع مقدس، بعضی‌ها دنبال مسئولیت‌های پرخطرتر بودند. مثلاً بعضی‌ها تخریب‌چی بودند و از خدایشان بود که جان خود را برای باز کردن معبر بدهند و پیش‌مرگ دیگران شوند. امروز کجا هستند کسانی که آرزو داشته باشند اعتبار خودشان را در راه جهاد با منافقان از دست بدهند و باکی نداشته باشند؟• البته وقتی به ارزش جهاد نگاه کنیم سختی‌های جهاد کاهش پیدا می‌کند. رسول خدا(ص) در مورد مجاهدین در راه خدا می‌فرمایند: اعمال همه بندگان در مقایسه با ارزش جهاد مجاهدانِ در راه خدا، به اندازه‌ي مقدار آبی است که پرستویی با منقار خود از دریا برداشته است، در مقابل عظمت آب دریا.(ما أعْمالُ العِبادِ کُلِّهِم عِند المُجاهِدینَ فی سبیلِ اللّه ِ إلاّ کَمِثْلِ خُطّافٍ أخَذَ بمِنْقارِهِ مِن ماءِ البَحرِ(میزان الحکمة/2844) • جهادگران از حمایت‌های عجیب پروردگار برخوردار می‌شوند. رسول اکرم(ص) در روایت دیگری می‌فرمایند: اتَّقوا أذَی المُجاهِدینَ فی سبیلِ اللّهِ «از آزردن مجاهدانِ در راه خدا بپرهیزید»، فإنَّ اللّهَ، یَغْضَبُ لَهُم کَما یَغْضَبُ للرُّسُلِ« زیرا خداوند به خاطر آنان به خشم می آید همچنان که به خاطر پیامبران به خشم می‌آید»، و یَسْتَجیبُ لَهُم کَما یَسْتَجیبُ لَهُم. «و دعای آنان را اجابت می کند همچنان که دعای پیامبران را اجابت می‌کند.»(میزان الحکمة/2856) • اگر تاکنون سران فتنه زنده‌ هستند، صدقه سر مهربانی مقام معظم رهبری و حزب اللهی‌هاست، زیرا قطعاً ایشان هنوز اینها را نفرین نکرده‌اند که اگر نفرین کرده بودند، بر اساس همین روایت، نابود شده بودند. حتی نیازی به زدن و بستن نداشتند. اما آیا اینها رهبری و مؤمنین را اذیت کرده‌اند یا نه؟ بنابراین یقیناً خداوند بر آنها غضب کرده است. • نمونه‌ي اعلای مجاهدی که خدا به خاطر غضب او غضب کرد حضرت صدیقه‌ي کبری، زهرای اطهر(س) بود که رسول خدا(ص) فرمود یَغضِبُ لِغَضَبِها...

فتنه و راه های شناخت آن

فتنه و راه های شناخت آن
متن كامل سخنراني استاد پناهيان در سلسله نشست‌هاي بصيرت قم:



حجت‌الاسلام والمسلمين عليرضا پناهيان شنبه شب در سلسله نشست‌هاي هيئت فاطميون قم سخنان مهمي در مورد شرايط كشور، وظايف نخبگان و تحولات منطقه و افريقا بيان كرد كه متن كامل آن چنین است:
در مورد گذشته و تاريخ انقلاب اسلامي، يكي از نكاتي كه نبايد از آن غفلت كرد، اين است كه مظلوميت‌هايي را كه امام، جريان پيرو ايشان در دهه اول انقلاب تحمل كردند، همواره بايد يادآوري كرد. الآن بعضي‌ها كه آن زمان در مسند هم بودند و كارهاي مهمي هم در دست‌شان بود، اذعان مي‌كنند كه ما در زمان امام هم همه حرف‌هاي ايشان و ولايت مطلقه فقيه را قبول نداشتيم. ما بايد اين موضوع را بيان كنيم كه در آن زمان هم حضرت امام در مظلوميت به سر مي‌بردند و افراد و جريان‌هايي در پي تضعيف رهبري ايشان بودند.
ما نبايد در تاريخ انقلاب اسلامي در هيچ زمينه‌اي مبالغه كنيم. مثلاً در باره دفاع مقدس نبايد مبالغه‌آميز صحبت كنيم و بگوييم جواناني كه به جبهه‌ها رفتند، همگي جوانان سلحشور ملت مسلمان ما بودند كه داوطلبانه به جبهه‌ها عزيمت و دشمن را نابود كردند. خير، اين‌طور نيست. همه چنين ظرفيت بالايي نداشتند. نبايد بگوييم هر كسي كه به جبهه رفت،‌ شهادت‌طلب بود و قهرمانانه جنگيد. تمام رزمندگان شهادت‌طلب نبودند. عيبي هم ندارد، اما خوب است كه انسان واقعيت را بگويد و سخن راست بگويد.
من مطمئنم بسياري از شما جوانان بصيرانه به‌دنبال تقويت بصيرت خود هستيد، نه اينكه برخي از نكات را در مورد تاريخ انقلاب اسلامي فراموش كرده باشيد، بلكه در لابلاي تبليغات مثبتي كه از انقلاب ايران مي‌شود، به بسياري از آن نكات دست نيافته‌ايد.
جواني از من مي‌پرسيد: «چطور در زمان حضرت امام همه در مورد ايشان متفق‌القول بودند؟» گفتم: «چه كسي اين حرف را زده؟ در زمان حضرت امام هم در ميان مردم، افراد ناداني بودند كه قدر امام را نمي‌دانستند. البته عده‌شان كم بود، كما اينكه الان هم كساني كه بخواهند رهبري را تضعيف كنند، كم هستند. همه عالم هم اين را مي‌دانند.» بعد برايش مثال‌هايي از دوران دفاع مقدس زدم و گفتم: «ما در صف بليط قطار ايستاده بوديم كه بليط گيرمان بيايد و به جنوب برويم، اما عده‌اي هم بودند كه نق مي‌زدند و شاكي و ناراضي بودند. عده‌شان هم كم بود، ولي بودند».
برخي از آنها حرف‌هايي عليه نظام و رهبري مي‌زدند كه شما امروز كمتر مي‌توانيد تصورش را هم بكنيد كه كسي باشد كه در جامعه ما اين حرف‌ها را بزند. آن زمان امام مظلوم بودند و در مظلوميت كار مي‌كردند. امام در ميان نخبگان جامعه هم مظلوميت‌هايي داشتند و به ايشان تحميل‌هايي مي‌شد. حتي در ميان جريان‌هاي مذهبي هم تضعيف‌هايي عليه امام صورت مي‌گرفت. در زمان امام حتي بعضي‌ها در اعلميت ايشان هم ترديد مي‌كردند. يك وقت تصورنكنيد مشكلاتي را كه امروز كم و بيش در جامعه‌مان با آنها مواجه هستيم،‌ در سابق نداشتيم. سابقاً هم اين مشكلات بود و شايد بدتر و شديدتر هم بود.
اين موضوع قابل تأملي است. نمي‌خواهيم اين را به عنوان موضوعي قرار دهيم كه در باره‌اش تبليغات كنيم. بله، بنده هم مي‌پسندم كه ابهت و عظمت امام را هر روز بيشتر كنيم، ولي اين نبايد موجب شود كه بعضي‌ها از گذشته سوءاستفاده و در اثر به وجود آمدن كمترين خللي در جامعه، اميدها را به يأس تبديل و روحيه‌ها را تضعيف و يا به اين صورت سوءاستفاده كنند كه اين علامت نقصي در وضع موجود است.
مشكلاتي كه امروز هستند، قبلاً هم بوده، بلكه بيشتر هم بوده. برخي از آن مشكلات، امروز اصلاً امكان وقوع ندارند. در ده سال اول انقلاب، تضعيف‌هايي در قبال امام مي‌شد كه امروز ديگر قابل تصور نيستند. كساني در همين شهر قم و در حد مرجعيت تقليد، با كودتاگران پيمان بستند و هم‌عهد شدند براي كودتا كردن و قتل حضرت امام. كشور چنين ماجراهايي را ديده و از سر گذرانده. الان ما چنين مشكلاتي نداريم و حتي بوي چنين مشكلاتي هم نمي‌‌آيد. آن زمان بعضي‌ها آن قدر در برابر امام لجاجت و يك‌دندگي كردند كه با آنكه در رده‌هاي بالاي كشور بودند، قهر كردند و استعفا دادند و بعد با اصرار، آنها را به مسير انقلاب برگرداندند. يكي به خاطر اينكه دو تا حرفش قبول نشده بود، ديگري به خاطر اينكه پسرش دستگير شده بود. نمي‌شود اسم بعضي از آنها را آورد. بعضي‌ها را هم خودتان مي‌شناسيد. تضعيف رهبري هميشه وجود داشته و امر تازه‌اي نيست.
دشمنان اسلام كه بي عقل و هوش نيستند. اگر خدا به آنها حتي يك ذره هم عقل و هوش داده باشد، مي‌دانند مهم‌ترين اقدامي كه بايد انجام بدهند، تضعيف رهبري است و در تمام ده سال اول انقلاب اين كار را انجام دادند و فقط در سال‌هاي آخر بود كه تسليم شده بودند و لذا اگر امروز هم شما جرياناتي را براي تضعيف رهبري جامعه اسلامي مي‌بينيد، اصلاً چيز تازه‌اي نيست. ما بايد دقت داشته باشيم كه به‌رغم همه اين مسايل، رهبري ولايي در جامعه ما نسبت به گذشته تقويت شده و روز به روز در اين زمينه پيش رفته‌ و از مظلوميت جدا شده‌ايم.
جواناني كه در اين جلسه هستند، شايد يادشان نباشد در آن سه روزي كه پيكر امام در مصلي بود و مردم گرد آن مي‌گشتند و بعد در مراسم تشييع امام، يكي از ذكرهايي كه توسط عزاداران و علاقمندان به امام تكرار مي‌شد اين بود كه : «مظلوم يا اماما! غريب يا اماما!» اين چه درك عمومي‌اي بود كه مردم هنگام تشييع پيكر امام اين ذكر را مي‌گفتند؟ خيلي‌ها درك كرده بودند كه به امام ستم شد. خيلي‌ها متوجه شدند كه امام، غريب نگه داشته شد. امام از دست خيلي‌ها آزار ديد. مساله چندان پيچيده‌اي هم نبود. وقتي امام در بيانيه‌هايشان ابراز مي‌كردند كه از دست چه كساني چه خون‌‌جگرهايي خوردند تا جايي كه بعضي از اوقات از دست بعضي از دوستان‌شان آرزوي مرگ مي‌كردند. بعضي وقت‌ها چنان دردمندانه سخن مي‌گفتند كه همه مردم مي‌فهميدند كه امام از يك چيزي ناراحتند. ما بايد برگرديم و به مظلوميت‌هاي امام و به ريشه‌هاي چيزهايي كه امام را آزار مي‌داد نگاه كنيم. اين بازنگري براي امروز ما بسيار مفيد است.
جريان تضعيف رهبري در زمان امام و امروز يك جريان است و جالب اينكه در برخي از موارد، اشخاص هم همان‌ها هستند. اين هم از امدادهاي غيبي است كه ما با مطالعه تاريخ گذشته مي‌توانيم به وضعيت امروز پي ببريم. آنهايي كه مستقيماً رهبري ديني ما را در زمان حضرت امام تضعيف مي‌كردند و آنهايي كه غيرمستقيم مقدمات تضعيف رهبري را فراهم مي‌كردند، دور يا نزديك و در كسوت‌هاي مختلف حضور داشتند.
ما نبايد تاريخ انقلاب را از ياد ببريم. كما اينكه در مورد تاريخ پيامبر گرامي اسلام(ص) هم نبايد فراموش كنيم كه ايشان هم غريب بودند. گاهي اوقات در درس‌هاي تاريخي‌مان دوست داريم افتخارات پيامبر(ص) را طوري بيان كنيم كه هم خودمان و هم مخاطبين يادشان برود كه پيامبر(ص) غريب بودند و آن وقت، هنگامي كه فقط دو روز پس از رحلت پيامبر(ص) مظلوميت‌هاي اميرالمؤمنين(ع) را مي‌بينيم، تعجب مي‌كنيم كه پس چه شد؟ پيامبر(ص) كه داشتند خوش و خرم همه كارها را پيش مي‌بردند. نخير اين طور نيست. پيامبر(ص) هم غريب بودند. ما وقتي تاريخ غديرخم را مي‌گوييم، بايد اين را هم بگوييم كه بعضي‌ها تا ديدند دست علي‌بن‌ابيطالب(ع) توسط پيامبر(ص) بالا برده شد، جلسه را ترك كردند. بايد مظلوميت پيامبر(ص) در زمان خودشان را بگوييم.
امام يك بار فرمودند كه پيامبر اكرم(ص) نتوانستند كاري را كه مي‌خواستند انجام دهند، يعني نگذاشتند. بعضي از علماي خارج از كشور اعتراض كردند كه ايشان نسبت ناتواني به پيامبر(ص) داده است. امام فرمودند: «بله، من اين را گفته‌ام و باز هم مي‌گويم كه رسول خدا(ص) مي‌خواست همه را مثل علي‌بن‌ابيطالب(ع) تربيت كند، ولي نتوانست و نگذاشتند.»
ما وقتي مي‌خواهيم مظلوميت اهل بيت را بگوييم، بايد برگرديم و ريشه مظلوميت را در زمان خود پيامبر اكرم(ص) بگوييم. اين مثالي است براي وضعيت خود ما. بعضي‌ها الان وقتي چهارتا جوان بي‌بند و بار را مي‌بينند، مي‌گويند واي! همه چيز به هم ريخت! چقدر دوران قديم خوب بود! دوران جنگ دوران طلايي ما بود! در دوران جنگ هم همين وضعي را كه الان مي‌بينيد، بعضاً حتي در شهرهاي نزديك به جبهه هم مي‌ديديد. برخي از اين بي‌بند و باري‌ها حتي زير آتش بمباران‌ها هم وجود داشت. چرا تصورات ما از آن زمان مبالغه‌آميز است؟ با چنين تصوراتي، الان روحيه‌ها با شنيدن چنين حرف‌هايي تضعيف مي‌شوند. وقتي اين حرف‌ها را در باره دوران سابق مي‌شنويد، فكر مي‌كنيد چيزي خراب شده و اين به دشمن ما روحيه مي‌دهد و روحيه دوستان ما را تضعيف مي‌كند. خود ما هم در انجام وظايفمان گيج مي‌شويم و راه را گم مي‌كنيم؛ آن وقت دشمنان يا دوستان نادان هم القا مي‌كنند كه در يك وضعيت غيرطبيعي قرار داريم، در حالي كه وضعيت كاملاً طبيعي است.
به اين مقدمه تتمه‌اي را اضافه كنم. چه جريان‌هايي در زمان امام به تقويت رهبري اقدام مي‌كردند؟ مهم‌ترين جريان‌هايي كه در زمان امام به تقويت رهبري و تحكيم پايه‌هاي ولايت ياري رساند، كدام جريان‌ها بودند؟ به اين سوال بايد كساني كه تاريخ 30 سال گذشته و به‌خصوص دهه اول انقلاب را مطالعه دقيق كرده‌اند، پاسخ بدهند. مهم‌ترين عامل چه بود؟ به نظر بنده مهم‌ترين عامل، شرايط دوران دفاع مقدس بود. دفاع مقدس شرايط جانانه‌اي را پديد آورده بود كه نخبگاني به نام رزمندگان دلير و دليرمردان شهيد، از ميان اين مردم با وصيت‌نامه‌هاي خودشان در خط اول تثبيت ولايت و تقويت رهبري بودند.
من نمي‌گويم نخبگان جامعه نقشي نداشتند، ولي با اجازه نخبگان جامعه، آنها را در درجه دوم قرار مي‌دهم. بسياري از نخبگان جامعه كه همان اوايل به شهادت رسيدند، اما عده‌اي از آنها نه اينكه عليه امام حرف بزنند، بلكه عليه ايشان اقدام مي‌كردند. نمي‌دانم مطلع هستيد يا نه كه وزير اقتصاد دولت زمان امام اخيراً مصاحبه‌اي كرده و گفته‌اند من آن گزارشي را كه به حضرت امام دادند و گفتند ما ديگر نمي‌توانيم جنگ را ادامه بدهيم، قبول ندارم و معتقدم با همان امكانات مي‌توانستيم به جنگ ادامه بدهيم. وزير اقتصاد، سخن نخست‌وزير مبني بر ناتواني براي ادامه جنگ را قبول ندارد. بعد دلايلش را هم ذكر و هنوز هم از حرف خودش دفاع مي‌كند مي‌گويد همان زمان هم اين حرف را مي‌زدم و مرا مسخره مي‌كردند و مي‌گفتند شيعه‌ي تنوري!
شرايط را ببينيد كه واقعاً در آن زمان‌ها چه مي‌گذشته است دشمن آمده بود لب مرزها و به خاك ما تجاوز كرده بود. حضور دشمن باعث مي‌شد كه كار جريانات تضعيف كننده ثمر نداشته باشد. حضور دشمن طبيعتاً به يكپارچگي و وحدت جامعه كمك مي‌كرد و موجب مي‌شد كه اتكاي مردم هر روز به رهبري بيشتر شود، آن هم آن رهبري الهي با آن شجاعت. امام فرمودند كه جنگ يكي از الطاف خفيه الهي بود. يكي از بركات دفاع مقدس اين بود كه پايه‌هاي ولايت در اين جامعه تحكيم شد، والا حتي با حضور امام هم آنها اقدام و رهبري را تضعيف مي‌كردند.
آقاي بازرگان كه حرف زدنش خيلي بهتر از كار كردنش بود، در گزارش‌هاي هفتگي كه در تلويزيون به مردم مي‌داد، در يك حكومت به اصطلاح خودشان آخوندي، دايماً لطيفه‌هاي ملانصرالدين را تعريف مي‌كرد و ما بيشترين لطيفه‌هاي ملانصرالدين را از ايشان شنيديم و هميشه از خودمان مي‌پرسيديم كه اين يعني چه و چرا اينها را مي‌گويد؟ در اوج اقتدار امام و اوج اقتدار رهبري، آقاي بازرگان رسماً با امام مخالفت مي‌كرد.
تا جنگ نشد، ولايت تثبيت نشد، اين هم از حماقت دشمنان ما بود كه جنگ را آغاز كردند. آنها نمي‌دانستند كه جنگ براي جامعه ما چه بركاتي دارد. يكي از عواملي كه موجب شد مردم قدر رهبري را بدانند، به ولايت پناه ببرند و ولايت، كارآمدي خود را به منصه ظهور برساند، دفاع مقدس بود. خواهش مي‌كنم به اين تعابير من با دقت توجه كنيد، والا مورد سوء استفاده قرار مي‌گيرند. يك وقت كسي حرف‌هاي مرا اين طور تعبير نكند كه چون جنگ شد و اوضاع به هم ريخت و شلوغ شد، ولايت تثبيت شد! ولايت كارآمدي خود را در نجات يك كشور بحران زده و جنگ‌زده نشان داد؛ بصيرت مردم افزايش پيدا كرد و صف اولي كه بصيرت را افزايش دادند، شهدا بودند. اين را بر اساس آمار مي‌گويم. شهداي ما در وصيت‌نامه‌هايشان كه به تعبير امام براي خوبان هم تكان‌دهنده بودند، چه رسد براي عموم مردم، سفيران ولايت در ميان مردم بودند؛ سفيران صادقي كه با خون خودشان وصيت‌نامه‌هايشان را امضا كردند.
جامعه ما الحمدلله جامعه با ثباتي است. حالا تصورش را بكنيد كه براي همين جلسات بصيرتي كه داريد، نعوذبالله هر هفته يك شهيد مي‌داديد. اين جريان خيلي تقويت مي‌شد. در آن زمان، شهدا در جامعه بصيرت‌زا بودند. طبق آماري كه نماينده محترم ولي‌فقيه در بنياد شهيد از محتواي وصيت‌نامه‌ها ي شهدا داده‌اند، به طور ميانگين در هر وصيت‌نامه‌اي چهار بار از امام حسين(ع) و كربلا در تعابير مختلف و چهار مرتبه از ولايت فقيه ياد شده است.
ما الان سر سفره آماده نشسته‌ايم. يك وقت تصور نكنيد كه از اول انقلاب در روز 22 بهمن مفهوم ولايت فقيه جا افتاده بود. يادم هست وقتي بحث ولايت فقيه در مجلس خبرگان مطرح بود، جوان‌هاي گروهكي در ميدان انقلاب ميتينگ راه انداخته بودند و تهاجم‌هاي زيادي به شخص ولي‌فقيه صورت گرفت.
اين تتمه مقدمه عرضم بود كه در ده سال اول انقلاب هم رهبري همواره تضعيف مي‌شد و تضعيف رهبري شيوه هميشگي دشمنان دانا و دوستان نادان انقلاب بوده است. جريان‌هاي تضعيف كننده هم سابقاً و لاحقاً شناخته شده‌ هستند. بعضاً هم يك جريان هستند با اشخاصي كه يا مستقيماً تضعيف مي‌كنند و يا مقدمات تضعيف را فراهم مي‌آورند. بعد هم چه كساني رهبري را تقويت مي‌كردند؟ در صف اول شهدا. البته اين نظر بنده است و ممكن است ديگران تحليل ديگري داشته باشند. در صف دوم هم نخبگان جامعه بودند. اثر كلام شهدا البته از نخبگان بيشتر بود.
قسمت سوم سخنم اين است: امروز كه دفاع مقدس نيست، در برابر جريان تضعيف كننده رهبري بايد چگونه ايستاد؟ ديگر دفاع مقدس نيست كه الزاماتي را پيش بياورد كه كارآمدي ولايت را به سهولت و به‌وضوح نشان دهد. در چنين شرايطي بايد فعاليت ما براي بصيرت‌افزايي در جامعه ادامه پيدا كند. بايد فعاليت‌هاي افشاگرانه و فعاليت‌هايي كه بصيرت را تعميق مي بخشند و فهم عموم را از پيچيدگي‌هاي مسايل سياسي بالا مي‌برند، افزايش داد. امروز به جاي خون شهدا بايد مداد علما كار كند. امروز الحمدلله در اثر امنيت نبايد متأسف باشيم كه شهيد نمي‌دهيم. اين از قدرت ماست كه امروز دشمن جريت نمي‌كند به ما حمله كند.
بايد در برابر جريان تضعيف كننده رهبري بايستيم. الان كه شهدا نيستند، كساني كه در زمان حضرت امام در خط مقدم بودند، مي‌شوند خط اول، يعني نخبگان جامعه بايد به تقويت پايه‌هاي ولايت، نظام ولايي، رهنمودهاي رهبري و شخص ايشان اقدام كنند. اين حداقل انتظار ما از نخبگان جامعه است، نه اينكه شعار بدهند، بلكه در عمل نشان بدهند.
مردم كشور ما مردم باشعوري هستند و شعارزده نيستند. نخبگان بايد در عمل بگويند كه هر كدام در تقويت اصل ولايت، در جهت تقويت شخص ولي‌فقيه چه اقدامي انجام مي‌دهد؟ تبعيت مي‌كند؟ تبيين مي‌كند؟ تحليل‌هاي بموقع مي‌كند؟ به تضعيف كنندگان حمله مي‌كند؟ اينها بايد سهم خودشان را نشان بدهند. اين مطالبه ماست.
به سراغ بخش ديگر سخنم مي روم. چيزي كه امروز به آن نياز داريم، تقويت رهبري جهان اسلام در جامعه ايران اسلامي است. ما الان اگر رهبري ايران اسلامي را تقويت كنيم، رهبري جهان اسلام را تقويت كرده‌ايم و اگر امروز كسي رهبري جامعه اسلامي را تضعيف كند، رهبري جهان اسلام را تضعيف كرده است. يكي از اساتيد حقوقدان دانشگاه تهران مي‌گفت خيانتي كه آقاي موسوي در حق اين كشور انجام داد، مسعود رجوي انجام نداد. مي‌گفت من حاضرم اين ادعا را از نظر حقوقي اثبات كنم. گفتم بله اين كار شماست و بايد اين كار را بكنيد.
ولي من به جاي ايشان يك توضيح اجمالي دارم تا معلوم شود رجوي بيشتر به اين كشور خيانت كرده يا موسوي؟ امروز يكي از دولتمردان مصر پيرو سخنان ديروز يكي از دولتمردان آمريكاي جنايتكار دو تا حرف مشابه زده‌اند. روزهاي قبل هم اين حرف‌ها را از موسوي و همين طور از راديوهاي صهيونيستي شنيديم. اينها همه توي يك خط كار مي‌كنند. مسول مصري به سخنان نماز جمعه رهبري حمله مي‌كند و مي‌گويد رهبري جمهوري اسلامي فراموش كرده چگونه بحران كشور خودش را سركوب كرد و حالا آمده و اين حرف‌ها را به ما مي‌زند. اين يعني تضعيف موقعيت رهبري در جهان، يعني بهانه دادن به دست دشمن تا موقعيت رهبري را در جهان اسلام تضعيف كند كه البته تضعيف نخواهد شد. گفت: «اي مگس عرصة سيمرغ نه جولانگه توست/ عرض خود مي بري و زحمت ما مي‌داري». مردم هوشمند جهان وقتي مي بينند آمريكا اين حرف را مي زند، هر كسي هم كه تا به حال نفهميده باشد كه موسوي آمريكايي است، الان ديگر مي فهمد و مي‌گويد عجب! اين حرف‌ها كه عينآً مثل يكديگرند.
چندي پيش موسوي در بيانيه خود نوشته بود مسولين كشور بايد اعتراف كنند كه در كشور بحران وجود دارد. مسولين ما كه اعتراف نكردند چون چنين بحراني وجود ندارد، ولي بايد به آقاي موسوي تبريك گفت كه ديكتاتورهاي مصر ادعا كرده‌اند كه در ايران بحران وجود دارد. شما مثل اينكه با هم بسته‌ايد! بايد از آقاي موسوي پرسيد اگر مسولين كشور در حالي كه در ايران بحران وجود ندارد، اعلام كنند كه وجود دارد، به شما چه مي‌رسد؟ هيچ چيز غير از اينكه اسراييل و حكومت ديكتاتوري مصر خوشحال مي‌شوند. ارتباط از اين واضح‌تر؟
امروز اظهر من الشمس است كه وقتي كساني در داخل موجبات تضعيف رهبري را فراهم مي‌آورند، بلافاصله بازتاب بين‌المللي دارد و نقش آن در اوضاع منطقه مشخص مي شود. اگر اين تضعيف نباشد، كلام رهبري براي نجات ملت‌هاي منطقه بُرّنده خواهد بود و رهبري ايران اسلامي براي نجات محرومين منطقه كافي است. در اين موضوع ترديد نكنيد. الان تنها بهانه‌اي كه استكبار براي كند كردن نقش رهبري جمهوري اسلامي براي هدايت مردم مظلوم مسلمان منطقه دارد، فتنه سال 88 است. بايد به تعداد كتك‌هايي كه مردم مظلوم مصر مي‌خورند و رنج‌هايي كه مي‌كشند، نفرين به كساني كرد كه فتنه سال 88 را پديد آوردند و هنوز هم فتنه‌گرايانه و فتنه‌جويانه اين موضوع را دنبال و سركوب مردم مظلوم و آزاديخواه و ضد آمريكايي مصر را به سركوب مشتي آدم‌هايي كه در جهت منافع اسراييل اقدام مي‌كردند، تشبيه مي‌كنند. در فتنه 88 عده‌اي اسراييلي‌مآب -البته غير از عده‌اي كه در ابتدا فريب شعارهاي فتنه‌گران را خوردند- توسط مردم سركوب شدند. همه هوشمندان عالم و جمهوري اسلامي مي‌دانند كه چه تفاوتي است بين شورش سطل آشغالي سال 88 با قيام آزاديخواهانه و اسلام‌خواهانه مردم مصر و نيز مي‌دانند كه چه تشابهي هست بين سران فتنه و سران ديكتاتور مصر كه هر دو در جهت حفظ منافع آمريكا و صهيونيسم كار مي‌كنند.
ما نيامده‌ايم كه در مورد اين موضوعات بحث كنيم. بنده مي‌خواهم در اينجا مطالبه‌اي را مطرح كنم. آيا نخبگان جامعه وظيفه ندارند در مقابل تضعيف‌هايي كه صورت مي‌گيرند و الحمدلله و المنّه هيچ تأثيري هم ندارند، به تقويت رهبري و ولايت‌فقيه اقدام كنند؟ آيا واجب‌ترين كلمه‌اي كه در بيانيه هر شخصيت سياسي در اين كشور بايد ذكر شود، نبايد برائت و بيزاري از فتنه‌جويان باشد؟ اولويت‌بندي‌ها در كجا تنظيم مي شوند؟ كدام عقلانيتي اولويت مسايل را براي افراد تعيين مي‌كند؟
امروز ما به يك قيام ملي، به يك نهضت جهاني براي تقويت روزافزون و هر چه بيشتر پايه‌هاي ولايت نياز داريم. الان اگر كسي مي‌خواهد به مردم مصر كمك كند، بايد ريشه فتنه‌جويان را در داخل كشور خشك كند. اگر كسي دلش براي مردم تونس مي‌سوزد، كافي است كه پايه‌هاي ولايت را در اينجا تقويت كند. اين كار اثر مستقيم روي مردم منطقه دارد و در جهت نجات آنهاست.
رهبري ما نياز ندارد در جريان مصر دخالت كند. همين كه در اين خطّه از خاك منطقه جهان اسلام نظام ولايي مستحكم شد، خود به خود به مردم فلسطين و به مردم مظلوم منطقه و نيز اقصي نقاط جهان اسلام كمك خواهد شد. همين كه اينجا تقويت شود و كار خودش را درست انجام بدهد، به كار ديگري نياز نيست. يك وقت از اين سخنان اين شايبه پديد نيايد كه ما مي‌گوييم رهبري بايد تظاهرات‌هاي مصر را رهبري كنند. نيازي به اين كار نيست. هر كسي اظهار نظر مي‌كند و مقام معظم رهبري هم اظهارنظر مي‌كنند. معلوم است كه نظر ايشان دلنشين‌تر و مؤثرتر از تمام سياستمداران عالم است. عرصه سيمرغ جولانگاه مگس‌هايي چون سياستمداران آمريكايي و اسراييلي و فتنه‌گران ما نيست. اينكه هر روز بيش از پيش همزبان شده‌اند و جالب اينكه حرف‌هايشان با هم يكي است و بي.بي.سي و شبكه‌هاي آمريكايي جلوتر از اينكه فتنه‌جويان بيانيه بدهند همان حرف‌ها را مي‌زنند. انگار اينها مي‌نشينند و رونويسي مي‌كنند و تازه يادشان مي‌افتد كه بايد چه بگويند! طبيعي هم هست. فشار روحي ذهن را مغشوش مي‌كند و چاره‌اي جز رونويسي نيست. اينها كه قادر نيستند از اثر حرف‌هاي رهبري بكاهند.
شنيدم كه بيانات مقام معظم رهبري به زبان عربي در ميان تظاهركنندگان مصري به صورت بلوتوث دست به دست شده است. بديهي است كه اين حرف‌ها اثر خود را خواهند گذاشت. «باش تا صبح دولتش بدمد/ كاين هنوز از نتايج سحر است». آن روز است كه معلوم مي‌شود در عالم چه خبر است. كافي است رهبري ما نظرشان را اظهار كنند، تأثير خود را خواهد گذاشت و كافي است كه ما ولايت را تقويت كنيم. جريان تضعيف كننده در جامعه ما مرده و كساني به زور مي‌خواهند اين مرده را موميايي كنند و سر پا نگه دارند.
الان وظيفه نخبگان جامعه -از دولتمردان گرفته تا مجلسيان و اخيراً نمايندگان مجلس خبرگان- تقويت و تحكيم پايه‌هاي ولايت است. چشم جهانيان به جلسات مجلس خبرگان كه در آينده نزديك تشكيل مي‌شوند، خواهد بود. البته اين نكته را بگويم كه اگر مجلس خبرگان هزاران گام هم در جهت تقويت رهبري بردارد، رسانه‌هاي دنيا ذره‌اي از آن را انعكاس نخواهند داد، ولي به عنوان يك طلبه كوچك و عضوي از آحاد مملكت اسلامي خدمت سروران خودم در مجلس خبرگان كه بزرگ‌ترها و ريش سفيدها و علماي اين مملكت هستند عرض مي‌كنم اگر كوچك‌ترين حركتي در مجلس خبرگان در جهت تضعيف ولايت و رهبري صورت بگيرد، در تمام بلندگوهاي صهيونيستي عالم هزار برابر بازگو خواهد شد.
ما چه انتظاري داريم؟ ما انتظار داريم مجلس خبرگان در جهت تقويت رهبري آن كار ي را بكند كه تا به حال نكرده، يعني كاري بكند كه لكه ننگين فتنه 88 براي هميشه پاك و فضا براي آينده‌اي بهتر فراهم شود.
بالاخره معلوم است كه هر كسي در حرف‌هايش چه سياست‌هايي را رعايت مي‌كند. ما هم همان حيا و نجابتي را دنبال مي‌كنيم كه امام داشتند و مقام معظم رهبري دارند و از صدقه سر همان نجابت و حياست كه خيلي‌ها زنده‌اند، اما منتظر اقداماتي هستيم كه در جهت تقويت ولايت است.
قسمت پاياني سخنم اين است كه تنها قبول داشتن ولايت فقيه و اينكه گه‌گاهي در جهت تقويت ولايت اقدام كنيم، كافي نيست. دوستان به اين نكته دقت زيادي بكنيد كه نبايد متناسب با خطراتي كه در تضعيف ولايت وجود داشت و بحمدالله رفع شد، به تقويت ولايت بپردازيد. يك انسان ولايتمدار بايد ما به ازاي هر قدم آنها هزار قدم در جهت تقويت ولايت بردارد تا جريان‌هاي ضد ولايي را براي هميشه پشيمان كند و امنيت، قدرت، اقتدار اجتماعي، اقتدار بين‌المللي و سلامت و صلابت جامعه روزافزون شود. ما در جهت تقويت ولايت شعار نمي‌دهيم. پشت شعارهاي ما يك سلسله استدلال‌هاي عقلاني قرار دارند. ما نبايد به ميزان خطر تضعيف ولايت حركت كنيم، بلكه حركت ما بايد چندين برابر باشد.
نمايندگان مجلس خبرگان حتماً اين را بهتر از ما مي‌دانند. نبايد گفته شود الان كه الحمدلله خطري ولايت را تهديد نمي‌كند و همه چيز خوب است، پس لازم نيست شعار خاصي بدهيم يا فرياد خاصي بزنيم. مشكلي پيش آمده كه به جاي آنكه تبديل به تهديد شود، بايد جبران شود و جبرانش هم كار ساده‌اي نيست. نمايندگان مجلس خبرگان، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، هيئت دولت، قضات، استانداران، مديران جامعه و همه نخبگان دير يا زود مورد اين سوال تاريخي قرار مي‌گيرند كه شما در جهت تقويت ولايت چه اقدام ويژه‌اي را انجام داديد؟ اينكه پاسخ بدهيد ما ولايت را تضعيف نكرديم و در جهت ولايت بوديم، براي آينده و تاريخ و مردم ما كافي نيست.
پيامبر اكرم(ص) وقتي مي‌بينند علي بن‌ابيطالب(ع) دارند تضعيف مي‌شوند، نامه‌اي به مقداد مي‌دهند و مي‌گويند اين را به علي‌بن‌ابيطالب(ع) برسان. علي‌بن ابيطالب(ع) با لشكر رهسپار مأموريتي هستند. پيامبر(ص) به مقداد مي‌فرمايند: «وقتي مي‌خواهي نزد علي بن‌ابيطالب(ع) بروي، مراقب باش كه يك وقت از پشت سر يا پهلوي سپاه او نروي كه مجبور باشد برگردد و تو را ببيند. لشكر را دور بزن و جلوي سپاه برو و منتظر بمان تا برسد، بعد نامه را به او بده و بگو اين نامه را پيامبر (ص) تقديم كرده است.» و به اين ترتيب آداب‌داني را در ميان مؤمنان و پيروان صديق ولايت رواج مي‌دهند و به آنان مي آموزند كه بايد در برابر علي‌بن‌ابيطالب(ع) چگونه رفتار كنند.
نبايد هميشه شرايط بحراني پيش بيايد تا از ولايت دفاع كنيم. هر كسي كه مي‌خواهد سلامت و صلابت آينده مملكت را تضمين كند بايد هنگامي كه پرونده خود را بررسي مي‌كند ببيند در جهت تقويت ولايت چه قرباني‌اي داده است؟ چه فداكاري‌اي كرده است، چه اقدام ويژه‌اي انجام داده كه جهانيان را مبهوت كرده است؟ بعضي‌ها چنان «آسته بيا آسته برو كه گربه شاخت نزند» عمل مي‌كنند كه انسان حيرت مي‌كند! در برابر حساس‌ترين مسايل يكي به نعل مي‌زنند يكي به ميخ. گاهي هم با سكوت از كنار مسايل مي‌گذرند و خودشان را به تجاهل مي‌زنند. اينها همه مورد مطالعه و مداقه قرار خواهد گرفت.
نتيجه تقويت ولايت در جامعه ما سلامت كل جامعه و صلابت و اقتدار سياسي ما خواهد بود كه نياز جهان اسلام و كل جامعه بشري است. الحمدلله امدادهاي غيبي هم يكي پس از ديگري دارند از راه مي‌رسند و اين امدادها انقلاب ما را ياري خواهند كرد. هر كسي در ياري اين انقلاب عقب بماند و موتور ذهني و احساسات انقلابيش كند كار كند، فردا نخواهد توانست سرش را بلند كند. بعضي از اوقات هنگامي كه رسانه‌هاي خارجي از چيزي احساس درد مي‌كنند و ناراحت مي‌شوند يا چيزي را مسخره مي‌كنند، دليل بر اين است كه اين مطلب، موضوع حساسي بوده و اينها آتش گرفته‌اند و معلوم مي شود كه بايد روي اين موضوع كار كرد.
در ماه محرم در ضمن صحبت به روايت مشهوري اشاره كردم كه ياران امام زمان(عج) در مقابل مولاي خود مانند كنيز هستند. تا به حال كسي عليه حرف‌هاي محرمي ما حرفي نمي‌زد و آن را دست نمي‌گرفت و شانتاژ نمي‌كرد، اما اين صحبت را دست گرفته بودند كه كنيزي اينها را ببينيد. معلوم مي‌شد بدجوري سوخته‌اند. اين بين شيعيان سخن رايجي است كه احترام امام زمان(عج) را نگهداشتن يك وظيفه حداقلي است و در برابر ايشان بايد كنيز بود. اينها نمي‌توانند بفهمند كه ولايت‌مداري ياران امام خيلي بالاتر از فهم آنهاست. ما انتظار داريم كه اين ولايت‌مداري اوج پيدا كند تا تفاوت‌ها ديده شود. وقتي ولايت‌مداري اوج پيدا كرد، مسلمانان جهان و محرومان، گمشده خود را پيدا خواهند كرد. حداقل در مي‌يابند كه بايد رهبري چنين باصلابت و در اوج سلامت داشته باشند. ترديد نداشته باشيد هر كشوري كه رهبري باصلابت و با سلامت كامل پيدا كند، با رهبري عزيز ما هماهنگ خواهد بود. مگر حضرت آيت‌الله سيستاني اين گونه نيستند؟ مگر آقاي سيد حسن نصرالله اين گونه نيستند؟ مگر اينها در اوج صلابت و سلامت رهبران جامعه خود و در عين حال هماهنگ با رهبري ما نيستند؟ ما از خدا مي‌خواهيم مردم مظلوم تونس، مردم مظلوم مصر و مردم مظلوم منطقه رهبراني چنين باصلابت و با سلامت پيدا كنند، چون در اوج هماهنگي با رهبري ما خواهند بود.
آن وقت آمريكايي‌ها براي اينكه اين هماهنگي ذاتي رخ ندهد، هزاران ترفند را به كار مي‌گيرند تا بر موج تحرك‌هاي منطقه سوار شوند و آنها را تخريب كنند. آنان اقدامات مختلفي را انجام مي‌دهند و پيشاپيش حرف‌هايي را مي‌زنند كه شايسته شأن خودشان است و من حتي بازگوكردن و پاسخ دادن به آنها را هم لازم نمي‌بينم.
تقويت پايه‌هاي ولايت بايد بيشتر از گذشته صورت بگيرد و همه بايد در پرونده خود اعمال مشخصي را براي اين تقويت داشته باشند، والا حكايت قيام توابين مي‌شود كه همگي كشته شدند، اما پس از مظلوميت امام حسين(ع) فايده نداشت. البته در مملكت ما مظلوميت اتفاق نخواهد افتاد و در اوج سلامت پيش خواهيم رفت.
اين را هم عرض كنم كه بر اساس بررسي‌هاي دقيق و پيش بيني‌هاي كاملاً كارشناسانه و بر اساس اخبار موجود از آخرالزمان و احوال جوامع شيعي، مطمئناً جريان ولايت روز به روز محكم‌تر مي‌شود. خرداد ماه گذشته بود كه همين جا به دوستان عرض كردم كه من پيشگويي نمي‌كنم، ولي بر اساس محاسبات خودم عرض مي‌كنم كه در سال بعد نقش بسيار مقتدرانه و قوي رهبري جمهوري اسلامي را در منطقه خواهيد ديد. والله ما آن زمان كف دستمان را بو نكرده بوديم كه در تونس و مصر انقلاب مي‌شود. اصلاً كسي تصورش را هم نمي‌كرد. هفت هشت سال قبل يك دانشجوي تونسي از من پرسيد ما در كشورمان چه بايد بكنيم؟ ديكتاتوري خيلي شديد است. گفتم شما بايد به حداقل‌ها اكتفا كنيد. فعلاً برويد قرآن درس بدهيد. گفت: آقا را ببين. درس دادن قرآن كه حكمش اعدام است. من هر چه مي‌گفتم او مي‌خنديد و مي‌گفت: آقا! مثل اينكه شما بلد نيستيد رهنمود بدهيد. وقتي شنيدم براي اولين بار در تونس اذان داده‌اند، ياد حرف‌هاي آن دانشجو افتادم.
انسان نشانه‌ها و علايم را مي بيند، مطالعه مي‌كند و به نتايجي مي رسد. شما هم مطالعه كنيد، چه بسا به نتايج دقيق‌تري هم برسيد. حالا من بر اساس همين مطالعات، براي اقتدار رهبري در جامعه اسلامي خودمان و در جهان اسلام، آينده را به اين شكل پيش بيني مي‌كنم. ما نمي‌خواهيم نخبگان جامعه دور انداخته شوند و دلمان برايشان مي‌سوزد، وگرنه اين ماشين با عظمت و قدرت پيش خواهد رفت و هيچ مانعي هم سر راهش نخواهد بود. تصور نكنند كه ما داريم در باره تقويت ولايت با غصه و دردمندانه حرف مي‌زنيم. ابداً. ما فقط دلمان مي‌سوزد كه جا نمانند. آينده، آينده‌اي است كه اگر كسي به شكل جدي در تقويت رهبري گامي بر ندارد، براي ابد حذف خواهد شد، چه رسد به اينكه بخواهد رهبري را تضعيف كند. چنين فردي به‌سرعت و به‌سهولت از چشم مردم مي‌افتد. [تكبير جمعيت]
توصيه‌اي هم براي كساني دارم كه مي‌خواهند هوشمندانه در جهت تقويت رهبري گام بردارند و آن اينكه نكند دچار محاسبات غلط شويد كه آقا! يك جوري حرف بزنيم كه مسخره‌مان نكنند. اصولاً شيوه دشمنان ولايت، مسخره كردن است و اگر يك جوري رفتار كردي كه مسخره‌ات نكردند بايد به خودت شك كني. اگر سايتي، وبلاگي، تريبوني، نشريه‌اي دستت هست، يك وقت اين بيم را به خودت راه ندهي كه بايد يك جوري از ولايت دفاع كنم كه مسخره‌ام نكنند. يك جوري متعادل، متعادل بين حق و باطل منظورم هست، دفاع كنم كه همه حرف مرا بپذيرند. كسي كه اين طور عمل كند، خودش ضرر كرده. علامت سلامت راه اين است كه توسط منكران و كافران تمسخر شود و بعد از آن است كه بركات و اثرات عظيمي اعم از بيداري جامعه و رونق معنوي خود فرد را به همراه خواهد داشت.
قرآن كريم مي فرمايد: «ياحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلا كانوا به يستهزئون ». تمسخر كردن بلا استثنا كار مخالفان پيامبران بوده است و به گزارش قرآن كريم :«ما ارسلنا من رسول» ما هيچ پيامبري را نفرستاديم: «الا كانوا به يستهزئون» الا اينكه مسخره‌اش كردند.
گاهي اوقات انسان مي‌بيند نيروهاي بسيار ولايتمدار و علاقمند به ولايت و برخوردار از عقلانيت ولايي، يعني كساني كه مي‌توانند عاقلانه دفاع كنند، در مسير حركتشان يك جوري سعي مي‌كنند به تعبير غلط، متعادل حركت كنند كه يك وقت تندرو تلقي نشوند. تندروي يعني اقدام بيجا و اضافي كردن كه بد است، ولي يادمان باشد كه مقام معظم رهبري در قم فرمودند هر حركتي را نبايد به تندروي نسبت داد. تقويت رهبري توسط اقدامات شجاعانه در اين زمان يك ضرورت است و نبايد تندروي تلقي شود. مثل اينكه كسي ياران امام زمان(عج) را در شدت اطاعتشان از ايشان افراطي بدانند و بگويند: آقا! يك كمي سنگيني خودت را حفظ كن. يعني چه كه مثل كنيز در مقابل آقا تواضع مي‌كني؟ واقعاً امنيت جامعه‌اي كه اين همه دشمن دارد، وابسته به تقويت رهبري است و حتي نبايد كسي جرأت كند كه به مخيله‌اش خطور كند خلاف جريان اصيل ولايت حركت كند و به خود بگويد آن قدر افشاگري خواهند كرد و آن قدر وقت خواهند گذاشت و عليه من تبليغات درست خواهند كرد كه ديگر نخواهم توانست سرم را بلند كنم. ما سخنان رهبري را نه فقط به اين دليل كه ايشان گفته‌اند، بلكه به دليل آنكه با عقل قابل دفاع است مي‌پذيريم و سخن كسي را كه سخني غير از ايشان مي‌گويد و مشي‌اي غير از ايشان را اختيار مي‌كند، نه تنها نمي‌پسنديم كه او را در بحري از حماقت غوطه‌ور مي بينيم. بحث‌هاي اعتقادي و معنوي به جاي خود، مي‌گوييم كه او از كمترين درايت سياسي هم بي‌بهره است.
در زمان خود حضرت امام كساني بودند كه سعي مي‌كردند سخنان امام را تعديل كنند و دايماً مي‌گفتند زياد تند نرويد! بگذاريد اين جوري بگوييم. آنها الان هم اگر دست‌شان برسد به سخنان رهبري هم رحم نمي‌كنند و مي‌خواهند جريان ولايتمداري را تعديل كنند! بعد از آن چه باقي خواهد ماند؟ ان‌شاءالله اين مطالبه ما كه بايد بيش از پيش به تقويت ولايت و ولايتمداري پرداخته شود و نخبگان جامعه ما بايد در اين زمينه پيشتاز باشند تا مورد طرد و نفرين مردم قرار نگيرند، محقق شود و اين نيازمند مجاهدت شبانه روزي كساني است كه مي‌خواهند در پيروزي قريب‌الوقوع جهان اسلام و مقدمه سازي ظهور آقا امام زمان(ع) نقش فعالي را ايفا كنند. شما هم كه نقش فعالي را ايفا نكنيد، خدا فرشتگان و ملايكه و نيروهاي گمنام زيادي در ميان مردم دارد و آنها را به كار خواهد گرفت و از آنها در جهت مقدمه‌سازي براي ظهور آقا امام زمان(عج) استفاده خواهد كرد.
مي‌خواستم در مورد مسايل منطقه هم سخناني بگويم كه الحمدلله سخنان مقام معظم رهبري در اين زمينه كامل و واضح بود و مردم ما هم الحمدلله بسيار هوشيار هستند و نياز به ذكر هيچ مطلبي نيست؛ اما اين را هم از بنده به عنوان حسن ختام كلام داشته باشيد. شما مي‌بينيد كه آمريكايي‌ها در مقابل موج اسلام‌خواهي و حتي آزادي‌خواهي، موج استكبارستيزي و صهيونيسم‌‌ستيزي ديگر نمي‌توانند مقاومت كنند. در چنين وضعيتي به نظر شما آنها چه مي‌كنند؟ تا جايي كه به ضررشان نباشد با احتياط با اين قيام‌ها همراهي مي‌كنند، تا آنجا كه آمريكاي جهانخوار به دولت مصر مي‌گويد: آقا! كوتاه بيا و ژست دموكراتيك به خودش مي‌گيرد! اين جرثومه فسادي كه تمام جنايت‌هاي دوران معاصر زير سر اوست، دارد مي‌گويد كوتاه بيا. اين همراهي در تونس، در مصر و در هر كشوري كه تحركي صورت بگيرد، ادامه خواهد داشت.
پيش‌بيني شما از اين همراهي چيست؟ آينده دور اين همراهي را چه مي‌بينيد؟ آينده نزديك اين همراهي‌ها اين است كه اگر بتواند، اين حركت‌ها را از مسيرشان منحرف و يا با ايجاد آشوب، مردم اين منطقه‌ها را از قيام خودشان پشيمان مي‌كند. ولي آينده دور چگونه خواهد بود؟ يك كمي محاسبه كنيد. مي‌خواهم كوتاه سخن بگويم. بنده پيش‌بيني مي‌كنم و محاسبات هم همين را مي‌گويند كه در آينده ان‌شاءالله نه چندان دوري اينها مي‌فهمند كه نمي‌توانند در مقابل حركت اسلام‌خواهي بايستند. البته الان هم اين را فهميده‌اند. پس بايد چه كار كنند؟ خواهيد ديد كه به اين نتيجه خواهند رسيد كه بايد بيايند و موج‌هاي بعدي اسلام‌خواهي را خودشان در منطقه سازماندهي كنند.
شما اين پيش‌بيني را نمي‌كنيد؟ چرا صبر كنند كه موج اسلام‌خواهي بلند شود و بعد براي كنترل آن هزينه‌هاي زيادي را بپردازند؟ از همان اول موج‌هاي اسلام‌خواهي و تحرك‌هاي اسلام‌خواهي را در منطقه شكل مي‌دهند. آيا اين پيش‌بيني معقول به نظر مي‌رسد كه قدم بعدي را بگويم؟
فهمش خيلي راحت است. وقتي مي‌بينند دور، دور اسلام‌خواهي، آزادي‌خواهي يا حتي استكبارستيزي و صهيونيسم‌ستيزي است، مي‌گويند چرا ما اين كار را نكنيم؟ خودمان مي‌آييم و يك حركت ايجاد مي‌كنيم. اين طور نيست كه اينها بگويند حالا كه دستمان لو رفته، مي‌رويم و حركت ديگري را انجام مي‌دهيم. يقين داشته باشيد كه راه ديگري ندارند. تمام راه‌ها را بشمريد. راه ديگري نمانده. مجبورند اين راه را بروند.
بعد از شما سوال مي‌كنم اگر اينها بخواهند در منطقه يك حركت اسلام‌خواهانه و استكبارستيزانه و حتي به صورت ظاهري ضد صهيونيسم راه بيندازند كه خودشان آن را هدايت كنند، دست كدام كشور خواهد بود؟ خواهش مي‌كنم با محاسبه پاسخ بدهيد. بنده تصورم اين است كه اينها اين حركت را به صورت فرامنطقه‌اي در كنار فلسطين اشغالي انجام خواهند داد. چرا؟ چون ده سال است كه به دنبال تغيير نقشه خاورميانه بوده‌اند و تا به حال نشده است. حركت اسلام‌خواهانه‌اي كه توسط صهيونيست‌‌ها و غربي‌ها سازماندهي شود، فرامنطقه‌اي خواهد بود و حركتي است كه مي‌ايد و سعي مي‌كند در چند كشور خودي نشان بدهد. منطقه آغازين آن كجا خواهد بود؟ فرض كنيد كه ما منطقه آغازين را پيش بيني نمي‌كنيم، ولي اگر يك حركت به ظاهر اسلام‌‌خواهانه توسط استكبار در منطقه شكل بگيرد و بخواهد نقشه خاورميانه را به هم بزند، بايد مرز بين اردن و سوريه و عراق و عربستان را به هم بريزد تا نقشه خاورميانه عوض شود. حتي بايد به مرزهاي سوريه و تركيه هم تعدي كند.
چرا نقشه خاورميانه بايد به هم بريزد؟ چرا حيات استكبار به موضوع بسته است؟ علتش را از كساني بپرسيد كه بيش از ده سال است دارند فرياد مي زنند كه نقشه خاورميانه بايد تغيير كند. بايد دوره بگذاريم و در مورد اين موضوع بحث كنيم كه چرا اين قضيه اين قدر براي استكبار مهم است؟
اين حركت اسلام‌خواهانه‌اي كه بخواهد نقشه خاورميانه را به هم بريزد و يك جنگ داخلي منطقه‌اي را به راه بيندازد، با يك منطق ديگر هم جور در مي‌آيد. وقتي انتفاضه شروع شد، شارون گفت اگر انتفاضه خاموش نشود، مردم خاورميانه بايد منتظر اتفاقات مهمي باشند. طبق پروتكل‌ها آنها رفتند و سربازان مسيحي را آوردند و به جنگ مسلمان‌ها در منطقه فرستادند تا خودشان امنيت پيدا كنند، ولي نتيجه نگرفتند. بعد تصميم گرفتند از سربازان مسلمان عليه مسلمانان استفاده كنند. پيش بيني بنده اين است كه اينها يك حركت فرامرزي اسلام‌خواهي در منطقه به راه مي‌اندازند. اول شعارهاي اسلامي مي‌دهند، بعد شروع مي‌كنند به قلع و قمع و نابود كردن مسلمانان منطقه. آيا آمريكا براي تضعيف اسلام‌خواهي در منطقه راه ديگري دارد؟ تا فردا صبح وقت داريد فكر كنيد ببينيد راه ديگري وجود دارد يا نه؟
اگر به اينجا برسيم، آيا شبيه ظهور سفياني كه در روايت فرموده‌اند كه در خاورميانه خواهد بود، نيست؟ آيا در روايات نفرموده‌اند كه سفياني ابتدا ادعاي اسلام‌خواهي و آزادي‌خواهي مي‌كند، ضد استكبار شعار مي‌دهد، ولي از داخل با آنها بسته و بعد مي‌آيد فرامرزي عمل مي‌كند، مرز بين اردن و سوريه را به هم مي ريزد، مرز سوريه و تركيه را به هم مي‌ريزد، مرز عراق و سوريه را به هم مي‌ريزد، مرز عراق و عربستان را به هم مي‌ريزد. سفياني‌اي كه ما در روايات خوانده‌ايم، عيناً همين نقشه تغيير خاورميانه را عمل مي‌كند. اولش هم با يك موج اسلام‌خواهي است و پشتش هم غربي‌ها هستند.
الان به وضع منطقه كه نگاه مي‌كنيم مي بينيم شرايط از نظر تحليل سيلسي و تحليل اوضاع منطقه خيلي به سفياني نزديك شده. مي‌پرسيد سفياني كي ظهور مي‌كند؟ بنده كه خبر ندارم، ولي در مقام تحليل عرض مي‌كنم كه خيلي به هم نزديك شده است. بگذريم از اخباري كه قبل از ظهور در مورد سرنگون شدن برخي از حكام ستمگر در منطقه وجود دارند. حالا ديگر در آنت جزييات وارد نمي‌شوم.
ما در چه شرايطي به سر مي‌بريم؟ انصافاً شرايط ما خيلي به شرايط آخرالزمان نزديك شده است. اين آمادگي را در خودتان داشته باشيد، وضع منطقه را با بصيرت تعقيب كنيد، با بصيرت به تقويت امنيت جمهوري اسلامي بپردازيد كه يك راه بيشتر ندارد و آن هم تقويت ولايت است. وقتي اوضاع منطقه به هم ريخت، تنها نقطه باثبات و امنيت كجاست؟ مملكت شيعي ايران[صلوات حضار]
ان‌شاءالله همه آرزوهاي مردم مظلوم و نازنين ايران اسلامي مه محقق خواهند شد و ما خواهيم ديد كه سال‌ها مرگ بر آمريكا گفته‌ايم، مرگ آمريكا را به چشم خواهيم ديد؛ سال‌ها مرگ بر اسراييل گفته‌ايم؛ مرگ اسراييل را واهيم ديد. سال‌ها عليه ظلم و ستم و استكبار فرياد زده‌ايم، ظلم و استكباري كه تمدن غرب بر آن بنا نهاده شده است؛ فروريختنش را ان‌شاءالله خواهيم ديد و خون شهدا اثر خودش را خواهد گذاشت. آن وقت است كه تازه جلسات روضه‌خواني راه مي‌اندازيم و مي‌نشينيم و در بهار آزادي جاي شهدا را خالي و پاي ركاب آقا امام زمان(عج) براي ابا عبدالله الحسين(ع) گريه مي‌كنيم. علمداران آقا امام زمان(عج) براي علمدار حسين(ع) چه گريه‌اي بكنند. آيد به جهان اگر حسين دگري / حاشا كه برادري چو عباس آيد. ان‌شاءالله كه شما جزو علمداران آقا باشيد.
دعا كنيم خدايا ! تحولات منطقه را مقدمه عاجل ظهور آقا امام زمان(عج) قرار بده. پيامبر گرامي وعده فرموده است كه فتنه‌هاي آخرالزمان موجب رسوايي منافقين خواهد شد. خدايا! فتنه 88 را كماكان موجب رسوايي منافقين كه تا كنون رسوا نشده‌اند، قرار بده. خدايا! در برابر ديگان ما دست‌هاي مجروح رهبر ما را به دستان پر بركت مهدي فاطمه متصل بفرما. خدايا! در اثر صلابت اسلام و عزت مسلمين و اقتدار جامعه اسلامي ما دشمنان را روز به روز دچار اشتباهات بيشتر بگردان و آنان را با اشتباهات خودشان نابود بگردان.
خدايا! مردم مصر را به عالي‌ترين بصيرت و به پيروزي‌هاي غيرمترقبه فراوان‌تر از مجاهدتي كه دارند، برسان.
خدايا! منافقاني را كه در مصر بخواهند قيام مردم را منحرف كنند و كافراني را كه بخواهند پشت پرده بر اين قيام آثار سوء بر جاي بگذارند، رسوا و نابود بگردان. موجبات تحول تمام مردم مسلمان و نجات و خلاصيشان از مكايد كفار و مستكبران عالم را فراهم بگردان.
يك دعاي بين‌المللي فرامذهبي و فرا اسلامي هم بكنيم. خدايا! مسيحيان مظلوم عالم را كه تحت ستم صهيونيست‌ها هستند با ظهور آقا امام زمان(عج) و پشت سر ايشان حضرت مسيح بن مريم(ع) از زير يوغ ستم صهيونيست‌ها نجات عنايت فرما.
خدايا! نابودي صهيونيسم را در برابر ديدگان ما و با دستان ما محقق بگردان. دل رهبر عزيز انقلابمان را هر لحظه شادتر بگردان. بهترين اخبار شادي‌آفرين را براي مردم مسلمان منطقه، براي مردم ايران اسلامي، براي قلب نايب امام زمان(عج) در اين هفته به ارمغان بياور. و صلي الله علي محمد و آله.

بیانات مقام معظم رهبری پیرامون فتنه 88

بیانات مقام معظم رهبری پیرامون فتنه 88

هشداری كه شنیده نشد!
وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام كردنمان، مراقب تبليغاتمان. اين فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى‌ به خاطر اغراض، اينها چيزهائى نيست كه خداى متعال از اينها به‌آسانى بگذرد. آن وقت كسانى خطا ميكنند، خداى متعال «و اتّقوا فتنة لا تصيبنّ الّذين ظلموا منكم خاصّة»؛ بله اينجورى است. بعضى از ظلمها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن دامن همه را می‌گیرد، نه فقط دامن آن ظالم را؛ بر اثر رفتار يك عده‌اى كه در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم ميكنند. بايد مراقب اين چيزها بود.
ديدار كارگزاران حج، پانزدهم آبان‌ماه هشتاد و هفت

از گفتار و رفتار تحریك‌آمیز پرهیز كنید
گمان بر اين است كه دشمنان بخواهند با گونه‌هائی از تحريكات بدخواهانه، شيرينی اين رويداد را از كام ملت بزدايند. به همه‌ آحاد مردم و بويژه جوانان عزيز كه سرزنده‌ترين نقش‌آفرينان اين حادثه‌ی شورانگيز بودند، توصيه ميكنم كه كاملاً هشيار باشند. همواره بايد شنبه‌ی پس‌از انتخابات، روز مهربانی و بردباری باشد. چه طرفداران نامزد منتخب و چه هواداران ديگر نامزدهای محترم،‌ از هرگونه رفتار و گفتار تحريك‌آميز و بدگمانانه پرهيز كنند.
پیام به مردم به مناسبت حماسه 22 خرداد، بیست و سوم خردادماه هشتاد و هشت

هدف اهل فتنه چیست؟
اهل فتنه مايلند كه خشيت خودشان را، خوف از خودشان را در دل نخبگان و خواص، به جاى خشيت از خدا بنشانند؛ يعنى مايلند كه از آنها ترسيده بشود؛ «الّذين قال لهم النّاس إنّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايمانا و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكيل». يعنى اينكه دائماً دارند به ما ميگويند: آقا ! «إنّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم؛ مردم (لشكر دشمن) برای (حمله به) شما اجتماع كرده‌اند؛ از آنها بترسيد!»، جوابش همين است: «فقالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكيل؛ خدا ما را كافی است و بهترين حامی ما است». نتيجه‌‌اش هم اين است: «فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم يمسسهم سوء، به همين جهت، آنها از اين ميدان، با نعمت و فضل پروردگار بازگشتند، در حالی كه هيچ ناراحتی به آنها نرسيد». نتيجه‌‌ى اين احساس، اين درك، اين حقيقت روحى و معنوى همين است. بنابراين، بايستى اين شجاعت را داشت.
ديدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، دوم مهرماه هشتاد و هشت

دوپهلو حرف زدن كمك به فتنه است
دوپهلو حرف زدن، كمك كردن به غبارآلودگى فضاست؛ اين كمك به رفع فتنه نيست، اين كمك به شفاف‌سازى نيست. شفاف‌سازى، دشمنِ دشمن است؛ مانع دشمن است. غبارآلودگى، كمك دشمن است. اين، خودش شد يك شاخص. اين يك شاخص است: كى به شفاف‌سازى كمك ميكند و كى به غبارآلودگى كمك ميكند. همه اين را در نظر بگيرند، اين را معيار قرار بدهند.
ديدار با اعضای شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى‌،‌ بیست و نهم دی‌ماه هشتاد و هشت

اولین حركت در ایجاد فتنه
ديديد شما در اوائل همين حوادث بعد از انتخابات - اين فتنه‌ى بعد از انتخابات - اولين كارى كه شد، ترديدافكنى در كار مسئولين رسمى كشور بود؛ در كار شوراى نگهبان، در كار وزارت كشور. اين ترديدافكنى‌ها خيلى مضر است؛ دشمن اين را ميخواهد. جوانان بسيجى بايد ايمان را، بصيرت را، انگيزه را، رعايت موازين و معيارها را، اينها همه را با هم ملاحظه كنند.
ديدار بسيجيان، چهارم آذرماه هشتاد و هشت

حق بر اولياء حق مشتبه ميشود
خب، اينها ايجاد فتنه ميكند؛ يعنى فضا را فضاى غبارآلود ميكند. شعار طرفدارى از قانون ميدهند، عمل صريحاً بر خلاف قانون انجام ميدهند. شعار طرفدارى از امام ميدهند، بعد كارى ميكنند كه در عرصه‌ى طرفداران آنها، يك چنين گناه بزرگى انجام بگيرد؛ به امام اهانت بشود، به عكس امام اهانت بشود. اين، كار كمى نيست؛ كار كوچكى نيست. دشمنان از اين كار خيلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نيست، تحليل هم ميكنند. بر اساس آن تحليل، تصميم ميگيرند؛ بر اساس آن تصميم، عمل ميكنند؛ تشويق ميشوند عليه مصالح ملى، عليه ملت ايران. اينجا آن چيزى كه مشكل را ايجاد ميكند، همان فريب، همان غبارآلودگى فضاست... يك كلمه‌ى حق را با يك كلمه‌ى باطل مخلوط ميكنند، حق بر اولياء حق مشتبه ميشود. اينجاست كه روشنگرى، شاخص معيّن كردن، مايز معيّن كردن، معنا پيدا ميكند.
دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون، بیست و دوم آذرماه هشتاد وهشت

به بازی فتنه‌گران كمك نكنید!
جوانهاى عزيز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بى رويه‌‌‌اى، كمك به دشمن است. مى‌یينم همين طور جوانها گله‌‌‌‌‌مند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله ميكنند كه چرا فلانى صبر ميكند؟ چرا فلانى ملاحظه ميكند؟ من عرض ميكنم؛ در شرائطى كه دشمن با همه‌‌‌ى وجود، با همه‌‌‌‌ى امكاناتِ خود درصدد طراحى يك فتنه است و ميخواهد يك بازى خطرناكى را شروع كند، بايد مراقبت كرد او را در آن بازى كمك نكرد. خيلى بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هيچگونه تخطى از قانون، بايستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگيرد؛ اما ورود افرادى كه شأن قانونى و سمت قانونى و وظيفه‌ى قانونى و مسئوليت قانونى ندارند، قضايا را خراب ميكند.
ديدار مردم قم، نوزدهم دی‌ماه هشتاد وهشت

باید گره‌گشایی كرد
در حوادثِ فتنه‌‌‌‌‌‌‌گون، شناخت عرصه دشوار است، شناخت اطراف قصه دشوار است، شناخت مهاجم و مدافع دشوار است، شناخت ظالم و مظلوم دشوار است، شناخت دشمن و دوست دشوار است... بايستى گره‌‌‌‌گشائى كرد؛ بايستى حقيقت را باز كرد، بايستى گره‌‌‌‌‌‌‌هاى ذهنى را باز كرد. و اين تبيين لازم دارد، يعنى همان كار انبياء؛ فصاحت و بلاغتى هم كه گفته‌‌‌‌‌‌‌اند در بيان لازم است، بلاغتش به اين معناست.
ديدار شاعران، چهاردهم شهریورماه هشتاد وهشت

همه باید روشنگری كنند
بعضى‌‌ها در فضاى فتنه، اين جمله‌‌ى «كن فى الفتنة كابن اللّبون لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب» را بد ميفهمند و خيال ميكنند معنايش اين است كه وقتى فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در اين جمله اين نيست كه: «بكش كنار». اين معنايش اين است كه به هيچ وجه فتنه‌‌گر نتواند از تو استفاده كند؛ از هيچ راه. «لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب بايد بود... خوب، اين كنار كشيدن، خودش همان ضرعى است كه يُحلب؛ همان ظهرى است كه يُركب! گاهى سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايستى روشنگرى كنند؛ همه بايستى بصيرت داشته باشند.
ديدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، دوم مهرماه هشتاد و هشت

و اما توده‌ی مردم...
مهمترين هدف از حوادث دوران فتنه‌ى بعد از انتخابات - اين چند ماه - اين بود كه بين آحاد ملت شكاف بيندازند؛ سعيشان اين بود. ميخواستند بين آحاد مردم شكاف بيندازند، و نتوانستند. امروز معلوم شده است كه آن كسانى كه در مقابل عظمت ملت ايران، در مقابل كار بزرگ ملت ايران در انتخابات ايستادند، آنها بخشى از ملت نيستند؛ افرادى هستند يا ضد انقلاب صريح، يا كسانى كه بر اثر جهالت خود، بر اثر لجاجت خود، كار ضد انقلاب را ميكنند؛ ربطى به توده‌ى مردم ندارند. توده‌ى مردم راه خود را ادامه ميدهد؛ راه خدا را، راه اسلام را، راه جمهورى اسلامى را، راه پياده كردن احكام الهى را، راه رسيدن به عزت و استقلال در پناه اسلام را. ملت حركتش اينجورى است.
ديدار با نيروى هوائى ارتش، نوزدهم بهمن ماه هشتاد و هشت

وقت مردم را تلف كردند؛ باید جبران كنیم
حالا همت برتر و كار بيشتر، همت مضاعف و كار مضاعف بر اين اساس بايد انجام بگيرد. عرصه‌هاى گوناگونى وجود دارد. ما نبايد بگذاريم وقت بگذرد. هر سالى از سالهائى كه دوران انقلاب گذرانده است، و در هر سالى هر ماهى، و در هر ماهى هر روزى، وزن و مقدارى دارد، ارزشى دارد؛ نبايد اين را از دست داد. ممكن است در هشت ماه از سال 88 كه اشتغالات فتنه‌انگيزان بعضى از ذهنها را به خود مشغول كرد، برخى از كارها نيمه‌كاره مانده باشد؛ بايد جبران بشود. بايد حركت، در عرصه‌های گوناگون، يك حركت سريعى باشد.
بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی،‌ اول فروردین‌ماه هشتاد و نه

ملت باتقوا، هرتوطئه‌ای را خنثی می‌كند
شما ديديد فتنه‌اى به وجود آمد، كارهائى شد، تلاشهائى شد، آمريكا از فتنه‌گران دفاع كرد، انگليس دفاع كرد، قدرتهاى غربى دفاع كردند، منافقين دفاع كردند، سلطنت‌طلبها دفاع كردند؛ نتيجه چه شد؟ نتيجه اين شد كه در مقابل همه‌ى اين اتحاد و اتفاق ناميمون، مردم عزيز ما، ملت بزرگ ما در روز نهم دى، در روز بيست و دوى بهمن، آنچنان عظمتى از خودشان نشان دادند كه دنيا را خيره كرد. ايران امروز، جوان امروز، تحصيلكرده‌ى امروز، ايرانيان امروز، آنچنان وضعيتى دارند كه هر توطئه‌اى را دشمن عليه نظام جمهورى اسلامى زمينه‌چينى كند، به توفيق الهى توطئه را خنثى ميكنند. منتها توجه داشته باشيد؛ بايد تقوا پيشه كنيم. آنچه ما را قوى ميكند، تقواست؛ آنچه ما را آسيب‌ناپذير ميكند، تقواست؛ آنچه ما را به ادامه‌ى اين راه تا رسيدن به اهداف عاليه اميدوار ميكند، تقواست.
نمازجمعه در بیست و یكمین سالگرد رحلت امام (ره)، چهاردهم خردادماه هشتاد و نه

فتنه ای که ما را واکسینه کرد !

فتنه ای که ما را واکسینه کرد !


در این تحلیل با توجه به دو رویکرد مشهور در نظریه های علوم سیاسی، به نام نظریه های ارگانیسمی و سیستمی ، به تحلیل سخنان معظم له در خصوص واکسینه شدن نظام جمهوری اسلامی می پردازیم .
اول : اندیشمندان و نظریه پردازانی که جامعه و به خصوص نهادهای سیاسی را با دیدی ارگانیک و به مثابه ی یک موجود زنده می پندارند ، معتقدند که شباهت های عجیبی میان محیط زیستی یک موجود زنده و جامعه وجود دارد .
آنان می پندارند که جامعه مانند یک موجود زنده ، نیاز به مغز ، قلب و اعضای هماهنگی دارد که مجموعه ی این اعضا و هماهنگی میان آنان ، سلامت وحیات موجودات زنده را تضمین می نماید . به همان اندازه که محیط یک موجود زنده در سلامتی کامل رشد و نمو دارد ، در پیدایش بیماری های گوناگون نیز بدن یک موجود با ساختن آنتی ویروس ها و آنتی باکتری های گوناگون ، خود را مقاوم و در اصطلاح واکسینه میکند . خاصیت واکسن ها اساسا آن است که میکروب ها و ویروس های ضعیف را وارد بدن میکند و سیستم دفاعی بدن با ساختن آنتی ویروس های لازم آنان را دفع و از بین می برد . با نگاهی ارگانیستی به فتنه های گذشته ، می توان واکسینه شدن جامعه در مقابل فتنه های قدیمی را مشاهده نمود
دوم : در دهه های گذشته و پس از پیدایش تجربه گرایی افراطی در غرب ، دانشمندان علوم سیاسی نظریه سیستمی را مطرح کردند . در نظریه سیستمی اینگونه بیان میشود که یک نظام سیاسی برای بقا خویش و حفظ و استمرار نهادهای سیاسی خود ، با تعامل سه عنصر در جامعه مواجه است . نهاده ، داده و فرآیند تبدیل . نهاده ها را همان تقاضاها و حمایت های مردم می دانیم و داده ها را سیاست گذاری های نظام حکومتی قلمداد میکنیم . بر اساس این الگوی تحلیلی نظام سیاسی برای اجرای سیاست ها خود (داده ها) نیازمند به حمایت مردم است .
از طرفی شاخصه سیاست گذاری نهادهای سیاسی می بایستی که بر اساس تقاضاهای مردمی باشد . این مقدمه کوتاه را به دو دلیل عرض کردم . دلیل اول آنکه ، وقتی از ویروسی به نام فتنه صحبت میکنیم که ایران اسلامی عزیز در برابر آن واکسینه شده است ، باید امکان ورود ویروس های بعدی با شکل و ریخت های مختلف را به بدن تلویحا بیپذیریم . یعنی آنکه ما در مقابل فتنه های انتخاباتی از نوع رنگ ها و لوَّنها واکسینه شده ایم اما ملت ما باید حواس خویش را متوجه این نکته بگرداند که ویروسهای بعدی از جنس دیگر و شکل دیگری نیز خواهند بود .
به همان اندازه که یک واکسن توان دفاعی بدن را در مقابل یک ویروس شناخته شده بالا می برد ، به همان اندازه ممکن است ما را از مبتلا شدن به ویروس ها با اشکال دیگر به سبب واکسینه شدن ، غافل گرداند . دوم اینکه بر اساس مورد اول و تحلیل سیستمی ارائه شده ، مخاطبان محترم را به این نکته توجه میدهم که ویروس های دیگر که قطعا با اشکال تازه و مَکری جدید رخ نمایی میکنند از فتنه ای مطابق با همین الگوی سیستمی دیوید ایستون، سر، بلند خواهند کرد . بر اساس این الگو و تز نظریه پردازانی مانند هانگتینگتون ، پارسونز و ایستون ، هر گاه تقاضاها و خواسته های یک جامعه بیش از توان نهاده ها و سیاست گذاری نهادهای حکومتی شود جامعه در بحران ، فتنه و شورش قرار می گیرد . به عنوان مثال خواست استقلال سیاسی مردم آذربایجان در اتحاد جماهیر شوروی و میل حکومت کمونیستی شوروی به سیاست گذاری و خرج ثروت ملی در راه تجهیز تسلیحات سنگین سبب شده بود ، تا تعادل نهاده و داده بر هم بخورد و سبب فروپاشی نظام سیاسی شوروی شود . در حال حاضر دو ویروس خطرناک می تواند خود نمایی کند . الف : ویروس تغییر فرهنگ اجتماعی و لایف استایل زندگی مردم ایران که بسیاری از آن تحت عنوان غرب زدگی نام می برند . غرب زدگی را از استفاده از تکنولوژی و فناوری جدا کنید . غرب زدگی را به تعبیر فرهنگی و تهاجم فرهنگی نگاه کنید ، نگاهی که سکس ، خشونت ، بی اعتمادی ، سکولاریسم ، رپ ، یانکیسم و بی قیدی را مهاجمانه به ما عرضه کرده است . این ویروس که بلند مدت است ، سبب میشود که فرزندان ما و برادران ما در جامعه پذیری یا همان پذیرش قواعد نظام سیاسی ، مانند اصل ولایت فقیه ، هنجارهای زندگی در حکومت اسلامی و ... معترض شوند ، در اثر این اعتراض خواست های جدید مطرح میشود ، خواسته هایی مانند جمهوری ایرانی و یا نه غزه ، نه لبنان و ... خواسته هایی که با سیاست های نهادهای تصمیم گیر ما تطابق ندارد و سبب عدم تعادل در سیستم میشود . ب : ویروس افزایش تقاضاها که ممکن است در اثر شوک های اقتصادی و اجتماعی در فضای جامعه ، مورد سو استفاده قرار گیرد . شوک هایی که در اثر هدفمندی یارانه ها و یا مسائل سیاسی در آینده از قبیل دستگیری سران فتنه ممکن است به جامعه وارد شود . بر اساس الگوی تحلیل سیستمی ما در این موارد افزایش کارآیی نظام و افزایش حمایت ها سبب میشود که خواص جامعه که نقش آنتی ویروس ها را ایفا میکنند ، به کمک آنان که از تاریخ عبرت گرفته اند و به اصطلاح واکسینه شده اند ، کشور را از ورود به فتنه های آتی حفظ کنند . در چنین تحلیل هایی است استقبال از مقام معظم رهبری در قم و یا دکتر احمدی نژاد در لبنان خار چشم تحلیل گران معاند میشود .
سجاد نجفی

ولایت‌پذیری یعنی انعطاف‌پذیری در برابر حق

فــتــنــــــــــــــــه
استاد پناهیان :
ولایت‌پذیری یعنی انعطاف‌پذیری در برابر حق


حجت الاسلام علیرضا پناهیان، در ادامه سلسله نشست‌های بصیرت، در مسجد اهل بیت(ع) قم، به مباحث مهمی پیرامون ولایت پذیری پرداخت که در بسیاری از سایت‌ها، از جمله سایت‌های اصلاح طلب و ضد انقلاب انعکاس یافت. از انجا که این انعکاس، ناقص و در مواردی نارسا و بعضا توأم با اشتباه یا تحریف بود، و همچنین به دلیل اهمیت مطالب مطرح شده در این سخنرانی. گزارش کامل این سخنرانی در ادامه می‌آید:

1. انعطاف پذیری
ارزش خوب بودن، به انعطاف‌پذیری در رعایت قوانین سیال است
خداوند متعال از بندگانش، خوب شدن و تکامل پیدا کردن را خواسته است. اما کار خوب و تکاملی که خدا از بندگانش خواسته، باید درست و دقیق ترجمه شود، تا ما دچار اشتباه ابلیس نشویم.
بخشی از فرآیند خوب شدن، مربوط به اجرای برنامه‌های روتین و ثابت، و قوانین و مقررات مکتوب است. مقرراتی که ما را به یک سلسله دستورات خوب و رشد دهنده راهنمایی می‌کنند. ولی این همۀ ماجرا نیست. اصل ماجرا هم نیست. بلکه مقدمۀ اصلی‌ای است که باید دنبالش باشیم.
اصل ماجرا چیست؟ اصل ماجرا این است که خداوند متعال در کنار برنامه های ثابتی که به انسان داده است، یک حالت «انعطاف‌پذیری» را از او انتظار دارد.
انسان خودش را با مقررات و دستورات ثابت راحت‌تر هماهنگ می‌کند. اما معمولاً وقتی نوبت به انعطاف در خوبی‌ها می‌رسد، نقطه‌ضعف‌ها، خودشان را نشان می‌دهند. خدا از آدم، دو جور خوب بودن می‌خواهد. یک خوب بودن طبق برنامه‌های ثابت، و یک خوب بودن طبق برنامه‌های سیّالی که انعطاف از آدم می‌خواهند و آدم باید انعطاف‌پذیر باشد تا بتواند آنها را انجام بدهد. کار آنجا سخت میشود که انسان بخواهد خودش را با دستورات سیّال خدا که از انسان انعطاف می‌خواهد تطبیق دهد.
مثال ساده‌اش در مقررات راهنمایی و رانندگی است. انسان با استفاده از انگیزه‌های مختلف، از جریمه نشدن گرفته تا پرهیز از ایجاد ترافیک ناشی از تخلف‌ها، خودش را عادت و تمرین می‌دهد که از چراغ قرمز رد نشود. حالا شما خودت را بگذار جای کسی که پشت چراغ قرمز ایستاده، و یک مقدار هم عجله دارد. بدش نمی‌آید اگر می‌شد همه به او نوبت بدهند اول او برود. خودت را بگذار جای چنین آدمی که ایستاده‌ای و با وجود عجله‌ای که داشته‌ای چراغ قرمز را تحمل کرده‌ای. آقای پلیسی هم که خودش در حکم یک چراغ سبز و قرمز است، سرچهارراه ایستاده است. پلیسی که طبق قانون اگر سرچهارراه خلاف چراغ قرمز هم دستور داد، باید رعایت کنید. حالا چراغ قرمز سبز شده، می‌خواهی حرکت کنی، اما پلیس می‌گوید: هنوز بایست. فعلاً مصلحت است هنوز از آن‌طرف بیایند بروند. اینجا آدمی که تحمل چراغ قرمز را پذیرفته، یک دفعه‌ای ممکن است کفرش دربیاید و صدای اعتراضش بلند شود.
کسی که چراغ قرمز را که قانون ثابت است، پذیرفته، نه قانون سیّال را، که در اختیار ارادۀ پلیسی است که سر چهاراه ایستاده، چنین شخصی، درجۀ اندکی از یک شخصیت نظم‌یافته را دارد. ولی وقتی می‌رسد به پلیس و دستورش، و یک دفعه‌ای از کوره درمی‌رود، معلوم می‌شود تهِ وجودش این شخصیت نظم‌یافته را ندارد. آنجا بدی و زشتی خودش را نشان می‌دهد.
ابلیس سالهای سال برای خداوند متعال عبادت می‌کرد. یعنی بر اساس قوانین ثابت همۀ کارهای خوب را انجام می‌داد. خداوند متعال یک دفعه‌ای آمد و یک ضدّ حال بهش زد. فرمود: حالا در فضای این خوبی‌هایی که پیدا کرده‌ای، علی‌القاعده داری «من» را عبادت می‌کنی دیگر؟ حالا من اجرای یک دستور سیّال، بلکه متفاوت و غیرقابل پیش‌بینی را، از تو می‌خواهم. تو در کنار خوب بودن، انعطاف‌پذیر هم باید باشی که اگر من دستورات دیگری دادم، انعطاف هم بپذیری.
خداوند متعال فرمود: امروز بیا به آدم سجده کن. جواب ابلیس در واقع این بود: نه دیگر نمی‌شود. ما خودمان را کشتیم، تطبیق دادیم با آن قوانین ثابت، الان یک دفعه‌ای شما می‌آیی یک دستور دیگر می‌دهی، این حال آدم را می‌گیرد. در روایت آمده است که ابلیس به خداوند گفت: «من حاضرم برای تو عبادتی بکنم که هیچ کس انجام نداده باشد، فقط من را از سجده به آدم معاف کن.» آن‌وقت خداوند متعال فرمود: «إنّي اُحِبُّ أن اُطاعَ مِن حيثُ اُرِيدُ» من دوست دارم تو من را آنگونه که دلم می‌خواهد اطاعت کنی، «لا مِن حَیثُ تُریدُ» نه آن‌جوری که خودت دلت می‌خواهد.(میزان الحکمه، ج5، حدیث9533؛ تفسیر القمی، ج1، ص42)
فقط کارِ خوب آوردن ملاک نیست. باید هنگامی که خدا با اوامر خودش دارد با روحت بازی می‌کند، امکان انعطاف‌پذیری در تو باشد و انعطاف نشان بدهی. مثال‌های خیلی ساده‌اش در حوادث است. در حوادث یک دفعه‌ای خدا از انسان انعطاف‌پذیری می‌خواهد. اگر کسی انعطاف‌پذیر نباشد، هر چه به ظاهر دین‌دارتر باشد، جایش بیشتر در قعر جهنّم خواهد بود.
یک مثال بزنم. در روایت دارد که پیرمرد عابدی از بنی‌اسرائیل در حال نماز خواندن بود که زمین دهن باز کرد و او را بلعید و تا ابد گرفتار عذاب الهی شد. علتش چه بود؟ خیلی به نماز مقیّد بود. وقتی سرِ نماز ایستاده بود، دید دو تا بچه خروسی را گرفته‌اند، و دارند شکنجه‌اش می‌کنند، پرهایش را می‌کنند. او متوجه شد اما نرفت بچه‌ها را از این کار نهی کند، و به عبادت و نمازش ادامه داد. خدا هم به زمین دستور داد که او را فرو ببرد. همان‌جا در حال نماز، زمین بلعیدش. (كَانَ رَجُلٌ شَيْخٌ نَاسِكٌ يَعْبُدُ اللَّهَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ، فَبَيْنَا هُوَ يُصَلِّي وَ هُوَ فِي عِبَادَتِهِ، إِذْ بَصُرَ بِغُلَامَيْنِ صَبِيَّيْنِ، قَدْ أَخَذَا دِيكاً وَ هُمَا يَنْتِفَانِ رِيشَهُ. فَأَقْبَلَ عَلَى مَا هُوَ فِيهِ مِنَ الْعِبَادَةِ، وَ لَمْ يَنْهَهُمَا عَنْ ذَلِكَ. فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى الْأَرْضِ أَنْ سِيخِي بِعَبْدِي. فَسَاخَتْ بِهِ الْأَرْضُ. فَهُوَ يَهْوِي فِي الدُّرْدُورِ أَبَدَ الْآبِدِينَ وَ دَهْرَ الدَّاهِرِين؛ امالی شیخ طوسی، ص 669).
چرا خداوند آن پیرمرد عابد را نابود کرد؟ خدا می‌خواهد بفرماید: بله، نماز خوب است. ولی من بعضی وقت‌ها یک دفعه‌ای یک دستور دیگر وسط نمازت بهت می‌دهم، باید انعطاف‌پذیر باشی و در مقدرات ویژه‌ای که برایت پدید می‌آید و تکالیف ویژه‌ای که برایت تعریف می‌شود، بتوانی آدم خوب انعطاف‌پذیری باشی. ارزش انعطاف‌پذیری‌ات از خوب بودنت در اجرای وظائف عادی بالاتر است.

انعطاف‌پذیری محل راستی‌آزمایی خوبی‌هاست
در اینجا نکتۀ دیگری هم هست. انسان همۀ خوبی‌ها را برمی‌دارد و در خدمت اهواء نفسانی خودش می‌گیرد. حتی نماز خواندن و عبادت کردن را. آن‌جایی که خدا از انسان انعطاف‌پذیری می‌خواهد، آنجا محل امتحان این است که انسان خوبی را مال خود کرده برای نفسش، یا واقعاً آدم خوبی است.
اگر تو واقعاً داری به خاطر منِ خدا نماز می‌خوانی، خُب من الان می‌گویم نماز نخوان، به جایش به آدم سجده کن. دیگر نتوانست تحمّل کند. مثال سادۀ دیگری بزنم. یک آقا پسری متدین شده، و تصمیم گرفته دیگر همیشه تعقیبات نماز را بخواند. ثواب تسبیحات حضرت زهرا را فهمیده، تصمیم گرفته دیگر هیچ‌وقت رها نکند. همان اوایلی که خیلی هم انگیزه دارد، یک دفعه‌ای مامانش صدا می‌زند: پسر! بیا این کار را برای من انجام بده. (ممکن است مادرش هم دستور بی‌خودی داده باشد و بی‌خودی عجله می‌کند. فوری نیست، اگر بعداً انجام شود، طوری نمی‌شود.) به مادرش می‌گوید: «صبر کن بگذار من این تسبیحم را بگویم.» تمام شد، انعطاف‌پذیر نیستی. دیگر اگر این خوبی‌ات همین‌جوری ادامه پیدا کند، تو را می‌برد جهنّم.
در روایت دیگری در مورد داستان ابلیس دارد که خداوند متعال می‌فرماید: من چه نیازی به خوب بودن بنده‌هایم دارم؟ من می‌خواهم بنده‌های من آن‌جوری که من هر لحظه به آنها می‌گویم خوب باشند، نه همین جوری خوب باشند. (فَقَالَ اللَّهُ: لَا حَاجَةَ لِي إِلَى عِبَادَتِكَ إِنَّمَا أُرِيدُ أَنْ أُعْبَدَ مِنْ حَيْثُ أُرِيدُ لَا مِنْ حَيْثُ تُرِيدُ؛ تفسیر قمی، ج1، ص42)

ولایت روشن‌ترین عامل امتحان میزان انعطاف‌پذیری انسان‌ها
ولایت یعنی چه؟ ولایت یعنی روشن‌ترین و مشخص‌ترین عامل امتحان میزان انعطاف‌پذیری آدم‌ها. به همین دلیل اگر کسی در مقابل ولایت که فرمان‌های سیّال را می‌دهد، انعطاف‌پذیر نباشد، تمام خوبی‌های دیگرش قبول نمی‌شود بلکه جایش در قعر جهنّم خواهد بود.
آقای جوادی آملی هم در یکی از نمازجمعه‌های بعد از این جریان فتنه اشاره‌ای کردند، فرمودند: «قانون درست است كه گوشه‌اي از مشكلات را حل مي‌كند اما قانون‌شناسِ عادل مجري قانون كه وليّ فقيه است باعث نااميدي بيگانه است. چرا در آغاز سورۀ مباركۀ «مائده» نفرمود خود قرآن باعث مي‌شود كه ديگران نااميد بشوند؟ ... داشتِ يك فقيه جامع‌الشرائط مايه يأس بيگانه است؛ ... «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن دِينِكُمْ» نه با آمدنِ قرآن.» (خطبه نماز جمعه جوادی آملی در تاریخ 5/4/88 ؛ سایت esra.ir)
ما دو تا قانون داریم، یکی قانون ثابت یکی قانون سیّال. قانون سیّال امر ولایت است. ولایت میزان انعطاف‌پذیری انسان در شرایط گوناگون را امتحان می‌کند. فرقی هم در این امتحان بین ولایت معصوم و غیرمعصوم نیست. ولایت این کارکرد را دارد، این امتحان را هم می‌گیرد، آن آداب را هم اقتضا می‌کند. حداقل فعلا نمی‌خواهیم سرِ تفاوتش بحث کنیم.
خوبی‌ها زیاد هستند، ولی آدم شروع می‌کند خودش را تطبیق می‌دهد به بعضی از خوبی‌ها. کسی عادت کرده به صورت روتین و دائمی به قرآن احترام بگذارد. یک دفعه‌ای شرایط عوض می‌شود، دستور از ولایت علی‌بن ابیطالب ع می‌رسد: «آن قرآن‌ها را بزنید، قرآن ناطق من هستم.» اما یک عده‌ای بلند شدند گفتند: «نه! ما نمی‌توانیم قرآن را بزنیم. قرآن احترام دارد.» مرده‌شور این خوب بودن را ببرند.
ببینید کار ولایت کجاست. خداوند در قرآن کریم، عدم پذیرش ابلیس برای سجده کردن به حضرت آدم را، می‌گذارد کنار اینکه امّت‌های گذشته حرف پیامبرانشان را گوش ندادند.
یک حقیقت مهم در مورد دین وجود دارد: دین‌داری بدون امتحانِ انعطاف‌پذیری، کار آسانی است. اما در جهان ما امکان ندارد. چون طبق سنت خدا حتماً دین‌داری در معرض امتحان انعطاف‌پذیری قرار می‌گیرد. انعطاف‌پذیری، بعضی از اوقات به دلیل شرایط پیچیده‌ای است که برای انسان پیش می‌آید، و یک دفعه‌ای یک تکلیف جدید می‌آید. بعضی وقت‌ها هم انعطاف‌پذیری توسط ولایت برای انسان پیش می‌آید. و مهم‌ترین محلی که انسان امتحان می‌شود که چقدر در اجرای حق انعطاف‌پذیر است (یعنی حق به هر سمتی برود، به دنبالش می‌رود و اسیر عادات خود نمی‌ماند)، آنجایی است که امر ولایت می‌آید.

انعطاف‌پذیری در مقابل ولایت، اصلی‌ترین نقطۀ کمال در نظام مقدس جمهوری اسلامی
ما عقیدۀمان دربارۀ نظام جمهوری اسلامی را اینگونه می‌توانیم عرض کنیم. اساتید من در مجلس هستند، همه‌‌تان هم اهل فضل هستید، می‌توانید در این باره تأمل کنید. آیا در مملکت ما، آن چیزی که ملاک اصلی است، این است که سیاستمداران و مسئولین ما درست عمل کنند؟ و درست عمل کردن را اجرای یک سلسله قوانین ثابتِ مشخص و برنامه‌های مکتوب در دین و کتاب‌های دینی می‌دانید؟
فلسفۀ جمهوری اسلامی، جدا از فلسفۀ حیات بشر نیست. زندگی اجتماعی ما، فلسفه‌اش با زندگی فردی ما یکی است. تاریخ بشر برای گرفتن این امتحان‌ها، یعنی همان امتحانی که ابلیس در آن شکست خورد، هست. اینکه شما یک سلسله قوانین ثابت و روشنی را داری اجرا می‌کنی، این دست‌گرمی است. دست‌گرمی است تا برسی به آن شرایطی که اقتضا می‌کند انعطاف‌پذیر باشی.
اینکه پشت چراغ قرمز می‌ایستی، این اهمیّت چندانی ندارد. باید ببینیم اگر پلیس علی‌رغم سبز بودن چراغ، گفت: «باید صبر کنی»، اینجا اگر تمکین کردی، شخصیتت نظم‌یافته است. اینجا به آن کمالی رسیده ای که منظور خدا بوده است. خدا منظورش از کمال این نقطه است. جمهوری اسلامی هم درست نشده برای اینکه سیاستمداران و مسئولین مملکتی و مردم ما تنها در قوانین ثابت امتحان بدهند. این دست‌گرمی است. باید باشد. اما اصل کمال به این است که در مقابل ولایت انعطاف‌پذیری خودشان را نشان دهند.
اصلی‌ترین نقطۀ کمال در نظام مقدس جمهوری اسلامی انعطاف‌پذیری در مقابل ولایت است، نه خوب عمل کردن به معنای روتین کلمه. و این حرف البته خیلی‌ها را دق‌مرگ می‌کند.
اینکه بگوییم حرف رهبری فصل‌الخطاب است برای اینکه دعوا نشود، این کف و حداقل کارکرد ولایت است. سخن اصلی این است که اصلاً جمهوری اسلامی که مقدمه‌ساز ظهور است (صحیفه امام، ج20، ص345 و ج17، ص481)، آمده امتحان‌های ولایت‌پذیری بگیرد. امتحان ولایت‌پذیری یعنی آن‌جایی که افسر می‌آید وسط چهارراه، و مصلحت‌هایی را به صورت علی‌حده اعلام می‌کند، باید دستور افسر را اجرا کنی.

فتنۀ اخیر، محل امتحان قانون‌مداری بود، و هنوز امتحان‌های ولایت‌مداری فرا نرسیده
و البته ما هنوز به آنجا هم نرسیده‌ایم. الان رهبری معظم انقلاب، در تمام موارد مربوط به این فتنه‌های اخیر، فرمودند طبق قانون عمل کنید. هنوز اینگونه نشده که چراغ، سبز شده باشد و شما بتوانید حرکت کنید، اما رهبری بگوید باز هم بایستید. نقطۀ اصلی امتحان و اوج گرفتن و کمال آنجاست.
در ارتباط با فتنۀ اخیر مسئله این بود که عده‌ای می‌خواستند از چراغ قرمز رد شوند. اینجا خاصیت افسری که سر چهارراه ایستاده فقط این بود که ضامن اجرای قانون باشد: آقا تو چرا از چراغ قرمز رد می‌شوی؟! کدام قانون به تو اجازه داده این بی‌قانونی را بکنی؟!
اما آن‌وقتی امتحان‌های اصلی ما فرا می‌رسد، و تازه آن‌جا بحث ولایت‌پذیری جدی می‌شود که مانند آنجایی بشود که امیرالمؤمنین دستور داد قرآن‌های سرِ نیزه را بزنید. فرمودند این فریب است. آنجا مردم کوفه گیرپاژ کردند.
من از شما سؤالی بپرسم. برادرکشی خوب است یا بد است؟ بد است. کارهای خوب و بد خیلی داریم. تعقیبات نماز خواندن خوب است یا بد است؟ خوب است. ولی انعطاف‌پذیری اقتضا می‌کند در شرایط خاصی تعقیبات نماز را کنار بگذاری و بروی یک کار خوب دیگر انجام بدهی. آن کار خوب دیگر چیست؟ اطاعت از پدر و مادر.
برادرکشی هم بد است. اما در کوفه اینگونه شد که لازم شد مسلمانان به جنگ یکدیگر بروند. ان‌شاءالله در جامعۀ ما هیچ‌وقت چنین امتحانی پیش نیاید. اما آیا دلیلی وجود دارد برای اینکه ما امتحان نداده به ظهور آقا امام زمان(ع) برسیم؟ تازه دوره‌های آموزش ولایت در مملکت ما شروع شده. ما نیامده‌ایم فقط خوب عمل کنیم، ما آمده‌ایم امتحان ولایت‌مداری بدهیم.
در مورد تمام سیاسیون کشور، بحث صرفا سرِ درست عمل کردن یا درست عمل نکردن‌شان نیست، بحث سرِ امتحان ولایت‌مداری دادنشان است. به این مبنا دقت کنید. اگر آدم معنای عمیق ولایت‌مداری را درک کند، دیگر پس‌فردا با هزار تا ملاک فرعی در مورد اشخاص نظر نمی‌دهد. همه را با آن ملاک اصلی ارزیابی می‌کند. این آقا ولایت‌مداری‌اش کم است، آن آقا ولایت‌مداری‌اش بالاست. این نقطۀ کمال بشر است. این نقطۀ کمال یک جامعه است. این نقطۀ کمال جامعۀ شیعی است تا خودش را به ظهور حضرت برساند. و البته انعطاف‌پذیری سخت است، و برای سیاسیون هم خیلی بیشتر سخت خواهد بود.
ما می‌خواهیم به کجا برسیم؟ به درست عمل کردن؟ خداوند متعال می‌فرماید: درست عمل کردن بندگان من به چه درد من می‌‌خورد؟ من این را نمی‌خواهم. «مِن حَیثُ اُرید» باید باشد. در مسیر اجرای دستورات روتین و روشن حق، یک جاهای که من مانوری می‌دهم، به آن سازی که من می‌زنم باید برقصی. گاهی خلاف عادت روزمرّه‌ات می‌شود، گاهی خلاف قضاوت‌های سطحی تو می‌شود. آنجاها نقطۀ کمال انسان‌ها مشخص می‌شود.
امتحان‌های ما تاکنون امتحان قانونمداری و عقلانیت بوده، نه ولایتمداری. مثلاً وقتی جبهۀ ملّی گفتند قصاص نباید باشد، امام فرمود: این قانون است. باید باشد. و جبهۀ ملّی مرتد است.(صحیفه امام، ج14، ص492 و 449) و مردم ریختند توی خیابان‌ها و جبهۀ ملّی از صحنۀ سیاسی روزگار ما حذف شدند. اینجا هنوز نوبت ولایت‌مداری نرسیده. این‌جا امام از همان قانون ثابت محافظت کرده است.
الان که هنوز به ولایت‌مداری نرسیده‌ایم تا روشن کنیم چه کسی ولایت‌مدار است، چه کسی ولایت‌مدار نیست. و آنهایی که ولایت‌مدار نیستند از دور گردان بخواهند حذف بشوند. ولایت‌مداری آنجایی است که مثلاً وضعیت مملکت می‌رسید به اینکه شورای نگهبان هم به سلامت انتخابات شک می‌کرد. بعد یک مصلحتی از قبیل اینکه مثلا ناوهای دشمن، یا برخی از تهاجم‌ها، می‌آمد کنار مرز، و می‌خواست به کشور ضربه بزند، و در آن شرایط برای کشور مصلحت نبود که بخواهیم طبق مقررات، انتخابات را باطل بکنیم، آنجا امر ولایت بر اساس آن مصلحت برتر، قانون ابطال انتخابات را کنترل می‌کند. اگر وضعیت این‌جوری بود، تازه آن موقع آنهایی که ولایت‌مدار نبودند باید مورد سرزنش قرار می‌گرفتند.
هنوز بعضی‌ها دارند خلاف همان قانون ثابت عمل می‌کنند. در قصّۀ فتنۀ اخیر بحث سرِ این نبود که شما به قانون سیّال مقیّد باشید. منتها بعضی‌ها اینقدر شلوغ کردند که این تصور پیدا شد که نیاز به امر ولایی است. نه. اینها خلاف قانون ثابت و روشن عمل کردند. الان شما داری از چراغ قرمز رد می‌شوی. تازه اگر هم چراغ سبز بود و می‌توانستی رد بشوی، اما افسری که سرِ چهارراه ایستاده جلوی تو را می‌گرفت، باید می‌ایستادی.
و ما انتظاری که از سیاسیون داریم، بیشتر از درست عمل کردن، که حالا بعضی‌ها درست عمل نکردند، این است که وقتی امر ولایت رسید، انعطاف‌پذیر باشند. آنجا خودشان را نشان بدهند. درخواست اول ما این است.
هنوز برخی از این آقایان شایستگی اینکه ما بگوییم ولایت‌مدار هستند یا نیستند را ندارند. فعلاً موضوع این است که آقایان خارج از گود «قانون ثابت» هستند. خارج از عقلانیت هستند. خارج از انصاف طبیعی حداقلی هستند.
اما آیا ما نباید بر اساس سنت امتحانات الهی، بعدها به مرور زمان دچار امتحاناتی شویم که میزان ولایت‌مداری را ثابت کند؟ البته بعضی‌ها دوست دارند در کشور بحران ایجاد کنند تا ولایت، امرهای ولایی کند (مثل بحرانی که خواستند ایجاد کنند که نیاز به امر مولوی رهبری باشد)، آنوقت سر این امر مولوی بحث کنند و جدل راه بیاندازند. اما اشتباه می‌کنند. اینکه نجابت جامعۀ اسلامی تا کِی فرصت می‌دهد آن اصلاً بحث دیگری است که فعلاً بهش نمی‌پردازیم.
یادتان باشد، هر کس هر کلمۀ حقی را با انگیزۀ باطل به زبان بیاورد خدا رسوایش می‌کند. این سنت خدا است. هر کسی هر ادّعایی کند، اما خودش حقیقتاً به آن ادّعا معتقد نباشد، و با غرض باطلی آن ادّعا را بکند، خدا رسوایش خواهد کرد. دیدید بعضی‌ها چقدر از اخلاق دم می‌زدند؟ چند هفته طول نکشید رسوا شدند. بداخلاق‌ترین کارها را انجام دادند. کسی که معتقد به امام(ره) نیست، اما از امام دم می‌زند، خدا رسوایش می‌کند. چه اتفاقی می‌افتد؟ با دشمنان اصلی امام هم‌پیمان می‌شود. کسی که می‌گوید قانون، اما خودش به قانون اعتقاد ندارد، خدا رسوایش می‌کند. من خیلی برای برخی از سیاسیون متأسف هستم. بدجوری روی سِن هستند. ما دوست نداریم زمین خوردن کسی را ببینیم، ولی وقتی که کسی مقابل دیدگان مردم چند تا پشتک می‌زند، دیگر اگر آدم چشم‌هایش را هم ببندد، تلق و تولوق صداهایش را که می‌شنود. دیگر خداوند متعال از این بهتر چگونه می‌خواهد روشنگری انجام دهد؟

2. بازنشستگان سیاسی؛ کسانی که دیگر شایستگی حضور در عرصۀ سیاست را ندارند
نکتۀ دوم. طبق روال تجربۀ سی‌ساله و طبق قواعدی که نوشته و نانوشته است، امتحانات داخلی جامعۀ ما تقریبا از جریان ارتداد جبهۀ ملّی شروع شد، رسید به نهضت آزادی، بعد رسید به تیپ‌هایی مثل بنی‌صدر، بعد رسید به تکنوکرات‌ها و جریان‌های التقاطی روشنفکری غرب‌زده، تا می‌رسد به ادّعای خط امام و رهبری. وقتی اینها را نگاه می‌کنید، پیش‌بینی‌تان از امتحانات بعدی چیست؟
من پیش‌بینی خودم را عرض کنم. پیش‌بینی بنده این است که اگر امسال اینها آمدند پرچم سیدالشّهدا را آتش زدند، سال بعد پرچم امام حسین(ع) دستشان می‌گیرند، می‌آیند سینه هم می‌زنند، ولی ادّعا و تقاضای باطل می‌کنند. اگر الان علیه گریه کردن حرف می‌زنند، شما در آینده خواهید دید که می‌آیند گریه می‌کند و حرف می‌زنند. کسانی هم که استعداد گریه کردن دارند، در میان خودشان دارند.
این روالش است. مگر آنکه بصیرت مردم و شدت نزدیکی ما به پیروزی، اجازۀ نفاق و دو رویی را به دشمنان ما ندهد. مانند اوائل انقلاب که منافقین شروع به آدم کشی کردند و نفاق را کنار گذاشتند. اما اگر شما تجربه گذشته را نگاه کنی این آینده را پیش‌بینی می‌کنی. باید در آینده این اتفاق‌ها بیفتد. کم‌کم به روایت‌هایی از ائمۀ هدی(ع) می‌رسیم که می‌فرماید: منافق صاحب چشمش است، هر موقع اراده کند گریه می‌کند. (المُنافِقُ یَملِکُ عَینَیهِ یَبکی کما یَشاءُ؛ میزان الحکمه، ج12،حدیث20603)
امتحانات ولایت‌مداری در پیش است، و بعد در آن امتحانات می‌بینید کسانی علیه ولایت‌مداری و خط ولایت منافقانه چالش می‌کنند، که به این سادگی دیگر نمی‌شود با آنها برخورد کرد.
البته خطر خیلی هم بالا نیست. چون همۀ آنهایی که می‌خواهند مردم را فریب دهند، همیشه در گذشتۀ خودشان، در زندگی قبلی سیاسیِ خودشان، اشتباهات فاحشی داشته‌اند. شما برای اینکه جامعه‌تان مصون بشود از فتنه‌هایی که در آینده در پیش است، اشتباهات گذشته سیاسیون را عمیقاً مرور کنید.
هزار و چهارصد سال هم که نیست. سی سال است. اگر همین سی‌سال گذشته را مرور کنید، به اندازۀ کافی به شما آگاهی خواهد داد. همین‌جا از مسئولین و سیاستمداران و بزرگ‌ترهای انقلاب تقاضا می‌کنم، اطلاعاتی که دربارۀ گذشته دارند بیشتر به جوان‌ها بدهند.
گاهی از برخی می‌پرسم: فلانی چرا منحرف شد؟ آهسته می‌گوید: این از زمان حزب هم مشکل داشت. چه مشکلی داشت؟ می‌گوید فلان مشکل. بهش می‌گویی: «عجب! خب چرا زودتر نگفته بودی؟ ما این همه به ذهنمان فشار آوردیم که چرا فلانی خراب شد.»
ما باید نسبت به گذشتۀ کسانی که در آینده می‌توانند عوام‌فریبی کنند، افشاگری کنیم. البته افشاگری محترمانه. یعنی به مسائل شخصی و اخلاقی کار نداریم، حتی افشاگری در مورد بیت‌المال هم به عهدۀ قوّۀ قضائیه. اما به منش‌ها و روش‌ها که کار داریم.
خیلی روشن است. اگر کسی در نامۀ خودش به امام بی‌احترامی کند، آیا ایشان احترام مقام معظم رهبری را می‌تواند نگاه دارد؟ آیا کسی که آیین ولایت‌مداری را در ارتباط با حضرت امام(ره) رعایت نمی‌کرده و عبور از خط قرمزهای آداب ولایت‌مداری برایش راحت بوده، ایشان می‌تواند الان ولایت‌مداری کند؟ اگر هم الان ولایت‌مداری می‌کند به خاطر هیبت ولایت‌مداران و روشنی و بصیرت آنهاست.
آیا ما همیشه باید منتظر باشیم تا عده‌ای هر از گاهی تهاجم کنند؟ مثل اسرائیلی‌ها که به فلسطینی‌ها تهاجم می‌کنند، بعد هر موقع خسته می‌شوند می‌گویند آتش ‌بس. و بعد از مدتی دوباره شروع می‌کنند. بازی‌ای که امام نگذاشت صدام سرِ ما دربیاورد. صدام جنگ می‌کرد، شکست می‌خورد، بعد می‌گفت: حالا مذاکره کنیم. صبر کن، الان که حمله کردی، دیگر دست خودت نیست که برگردی.
آیا وقت آن نرسیده که عده‌ای به دلیل عدم عقلانیت و عدم قانون‌مداری، نه حتی ولایت‌مداری، از صحنۀ سیاسی جمهوری اسلامی حذف شوند؟ بعضی‌ها می‌گویند: مراقب باشید جامعه یک جهته نشود. نه الحمدلله بین اصولگرایان قانون‌مدار اختلافاتی هست، ما با همان اختلافات انتخابات بعدی‌مان را برگزار می‌کنیم. رقابت باید باشد که هست، و کاملاً هم جدی است.
چرا باید حتماً نهضت آزادی را راه بدهیم تا معلوم شود آزادی در جامعۀ ما هست؟ ما که به کسی وام‌دار نیستیم. حتماً نمی‌خواهیم مستکبرین از ما راضی بشوند. البته اینها نظرات شخصی بنده است. ولی تقاضای دل خیلی از مردم هم هست. خیلی از کسانی که خودشان را لیدر اصولگرایان می‌دانند این حرف‌ها را بشنوند. امروز دیگر لیدری منصبی نیست که به یکی بدهند و پسش نگیرند.
شما هشیار باشید این حرف مقام معظم رهبری زمین نخورد. ایشان فرمودند بعضی‌ها صلاحیت‌شان را برای حضور در عرصۀ سیاسی جمهوری اسلامی از دست دادند. (دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، 6/12/1388) باید روشن شود اینها چه کسانی هستند. هنوز بعضی‌ها دارند برای انتخابات‌های بعدی، برای خودشان احترام جمع می‌کنند.
این‌جور آدم‌ها چه حقی دارند در عرصۀ سیاست حضور پیدا کنند؟ کسی که از پادشاهان کشورهای عربی منطقه برای کارهای حزبی کمک مالی می‌گیرد، و از این روش‌ها در عرصۀ سیاست استفاده می‌کند، اینها دیگر صلاحیت حضور ندارند. اگر ما بیدار باشیم، و نگذاریم فشار بیاورند، شورای نگهبان یک نفر از اینها را هم تأیید نخواهد کرد.
بروند برای خودشان آزاد باشند، حرفهایشان را هم بگویند. اما کدام قانون جمهوری اسلامی اقتضا می‌کند چنین افراد ناشایستی باز هم به عرصۀ سیاست بیایند. آن‌وقت مردم ما مظلومانه بگویند: اگر اینها خراب بودند، چرا شورای نگهبان تأیید کرد؟
بعضی‌ها باید حذف شوند، تا کشور بتواند وارد مراحل بعدی رشد خود شود. حذف هم با بصیرت مردم. بحث حذف فیزیکی نیست. ولی باید کسی جرأت کند این حرفها را به آنها بگوید. بگوید: شما دیگر شایستگی حضور نداری، شما بفرمایید بروید بازنشسته شوید. باید اصطلاح بازنشستگان سیاسی را در فرهنگ سیاسی جا انداخت. اصطلاحی برای کسانی که شایستۀ حضور در عرصۀ سیاست نیستند. ضمیر هم مرجع خودش را پیدا می‌کند.
بنابراین ما امتحان‌های سخت‌تری در پیش داریم. در عرصه‌های بعدی هم بعضی‌ها که در عرصه‌های قبلی حضور داشتند و رد شدند دیگر نباید حضور داشته باشند. اگر بعضی‌ها هم اگر هوس دارند مهره‌بازی کنند، مهره‌های دیگری را وسط بیاورند. دیگر چقدر کشور هزینه بدهد؟
گناه خسارت‌های ناشی از محاصره‌های اقتصادی، همه‌اش به گردن سیاسیونی است که امید بیگانه هستند
موضوع دیگری که در زمینه خسارت حضور بازنشستگان سیاسی در عرصۀ سیاست، باید از آن سخن گفت و لازم است گرو‌ه‌های مطالعاتی سیاسی روی آن کار و تحقیق کنند. این است که: دشمن به تعداد شخصیت‌های سیاسی ضعیفی که در عرصۀ سیاست، (حتی نه در حاکمیت) حضورشان پذیرفته شده و مطرود نیستند، امید پیدا می‌کند. و دشمن به مقداری که امید پیدا کند، ضربه می‌زند. من از دوستان جوان خودم تقاضا می‌کنم بررسی کنند، وقتی آمریکا هواپیمای مسافربری ما را زد، روی چه حسابی جرأت پیدا کرد آن هواپیما را بزند؟ اگر دشمن، پایگاه و جایگاه امید نبیند، چنین جنایت‌هایی نمی‌کند.
چه کسانی امید بودند؟ چه کسانی نشان دادند ما اهل معامله هستیم؟ همین که به دشمن بگویی ما اهل مذاکره هستیم، و بیا یک‌جوری با هم کنار بیاییم، پیش‌درآمد این است که یک هواپیما بزند. نه از دشمن باید ترسید، نه به هر بهانه‌ای از مقابلش باید عقب‌نشینی کرد، و نه اینکه باید به دشمن امید داد.
محاصرۀ اقتصادی و قطعنامه‌هایی که صادر می‌کنند، جدا از برکاتی که داشته (عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد)، اما بالاخره آیا اینها برای کشور ما ضربه دارد یا ندارد؟ گناه اینها همه‌اش گردن سیاسیونی است که امید بیگانه هستند. دشمنان اگر ناامید شوند، می‌آیند به ذلّت و تقاضا می‌افتند. گروههای مطالعاتی باید برآورد کنند چند اقدام بین‌المللی علیه ما انجام گرفته و چقدر هزینه برای ما داشته است؟ و هزینه‌اش را چه کسانی باید بدهند؟
در مورد تاریخ جنگ هم یادتان باشد، که اگر کسانی مثل نهضت آزادی در کشور ما حاکم نمی‌شدند، شاید جنگ رخ نمی‌داد. دشمن فقط در صورتی حمله می‌کند و ضربه می‌زند که امید داشته باشد. امید دشمن را باید ناامید کرد تا دیگر ضربه نخورد. تا دشمن حساب خودش را بکند و عقب برود. اینها حسابشان حساب سگی است که اگر ازش فرار کنی دنبالت می‌افتد، و اگر جلویش بایستی درمی‌رود. می‌گفتند ما باید به ایران حمله کنیم، بعد که یک مانور در خلیج فارس انجام شد، گفتند: چه کسی گفته ما می‌خواهیم به ایران حمله کنیم؟ اصلاً چنین چیزی نبوده.
هر قطعنامه‌ای برای محاصرۀ اقتصادی صادر کنند، جرمش گردن اینهایی است که امید به دشمن می‌دهند. و شما می‌توانید در اخبار ریز و درشت بخوانید که در سیاسیون جامعۀ ما چه کسانی امید دشمن هستند. به این دلیل اینها باید از حضور در عرصۀ سیاست بازنشسته شوند، تا دشمن امیدش از دست برود. و دشمن، همین که امیدش از دست رفت، به ذلّت می‌افتد.
امام(ره): پنجاه سال عبادت کردید، خدا ازتان قبول کند، یکبار هم وصیت‌نامۀ این شهدا را مطالعه کنید
از این شهدای عزیز یادی کنم و عرضم تمام. شهدا با بصیرت بودند که رفتند جبهه. و لحظه‌ای که می‌خواستند به شهادت برسند، بصیرت‌شان به اوج می‌رسید. حضرت امام(ره) یکبار خطاب به خوبان فرمودند: پنجاه سال عبادت کردید خدا ازتان قبول کند، یکبار هم وصیت‌نامۀ این شهدا را مطالعه کنید(صحیفه امام، ج14، ص491). خیلی این حرف عمیق است. وصیت‌نامه‌های این شهدا تن آدم را می‌لرزاند.
کسی که در اوج بصیرت است، یک دفعه‌ای به این نقطه می‌رسد که: «ما که رفتیم، اما مواظب این آقا باشید.» این مواظبت نیست که بعضی‌ها دارند.
وقتی این آمار را از حجت‌الاسلام رحیمیان، نمایندۀ مقام معظم رهبری در بنیاد شهید، شنیدم که بر اساس پژوهشی که انجام شده، در هر وصیت‌نامه‌ای به طور متوسط چهار بار از سیدالشّهدا، و چهار بار از ولایت‌فقیه یاد شده، یاد کربلا افتادم.
آنجایی که مسلم‌بن عوسجه آمد افتاد روی زمین، حبیب‌بن مظاهر آمد بالای سرش. دیگر مسلم نمی‌توانست حرف بزند. حبیب گفت من چند لحظۀ دیگر به تو ملحق می‌شوم، اما طبق آیین دینی و اخوّت اسلامی، اگر وصیت داری به من بگو. می‌گوید: مسلم دیگر نمی‌توانست حرف بزند. انگشت اشاره‌اش را آورد، حسین را نشان داد. گفت: این مرد را تنها نگذار.
به خدا اگر مادرتان فاطمۀ زهرا شما را در اطراف خودش می‌دید، علی را نشان می‌داد، می‌فرمود: من که رفتم، اما علی را تنها نگذارید.
شهدا هم از ما همین را می‌خواهند. این ولایت‌مداری را داشته باشیم. از دوستانی که به موضوع شهادت می‌پردازند تقاضا می‌کنم، به ولایت بپردازند. ارتباط شهدا با ولایت را جا بیاندازند، تا هرجا شهیدی حاضر شد، بگویند بوی ولایت و ولایت‌مداری آمد. شهدا اصلی‌ترین انگیزۀشان ولایت‌مداری بود، بقیه‌اش همه فرعی بود. این را هنوز ما جا نیانداختیم، ما وقتی در مورد ولایت با هم حرف می‌زنیم، تعارف می‌کنیم.
چرا ما این‌جوری هستیم؟ چرا بی‌تعارف صحبت نمی‌کنیم؟ الهی فدای مدافع ولایت، فاطمۀ زهرا(س) بشوم. همین که فاطمه، علی را از محاصره و کشته شدن در مسجد نجات داد، دید علی‌بن‌ابیطالب سرش را انداخته پایین، دارد آرام از میان نامردهای شماتت‌گر عبور می‌کند. یک دفعه‌ای صدایش را بلند کرد فرمود: روحی لِروحِکَ الفداء وَ نَفسی لِنَفسِکَ الوِقاء یا اباالحسن، إن کُنتَ فِی خَیرٍ کنتُ معَک، وَ إن کُنتَ فِی شَرٍّ کنتُ معَک(*) جان من فدای تو! من سپر بلای تو! یا اباالحسن! اگر در وضعیت خوبی باشی من با تو هستم، اگر در هر شرایط دشواری باشی من با تو هستم، یعنی آی اهل مدینه! بدانید این فاطمه است که دیوانه و پروانۀ علی است. الا لعنت‌الله علی‌القوم الظّالمین.
(*) محمد دشتی، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، حدیث 75، و علامه حائری مازندارنی، کوکب الدری، ج1، ص196

فــتــنــــــــــــــــه منافق کیست و نفاق به چه معناست؟

فــتــنــــــــــــــــه
منافق کیست و نفاق به چه معناست؟

منافق همانند موش صحرایی است که برای لانه اش دو راه قرار می دهد و یکی از آن دو را باز می گذارد و از آن رفت و آمد می کند و دیگری را بسته نگه می دارد. هر گاه احساس خطر کند، با سر راه بسته را باز کرده و می گریزد. نام سوراخ مخفی موش «نافقاء» است که کلمه «منافق» نیز از همین واژه گرفته شده است.

نفاق دارای معنای گسترده ای است و هر کس که زبان و عملش هماهنگ نباشد، سهمی از نفاق دارد. در حدیث می خوانیم: اگر به امانت خیانت کردیم و در گفتار دروغ گفتیم و به وعده های خود عمل نکردیم، منافق هستیم؛ گر چه اهل نماز و روزه باشیم.۱ تظاهر و ریاکاری نیز نوعی نفاق است.

● برخی از ویژگی های منافقان در قرآن کریم
منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مومن و مصلح نشان می دهند ولی در باطن ایمان ندارند؛ با افراد بی دین، رفت و آمد و خلوت می کنند‎؛ نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است؛ نسبت به مومنان عیب جویند؛ از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافل اند‎؛ افرادی یاوه سرا، ریاکار، شایعه ساز و علاقه مند به دوستی با کفارند؛ ملاک علاقه شان کامیابی و ملاک غضبشان، محرومیت است؛ نسبت به پیشرفت مومنان نگران، ولی نسبت به مشکلاتی که برای مسلمانان پیش می آید شادند؛ امر به منکر و نهی از معروف می کننند.
خداوند بزرگ در سوره های بقره‏، منافقون، احزاب، توبه، نساء و محمد سیمای منافقان را به تصویر کشیده است . در ادامه ویژگی هایی که در سوره بقره برای منافقان آمده است، مرور می کنیم:

۱) دروغ گویی
«و گروهی از مردم کسانی هستند که می گویند: به خدا و روز قیامت ایمان آورده ایم. در حالی که مومن نیستند.»۲
با توجه به آیه بالا، اولین ویژگی منافقان، دروغ گویی است؛ منافقان ایمان زبانی دارند در حالی که ایمان، امری قلبی است و آنها دروغ می گویند.

۲) فریبکاری
«(منافقان به پندار خود) با خداوند و مومنان نیرنگ می کنند در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند، اما نمی فهمند!» ۳
دومین ویژگی منافقان که خداوند در این آیه به آن اشاره می کند، خدعه و نیرنگ است. مراد از خدعه منافقان با خدا، یا خدعه و نیرنگ آنان با احکام خدا و دین اللهی است که آن را مورد تمسخر و بازیچه قرار می دهند و یا به معنای فریبکاری با پیامبر خداست‎؛ زیرا خدعه با رسول خدا به منزله خدعه با خداست که روشن است این گونه فریبکاری در واقع فریب خود است. چنان که اگر پزشک، دستور مصرف دارویی را بدهد و بیمار به دروغ بگوید که آن را مصرف کردم، به گمان خودش پزشک را فریب داده، ولی به راستی خود را فریب داده است.

۳) بیماری دلی
«در دلهای منافقان، بیماری است، پس خداوند بیماری آنان را بیفزاید. و برای آنان عذابی دردناک است، به سزای آنکه دروغ می گویند.»۴
«بیماردلی» سومین ویژگی است که خداوند برای منافقان برمی شمارد. منافق ، بیمار است. همان گونه که بیمار، نه سالم است و نه مرده، منافق نیز نه مومن است و نه کافر. بیماری منافق نیز رشد سرطانی دارد.

۴) فسادگری در زمین
«هر گاه به آنان (منافقان) گفته شود در زمین فساد نکنید، می گویند‎؛ همانا ما اصلاحگریم.»۵
نفاق عامل فساد در زمین است و منافق نیز با اعمال خود در زمین فسادگری می کند‎؛ منافق با ادعای اصلاح طلبی، درصدد تحمیق مردم و توجیه خلافکاری های خویش است.

۵) بی خردی
«آگاه باشید! آنان خود اهل فسادند، ولی نمی فهمند.»۶
ویژگی دیگری که قرآن کریم برای منافقان بر می شمارد‎، «بی خردی» آنهاست. به خاطر آثار و عوارض سوئی که نفاق در روح، روان، رفتار و کردار منافقان ایجاد می کند، آنها خرد و اندیشه خود را از دست می دهند.
در آیات دیگر قرآن کریم درباره تاثیر آثار و عوارض سوء نفاق در روح، روان‏، رفتار و کردار منافقان می خوانیم؛ آنها اندیشه و فهم نمی کنند و دچار فقدان شعور واقعی می شوند.

۶) تحقیر مومنان
«و چون به آنان گفته شود، شما نیز همان گونه که (سایر) مردم ایمان آورده اند ایمان آورید، (آنها با تکبر و غرور) گویند: آیا ما نیز همانند ساده اندیشان و سبک مغزان ایمان بیاوریم؟ آگاه باشید! آنان خود بی خردند، ولی نمی دانند.»۷
یکی دیگر از ویژگی هایی که منافقان به آن شناخته می شوند، شیوه ای که آنها در پیش می گیرند؛ «تحقیر مومنان».
در نظر منافقان ایمان داشتن و تسلیم خدا بودن، سبک مغزی است؛ آنها روحیه امتیازطلبی و خودبرتربینی دارند و به دردی مبتلا هستند که بدتر و دردآورتر از آن، جهل به آن درد است و آن «خودبرتربینی» است.
چنان که از این آیه بر می آید، ارشاد و دعوت اولیای خدا، در منافقان بی اثر است و تنها باید غرور متکبرانه منافقان را شکست و با آنها مقابله به مثل کرد و با افشای چهره دروغین منافقان ، جامعه اسلامی را از گزند نفاق آنان بر حذر داشت.

۷) دو چهره گی
«و چون با اهل ایمان ملاقات کنند گویند: ما (نیز همانند شما) ایمان آورده ایم. ولی هر گاه با (همفکران) شیطان صفت خود خلوت کنند، گویند: ما با شما هستیم، ما (اهل ایمان را) مسخره می کنیم.»۸
ویژگی دیگری منافقان ، «دو چهره گی» آنهاست‎؛ منافقان نان به نرخ روز می خورند. دوستان آنها شیطان صفت هستند. آنها با کفار ارتباط تشکیلاتی دارند و از آنان خط فکری می گیرند‎؛ منافقان و کافران نه تنها هم فکرند، بلکه کمک کار هم نیز هستند.
منافقان، شهامت صداقت ندارند و از مومنان ترس و هراس دارند؛ ارتباط منافقان با مومنان، آشکارا و علنی است، ولی تماس آنان با کفار یا سران و رهبران خود، سری و محرمانه، در نهان و خلوت صورت می گیرد. باید مراقب عوامل نفوذی بود و به هر اظهار ایمان از سوی منافقان، نباید اعتماد کرد .

۸) سردرگمی
«خداوند آنان را به استهزا می گیرد و آنان را چنان در طغیانشان مهلت می دهد که سرگردان می شوند. »۹
امام رضا (ع) در تفسیر این آیه می فرماید: خداوند، اهل مکر و خدعه و استهزا نیست‏، اما جزای مکر و استهزای آنان را می دهد. ۱۰ چنان آنان را در طغیان و سرکشی خود رها می کند تا سردرگم و غرق شوند. چه سزایی سخت تر از قساوت قلب و تسلط شیطان و وسوسه های او، میل به گناه و بی رغبتی به عبادت، همراهی و همکاری با افراد نااهل و سرگرمی به دنیا و غقلت از حق که منافقان بدان گرفتار می آیند.
منافقان، دوگانه رفتار می کنند و با آنها دو گونه برخورد می شود؛ در دنیا احکام مسلمانان را دارند و در آخرت کیفر کفار را می بینند.
منافقان، مومنان را مسخره می کنند، ولی خدا به حمایت مومنان آمده و پاسخ تمسخر آنان را می دهد‎؛ یعنی منافقان با خدا طرف اند‏، نه مومنان.

۹) دین فروشی
«آنان کسانی هستند که به بهای (از دست دادن) هدایت، خریدار ضلالت و گمراهی شدند. اما این داد و ستد، سودشان نبخشید و راه هدایت نیافتند.»۱۱
«دین فروشی» از دیگر ویژگی منافقان است. منافقان آخرت را با زندگی دنیوی و آمرزش و عفو اللهی را با قهر و عذاب او معامله می کنند و به این ترتیب زمینه های فطری هدایت را از دست می دهد؛ یعنی استعداد ایمان و دریافت پاداش و مغرفت را با اعمال خود از بین می برند.
منافقان زیانکارند، پس هدایت را با ظلالت معامله می کنند و سرانجام آنها، انحراف است.

۱۰) آتش افروزی
«مثل آنان (منافقان) مثل کسی است که آتشی افروخته، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت، خداوند روشنایی و نورشان را برد و آنان را در تاریکی هایی که (هیچ) نبینند، رهایشان کرد.۱۲
این آیه در مقام تشبیه روحیات و حالات منافقان است. آنان، آتش می افروزند، ولی خداوند نورش را می برد و دود و خاکستر و تاریکی اش را برای آنان وا می گذارد.
منافقان برای آنکه به اهداف خود برسند، آتش افروزی می کنند‎؛ این آتش دود، خاکستر و سوزندگی دارد که بیش از همه در چشم خود منافقان می رود. آتش آنها ناپایدار است و عاقبت و آینده اشان، تاریک.

۱۱) باطل گرایی
« آنان ( از شنیدن حق) کر و ( از گفتن حق) گنگ و (از دیدن حق) کورند، پس (به سوی حق) باز نمی گردند.»۱۳
«باطل گرایی» از دیگر ویژگی های منافقان است که در این آیه به آن اشاره شده است. منافقان چشم خدابین ندارند و همچون ناقص الخلقه هایی هستند که خود مقدمات نقص را فراهم کرده اند و وسایل شناخت را از دست داده اند. به حق نگاه می کنند، اما حقیقت را در نمی یابند‎؛ یعنی چشم بصیرت ندارند که حق را بینند.
اگر بخواهیم به عمق و معنای عمیق این ویژگی (باطل گرایی) پی ببریم به آیه دیگری از قرآن کریم اشاره می کنیم که در آن می خوانیم؛
«آنان دل دارند، ولی نمی فهمند، چشم دارند ولی نمی بینند، گوش دارند ولی حق را نمی شنوند، این گروه همچون چهارپایان، بلکه از آنها پست تر و گمراه ترند، ایشان غافل هستند.»۱۴
بنابراین می توان گفت که نفاق و اعمال نادرستی که منافقان انجام می دهند، آنها را از درک حقایق و معارف اللهی باز می دارد و کسی که از عطایای اللهی در راه حق بهره نگیرد، همانند کسی است که فاقد آن نعمت هاست. پس منافقان انسانیت خود را از دست می دهند.

۱۲) ترس و وحشت
«یا چون (گرفتاران در) بارانی تند از آسمان اند که در آن، تاریکی ها و رعد و برقی است. آنان از ترس صاعقه ها و بیم مرگ، انگشتان خود را در گوش هایشان قرار می دهند، و (لی) خداوند بر کافران احاطه دارد.»۱۵
قرآن، منافق را به شخص در باران مانده ای تشبیه کرده که مشکلات باران تند، شب تاریک، غرش گوش خراش رعد، نور خیره کننده برق، و هراس و خوف مرگ، او را فرا گرفته ، اما او نه برای حفظ خود از باران پناهگاهی دارد و نه برای تاریکی، نوری و نه گوشی آسوده از رعد و نه روحی آرام از مرگ.
ترس و وحشت همیشه و در همه جا همدم و همراه منافقان است؛ در همین دنیا نیز دلهره و اضطراب و رسوایی و ذلت دامنگیر منافقان می شود و هر لحظه که خداوند بزرگ اراده فرماید، اسرار و توطئه های آنها افشا می شود.

۱۳) در راه ماندگی
«نزدیک است که برق آسمان، نور چشمانشان را برباید، هر گاه که (برقی در آن صحرای تاریک و بارانی) برای آنان بدرخشد، در آن حرکت کنند، ولی همین که تاریکی، ایشان را فرا گرفت بایستند. و اگر خداوند بخواهد، شنوایی و بینایی آنان را (از بین) می برد، همانا خداوند بر هر چیزی تواناست.»۱۶
منافقان، همانند مسافر شبگرد در بیابان اند که در اثر برق آسمان، چشمانشان خیره می شود ولی جز چند قدم بر نمی دارند. منافقان هر از چندگاهی چند قدمی پیش می روند، ولی از حرکت باز می ایستند. آنان چراغ درونی فطرت خویش را خاموش کرده و منتظر رسیدن نوری از قدرت های بیرونی مانده اند بنابراین منافقان در مسیر زندگی، متحیرند و در راه مانده اند.

نویسنده: علیرضا تاجریان
پاورقی ها :
۱- سفینه البحار، ج ۲، ص ۶۰۵
۲ تا ۹- بقره/ آیه ۸ تا ۱۵
۱۰- تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۳۰
۱۱تا ۱۳- بقره/ آیه ۱۶ تا ۱۸
۱۴- اعراف/ آیه ۱۷۹
۱۵تا ۱۶- بقره/ آیه ۱۹ تا ۲۰
منبع: تفسیر قرآن کریم (آیان برگزیده): برگرفته از تفسیر نور، محسن قرائتی؛ تدوین نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، قم‏، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۴

فتنه وشیوۀ مکر نفس بر علیه خوبی‌ها

فــتــنــــــــــــــــه
متن کامل سخنرانی استاد پناهیان در جلسه دفتر هنر و ادبیات دانشجویی :

مقدمه: شیوۀ مکر نفس بر علیه خوبی‌ها

نفس انسان مکّار است و این مطلب در روایات و ادعیه صریحاً و مکرراً ذکر شده است. حیله‌گری نفس در این است که هرگاه امر خوبی به او عرضه شود، به‌جای اینکه تسلیم آن خوبی شود و خودش را متناسب با آن تغییر دهد، با آن امر و توصیۀ خوب، مدرا می‌کند و آن را به شکل خودش در می‌آورد.
یکی از وجوه مکر نفس این است که وقتی دارویی را بر علیه او استفاده کنی، او این دارو را به تقویت‌کننده خودش تبدیل می‌کند. سمّی که به نفس می‌دهی که نفسانیت و هوای نفس را از میان بردارد یا لااقل تضعیف کند، این سمّ را به ویتامین تقویت‌کننده تبدیل می‌کند و خودش را با آن تقویت می‌کند.
یکی دیگر از وجوه مکر نفس این است که از هر جایی جلویش را بگیری، اگر ببیند با سُمبة پر زوری داری جلویش را می‌گیری، مانند یک جاسوس یا چریک، به ظاهر تسلیم می‌شود، اما بعد می‌رود از جای دیگر نفوذ می‌کند. وقتی انسان سدّی مقابلش قرار می‌دهد که دیگر حرکت نکند، به جای شکستن سد، می‌رود از جای دیگری خودش را نشان می‌دهد.
مثلا به نفس می‌گویی: «متواضع باش. تکبّر بد است.» وقتی می‌بیند در مقابل این حرف منطقی، که جو جامعه هم آن را تایید می‌کند و همه از تکبّر بدشان می‌آید، نمی‌تواند مقاومت کند، به خودش می‌گوید: «من دوست دارم همه من را بزرگ بدانند. ولی جامعه تکبر را ملامت می‌کند. عیبی ندارد. تواضع می‌کنم. و با تواضع خودم را بزرگ نشان می‌دهم.» همین تواضع را دستمایۀ ارضای خوی تکبر خودش قرار می‌دهد. و با تواضع کردن خودش را بزرگ جلوه می‌دهد.
لذا اگر حقیقتی مثل اسلام را هم به چنین انسانی بدهید، این انسان به گونه‌های مختلف این اسلام را به نفع خودش مصادره می‌کند. و این اسلامی که می‌خواهد نفسانیات انسان را کنترل کند، تا فطرت انسان شکوفا شود، در همان نفسانیات گیر می‌کند. نفس مکّار، اسلام عرضه شده را تغییر شکل می‌دهد، و از آن پس نفسانیاتش با مسلمانی جلوه می‌کند و با این اسلامِ تبدیل‌یافته، تغذیه می‌شود.

1. اسلام انقلابی رسوا کنندۀ اسلام متظاهرانه

غرض ما برای سخن گفتن از اسلام انقلابی چیست؟ غرض، مقابله با چهار مدل اسلام تحریف شده و رواج یافته است. یکی از این اسلام‌ها اسلام متظاهرانه است. مسلمانی که متظاهرانه مسلمانی می‌کند، با انقلابی بودن یا نبودن، محک می‌خورد. خصوصاً در شرایط امروز که برخلاف ابتدای انقلاب، شرایط اقضتای وجود یک جوّ انقلابی‌گری را ندارد.
مسلمانی متظاهرانه خیلی حال انسان را از اسلام به هم می‌زند. وقتی می‌گوییم اسلام انقلابی، یعنی مسلمانی متظاهرانه نداشته باش، انقلابی باش. انقلابی تظاهر نمی‌کند، انقلابی حاضر است حذف شود. شهید چمران نمونۀ یک انقلابی است. زمانی که مظلوم واقع شده بود، در نوشته‌اش به دوستانش می‌نویسد: «وقت‌تان را برای دفاع از من نگذارید، من اهمیتی ندارم. به کارهای خودتان برسید.»
هر کس خودش می‌خواهد بفهمد متظاهر است یا نه، ببیند انقلابی هست یا نه؟ اگر الان اهل احتیاط، ترمز دستی کشیدن، جا خالی دادن، سکوت و مماشات بود، اگر به سادگی یک حرکت انقلابی را تندروی معرفی می‌کند، و در زمانی که باید میان حق و باطل قضاوت و انتخاب کند، بین حق و باطل باقی می‌ماند و عدالت را در تعادل بین حق و باطل می‌داند، او یکی از علائم اسلام متظاهرانه را دارد. معلوم می‌شود تا حالا متظاهرانه مسلمان بوده.
البته اسلام متظاهرانه، با اسلام منافقانه یکی نیست. مسلمان متظاهرانه، به دنبال تظاهر کردن خوبی‌هایش است. تحمل حذف شدن و تحویل گرفته نشدن را ندارد. تحمل غریبی کشیدن را ندارد. چون عشق به اسلامش با عشق به تظاهرش عجین شده. مسمان انقلابی باید غریبی بکشد، و به همین دلیل با اسلام متظاهرانه سازگاری ندارد.

2.اسلام انقلابی فیام علیه اسلام منافقانه است

اسلام دیگری که مقابل اسلام انقلابی قرار دارد، اسلام منافقانه است. مردم ما هنوز مسلمانی منافقانه را تجربه نکرده‌اند و نشناخته‌اند. مسلمانی منافقانه این است مثلاً کسی در عرصة سیاست سال‌ها قشنگ‌ترین و بهترین حرف‌ها را علیه اسرائیل بزند، اما در روابط پنهانش بگوید من معتقد نیستم که باید با اسرائیل درگیر شد. ولی چون جو اقتضا می‌کند، من اینگونه می‌گویم. این خیلی نامردی است.
منافق را اصلاً نمی‌توان به این سادگی شناخت. او هر حرف حقی را که بگویی، به راحتی تأیید می‌کند و پشت پرده به راحتی علیه هر حرف حقی که در ظاهر قبول کرده، عمل می‌کند. اما بسیار حساب شده. بعضی‌ها که التقاط اندیش هستند و صریحاً دیدگاه التقاطی خودشان را می‌گویند، بعضی‌ها که غرب زده هستند و صریحاً غرب‌زدگی خودشان را می‌گویند، آنها منافق نیستند، آنها همین هستند که می‌گویند و نشان می‌دهند.
منافق ویژگی‌های عجیبی دارد. مثلاً رسول خدا می‌فرماید: منافق یکی از کارهایی که خیلی برایش راحت است، گریه کردن است. المُنافِقُ یَملِکُ عَینَیهِ یَبکی کما یَشاءُ(میزان الحکمه، ج12،حدیث20603). منافق اختیار چشمِ خودش را دارد. هر وقت بخواهد گریه می‌کند.
مردم ما هنوز منافق ندیده‌اند. سازمان مجاهدین خلق، منافق نبودند. آنها علناً با امام مخالفت می‌کردند. منافق کسی است که وقتی می‌گوید امام، اشک بریزد و در تمام مدت علیه خط امام کار کرده باشد و کار بکند. ما هنوز منافق را به صورت جدّی تجربه نکرده‌ایم.
و اما رفتار و مسلمانی منافقانه، کجا رسوا می‌شود؟ در مقابل اسلام انقلابی. وقتی اسلام انقلابی می‌خواهد محکم با دشمن محکم درگیر شود، اسلام منافقانه می‌گوید: «بالاخره نباید در درگیری با دشمن تندروی کرد. خطر دارد» و این محک را قرآن کریم آدرس داده است.(مائده، 51 تا 54؛ همچنین رک: تفسیر المیزان ذیل همین آیات) قرآن کریم می‌فرماید: منافق تحمّل مبارزة سخت با دشمن را ندارد، دلیلش را هم اینگونه بیان می‌فرماید: «نَخْشَى أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَةٌ» به زبان ساده، یعنی می‌گوید: «ببینید، من می‌خواهم آنها الکی به ما ضربه نزنند. چرا الکی هزینه کنیم؟»
اسلام انقلابی ضد اسلام منافقانه است، البته اولاً نمی‌توان کسی را به نفاق متّهم کرد. مگر اینکه کسی اطلاعات بالایی داشته باشد. ثانیاً تعداد قابل توجهی از منافقین، نفاق ناخودآگاه دارند. و این در مباحث انسان‌شناسی مکانیزمی دارد که چطور می‌شود که انسان نفاق خودش را به دلیل توانایی که نفس انسان در ظاهرسازی و فریب خودش دارد، باور نمی‌کند.

3. اسلام انقلابی مقابل اسلام عافیت‌طلبانه

اسلام انقلابی مقابل مسلمانی عافیت‌طلبانه نیز هست. مسلمانی عافیت‌طلبانه چیست؟ نه دنبال تظاهر است و نه منش منافقانه دارد. بلکه رفاه‌طلب است. راحتی را همه دوست دارند. عیبی هم ندارد. اما وقتی رفاه‌طلبی بر اسلام‌طلبی غلبه کند، اسلام عافیت‌طلبانه شکل می‌گیرد. کسی که می‌گوید: من تا وقتی رفاهم لطمه نخورده مسلمان هستم، این یعنی او مسلمان نیست. بر همین اساس بود که امام حسین(ع) در مسیر کربلا فرمود: إنّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنیا ، و الدِّینُ لَعْقٌ على ألْسِنَتِهِم ، یَحُوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعایِشُهُم، فإذا مُحِّصوا بالبلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ (تحف العقول، حدیث245). بلا بعضی‌ها را از مسلمانی در می‌آورد و به نامسلمانی تبدیل می‌کند. بلا بعضی‌ها را تبدیل کرد به قاتل امام حسین(ع).
برخی از کسانی که به کربلا آمدند و با امام حسین(ع) جنگیدند، فقط تحمّل بلا نداشتند. همه چیز را قبول داشتند، بغض هم نداشتند، اما شمشیر می‌زدند، آنهایی هم که شمشیر نداشتند، سنگ می‌زدند. حتی برای غربت حسین هم گریه کردند(لهوف سید بن طاووس، ص134) پس چرا با حسین(ع) جنگیدند؟ چون یک شایعه شنیده بودند که یزید دارد با لشکرش می‌آید، تا کوفه را به دلیل بیعت با امام حسین(ع)، با خاک یکسان کند. طاقت بلا نداشتند. اینها مسلمانی عافیت‌طلبانه داشتند. عافیت خوب است، اما اگر عافیت‌طلبی از اسلام‌طلبی پیشی گرفت، وضعیت دیگری پدید می‌آید.
مسلمانی عافیت‌طلبانه مقابل اسلام انقلابی است. نمونه‌اش کربلا. ما چرا از اسلام انقلابی سخن می‌گوییم؟ برای اینکه می‌خواهیم ضدّ مسلمانی عافیت‌طلبانه قد علم کنیم. مسلمانی عافیت‌طلبانه با اسلام انقلابی محک می‌خورد و خودش را رسوا می‌کند. مسلمانی عافیت‌طلبانه، ظرفیت ضدّیت با اسلام را هم می‌تواند پیدا کند.

4. اسلام انقلابی مقابل اسلام صوفی‌گرایانه

چهارمین نوع مسلمانی که مقابل اسلام انقلابی قرار دارد، اسلام صوفی‌گرایانه است. عبارت «اسلام انقلابی» تعبیر حضرت امام است. در منشور روحانیت امام مهمترین ثمرۀ جنگ را استمرار اسلام انقلابی می‌داند: «... و از همه اینها مهمتر،[اینکه] استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق یافت.»(صحیفه امام، ج21، ص283)
اسلام انقلابی مقابل مسلمانی صوفی‌مآبانه نیز هست. مسلمانی صوفی‌مآبانه هم یک نحوه تبدیل و تحریف اسلام است به آن چیزی که نفس می‌طلبد. نفس انسان به انسان می‌گوید: «ببین، من می‌خواهم لذت ببرم. من می‌خواهم کیفی داشته باشم که نفسم حال بیاید. حالا تو می‌خواهی مسلمان شوی، مسیحی شوی، یهودی شوی، کمونیست بشوی، گبر شوی، برای من فرقی نمی‌کند. من باید کیفم را بکنم.»
ذائقه بعضی‌ها اینگونه است که وقتی اسلام را به او معرفی می‌کنند، می‌گوید: «نمی‌شود ما از این اسلام، فقط آن وجهة عارفانه، معنوی و صوفی‌مسلکانه‌اش را بگیریم. و با آن حال کنیم. ذکری بگوییم و وردی. مستی کنیم و خوش باشیم؟ نمی‌شود بی‌خیال بقیه‌اش شویم؟» اما نفس به خودش می‌گوید: «این‌جوری که خیلی ضایع است. بقیة اسلام را چه کار می‌کنی؟» آنگاه نفس چاره اندیشی می‌کند. می‌گوید: «آن قسمت اندیشناک من کجاست؟ بیا تئوریزه کن!» آنگاه می‌آید با تئوریزه کردن، علیه بقیة ابعاد دین قیام می‌کند و دین را به یک دین حداقلی تبدیل می‌کند. و چقدر دینِ حداقلی صوفی‌مآبانه یک دینِ ضدانقلابی است. امروز برخی روشنفکرنماها اسلام صوفی مآبانه را ترویج می‌کنند. بعضی‌هایشان هم پشت ادبیات عرفانی پنهان شده‌اند و اسلام معنوی، عرفانی و حداقلی را ترویج می‌کنند. در اتاق فکرهای جنگ روانی‌شان می‌گویند ما باید روی اسلام صوفی‌مآبانه تأکید کنیم، تا عشق به مقدّسات، عشق به اسلام و معنویت جوانان ارضاء شود، و اسلام انقلابی بمیرد و نابود بشود.
از اسلام انقلابی خوشش نمی‌آید. چرا؟ می‌گوید: من به دلیل همین نفسانیتی که من را دعوت می‌کند به یک اسلام حداقلی و صوفی‌مآبانه و گرم و نرم، و یک اسلام یواشکی، من به همین دلیل از اسلام انقلابی نفرت دارم. آن وقت پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: رهبانیت امّت من در جهاد است؛ إِنَّمَا رَهْبَانِیَّةُ أُمَّتِی الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّه(امالی صدوق، ص66).
پیامبر گرامی اسلام(ص) در جای دیگری می‌فرمایند: تفریح و گشت و گذار جوان‌های امّت من در جهاد است؛ إنَّ لکلِّ اُمَّةٍ سِیاحةً ، و سِیاحةُ اُمَّتی الجِهادُ فی سبیلِ اللّه(میزان الحکمه، ج2، ح2830) اما اسلام عافیت‌طلبی می‌گوید: برویم پیک نیک. پیک نیک یک انقلابی یک کار جهادی است. پیک‌نیکش جبهه است، و الان که جبهه نیست، انقلابی‌گری.
البته با نکوهش عافیت‌طلبی، تفریح را مذمت نمی‌کنیم. تفریح کردن بد نیست، اما هر کسی، وقتی برای تفریح به باغ و بستان می‌رود، با آنچه عامل تفریحش است، تفریح می‌کند. آیا جُک عامل تفریحش است یا یک بحث انقلابی؟ یک انقلابی می‌رود باغ، یک گفتگوی انقلابی می‌کند، و برای نجات بشریت از ظلم، و نجات دین از تحریف نقشه می‌کشد، و با این گفتگوی انقلابی انرژی می‌گیرد.
بنابراین وقتی اسلام انقلابی می‌گوییم، منظورمان رد کردن کدام اسلام‌هاست؟ منظورمان رد کردن این چهار اسلام است.
حضرت امام، تندترین، سخت‌ترین و سهمگین‌ترین سخنانش علیه انواع مسلمانی غیر انقلابی بود، علیه اسلام مرفهین بی‌درد بود. علیه مسلمانان عافیت‌طلبی که درد ندارند. البته اسلام صوفی‌مآبانۀ بی‌درد هم داریم. کسی که درد ندارد، چه فرقی می‌کند که توجیه عافیت‌طلبانه کند، یا توجیه‌های دیگر: بالاخره وقتی مصلحت نیست، می‌گوید: «از ما کاری بر نمی‌‌آید» «هر کسی باید پایش را به اندازة گلیم خودش دراز کند»، «الان که شرایط برای اصلاح مهیا نیست، باید اصل اسلام را حفظ کنیم» بعد هم اشاره به خودش می‌کند. «ما نباید اسلام را در معرض خطر قرار بدهیم». یا توجیه‌های عافیت‌طلبانه می‌کند یا توجیه‌های صوفی‌مآبانه. به هر صورت، درد را باید از سینه‌اش بیرون ببرد. کسی که متظاهر است، درد اسلام در سینه‌اش نیست. کسی که منافق است، درد اسلام در سینه‌اش نیست. اما اسلام انقلابی، اسلام دردمندانه است.
در اسلام انقلابی این چهار ویژگی نیست. و کسی که مسلمان شد، اولا در معرض این چهار خطر قرار می‌گیرد. هر کسی مسلمان شد، باید مراقب این چهار خطر باشد. تولید این اسلام‌ها، توانایی نفس مکار انسان در دور زدن خوبی‌ها را نشان می‌دهد. به طوری که برای هر روحیه‌ای، اسلامی طراحی می‌کند که موید نفسانیات او باشد. اسلام انقلابی، کمک می‌کند مسلمان‌ها در مقابل عملیات فریب و مکر نفس، برای تحریف اسلام بایستند.

اسلام غیر انقلابی جذاب نیست

امروز گرایش جوان‌ها به اسلام از اول انقلاب و دوران دفاع مقدس بیشتر است، اما بالاخره بعد از سی سال هنوز بخشی از جوانان هستند که گرایش به اسلام در آنها نیست، و یا کم است. یکی از دلایل این عدم گرایش جوان‌ها به اسلام بعد از سی سال، و در عوض گرایش به هرزگی‌ها و برخی امور دیگر، این است که اسلامی که به آنها عرضه شده، اسلام غیرانقلابی است. اسلام غیرانقلابی جاذبه ندارد، گرم‌کننده نیست، آتش نیست که وجود انسان را شعله‌ور کند. اگر این اسلام وجود جوان را گرم و شعله‌ور نکرد، و او سعی کرد وجود خودش را با مِی گساری‌ها و هرزگی‌های دیگر پُر کند، گناهش به گردن کسانی است که اسلام انقلابی را معرفی نمی‌کردند. اسلام بدون جاذبه را معرفی می‌کردند. اسلامی که نمی‌تواند گرمابخش وجود یک جوان باشد.
اینقدر فیلم‌های اسلامی توسط متدینین ساخته شده، اما اسلام حداقلی را معرفی می‌کنند. در یکی از سخنرانی‌های بیت مقام معظم رهبری، عرض کردم: اگر دشمنانِ ما بدانند معرفی کردن اسلام غیرانقلابی چقدر به جوانان ما ضربه می‌زند، همة فیلم‌های مستهجن خودشان را جمع می‌کنند و شروع می‌کنند فیلم اسلامی ساختن، اما فقط اسلامی که از آن، امام حسین در نیاید، سیدالشهدا و کربلا و شهادت در نیاید.
فیلم‌هایی ساختند که در آن طلبه‌ای را می‌آورند، اخلاقی و معنوی حرف می‌زند و دعوت به معنویت می‌کند. آدم خوبی هم هست. اما درد دین در آن نیست. حتّی اسلامی که گاهی از اوقات درد مردم به صورت جزئی و صرفاً در حد یک مؤسسة خیریه، در آن هست، اما درد دین در آن نیست.
به تفاوت این دو دقت بفرمایید. آیا اگر کسی درد مردم را داشته باشد انقلابی است؟ بستگی دارد درد مردم را در چه اندازه‌هایی داشته باشد؟ اگر صرفاً در اندازه‌های یک مؤسسة خیریه باشد، و محدود به ناراحتی از درد چندتا یتیم و فقیر محلۀ خودش باشد، او انقلابی نیست. اما اگر بند کرد و گیر داد به علّت فقر همین یک دانه فقیری که در محلّه‌اش هست، یعنی با عوامل فقر مبارزه کرد و با اسرائیل جنگید، او انقلابی است. و الا آدمی که برای فقیر پول جمع می‌کند و می‌گوید این کار خوبی است، اما با اسرائیل نمی‌جنگد که علّت فقر فقراست، او راست نمی‌گوید. یتیم‌نوازی چمران قبول است، که با مسلسل مقابل صهیونیست‌ها می‌ایستد. او اگر موسسه خیریه بزند، درد مردمش قبول است. و الا کسی که اضافی مالش را در مؤسسه خیریه می‌گذارد، اما کینۀ اسرائیل را به دل نمی‌گیرد، آیا چگونه درد مردم دارد؟
اسلام انقلابی سرش کلاه نمی‌رود. فیلمی که دعوت به اخلاق می‌کند، باید دید چگونه دعوت به اخلاق می‌کند؟ ریشة بداخلاقی، صهیونیزم و استکبار جهانی است. اگر از این فیلم، مرگ بر آمریکا در نمی‌آید، این اخلاق بازی و صوفی‌مسلک‌بازی است. اصلاً تابه‌حال برایتان سؤال پیش آمده که چرا سهمگین‌ترین کلمات حضرت امام(ره) علیه انواع اسلام‌هاست؟!
الان اگر مسلمانی در آمریکا بخواهد مؤسسه خیریه یا مسجد بزند، کمال همکاری را با او می‌کنند. حتی در برخی از ایالت‌ها، شهرداری تا شعاع 200 متری مسجد، اجازۀ برپایی قمارخانه، دانسینگ و ... را نمی‌دهد. چون دولت تصمیم دارد از یک مسجد، معبد، کلیسا، کنیسه، حمایت کند. آن وقت برخی انسان‌های نادان و ظاهربین هم می‌گویند: «آنها به معنویت بها می‌دهند.» این همان اسلامی است که حضرت امام اسمش را می‌گذاشت اسلام آمریکایی. این همان اسلامی است که هدفش دور نگهداشتن مردم از اسلام انقلابی و به خاک سپردن اسلام ناب و اصیل است.
آنوقت هنر را حضرت امام چگونه تعریف می‌کرد؟ تعریف‌های امام از هنر خیلی عجیب است. می‌فرماید هنر باید ضد استکبار باشد: «هنری زیبا و پاک است که کوبندۀ سرمایه‌داری مُدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابودکنندۀ اسلامِ رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد، و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد.» (صحیفه امام، ج21، ص429.) یعنی هنر باید ضد استکبار باشد، یعنی اصلاً هنر کار دیگری غیر از این ندارد. حضرت امام درد را از این کمتر نمی‌گفت.
می‌گوید من دردم آمده است می‌خواهم هنرمندی کنم. وقتی دردش را نگاه می‌کنی، می‌بینی در سطحی‌ترین و نازل‌ترین موضوعات مانده است. خدایا این درد است؟ دردش این شده که چهار تا خانم کنار سفره نذری حضرت ابالفضل غیبت می‌کنند. رفته یک لبنانی که در خط مقدم انقلاب جهانی اسلام است را آورده، او را از آن درد بلند جهانی پاکیزه می‌کند. او را از لب مرز ظهور و نابودی استکبار آورده، آنوقت دردش را این قرار می‌دهد که چرا این دو نفر با هم قهر هستند؟! به هر حال این همه سلیقه‌ای است دیگر. گفت: سلیقه‌اش من را کُشته.

با اسلام انقلابی می‌توان سرمست شد

البته اگر هم کسی امام را قبول نداشته باشد، ما عقلانی از امام دفاع می‌کنیم. ما نسبت به امام تعبد نداریم، عقلمان هم همین را می‌گوید. امام برای ما معبود نیست، معقول است. کسی فکر نکند اینها چشم بسته خودشان را به امام بسته‌اند و دیگر تکان نمی‌خورند. نخیر. عقل ما هم همین را می‌گوید. ما وقتی از امام سخن می‌گوییم، می‌خواهیم سرعت انتقال مفاهیم را افزایش دهیم. اما اگر برای کسی جا نمی‌افتد، ما خودمان عقلانی و با تحلیل از امام و اندیشه‌های او دفاع می‌کنیم. اسلام انقلابی یک اسلام لذت‌بخش و شورآفرینی است که اگر این اسلام را عرضه کرده بودیم جوان‌های ما الان عشق به اسلامشان هزاران برابر بیشتر بود. با اسلام انقلابی می‌توان پایکوبی کرد. با اسلام انقلابی می‌شود عالمی را به وجد در آورد. با اسلام انقلابی می‌توان سرمست شد. با اسلام انقلابی می‌توان خود را فراموش کرد. مردم چرا مستی می‌کنند؟ چون می‌خواهند خودشان را فراموش کنند. خدا با عبارت‌های مختلف می‌خواهد به انسان بفهماند که: «بابا! با دین این کار را بکن. با اوج عرفان، که اسلام انقلابی است خودت را فراموش کن. اصلاً دیگر خودت را در نظر نگیر. خودت را نبین.»
این یک مهارت است که انسان بتواند خودش را نبیند. کسب این مهارت، تمرین می‌خواهد. و اسلام انقلابی این تمرین را به آدم می‌دهد. تمرین کنید هیچ‌وقت خودتان را نبینید. آدمی که خودش را می‌بیند حسود می‌شود، بخیل می‌شود، ...
جوانی که خودش را می‌بیند، وقتی جوان دیگری با ماشین آخرین مدل از مقابلش رد می‌شود، تا ماشین را می‌بیند، می‌گوید: «من کِی می‌توانم...» بابا تو خودت را چرا نگاه می‌کنی؟ آن را نگاه کن. چه ماشین خوشگلی است. تو هر چیزی را می‌بینی، خودت را در آن می‌بینی. اصلاً خودت را نگاه نکن. وقتی که خودت را نگاه می‌کنی عصبانی می‌شوی، افسرده می‌شوی، حسود می‌شوی. تمرین کنید هیچ وقت خودتان را نگاه نکنید. در معنویات هم خودتان را نگاه نکنید. می‌گوید:«خدا من را می‌پذیرد؟» بابا! چرا دوباره یاد خودت افتادی؟ خودت را نگاه نکن! خدا را نگاه کن! ببین چقدر قشنگ است. دیگر به بقیه‌اش چه کار داری؟
اگر خودتان را نگاه نکنید از تمامی رذائل راحت می‌شوید و این یک مهارت و تکنیک است. تمرین می‌خواهد. پدر و مادرها در تربیت فرزند، خودشان را نگاه نکنند، بچه‌ها در روابط‌شان با پدر و مادر، خودشان را نگاه نکنند، زن و شوهر در روابط‌شان با همدیگر خودشان را نگاه نکنند. یک لحظه تصور کن ببین چه اتفاقی می‌افتد؟ خودت را نگاه نکنی یعنی مدام باید ببینی او چه می‌خواهد؟ یعنی او را نگاه می‌کنی خودت را نگاه نمی‌کنی. تا می‌گویی من ناراحت شدم، یعنی خودت را نگاه کردی که ناراحت شدی. اما اگر برای او ناراحت شده باشی، این خیلی قشنگ است. و مراقب باشیم خودمان را هم فریب ندهیم.
اسلام انقلابی موجب می‌شود آدم خودش را نگاه نکند. و این مانند شراب مست‌کننده است، چون شراب هم لذّتش به این است که آدم لحظات خودش را نگاه نمی‌کند. اینکه آدم خودش را نگاه نکند، خیلی سرمست کننده است.

انقلابی خودش را نمی‌بیند

من معتقدم ابالفضل العباس می‌دانست وقتی کنار نهر علقمه می‌رود، نه تنها برنمی‌گردد، بلکه دست‌هایش را هم می‌دهد. می‌دانست باب الحوائج می‌شود، می‌دانست حسین بالای سر او می‌فرماید: «فدایت بشوم برادرم، الْآنَ انْکَسَرَ ظَهْرِی وَ قَلَّتْ حِیلَتِی» همة اینها را می‌دانست، مقام معنوی خودش را هم خبر داشت. اما نگاه نمی‌کرد. خودش نبود. خودش را نمی‌دید.
حضرت زهرای مرضیه(س) خودش را نگاه نکرد. فقط علی را نگاه می‌کرد. کافی بود از علی یک کمی با مماشات دفاع کند. خودش را کمی از علی کنار بکشد، ... اما فاطمه برای علی پرپر زد، جیغ کشید، شیون زد، ضجّه زد. بلند شد صدا زد: فضه علی را کجا بردند؟ اصلاً کسی را غیر از علی نمی‌بیند، کسی را غیر از علی نمی‌خواهد ببیند. عشق اینجا دیده می‌شود، خودش را نمی‌بیند. در میان نامحرمان کمربند علی را گرفت...
می‌خواستند بی‌احترامی‌هایشان را ماست‌مالی کنند. با احترام به قصد عیادت آمدند. گفتند: بانوی جهان اسلام است. می‌خواهیم از او عیادت کنیم. فرمود: به خدا قسم دیگر نمی‌خواهم اینها را ببینم. می‌دانستند فاطمه خودش نیست. می‌دانستند علّت وجودش علی است. علّت موافقتش و مخالفتش علی است. سر راه علی را گرفتند، گفتند می‌خواهیم به عیادت فاطمه برویم، خانم اجازه نمی‌دهد.
علی به خانه آمد. با چه دلی، درخواست آنها را به خانم گفت. باز صدا زد: علی جان به خدا قسم نمی‌خواهم اینها وارد خانة تو شوند. آقا فرمود: فاطمة من، دوست ندارم کسی من را شفیع قرار می‌دهد، دست رد به سینه‌اش بزنم. یعنی: فاطمه، نرخ علی را نشکن.
فاطمه که خودش نیست. تا حرف دل علی را شنید، گفت «من کنیز تو هستم.» (*) یعنی از کنیز که آدم اجازه نمی‌گیرد. «خانه هم خانة توست» اصلاً چرا از من اجازه می‌گیری؟ فدایت بشوم، من برای تو می‌میرم، اصلاً فاطمه خودش را نگاه نمی‌کند.
«الا لعنة الله علی القوم الظالمین»
(*) کتاب سلیم بن قیس، حدیث 48؛ خصائص الفاطمیه، محمد باقر کجوری، ج1،ص191.

بررسی و کالبدشکافی فتنه در جامعه دکتر عباسی

بررسی و کالبدشکافی فتنه در جامعه
مصاحبه دکتر عباسی :

رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز ایران بیان داشت: تكلیف در ادامه حق است نه روبه‌روی حق، حقوق بشر فقط مال اسلام است كه امروز دیگران آن را مطرح می‌كنند.
عباسی در پایان خاطرنشان كرد: صلح نرم ارشاد است نه اغوا، اساس قدرت نرم آیة‌الكرسی است؛ جنگ آخرالزمانی جنگ نرم است كه برخی اغوا و برخی ارشاد می‌شوند.
مشكل دانشگاه‌ها‌ اجرای قواعد دشمن در دانشگاه‌های خودی است
رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز گفت: مشكل اصلی در دانشگاه‌های كشور به ویژه در اقتصاد و علوم انسانی این است كه در دانشگاه‌های خودی قواعد دشمن را اجرا می‌كنیم. ‌
حسن عباسی با انتقاد از اینكه امروز حتی در ترجمه اسم رشته‌های خود دچار مشكل هستیم تا مراتب و مدارج بالاتر افزود: برای سلامت یك تمدن باید هشدار داد جوان ایرانی باید زبان انگلیسی را یاد گرفته و آن را به درستی به كار گیرد.
وی با اشاره به قدرت‌های نرم گفت: قدرت نرم بر قلب و ذهن انسان حاكم می‌شود و بت‌های دوره امروز بت‌های بیرونی نیست بت‌های درونی است كه باید شكسته شود.
عباسی با بیان اینكه عبادت و ولایت خنثی است افزود: در نگاه انبیای الهی باید كاری را انجام داد كه خدا می‌خواهد و اگر كسی كاری را بخواهد كه خدا می‌خواهد درست است اما اگر كسی كاری را بخواهد كه خودش می‌خواهد اغواست.
وی تصریح كرد: هر كجا در 30 سال گذشته نامتقارن مثبت عمل كردیم موفق بودیم و هركجا نامتقارن منفی عمل كردیم دچار شكست شدیم .
رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز با اشاره به اینكه در 50 سال آینده قدرت سخت زیرگروه قدرت نرم می‌شود گفت: مقوله قدرت امروز تصرف سرزمینها نیست تصرف قلب‌هاست.
وی تاكید كرد: هر كس در هر زمان ولایتی را برخود دارد كه یا ولایت الله است یا ولایت طاغوت و در مسئله آینده بشر زمین بازی و قواعد بازی را باید شناخت.
رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز اظهار امیدواری كرد كه بتوانیم جامعه‌ای در خور و شان ایرانی جماعت ایجاد كنیم.
وی با بیان اینكه تخصص اقدام نامتقارن، كار ایران است افزود: اگر در زمین خودی كاری را به نفع خود انجام دهیم آن اقدام متقارن مثبت است و اگر در زمین دشمن با قواعد خودمان بازی كنیم اقدام نامتقارن مثبت خواهد بود.
عباسی ادامه داد: اگر در زمین دشمن با قواعد دشمن بازی كنیم اقدام متقارن منفی و اگر در زمین خودی با قواعد دشمن بازی كنیم اقدام نامتقارن منفی است كه این فاجعه است.


عوض كردن شعارهای راهپیمایی‌ها همراهی با امام نیست
رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز جمهوری اسلامی ایران گفت: عوض كردن شعارهای راهپیمایی‌ها همراهی با امام نیست.


حسن عباسی‌ اظهار داشت: من مراجع دروغین را به تیغ زبان می‌زنم چراكه نباید تعصب نسبت به دین و حقیقت كنار رود و تعصب نسبت به چند شخصیت جای آن را بگیرد.
رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز جمهوری اسلامی ایران با تعریف جنگ نرم گفت: جنگ نرم ریشه در قدرت نرم دارد و این در حالی است كه قدرت نرم فاقد صلابت است و جایی را می‌گیرد بدون اینكه مشاهده شود.
وی با بیان اینكه قدرت چیزی جز تحمیل خود بر دیگری نیست افزود: قدرت نرم تصرف قلب‌هاست كه اگر اعمال شود خود مردم تسخیر خواهند شد.
رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز جمهوری اسلامی ایران با بیان اینكه مدیریت حب و بغض و شك و یقین مدیریت نرم است ادامه داد: مدیریت نرم این است كه با حب و بغض قلب انسان و با شك و یقین ذهن انسان را تسخیر می‌كنند.
عباسی افزود: فرمانده جنگ نرم باید ابتدا زمین خود و بعد از آن قواعد بازی را مشخص كند و این در حالی است كه جنگ نرم جنگی برای خودیابی است.
وی تصریح كرد: در جهان نور و ظلمت جایی كه ولایت از آن خداست نور و ولی یكی است و جایی كه ظلمات متكثرند چندین ولی وجود دارد.
‌رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز جمهوری اسلامی ایران در ادامه به بحث انتخابات ریاست جمهوری پرداخت و گفت: دو روز قبل از انتخابات، 6 نفر از استراتژیست‌های انستیتو بروكینگس گزارشی در 9 فصل را با عنوان كدام راه به سمت ایران؟ را منتشر كرد كه راه‌های برخورد و متلاشی كردن جمهوری اسلامی ایران را نشان می‌داد.
‌عباسی افزود: این افراد پی بردند كه ارزان‌ترین و بهترین راه برای به دست آوردن ایران برپایی انقلاب مخملین است كه شامل حمایت از اغتشاشات مردمی بود.
وی ادامه داد: در این مورد آنها 4 گروه را باید مورد حمایت قرار می‌دادند كه شامل گروه اصلاح‌طلبان، روشنفكران، دانشجویان معترض و سلطنت‌طلبان بود و جای بسی تاسف دارد كه یاران دیروز امام در گروه اول این افراد قرار داشتند.
‌رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: برای این انقلاب مخملی زمان ریختن افراد به خیابان‌ها و رهبر آنان باید مشخص می‌شد.
عباسی اضافه كرد: سناریوی كودتای مخملی دو سطح داشت كه فشار از بالا و چانه‌زنی از پایین بود.
وی ادامه داد: در سطح راهبردی باید در مرحله اول در خبرگان رهبری عدم كفایت رهبری را می‌گرفتند و در مرحله دوم فشار به مراجع تقلید را داشتند و در سطح عملیاتی آقای موسوی باید در مرحله اول ابطال انتخابات و در مرحله دوم انتخاب خود به عنوان رئیس دولت را پی می‌گرفت.
‌رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز جمهوری اسلامی ایران افزود: در این حركت گازانبری كه آقای حجاریان 13 سال است آن را دنبال می‌كند در هر حركت اگر یك گیره از كار بیفتد گیره دیگر به خودی خود از كار خواهد افتاد.
رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز تصریح كرد: بعد از انتخابات كاندیداها پیش رهبری رفتند و رهبری ابطال انتخابات را نپذیرفتند و به این ترتیب عدم ابطال انتخابات اتفاق افتاد.
وی تاكید كرد: اگر نظام ولایت فقیه نداشت و مردم پاكی كه جلو این انحرافات بایستند با این بازی‌ها كشور متلاشی می‌شد و افغانستان دومی برای ایران رقم می‌خورد.
‌رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز جمهوری اسلامی ایران در ادامه با مطرح كردن برخی از سئوالات گفت: چرا آقایان كروبی و موسوی و به ویژه هاشمی رفسنجانی اعلام برائت از انگلیس، امریكا و اسراییل نكردند چرا آنهایی كه یك سنگ پرتاب كردند یا یك سطل آشغال آتش زدند باید در زندان‌ها بمانند اما عاملین اصلی این اغتشاشات همه جا بتوانند به راحتی بروند و این با عدالت مغایر است.
وی بیان داشت: این افردا موضع اسلام و نظام را تضعیف كردند و دنیاطلبی را اصل كار خود قرار دادند.
عباسی افزود: هیچ یك از نهادهای قانونی را طبق گفته‌هایشان در امر انتخابات و تایید آن قبول ندارند و این خروج از نظام است.
وی با بیان اینكه در این جنگ نرم صلح نرم ارتقای بصیرت است افزود: عوض كردن شعارهای راهپیمایی‌ها همراهی با امام نیست و منحرف كردن شعار مرگ بر امریكایی كه امام او را ام‌الفساد قرن نامید افسادطلبی است نه اصلاح طلبی.
وی تصریح كرد: امروز می‌خواهند حكومت به فرزندكشی برسد شعارها را سمت رهبری و قانون اساسی بردند تا سیستم عصبی شود و فرزندان خود را بكشد تا به نتیجه دلخواه خود برسند.
در بین سخنان دكتر عباسی رئیس حوزه علمیه گناباد با قطع كردن صحبت‌های وی پشت تریبون رفته و در حمایت از سابقه خدماتی برخی از مراجع سخنانی را ایراد كرد و تذكر داد كه نباید خدمات ارزنده‌ای كه این بزرگان به جامعه انقلاب اسلامی كرده‌اند را از یاد برد.
حجت‌الاسلام رضا مدنی افزود: عباسی اگر صحبتی دارند چرا این حرف‌ها را در تلوزیون و از طریق رسانه ملی عنوان نمی‌كند.
عباسی در پاسخ به سئوالات مدنی گفت: سری پیش ممنوع‌التصویر شدم و علاوه بر این یك بار كه رئیس‌جمهور خواست از وقت قانونی خود استفاده كند نتوانست حرف خود را كامل بزند.
وی خطاب به حاضرین گفت: اسلام باید فدای من شود یا من فدای اسلام ؟ زمانی كه همه به مراجع حمله می‌كردند موسسه ما نخستین موسسه‌ای بود كه از آنها حمایت كرد.
وی افزود: شخصیت علمی این افراد جای خود را دارد اما باید دید نظام مهم‌تر است یا شخصیت‌ها؛ ما كه قرار نیست اجازه دهیم اسلام را تكه تكه كنند، مسئله مسئله بصیرت مردم است كه اوضاع برای آنها فتنه است مسئله اصلی اسلام است.
عباسی تاكید كرد: یك نفر حرف می‌زند و آن یك نفر ولی امر مسلمین است كه اعلم است و بصیرت دارد اگر قرار باشد موضع احساسی را در نظر بگیریم بزرگتر از این افراد نیز در صدر اسلام مثل عایشه همسر پیامبر هم بوده‌اند.

بررسی و کالبدشکافی فتنه در جامعه

بررسی و کالبدشکافی فتنه در جامعه
آثار وعواقب نامطلوب فتنه ها از زبان امیر المومنان علی ع

آنگاه امام آثار و عواقب نامطلوب فتنه را پس از پاگرفتن و بزرگ شدن بیان میکند:
ثم یاتی بعد ذلک طالع الفتنه الرجوف و القاصمه الزحوف فتزیغ قلوب بعد استقامه و تضل رجال بعد سلامه و تختلف الاهواء عند هجومها و تلتبس الاراء عند نجومها. من اشرف لها قصمته و من سعی فیها حطمته...
خ 151نهج البلاغه


سپس بعد از آن، دولت فتنه وحشتآور که شکننده و نابودکننده است فرامیرسد. پس قلبها پس از استواری میلغزند و مردان پس از درستی و سلامت گمراه میشوند و افکار به هنگام هجوم آن پراکنده و اندیشه ها
پس از آشکار شدن آن دچار شک و تردید میگردند. کسی که به مقابله با آن برخیزد و پشتش را میشکند و کسی که در آن کوشش کند هلاک میشود.

مطلب مهم دیگری که دربارهی فتنه در سخنان امام آمده است، کیفیت برخورد با آن و عکس العملی است که هنگام بروز فتنه باید نشان داد.



راهنمایی های مولی الموحدیدن امیر المومنان در زمان بروز فتنه


امام می آموزد که وقتی نشانه های فتنه آشکار شد اولین و آسانترین کار این است که با فتنه گران همکاری نشود.


آن گاه باید همگام با اکثریت مردم قدم برداشت، زیرا تا فتنه گسترده نشده اکثریت با آن مخالف است و باید بدون انحراف به چپ و راست، راه مستقیم را پیش گرفت و با قدرت و شجاعت در مقابل موجهای فتنه ایستادگی کرد تا فتنه از بین برود:
کن فی الفتنه کابن اللبون لاظه فیرکب و لالبن فیحلب.
خ 151



در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش که نه پشتی دارد که سوار شوند و نه شیری که بدوشند.


فلا تکونوا انصاب الفتن و اعلام البدع و الزموا ما عقد علیه حبل الجماعه.
کلمات قصار حکمت 1

نشانه های فتنه و پرچمهای بدعت نباشید و به آنچه ریسمان اکثریت مردم به آن بسته شده است ملتزم باشید.
الیمین و الشمال مضله و الطریق الوسطی هی الجاده علیها باقی الکتاب و آثار النبوه.

انحراف به راست و چپ مایه گمراهی است و راه وسط و مستقیم همان جاده حق است و قرآن و آثار نبوت بر همین راه است.
خ 16 نهج البلاغه

بخش اعظم زندگانی امیرالمؤمنین در ستیز و رویارویی با «فتنه ها» سپری گردید. از ایـن رو شـنـاخـت فـتنه و کشف معیارهای حق و باطل در کشاکش بروز فتنه ها اهمیتی ویژه می یـابـد. چـنـانـچـه پیداست آن امام همام نیز سعی فراوانی در تبیین مشکله فتنه نموده است و هموست که فریاد برآورده است:
«من چشم فتنه را کور کردم، در حالی که احدی جراءت چنین کاری را نداشت.» خ 92نهج البلاغه

حضرت درطول مدت زمامداری خود با فتنه ناکثین، قاسطین و مارقین مبارزه کرد و به یقین کسی که فتنه ها را با جان خود لمس کرده است خصایص و ابعاد فتنه را بهتر و عینی تر می تواند بیان کند و به درمان آن بپردازد.
عاملی که فتنه جویان را در عمل سخیف خود جری می سازد،

ایجاد شک و تردید در میان عوام و گـاهـی، خـواص اسـت،


در صـورتـی کـه اگـر جـوانـب فـتـنـه، قـبـل از وقـوع تـوسـط عالمان آگاه، تبیین گردد و این تبیین به آگاهی و بیداری جوامع بـیـانـجـامـد، فتنه جویان، راهی برای نفوذ در قلوب مردم نخواهند یافت و وقتی چنین شد فتنه جو به سوراخی خواهد خزید و توان هرگونه حرکتی از او سلب خواهد شد.

بـدیـن مـنـظـور، مـوضـوع فـتـنـه را ـ کـه اکـنـون بـه بـحـث روز نـیـز تبدیل شده است ـ از دیدگاه امام متّقیان و خصمِ فتنه جویان، علی بن ابی طالب (ع) پی می گیریم.

ایهالناس شقوا امواج الفتن بسفن النجاه و عرجوا عن طریق المنافره.
خ 5 نهج البلاغه

ای مردم امواج فتنهها را با کشتیهای نجات درهم بشکنید و از راه اختلاف و ستیزه جویی دوری کنید.

شیعیان عزیز این است کلام مولایمان همیشه در صحنه باشیم واز اختلاف وستیزه جویی دوری کنیم .



علی (ع) در زمان خود با فتنههای مهم و شکنندهای روبرو شد که بیشترین وقت و نیروی امام در دفع آن فتنه ها مصروف شد.

در میان آن فتنهها شاید فتنه خوارج از همه سختتر بود


زیرا که این بار فتنهگران در لباس زهد و تقوا و با پیشانیهای پینه بسته به میدان آمده بودند


و مبارزه با چنین جمعیتی که همواره آیات قرآن بر لبهای آنان جاری بود و شعار فریبندهی لاحکم الا لله را با خود داشتند، سخت دشوار مینمود اما با وجود همه این دشواریها، امام کوچکترین تردیدی به خود راه نداد و در سرکوبی این فتنه که نه تنها وضع سیاسی مسلمانان بلکه عقاید دینی آنها را هم تهدید میکرد، با قاطعیت عمل کرد و در جنگ نهروان، همه آنها را از بین برد و جز تعداد اندکی که از ده نفر کمتر بودند، تمام افراد خوارج کشته شدند.

پس از جنگ نهروان، امام در مورد دفع فتنه خوارج و دشواریهای آن فرمود:
ایها الناس فانی فقات عین الفتنه و لم یکن لیجتری علیها احد غیری بعد ان ماج نمیهبها و اشتد کلبها.
خ 92

ای مردم، من چشم فتنه را درآوردم و کسی جز من جرات این کار را نداشت و این هنگامی بود که امواج فتنه گسترده شده و به آخرین درجه شدت رسیده بود.


با زیركی و هوشمندی برخورد نمودن:

در حكمت شماره 1 می‌خوانیم، «كُنْ فی ‌الفِتْنَة كابْنِ اللَّبُونِ، لا ظَهْرٌ فیركب، وَ لا ضَرْعٌ فیُحْلَبْ؛(1)
در فتنه‌ها، چونان شتر دوساله باش، نه پشتی دارد كه سواری دهد، و نه پستانی تا او را بدوشند.»
این تشبیه در واقع به این معنی است كه در فتنه‌ها انسان به گونه ای زیركانه برخورد كند كه هیچ یک از دو طرف از او نتواند بهره برداری كند، نه وسیله‌ای برای تاخت و تاز فتنه‌انگیزان باشد و نه چون شتر شیرده باعث تقویت مالی و روحی آن‌ها گردد.


ابن ابی‌الحدید در توضیح این بخش می‌گوید:
«ایّام فتنه كه همان ایام خصومت و جنگ و درگیری است، بین دو رهبر گمراه كه هردو مردم را به گمراهی دعوت می‌كند، مانند فتنه عبدالملك و ابن زبیر و فتنه مروان و ضحاك و فتنه حجاج و ابن اشعث»؛(2)
در این موارد باید به گونه‌ای حركت كرد كه هیچ یک از دو طرف را تقویت نكند، نه به صورت مستقیم در منازعه و درگیری آن ها شركت داشته باشد و نه به صورت تداركاتی و غیرمستقیم
«وگاه یكی از دو طرف برحق است این را نمی‌شود گفت ایام فتنه است مانند جنگ جمل و صفین (كه علی ـ علیه السلام ـ طرف حق بود) و مانند آن كه در این صورت جهاد همراه طرفداران حق (و علیه رهبران گمراه و فتنه‌انگیز) واجب است و كشیدن شمشیر و نهی از منكر و بذل جان در اثبات و عزت بخشیدن دین و اظهار حق لازم و ضروری است.» (3)

1- حكمت 1،‌ص624.
2- ابن ابي‌الحديد، شرح نهج‌البلاغه، بيروت، داراحياءالتراث العربي، چاپ دوم، 1387 ه‍ ، ج17-18، ص82.
3-. همان.

نگاهی هم به سخن معلم امام علی(ع) کنیم....
فتنه ها خواهد بود که
در اثنای آن مرد بصبح مومن باشد
و بشب کافر شود
مگر آنکه خدایش به علم زنده دارد.
پیامبر اعظم (ص)

فتنه شناسی از دیدگاه قرآن ونهج البلاغه

فتنه شناسی از دیدگاه قرآن ونهج البلاغه

بخش اعظم زندگانی امیرالمؤمنین در ستیز و رویارویی با «فتنه ها» سپری گردید. از ایـن رو شـنـاخـت فـتنه و کشف معیارهای حق و باطل در کشاکش بروز فتنه ها اهمیتی ویژه می یـابـد. چـنـانـچـه پیداست آن امام همام نیز سعی فراوانی در تبیین مشکله فتنه نموده است و هموست که فریاد برآورده است:
«من چشم فتنه را کور کردم، در حالی که احدی جراءت چنین کاری را نداشت.» خ 92نهج البلاغه

حضرت درطول مدت زمامداری خود با فتنه ناکثین، قاسطین و مارقین مبارزه کرد و به یقین کسی که فتنه ها را با جان خود لمس کرده است خصایص و ابعاد فتنه را بهتر و عینی تر می تواند بیان کند و به درمان آن بپردازد.
عاملی که فتنه جویان را در عمل سخیف خود جری می سازد،
ایجاد شک و تردید در میان عوام و گـاهـی، خـواص اسـت،

در صـورتـی کـه اگـر جـوانـب فـتـنـه، قـبـل از وقـوع تـوسـط عالمان آگاه، تبیین گردد و این تبیین به آگاهی و بیداری جوامع بـیـانـجـامـد، فتنه جویان، راهی برای نفوذ در قلوب مردم نخواهند یافت و وقتی چنین شد فتنه جو به سوراخی خواهد خزید و توان هرگونه حرکتی از او سلب خواهد شد.

بـدیـن مـنـظـور، مـوضـوع فـتـنـه را ـ کـه اکـنـون بـه بـحـث روز نـیـز تبدیل شده است ـ از دیدگاه امام متّقیان و خصمِ فتنه جویان، علی بن ابی طالب (ع) پی می گیریم.


«فتنه» چیست و منظور از این تعبیر که بارها در قرآن و نهجالبلاغه و احادیث آمده است چه حقیقتی میباشد؟

اصل فتنه در لغت به معنای سوزانیدن در آتش است و معانی دیگر و استفادههای گوناگون آن همه به آن بازگشت میکند، مانند امتحان و اختیار، گمراهی و گناه، فضیحت و عذاب و آشوب و اختلاف.
در قرآن و نهجالبلاغه از دو نوع فتنه سخن به میان آمده است:

1. به معنای امتحان الهی یا کیفری که خداوند به گنهکاران میدهد،
2. به معنی آشوب و طغیان و ایجاد اختلال در نظم و ثبات جامعه که به وسیله قدرتطلبان و آشوبگران به وجود میآید.

فتنه به معنای اول کار خداوند است و آثار تربیتی دارد و افراد را به تلاش و کوشش و اصلاح حال خود وادار میسازد و این معنا در موارد متعددی از قرآن کریم آمده است مانند:
احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون و لقد فتنا الذین من قبلهم. (سوره عنکبوت، آیه 1)

آیا مردم گمان میکنند که به صرف اینکه بگویند ایمان آوردهایم، به حال خود رها میشوند و مورد امتحان قرار نمیگیرند؟ همانا امتهای پیشین را هم امتحان کردیم.

و اتقوا فتنه لاتصیبن الذین ظلموا منکم خاصه. (سوره انفال، آیه 25)
و بترسید از فتنهای که فقط به ظالمان از شما نمیرسد.



فتنه به این معنی شامل نعمتهای الهی هم میشود مانند اموال و اولاد که وسیله امتحان و آزمون الهی قرار میگیرند. زیرا همانگونه که پیش از این گفته گاهی خداوند با دادن نعمت بندگان خود را مورد آزمایش قرار میدهد.

فتنه به معنای دوم نیز که همان آشوبگری و به هم ریختن نظم و آرامش در جامعه است، در قرآن کریم آمده و از آن به عنوان چیزی که بدتر و شدیدتراز آدمکشی است یاد شده و جامعه اسلامی به جنگ با عاملان فتنه فراخوانده شده است :
الفتنه اشد من القتل. (سوره بقره، آیه 191)
فتنه سختتر از کشتار است.

و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه. (سوره بقره، آیه 193)
با آنان بجنگید تا فتنهای باقی نماند.

امیرالمومنین (ع) در اشاره به این دو نوع فتنه که یکی کار خدا و دیگری کار آشوبگران است، میفرماید:

لایقولن احدکم اللهم انی اعوذبک من الفتنه لانه لیس احد الا و هو مشتمل علی فتنه و لکن من استعاذ فلیستعذ من مضلات الفتن. فان الله سبحانه یقول: «و اعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنه.» و معنی ذلک انه سبحانه یختبر عباده بالاموال و الاولاد.


هیچ یک از شما نگوید خداوندا به تو پناه میبرم از فتنه زیرا هیچ کس
نیست مگر اینکه او را فتنهای است. کسی که میخواهد به خدا پناه ببرد، از فتنههای گمراهکننده پناه ببرد. زیرا خداوند فرموده:«بدانید که اموال و اولاد شما فتنه هستند.» و معنای آن این است که خداوند بندگان خود را با اموال و اولاد امتحان میکند.

بحثهایی که در نهجالبلاغه راجع به فتنه آمده بیشتر ناظر به معنای دوم آن است که به وسیله آشوبگران و فرصتطلبان ایجاد میشود و زمینه را برای سقوط و هلاک جامعه مهیا میسازد.

امیرالمومنین (ع) که خود قربانی فتنههایی شد که پس از رحلت رسولخدا (ص) به وجود آمد، جامعه را از افتادن در مسیر فتنه برحذر میدارد و هشدارهای لازم را میدهد و برای اینکه مردم آگاهی لازم داشته باشند، کیفیت پیدایش فتنه و شگردهای فتنهگران و خطرهای آن برای جامعه و راه مقابله با آن را تذکر میدهد.


چگونه یک فتنه در جامعه پیدا میشود و سبب ناامنی و آشوب و به هم ریختن نظم و قانون و از بین رفتن ارزشهای پذیرفته شده جامعه میگردد؟

به عقیده امام فتنه از هواپرستیها و قانونشکنیهای جماعتی شروع میشود که برای رسیدن به هدفهای نامشروع خود، حق و باطل را درهم میآمیزند و فریبکارانه وارد عمل میشوند:


انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع یخالف فیها کتاب الله و یتولی علیها رجال رجالا علی غیر دین الله: فلو ان الباطل خلص من مزاج الحق لم یخف علی المرتادین و لو ان الحق خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندین. خ 50 نهج البلاغه

همواره آغاز پیدایش فتنهها پیروی از هواهای نفسانی و پیدایش قوانین مجعول و بدعتگونه است قوانینی کبه با کتاب خدا مخالف است و جمعی برخلاف دین خدا به حمایت ازآن برمیخیرند. اگر باطل از آمیخته شدن با حق نجات مییافت، بر حقیقتجویان پوشیده نمیماند و اگر حق از آمیزش با باطل خلاص میشد، زبان معاندان از آن قطع میگردید.


هشدار امام علی ع درباره فتنه ها

همچنین امام هشدار میدهد که شروع فتنه و پیدایش نطفه آن به صورت آرام و مخفیانه است و به طور خزنده پیش میرود و گسترش مییابد. بنابراین لازم است که در همان آغاز، با عوامل آن قاطعانه برخورد کرد و پایداری و استقامت نمود:

و تثبتوا فی قتام العشوه اعوجاج الفتنه عند طلوع جنینها و ظهور کمینها و انتصاب قطبها و مدار رحاها تبدء فی مدارج خفیء و توول الی فظاعه جلیه. شبابها کشباب الغلام و آثارها کاثارالسلام یتوارثها الظلمه بالعهود.
خ 151 نهج البلاغه

با احتیاط و بصیرت گام بردارید به هنگام برخاستن گرد و غبار حادثههایی که نمیتوان به درستی واقع آن را درک کرد و در هم پیچیدن فتنهها به هنگام تولد نوزاد آن و آشکار شدن باطن آن و برقرار شدن قطب و مدار آسیای آن فتنههایی که از مراحل ناپیدا شروع میشوند و به مرحله شدید و روشن میرسند. رشد آنها مانند رشد نوجوان و آثار آن مانند آثار سنگ سخت و محکم است. ستمکاران آن را با پیمانهایی که دارند از یکدیگر ارث میبرند
عاشقان علوی به این سخنان امام با تامل بیشتر بنگرید وبخوانید .
Gole Sorkh آفلاين است  

فتنه

گزيده‌اي از آخرين خطبه تاريخي نمازجمعه آيت‌الله طالقاني
قرآن فرمود هر جا فتنه شد بايد جنگيد/ اين انقلاب را مفت به‌دست نياورديم كه بازيچه يك مشت خارجي باشيم



در تاريخ مبارزات انقلاب اسلامي افراد زيادي وجود دارند كه متاسفانه عمدا يا سهوا فراموش شده‌اند. يكي از اين مردان بزرگ، آيت الله طالقاني است. مرحوم آيت الله طالقاني از جمله شخصيت‌هايي است كه بعد از گذشت 30 سال هنوز به درستي نشناخته نشده است و در همه اين سال‌ها عادت اين بوده كه ياد او فقط در سالروز برگزاري اولين نماز جمعه تهران گرامي داشته شود.
اين سكوت و این ناديده گرفتن و این فراموشي، باعث شده است افرادي كه احيانا هيچ شباهت كرداري و رفتاري با او ندارند، از اين موقعيت سوء‌استفاده كنند و طالقاني را آنگونه كه خود مي‌خواهند معرفي ‌كنند. تا جايي كه امروز هر كسي كه به نوعي مي‌خواهد دشمني‌اش را با جمهوري اسلامي و رهبران انقلاب نشان بدهد، حرف‌ها و خواسته‌هايش را از زبان مرحوم آيت الله طالقاني بيان مي‌كند! هركسي كه مي‌خواهد مخالفتش را با حجاب توجيه كند، اسم طالقاني را مي‌آورد. هر كسي كه مي‌خواهد آزادي را به فتنه و آشوب و هرج و مرج تفسير كند، از طالقاني خاطره تعريف مي‌كند! و يا آن منافقان مزدور هم وقتي مي‌خواهند بر جنايات بي‌شمار خود سرپوش بگذارند، از «پدر طالقاني» دم مي‌زنند.
اما ماجراي آخرين خطبه‌ي آيت الله طالقاني چه بود؟ و چرا هیچ یک از این مدعیان، یادی از آن خطبه معروف نمی کنند؟ شباهت‌هاي شرايط آن روز با فتنه‌انگيزي‌هاي امروز جريان فتنه به‌ويژه حرمت‌شكني‌هاي روز عاشورا چيست؟
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، مخالفت گروه‌هاي ضدانقلاب كردستان مانند حزب دموكرات و كوموله و… كم‌كم به اغتشاش و حمله به مراكز و پادگان‌هاي نظامي تبديل شد. دولت موقت و نهضت آزادي در آن موقعيت اعتقاد چنداني به برخورد نظامي با عوامل آشوب نداشتند و بيشتر طرفدار گفتگو و مذاكره سياسي بودند. آيت الله طالقاني هم به‌خاطر روحيات پدرانه‌اي كه داشت، در ابتدا از اين موضع دولت موقت حمايت مي‌كرد. اما در مقابل، امام خميني و بسياري از نيروهاي انقلاب و حتي نيروهاي ارتش، با شناختي كه از گروه‌هاي ضدانقلاب داشتند، خواستار برخورد و دفع اغتشاشات بودند.
شهيد سرلشگر قرني، به‌عنوان اولين رييس ستاد مشترك ارتش، به‌دنبال آغاز اغتشاشات و حملات نظامي عوامل ضدانقلاب كردستان، اطلاعيه‌اي منتشر كرد و كساني را كه به پادگان‌ سنندج نزديك شده بودند، عواملي فرصت‌طلب و ضدانقلاب معرفي و دستور سركوبي آن‌ها را صادر كرد. اين اقدام قاطع، ناراحتي دولت موقت را در پي داشت. وزير كشور و نيز مرحوم آيت‌الله طالقاني هم با نوشتن نامه و تماس تلفني با شهيد قرني‌ از وي خواستند كه دستور توقف درگيري‌ها را صادر كند.
اما شهيد قرني در پاسخ نوشت: «تا موقعي كه از طرف رهبر انقلاب مسئوليت اداره ارتش را دارم، از انجام نظر جنابعالي و آزاد كردن افرادي كه به داخل پادگان به منظور قتل و غارت هجوم برده‌اند، و تا زماني كه متجاوزين گمراه، شهر را به وضع آرام قبل برنگردانند، يعني تا زماني كه راديو و تلويزيون در دست افراد مجاهد از كرمانشاه و ساختمان‌هاي ستاد لشكر و فرودگاه مجددا به مسئولين معين واگذار نگردد و سرهنگ صفوي فرمانده لشگر 28 كردستان خود را به ستاد نيرو در تهران معرفي ننمايد، با وجود تمام ارادتي كه به شخص آيت‌الله طالقاني و جنابعالي دارم، در مقابل خواست تعدادي اجنبي تسليم نخواهم شد.»
اين قاطعيت مطلوب دولت موقت نبود. گروه‌هاي ضدانقلاب تبليغات زيادي را عليه شهيد قرني به‌راه انداختند و خواستار بركناري او شدند و سرانجام همين مساله هم باعث بركناري شهيد قرني شد. اما…


اما مرحوم آيت الله طالقاني كه خود از نزديك ماجراهاي كردستان را دنبال مي‌كرد و حتي زماني حامي گفتگو و مذاكره با ضدانقلاب بود، چند ماه بعد در آخرين خطبه نماز جمعه خود، سخنان مهمي ايراد كرد كه خشم و ناراحتي ضدانقلاب، منافقين و حتي برخي از دوستانش را هم در پي داشت. علت ناراحتي آنها هم كاملا معلوم و مشخص بود. آيت الله طالقاني در اين خطبه، با قاطعيت تمام خواستار سركوب منافقان و گروه‌هاي ضدانقلاب شده بود و حتي به چند مورد از اشتباهات قبلي خودش هم اشاره كرده بود! شنيدن اين سخنراني بعد از سال‌ها که از آن می گذرد، شباهت‌هاي شگفت‌انگيزي با شرايط امروز كشور دارد:
«هر چه ما مسلمان ها از اول اسلام ضربه خورديم، به دست منافقين بوده است نه به‌دست كفار. كفار چهره شناخته شده اي دارند. صفشان جداست. ولي منافق يعني انسان چند چهره. و آن كسي كه با چهره دين نفوذ مي‌كند در صف مسلمان‌ها… امروز برادرها، خواهرها، فرزندان عزيز اسلام، ما دچار چنين منافقان شرور و حيله‌گر و فريبكاري هستيم كه گاه به چهره اسلام در مي‌آيند و به چهره ايراني. بسيار هم اظهار دلسوزي مي‌كنند براي مردم ولي وابسته و مرتبط به جاهاي ديگر هستند. چهره، چهره ايراني، ولي روح و درون و نفسش، نفس و انديشه و فكر عرف امپيراليسم، صهيونيسم و ديگر قدرت‌ها. يعني كوبيدن مسلمان‌ها در چهره اسلام و ايراني و اختلاف در صفوف…
اين گرفتاري هايي كه امروز در مركز، در شهرستان‌ها و به‌خصوص در كردستان براي اين كشور پيش آمده، به‌دست كيست؟… مساله، مساله سطحي نيست كه ما گمان بكنيم با يك خواسته‌هايي طرف هستيم. و از اين جهت خواست‌هايشان هم گنگ هست. مي‌آيند تعهد مي‌دهند ولي پايبند تعهدات‌شان هم نيستند. و الا كدام دولت، كدام منشا اثر و كدام رهبري است كه با يك خواسته‌هاي معقول و منطقي يك گروهي مخالفت كند؟ چه بهانه‌هايي دارند؟ چه مي‌خواهند؟…
چه مي‌خواهيد؟ مي‌گويند مي‌خواهيم فرهنگ كردي را ترويج كنيم. خوب بكنيد، كي جلوي شما را گرفته؟ مي‌خواهيم انجمن‌هاي شهر و روستا را تشكيل بدهيم، خوب بدهيد كي جلوگيري كرده؟ بعدش چه؟ ديگر چه مي‌خواهيد؟ پايگاه‌هاي نظامي ارتش از اينجا برود! پاسدارهاي غيربومي از اينجا بروند! يعني چه؟ آخرش چي؟ آخرش هم اينكه ما هر كاري دلمان بخواهد به دست خودمان باشد، فقط دولت مركزي به ما نان بدهد، آرد بدهد، نفت بدهد و پول بدهد. آخر مساله به اينجا مي‌رسد ديگر. هيچ حق دخالت در كار ما نداشته باشيد. نفت را از خوزستان بياورند به اينها بدهند و اينها هيچ تمكيني از دولت مركزي نداشته باشند. اين شدني است؟ همه چيز به دست خودمان، فقط بودجه به دست دولت!
با شما مي‌شود عهد و پيمان بست؟ يك مردمي كه از اول گفتند ما به جمهوري اسلامي راي نمي‌دهيم، يعني خودشان را از 98 درصد مسلمان‌ها و مردم ايران جدا كردند. يهودي راي داد، زرتشي راي داد، مسيحي راي داد، صائبي راي داد، يك عده گفتند ما راي نمي‌دهيم. خوب راي نمي‌دهيد، ديگر چه مي‌خواهيد؟ آن ملا و آن پيشواي مذهبي كه مي‌گويد من راي به جمهوري اسلامي نمي‌دهم، يعني چه؟ اين چه پيشواي مذهبي است؟…
همان وقتي كه 5 ماه قبل مساله سنندج پيش آمد و ما رفتيم سنندج. بعد از تحقيقات معلوم شد، يك درگيري بين كميته شيعه و كميته اهل سنت ايجاد شد. بعد يك نفري كشته شد و بعد هم يكي از همين آقايان سران رفت تلويزيون و راديو را گرفت و دستور داد كه ژاندارمري را بگيريد… بعد شهرباني هم تسليم شد. بعد حمله كردند طرف پادگان نظامي. اما آنها از خودشان دفاع كردند. اگر آن روز مركز نظامي ارتش سنندج سقوط كرده بود، مي‌دانيد چه فاجعه‌اي مي‌شد؟ ما هم غافل بوديم!…
تا وارد شديم، عوامل و دور و بري‌هاي اينها داد و فرياد برداشتند كه ارتشي‌ها جوان‌هاي ما را كشتند، زن‌هاي ما را كشتند. خوب ما را ناراحت كردند كه چرا بايد ارتش اين كار را بكند؟ خدا رحمت كند مرحوم قرني را! با او تماس گرفتيم و او گفت كه ما دستوري نداديم براي حمله به مردم. اين‌ها حمله مي‌كنند به پادگان. ما دفاع نكنيم؟ اسلحه‌هايمان را بدهيم به اينها؟ سربازان خود را به كشتن بدهيم؟ ما هم باور نكرديم!…
رفتيم پادگان براي اينكه اعتراض كنيم چرا بر سر مردم خمپاره مي‌اندازيد؟ ببينيد دسيسه را، تبليغات را. بعد متوجه شديم يك عده جوان‌هاي سرباز متدين و متعهد كه ايستادگي كردند در برابر حمله آن‌ها! گفتند آقا، به ما حمله مي‌كنند. ما از خودمان دفاع نكنيم؟…
آن‌وقت براي من پيام مي فرستند علماي آنجا كه به ما مثل مغول ها حمله مي‌كنند! كه اين ارتش شما ما را مي‌كوبد! ارتش ابتدائا وارد شد؟ فتنه را كي ايجاد كرد؟ از كجا شروع شد؟ هيچ بررسي شده؟ اينها آيا به قول و عهدشان قانع هستند؟ اگر واقعا مسائل‌شان اين باشد، بسيار آسان قابل حل است ولي اين نيست. اينها كساني هستند كه رفتند اروپا و خارج، زير لاك خودشان پنهان شدند، اين مردم مسلمان خون دادند، حالا ساكت‌ها، به صدا درآمدند. تسليم‌شده‌ها انقلابي شدند! وابسته ها دوباره آمدند روي كار…
30 ميليون جمعيت ايران و مسلمان‌ها، تسليم يك مشت خودخواه و وابسته به ديگران نخواهند شد. خودشان بايد در ابتدا حساب اين‌ها را برسند، نمي‌رسند؟ ارتش دخالت نمي‌كند؟ نمي‌تواند؟ همه ملت. ما هم راه مي‌افتيم، امام خميني هم راه مي‌افتد. ما اين انقلاب را مفت به‌دست نياورديم كه بازيچه يك مشت بازيگر بين‌المللي باشيم. 60 هزار از بهترين جوان‌هاي ما كشته شدند…
اين ملت تحمل نمي‌كند. قرآن هم تحمل نمي‌كند. قرآن مي‌گويد:«قاتلوهم حتي لاتكون فتنه» هرجا فتنه شد بايد بجنگيد. فتنه را قرآن و دين ما تحمل نمي‌كند…»

بررسی آفت فتنه در جامعه از نگاه ایدئولوژیکی

بررسی آفت فتنه در جامعه از نگاه ایدئولوژیکی
خداوند سبحان در آیه 60 سوره اسرا از شجره ملعونه و درخت نفرین شده و به دور از رحمت پروردگار و در تبیین رویای صادق پیامبرش (صلی الله علیه و آله) سخن به میان آورده است و در تفاسیر مختلف شیعه و اهل سنت (از جمله تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 172) این شجره ملعونه را با بنی امیه منطبق دانسته و با اشاره و تطبیق با آیات دیگر قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام این رویا را اینگونه بیان می دارند که پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) در خواب دید که میمون هایی از منبر او بالا و پایین می روند آن حضرت چنان از آن خواب ناراحت شد که بعد از آن کمتر می خندند. در تفاسیر تعبیر این خواب به بنی امیه نسبت داده شده که یکی بعد از دیگری برجای پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشستند، در حالی که از یکدیگر تقلید می کردند و افرادی بدون شخصیت بودند و حکومت اسلامی و خلافت رسول خدا را به فساد کشیدند.
همچنین در سوره ابراهیم آیات 24 تا 26 نیز از دو شجره متضاده سخن گفته شده، یکی شجره و درخت طیبه و پاکیزه ای است که اصل آن ثابت و در زمین و شاخه ها و فرع آن در آسمان است که نشان از اعتقاد حقیقی و پایدار به توحید و یکتایی خداوند است که هرگز از بین نمی رود و هیچ تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و تمام حقایق و برکات از آن سرچشمه می گیرد و در روایات بسیاری از اهل بیت علیهم السلام این درخت پاکیزه به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندان پاک و مطهرش تطبیق داده شده،... و دیگری شجره خبیثه (کلمه خبیثه) و درخت ناپاکی است که روی زمین پراکنده شده و قرار و ثباتی ندارد و در روایات این شجره خبیثه و ملعونه همان که در ذیل آیه 60 سوره اسراء گفته شد به بنی امیه نسبت داده شده است.
باعنایت به مطالب مذکور چنین بدست می آید که عالم اسلام از صدر اسلام تاکنون مصاف و میدان نبرد میان این دو شجره است که در سه نقطه ازجغرافیای زمین خود نمایی می نماید:
شجره طیبه به عبارتی همان شجره و درخت نبوت است که طی 23 سال و بتدریج به کمال خود نزدیک می‌شد و بالاخره در سرزمینی به نام غدیر خم نعمت تمام شد و با نصب حضرت علی علیه السلام به عنوان امیرالمومنین علیه السلام و ولی الله رضایت حضرت حق تعالی حاصل شد و علی علیه السلام به عنوان میوه این شجره پاکیزه که 3 ویژگی مذکور را با خود دارد معرفی شد و به عبارت روشن تر تلاش پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در 23 سال نبوت خود، تنها و تنها ساختن امتی واحده بودکه بدون امام ابتر و ناقص می نمود و در یوم الغدیر این درخت پاکیزه به بار نشست و بر همین اساس روز غدیر را باید روز پیوند امت با امام نامید و امام و ولایت میوه درخت نبوت است و نبوت بدون غدیر ابتر و ناقص است.
واما شجره ملعونه و خبیثه یعنی همان بنی امیه تلاش کردند تا این پیوند مبارک الهی را گسسته و منصوص من قبل الله و منصوب من قبل النبی (صلی الله علیه و آله) را از امت واحد اسلامی بگیرند و بالاخره تلاش بنی امیه با همکاری و همیاری یهودیان و برخی از مهاجرین از صحابه در سقیفه نتیجه داد و میمونهای موجود در رویای پیامبر(صلی الله علیه و آله) توانستند امام برحق را که نشانه اکمال دین، اتمام نعمت و رضایت حضرت حق جل و علاء بود از امت جدا کرده و امام باطل را به جای آن نصب نمایند.
به این ترتیب شجره ملعونه سقیفه با طراحی اشراف و بزرگان موفق به گسستن پیوند بین « امت » با « امام(ره)» شد و تاریخ دردناک هبوط آدمیت، نقطه عطف جدیدی را تجربه کرد.پس سقیفه بنی ساعده (سقیفه بنی امیه) را باید روز گرفتن « امام » از « امت » نامید. اما اصحاب سقیفه علیرغم تغییر «امام حق » به « امام باطل» کماکان با یک مشکل اساسی مواجه بودند و آن، هم مسلمانانی بودند که به دلیل میل، علاقه و عشقی که به اهل بیت (علیهم السلام) و مشخصا به علی علیه السلام به عنوان برادر، وصی و جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) داشتند به عنوان مانع جدی بر سر راه نقشه های بنی امیه بودند. اصحاب سقیفه باید کاری می کردند که در یک بازه زمانی مشخص « امت پیامبر (صلی الله علیه و آله) » به « ملت مسلمان » تبدیل می شد.
اصحاب شجره ملعونه برای غلبه براین مشکل علایق و میلهای امت مسلمان را نشانه رفتند و در یک برنامه زمان بندی شده (40سال) امیال باطل را جایگزین امیال حق کردند:
در تاریخ آمده است روزی شخصی به تظلم خواهی شکایت نزد یکی از اصحاب سقیفه (خلیفه) آورد. خلیفه او را به علی علیه السلام که در مجلس بود ارجاع داد. شاکی گفت من شکایت خود را نزد خلیفه آورده ام و تو مرا به یک نفر مثل خودم ارجاع میدهی. با این سخن خلیفه برآشفته و شمشیر برکشید و در حالی که اشک از چشمانش جاری بود! بر منبر رفت و ضمن دفاع از علی علیه السلام گفت کار به جایی رسیده است که یک مسلمان خود را با کسی مقایسه کرده و برابر می داند که ما در غدیر خم با او به عنوان امیر المومنین و مولای کل مسلم بیعت کرده ایم. خلیفه سپس کسانی را که حرمت و شانیت علی علیه السلام را بشکنند به شمشیر حواله داد.
(در باره علل و چرایی این موضع خلیفه که خود حق علی علیه السلام را غصب کرده بود گفته شده اولا خلیفه با این موضع گیری خود را به عنوان مدافع و دوست دار علی علیه السلام معرفی کرد که اگر چنانچه بعدها از علی علیه السلام انتقاد کرد مردم مسلمان انتقاد او را به عنوان دوستدار علی علیه السلام بپذیرند ثانیا خلیفه به خوبی می دانست که در حال حاضر هنوز عشق به اهل بیت علیهم السلام در جامعه اسلامی موج می زند فلذا او نباید مقابل این موج قرار می گرفت ثالثا او با این دفاع، تصویری جعلی و مخدوش از حدیث غدیر به مردم ارائه داد که گویی منظور پیامبر(صلی الله علیه و آله) از غدیر خم ولایت تحبیبی علی علیه السلام و نه مقام خلافت و جانشینی او بوده است).
اصحاب سقیفه به منظور تغییر میل مردم در مرحله اول: حکم کردند قرآن بدون تفسیر خوانده شود و احادیث منقول از شخص پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) نیز کنار گذاشته شود (چون اغلب احادیث و عمده تفسیر آیات، ولایت علی و اندیشه اسلام علوی را آدرس می دادند).
در مرحله دوم یاران علی علیه السلام را افرادی بی منطق، خشونت طلب، تمامیت خواه و... معرفی کردند و به این ترتیب برخی از یاران علی علیه السلام را به تیغ شمشیر حذف کردند، برخی دیگر را نزد مردم بی اعتبار کردند و به اصطلاح ترور شخصیت کردند، برخی دیگر را تبعید کردند و بالاخره برخی دیگر را که اکثریت یاران اندیشه علوی را تشکیل میداند با وعده ها و آلاف و الوف دنیا خریدند. به طوری که بعدها وقتی علی علیه السلام به خلافت رسید فقط 50 نفر (شرطه الخمیسن) با او به عنوان امام (و نه خلیفه) بیعت کردند.
در مرحله سوم علی علیه السلام را به عنوان فردی معرفی کردند که علیرغم توصیه ها و سخنان پیامبر در مورد وی متاسفانه! از افراد بی منطق و خشونت طلب و تمامیت خواه حمایت کرده و دفاع می کند!
در مرحله چهارم علی علیه السلام خود به عنوان نماد اصلی خشونت طلبی و تمامیت خواهی معرفی شد و گفته شد: علی علیه السلام به رای شیخین احترام نمی گذارد! علی علیه السلام منزلت صحابه را نگه نمی دارد! علی علیه السلام در امور از صحابه و بزرگان بهره نمی گیرد و صرفا از جوانان تابع استفاده می کند! و سرانجام به علی علیه السلام اتهام دروغ گویی زدند تا جایی که آن حضرت در یکی از سخنانش که در نهج البلاغه موجود است 2 بار قسم یاد می کند که « به خدا قسم من دروغ گو نیستم».
و در مرحله پنجم بر منابر بر علی علیه السلام دشنام دادند و لعن علی در نمازها واجب شد و به این ترتیب:
دنیاخواهی و ثروت اندوزی جای خداجویی و خدا خواهی را گرفت و هوا پرستی به جای خدا پرستی، اشرافی گری به جای قناعت، چپاولگری ثروت مردم به جای ایثار و گذشت، خدمت به باند و قبیله و حزب خود به جای خدمت به مردم، منافع فردی و حزبی به جای منافع حکومت و منافع ملی، زر اندوزی و کاخ نشینی به جای عدالت محوری و عدالت خواهی، هرزگی و بی بند و باری بجای تقید به آداب و احکام شرعی و... نشست و در یک کلمه در اعتقادات مردم، باطل به جای حق نشست و رذایل فضیلت معرفی شد و...
و در روز سقیفه، امام علوی به امام اموی تبدیل شده و در زمانی نه چندان دراز امت علوی نیز به امت اموی تبدیل شد و در حقیقت درخت خبیث سقیفه اموی در کربلا به بار نشست.
خباثت و خیانت امت اموی در کربلا میوه نامبارک شجره ملعونه سقیفه بود و اگر در روز سقیفه امت بدون امام شد، اینک وقت آن رسیده بود که امام بر حق، بدون امت شود. در کربلا امام تنها مانده بود و در اوج مظلومیت و با لب عطشان بر امت اموی خروش برآورد که: « اگر دین ندارید لااقل در زندگی دنیایی خود آزاد باشید».
و اینک 1370 سال است که عاشقان امام حسین علیه السلام با زنده نگه داشتن محرم و صفر و شرکت در حماسه عاشورا در تلاش هستند (تا پس از 3 واقعه غدیر خم، سقیفه، کربلا) با ساختن مجدد امت علوی زمینه ظهور حضرت ولی عصر عج را به عنوان چهارمین پرده این ماجرا و به بار نشستن شجره طیبه غدیر خم را فراهم آورند.و باید دانست که « سقیفه » جریانی همیشگی است که در برابر نهضت توحیدی و ولی امر قرار می گیرد تارهبری نهضت را از مسیر اصلی خود خارج ساخته و در مسیر انحرافی اصحاب سقیفه (اصحاب فتنه) منحرف سازد. اصحاب فتنه که در همه دورانها از چهره های ظاهرا خودی و موجه و با سابقه انقلابی بهره می برند در صورتی که نتوانند رهبری نظام دینی را از اصحاب فتنه انتخاب کنند با یک برنامه پیچیده سعی میکنند تا ارتباط میان امت و امام را مخدوش سازند و فضایی ایجاد کنند تا نهاد ولایت فقیه در مسیر اعمال ولایت خود ناکارآمد شود و در نهایت مطالبات خود را بر نهاد رهبری تحمیل نمایند. شناخت اصحاب فتنه و شیوه ها و روشهای اقدام آنان اگر چه به عنوان یک تکلیف دینی و ملی مطرح است لیکن به فرمایش حضرت علی علیه السلام در زمان فتنه تنها راه سالم ماندن، پناه بردن به ولی فقیه و حاکم اسلامی است.

فصل اول:
بازخوانی جریان فتنه از زبان حضرت علی علیه السلام
فتنه از شبهه شروع می شود و این چنین بود که در دهه سوم بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
3 جنگ بر علی علیه السلام تحمیل شد که همگی دعواهای جناحی بود واصلا دعوای حق و باطل نبود. لذا از آن تعبیر به فتنه می شود. فتنه یعنی مسئله ای که نه فقط عوام که گاهی خواص نیز در آن به اشتباه می افتند. فردی که علی علیه السلام را ترور کرد نه تنها کافر نبود بلکه از سربازان علی علیه السلام بود و مجاهدی رزمنده بود و شمشیری که سر امام حسین علیه السلام را برید و بر نی کرد عالمی بود که 35 سال قبل از آن جزو فرماندهان و افسران حضرت علی علیه السلام بود اما 2 دهه بعد در کربلا در صف افسران یزید وارد شد پس هیچ کس نباید به سابقه خود تکیه و اعتماد کند.
حضرت علی علیه السلام می فرمایند، شیطان با هیچ کس شوخی ندارد و سراغ همه می رود.
آن حضرت در خطبه دوم نهج البلاغه در تشریح فتنه می فرمایند: فتنه چونان شتری مست مردم را
پی در پی پایمال می کرد و ناخن در ایمان آنان می زد... فتنه که می آید چند چیز نیز به دنبال آن می آید:
اول: تردید و شک و دو دلی در باورهای آحاد مردم.
دوم: شعله ور شدن آتش اختلاف در بین مردم و مسئولین.
سوم: بی ثباتی و تزلزل در ایمان.
چهارم: گم کردن دوست و دشمن و مخلوط شدن دوست و دشمن.
حضرت علی علیه السلام در خطبه 50 نهج البلاغه دو عامل را نقطه شروع فتنه می دانند اول بعد نفسانی یعنی خود خواهی. افرادی پیدا می شوند که خود محورند، دیکتاتورند، منفعت طلبند و فقط دنبال قدرت و پیروزی خودشان هستند. و دوم اینکه شروع فتنه از بدعت نظری در مفاهیم است (یعنی تغییر دادن اصول یا تحریف آن). یک عده در اصول و مفاهیم بدعت می گذارند و آن را تحریف می کنند وعده ای هم برای قدرت طلبی و دنیا خواهی پیش می آیند و با فتنه همراه می شوند.
آن حضرت می فرمایند اگر باطل با حق درنیامیزد و مخلوط نشود حق طلبان به راحتی آن را تشخیص
می دهند و کار باطل پیش نمی رود. ولی در فتنه، فتنه گران اندکی از حق و باطل را می گیرند و آن را مخلوط
می کنند.
حضرت علی علیه السلام در خطبه 151 نهج البلاغه می فرمایند: مردم شما هدف گیری شدید و مورد آماج بلا و امتحان هستید بیدار شوید و از مستی وفور نعمت و از سختی عقوبت بترسید، آنگاه که غبار شبهه برانگیزد بر جای خویش بمانید، حرفی نزنید و اقدامی نکنید و اگر نمی توانید حق و باطل را تشخیص دهید بر اساس تعصب و احساسات موضع نگیرید... و در خطبه 93 می فرماید: فتنه زمانی که می آید از روبرو شناخته نمی شود، وقتی که تمام می شود از پشت سر شناخته می شود و یا در جای دیگری می فرماید ای مردم امام حاکم خود را در این
فتنه ها تنها مگذارید تا بعدهای خود را سرزنش نکنید خود را در آتش فتنه ای که پیشاپیش آن رفته اید بی اندیشه در می آورید، همانا من برای شما چرا غم در تاریکی، هر کس در تاریکی است و حق را از باطل نمی شناسد به این چراغ بنگرد، (به من بنگرد و راه را بیاید)... در فتنه دلهای سابقا مومن، دو دل و سست می شوند، مردان سالم، گمراه می شوند، رای درست و نادرست در هم می آمیزد، فرزند با پدر کینه می توزد، پدر و فرزند علیه یکدیگر کینه می ورزند.
در زمان حضرت علی علیه السلام یکی از مواردی که خود آن حضرت آن را فتنه نامیدند، شورش جمل بود که منتهی به جنگ جمل شد و حضرت علی علیه السلام از مردم خواستند که آن را سرکوب کنند وطی نامه ای به مردم کوفه نوشتند که دیگ آشوب به جوش آمده و فتنه آغاز شده است، همه به سوی رهبر خود بشتابید و در جهاد علیه فتنه شتاب کنید که تاخیر خطرناک است.
دشمنان حضرت علی علیه السلام در جنگ جمل جزو خوشنام ترین و خوش سابقه ترین افراد و اصحاب پیامبر بودند. حضرت علی علیه السلام فرموده است: حق را با آدمها نسنجید بلکه آدمها را باحق مقایسه کنید ملاک حق و باطل را بشناسید تا بفهمید چه کسی حق است و چه کسی باطل و گرنه اگر ملاک شما اشخاص باشند باید بدانید که اشخاص لغزش دارند.

فصل دوم:
پیشینه فتنه (در دوران حضرت امام(ره))
با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی ایران چند جریان به مخالفت جدی با نظام مبتنی بر ولایت فقیه از یکسو و حضور روحانیت در عرصه سیاست و حکومت برخواستند که (علاوه بر گروهک‌های ملحد و محارب)، نهضت آزادی، جبهه ملی، سازمان مجاهدین خلق ایران (گروهک منافقین) و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و... عمده ترین این جریانات سیاسی را تشکیل می دادند.
در میان جریانات مذکور سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در حقیقت به روز شده همان گروهک نفاق بود و به هیچ عنوان به ولایت فقیه و روحانیت اعتقادی نداشت، توانسته بود با پنهان کردن 2 ویژگی فوق الاشاره، از میان یاران اصلی انقلاب و جوانان مستعد یارگیری کرده و تقریبا تمامی پستهای حساس و کلیدی امنیتی نظام در سپاه و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور را به اشغال خود در آورد.
سازمان مجاهدین (انقلاب) به منظور رهایی از موج روانی ایجادشده در جامعه در گام نخست از حضرت امام تقاضای نماینده کرد و امام خمینی(ره) حضرت آیت الله راستی را به عنوان نماینده خود در سازمان منصوب نمود که وی نیز پس از چندی، انحلال سازمان را به حضرت امام خمینی(ره) پیشنهاد نموده و با موافقت امام سازمان منحل شد لیکن هسته مرکزی سازمان (همان کسانی که با تغییر کلمه «خلق» به کلمه «انقلاب اسلامی» سازمان مجاهدین «انقلاب اسلامی» را پی ریزی کرده بودند) انحلال سازمان را نپذیرفته و بر ادامه فعالیت حزبی خود اصرار ورزیدند و در نتیجه مجددا، سازمان به مخالفت با روحانیت و ولایت فقیه متهم گردید.
در گام دوم سازمان مجاهدین (انقلاب) با هدف برون رفت از بن بست بوجود آمده با استناد به فرمایشات حضرت امام خمینی(ره) (اسلام مستضعفین و پابرهنگان در مقابل اسلام سرمایه داری و بازار و اسلام آمریکایی) موجی از عملیات روانی را در جامعه طراحی نمود و با زیرکی و شیطنت تمام نظام روحانیت را به دو بخش طرفداران سرمایه داری و طرفداران مستضعفین تقسیم نمود و جالب اینکه در این عملیات روانی رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنه ای) را به عنوان راس و سمبل اسلام سرمایه داری معرفی کرد و از طرف دیگر با نزدیک کردن خودشان به روحانیون کم تجربه که به عنوان مجمع روحانیون مبارز شکل گرفته و اغلب در دستگاههای مرتبط با رهبری و در بیت حضرت امام مشغول به فعالیت بودند، توانستند خود را به عنوان مدافعان اصلی نظام ولایت فقیه و طرفداران اسلام مستضعفین و اسلام کوخ نشینان و طرفداران روحانیت انقلابی به مردم معرفی نمایند و به این ترتیب اولین فتنه در درون روحانیت شکل گرفت (اگر چه، چنانچه مجمع روحانیون مبارز که بازیچه و آلت دست اهداف سازمان مجاهدین انقلاب) قرار گرفته بود به توصیه های حضرت امام خمینی(ره) گوش می کرد و اختلاف را به حوزه عقیده نمی کشاند و هواهای نفسانی را در اختلافات دخالت نمی داد اصل اختلافات فی مابین قطعا به نفع نظام می بود).
سازمان مجاهدین (انقلاب) با عنایت به تصویب شورای رهبری قانون اساسی نسبت به تداوم فتنه پس از حضرت امام نیز مطمئن بود لیکن در سومین گام جهت رفع نگرانی در اقدامی پیچیده و با همکاری برخی از رجال سیاسی (علیرغم مخالف صریح حضرت امام موفق به انتصاب، آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری شده و حلقه های فتنه را برای بعداز حضرت امام نیز کامل نمود. به این ترتیب سازمان با حضور در تمامی عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اطلاعاتی، امنیتی و نظامی و حتی حضور غیر مستقیم در بیت حضرت امام مطمئن بود که براحتی می تواند جریان امور را به هر شکلی که بخواهد رهبری نماید، بعنوان مثال دسته بندیهای سیاسی درون نظام هم بر اساس مدل سازمان در آن سالها به راست و چپ تقسیم شد. حتی امروزه علی رغم گذشت بیش از 28 سال از انفجارات حزب جمهوری اسلامی و نخست وزیری هنوز ساحت سازمان مذکور از ابهام دخالت در انفجارات فوق کاملا تطهیر نشده و کماکان برخی از سیاسیون دخالت آنان را در انفجارات کلان نظام (همانند گروهک منافقین) دور از مدار عقل نمی دانند و بر پیگیری دستگاههای امنیتی و قضایی در این خصوص تاکید دارند.
یکی دیگر از اتهامهای سازمان، فتنه خوراندن جام زهر به حضرت امام و پذیرش قطعنامه و آتش بس با همکاری عوامل و اعضای قدیم خود بود (همان تیمی که فتنه قبل و بعد از انتخابات سال 88 را به صورت راهبردی و حتی در سطح تاکتیک اداره می کردند).
حضرت امام خمینی(ره) به محض مفارقت از فضای سنگین جنگ تحمیلی به تخریب و نابودی سه ضلع مثلث فتنه پرداخت و در مرحله اول منتظری را از سمت قائم مقامی عزل نمودند. این اقدام حضرت امام خمینی(ره) اگر چه ضربه بسیار مهلک بر پیکره اصحاب فتنه بود ولی آنان به دلیل وجود نقص قانون اساسی در مورد اصل ولایت فقیه (شورایی بودن و شرط اعلمیت) امیدوار بودند بتوانند کماکان پس از امام(ره) نیز فتنه های خود را در شورای رهبری رهگیری نمایند.
حضرت امام خمینی(ره) پس از عزل منتظری بلافاصله دستور اصلاح قانون اساسی را صادر و شخصا نسبت به اصلاح اصل ولایت فقیه (و تبدیل شورای رهبری به رهبر و اتخاذ شرط مجتهد مجزی)ارائه طریق فرمودند. با اصلاح قانون اساسی دومین ضلع مثلث فتنه نیز فرو ریخت، اما زمانی که پس از ارتحال حضرت امام با هدایت پنهان و پیدای آن حضرت (در زمان حیات طیبه خویش) حضرت آیت الله خامنه ای توسط مجلس خبرگان رهبری به عنوان رهبر برگزیده شد و عملا سومین ضلع مثلث فتنه نیز به کلی تخریب شد و امید اصحاب فتنه به کلی به ناامیدی بدل و خود را کاملا منزوی دیدند و نزد افکار خواص جایگاه و اعتبار خود را به صورت کامل از دست دادند، خاصه اینکه کسی را که در طول سالهای جنگ تحمیلی او را در اردوگاه اسلام آمریکایی معرفی کرده بودند با هدایت ویژه حضرت امام و تدبیر و رای قاطع مجلس خبرگان رهبری به عنوان ولی فقیه منصوب شده بود.

خلاصه متن سخنرانی استاد پناهیان در رابطه با فتنه :

خلاصه متن سخنرانی استاد پناهیان در رابطه با فتنه :

تحلیل اول: جریان سازشکاری
خبرنامه دانشجويان ايران نوشت: يك روايت از آقا امام رضا(ع) مي خوانم كه هم كلاممان متبرك به بيان شريف ايشان بشود و هم از زاويه نگاه به مهدويت، امروز خودمان را تحليل كنيم يعني از آينده آغاز كنيم و به تحليل امروز برسيم. شما در مفاهيم آخر الزمان با كلمه دجال آشنا هستيد؛ در حديثي در «وسايل الشيعه» امام رضا(ع) مي فرمايند: در آخر الزمان ميان شيعيان ما خطري پيش مي آيد كه اين خطر، فتنه اش از دجال شديد تر است. حال شما برويد روايات مربوط به دجال را ببينيد كه چه طور مردم را فريب مي دهد، دجالي كه با ظهور حضرت سقوط خواهد كرد، دجالي كه به عنوان يكي از دشمنان جدي حضرت و يكي از موانع ظهور حضرت مطرح است، دجالي كه عبور از فريب هاي او تنها راه رسيدن به فرج است؛ امام رضا(ع) خيلي صريح مي فرمايند خطر اين فتنه از فتنه دجال براي شيعيان بالاتر است.
طبق روايت، اين فتنه در درون جامعه شيعي است و توسط كساني كه شيعه و دوستان اهل بيت(ع) هستند اجرا مي شود، ظاهرا دجال عموم مردم را فريب مي دهد اما اين فتنه جامعه شيعي را مي خواهد فريب بدهد. مهمترين مشخصه اين فتنه، دوستي كردن با دشمنان اهل بيت و دشمني كردن با دوستان اهل بيت است و اما نتيجه اين فتنه آن است كه حق و باطل به هم آميخته مي شود و مومن و منافق از هم شناخته نمي شوند. نمي شود ادعا كرد فلان كس منافق است چون دوست اهل بيت(ع) است، تنها مومن را در ميانه آن دشمن هايي كه ايجاد شده مي شود از بقيه جدا كرد و اين كار خيلي دشواري خواهد بود. امام رضا(ع) مي فرمايند: "از كساني كه راه مودت ما اهل بيت را بر گزيدند، كساني هستند كه فتنه ی آنها از دجال شديدتر است."
راوي حديث می گوید: پرسيدم چگونه فتنه مي كنند؟ امام(ع) مي فرمايند بواسطه دوستي كردن با دشمنان ما اهل بيت(ع) و بواسطه دشمني كردن با دوستان اهل بيت(ع). زماني كه اين اتفاق افتاد حق با باطل در هم آميخته مي شود و امر مشتبه مي شود _معمولا در روايات منظور از امر "ولایت" است یعنی یک کاری می کنند که در ولایت تشکیک بکنند_ و مومن از منافق شناخته نمی شود.
این حدیث را من به چند مقصود عرض می کنم، یکی اینکه در آخرالزمان فتنه ها و امتحانات بسیار سهمگینی از مردم جهان، مسلمان ها و بویژه شیعیان گرفته می شود؛ در فتنه های آخرالزمان گروه های زیادی از شیعیان ریزش می کنند.
جای این سوال است که من و شما چرا باید جز دسته ی ریزشی ها باشیم؟ برای عبور از فتنه های آخرالزمان خیلی هوشیاری و تقوا و پاکی دل لازم است.
امیرالمومنین امام علی(ع) می فرماید: در آخر الزمان شیعیان ما این طور می شوند، همانند یک انبار آرد یا گندم یا جو که این انبار را آفت بزند؛ صاحب انبار این ها را بیرون می آورد و آن قسمت هایش را که آفت زده دور می ریزد و بقیه را داخل انبار قرار می دهد و این کار آنقدر ادامه پیدا می کند و استمرار پیدا می کند تا جایی که به اندازه چند لقمه غذا بیشتر از آن باقی نمی ماند. ریزش در زمان ظهور یک مسئله جدی است و جز با بصیرت و از خودگذشتگی فوق العاده نمی توان از فتنه های آخرالزمان عبور و برای نائب امام زمان(عج) سربازی کرد. نتیجه این فتنه این است که دوست و دشمن گم می شوند.
حضرت امام(ره) در سخنرانی های خودشان یک کلمه کلیدی به ما داده بودند، این کلید یک کلید راهبردی تا ظهور حضرت است؛ این کلید یک سخن ژورنالیستی و مقطعی نیست، در فتنه ی سخت تر از فتنه دجال هم می بینید که امام رضا(ع) به این کلمه ی کلیدی اشاره می کند. آن کلید همان طور که امام در این جمله می فرمایند "هر زمان دشمن ما را تایید کرد معلوم می شود اوضاع نا به سامان است". هر موقع ما نسبت به دشمن تمایلی نشان دادیم، معلوم می شود وضع فکری سیاسی ما خراب است تایید ما از سوی دشمن است.
اخیرا شبهه کرده اند شاید آمریکا که دشمنی می کند با خط رهبری و دوستی می کند با خط دیگران، این شاید یک فریب باشد و آن دشمن اصیل ما نیست! همان طور که یک صهیونیست گفت: "خدمتی که آقای احمدی نژاد به ما کرد هیچ کس نتوانست در این سالها بکند." این یک بلوف است، یک دروغ محض است؛ شما بدانید واقعا این طور نیست، سخت ایستادن های آقای احمدی نژاد در این بخش موجب عزت اسلام نه فقط در ایران بلکه در کل جهان شده است و ضربه های بسیار محکمی به آنها وارد کرده است و کاخ پوشالی آنها را به هم ریخته است؛ من وقتی در اولین مناظره دیدم که اون بنده خدا دارد عزت ایران اسلامی را زیر سوال می برد یا برخورد های قوی رئیس جمهور در عرصه سیاست خارجی! بنده در جمعی از دانشجوها بودم و بعد از مناظره گفتم به نظر من آقای فلانی موجود خطرناکی است هر کس هر کاری که از دستش بر می آید و می تواند انجام بدهد؛ گفتند: چرا خطرناک؟ گفتم من تمایل به دشمن را در ایشان می بینم، من عداوت نسبت به دوستان در او دیدم، فتنه شدیدتر از دجال در او دیدم.
من به حاشیه ها اصلا کاری ندارم مثلا به این که اساسا رنگ سبز مخصوص ماسون هاست و حزب سبزها در آلمان متهم هستند به فراماسونر بودن و در روایت هم هست که دجال در آخرالزمان رنگ سبز را برای خود بر می گزیند و حتی شایعه ای هم هست که همین آقا در زمانی که در دولت بودند گرایش به ماسون ها دارند، و در بین نخبگان مطرح بود که او فراماسون است. من به این بحث ها کاری ندارم، این ها بحث ها حاشیه ای است ولی غیر از این بحث ها چیزی که خیلی روشن است این است که به حدی که در 14 خرداد هیچ وقت حضرت مقام معظم رهبری صحبت فرعی مطرح نکردند، کلیدی ترین بحث ها را مطرح کردند و 14 خرداد تمام صحبت های مقام معظم رهبری پاسخی بود به آن حرفی که گفته شد که با محکم ایستادن شما عزت ایرانیان لکه دار شد؛ آقا فرمودند من به هیچ وجه این حرف را قبول ندارم من معتقدم که با محکم ایستادن بر سر ارزش ها، عزت ما پایدار شده است.
بوی تمایل به دشمن می آید تازه الان که مساله حل شده، الان که فلانی توی بغل صهیونیست ها می رقصد، آنها امیدشان یک چنین وضعیتی شده و یک جور فتنه شدید تر از دجال بعید هم هست این فتنه به سهولت خاموش بشود.
ریشه این فتنه در مباحث سیاسی حضرت امام(ره) همان سخن است که فرمودند مواظب باشید دشمن ما را تایید نکند. این یک ملاک عمده است. الان هر کس می خواهد بالا و پائین بکند، بکند همین که مورد تائید دشمن باشد یعنی تمام! یعنی فتنه ی شدیدتر از دجال. هر کس در این مسئله تردید داشته باشد فقط خودش را گول زده و بیمار است؛ «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا...» و اصراری برای اصلاحش نداشته باشید.
ریشه قرآنی بحث تمایل به کفار را عرض می کنم که خیلی بحث جالبی دارد. در تقسیر سوره ماعده در المیزان شریف از آیه 51 بحثی شروع می شود؛ دقت بفرمائید.
قرآن می فرماید: «یا ایها الذین امنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم ان الله لا یهدی القوم الظالمین ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را تکیه گاه خود قرار ندهید، آنها تکیه گاه یکدیگرند و کسانی که از شما به آنها تکیه کنند از آنها هستند خداوند جمعیت ستمکار را هدایت نمی کند» چرا شما به سمت یهود و نصارا می روید؛ اگر کسی به آنها علاقه پیدا کند جزو آنهاست؛ و در آیه بعد می فرماید: «فتری الذین فی قلوبهم مرض یسرعون فیهم یقولون نخشی ان تصیبنا دائره فعسی الله ان یاتی بالفتح او امر من عنده فیصبحوا علی ما اسروا فی انفسهم ندمین؛ گروهی منافق را که دلهایشان ناپاک است خواهی دید که در راه دوستی ایشان می شتابند و می گویند: ما از آن می ترسیم که در گردش روزگار مبادا آسیبی از آنها به ما رسد؛ باشد که خدا فتحی پیش آوردو یا امر دیگر از طرف خود تا منافقان از آنچه به نفاق در دل نهان کردند سخت پشیمان شوند» کسی که در دلش یک مرض دارد یک تمایلی به سمت آنها دارد سازشکارانه برخورد می کند؛ کلیدی ترین اختلاف مقام معظم رهبری در این 20 سال اخیر و حتی 3 و 4 سال آخر زندگی امام(ره) با اصلی ترین مسئولین نظام صرفا سر همین مفهوم بود. حتی بنده «جام زهر» را در ارتباط با این موضوع تحلیل می کنم آن برخورد بسیار محکم حضرت امام(ره) با سخنان آقای منتظری را هم در همین راستا تحلیل می کنم و از شما تقاضا می کنم به سخنان امام(ره) 10 روز قبل از پذیرش قطع نامه و بعد از پذیرش قطع نامه توجه کنید ؛ چرا 10 روز قبل از پذیرش قطع نامه امام(ره) این همه از جنگ تقدیر کردند چون کسانی بودند که داشتند جنگ را می بستند.
امام(ره) اطلاعیه دادند که جلوگیری بکنند از بستن جنگ ولی این اطلاعیه امام(ره) کارساز نبود. امام(ره) اطلاعیه که دادند در آن اطلاعیه فرمودند: «امروز باید در جبهه ها تحول ایجاد کنیم؛ امروز کوتاهی کردن در جنگ خیانت به رسول الله است» چطور است یک مرد با آن همه هوش سیاسی که چنین حرفی را می زند و در 10 روز بعد همه چیز را قبول می کند. بعد از اینکه امام(ره) قبول کردند قطع نامه را یک اطلاعیه ای دادند آن جا را هم نگاه کنید. در صحیفه امام(ره) هم هست؛ در این اطلاعیه نیمی از اطلاعیه از دشمنی با استکبار صحبت می شود. چرا امام(ره) از دشمنی پایان ناپذیر و گسترده حتی بعد از پذیرش قطع نامه صحبت می کند؟ چون ایشان می بیند مسئله ای که کشور بواسطه آن در معرض خطر است، کوتاه آمدن در مقابل دشمن است.
3 یا 4 سال مقام معظم رهبری در سالگرد های حضرت امام(ره) مدام تاکیدشان بر این یک ویژگی حضرت امام(ره) و آن شجاعت حضرت امام(ره) بود؛ آقا با چه مسئله ای درگیره چه کسی مورد خطاب ایشان است؟ این مسئله خیلی بالاتر از مسئله لیبرال مسلکی در اقتصاد سرمایه داری، لیبرال مسلکی در مسائل فرهنگی و... است. قرآن می فرماید کسانی که قلوبشان مرضی دارد، یک سرعتی به سمت آنها دارند، خواهش می کنم این کلمه قرآن را تحلیل سیاسی بکنید.
«... یقولون نخشی ان تصیبنا دائره...» وقتی به اینها گفته می شود که چرا سازشکارانه با کفر، با دشمن برخورد می کنی، چه استدلالی می آورند؟
معقول ترین استدلالی که یک انسان انقلابی در خط امام(ره)، یک حزب اللهی می تواند در زبان سازشکاری بیاورد چیست؟
مصلحت!
چرا مصلحت باشد؟ «... یقولون نخشی ان تصیبنا دائره...»
می گویند که: ما می ترسیم که آنها ما را اذیت کنند! چرا باید هزینه های خودمان را الکی بالا ببریم! یک کمی در مقابل آنها سازش کنیم تا آنها ما را اذیت نکنند!
دوستان من در انقلاب 25 سال بود این قصه حاکمیت داشت؛ چهار سال جلوی این قضیه گرفته شد. این 25 سال از اون مصاحبه سخیف آقای منتظری که درباره جنگ شد را در نظر می گیرم تا پذیرش قطع نامه تا آخرین تحمیل ها سر قصه هسته ای.
مهمترین امری که در جریان این نبرد _نبردی که بین شجاعت حضرت امام(ره)، دشمن ستیزی حضرت امام(ره)؛ نبرد بین کسانی که مقابل دشمن یک ذره کوتاه نمی آید با جریان سازشکاری_ باید به آن توجه شود چیست؟ ما باید به تقویت بنیان های ولایت توجه بکنیم. در جریان نبرد ما یک چیز بیشتر نمی خواهیم آن هم قدرت ولایت است. هر کلامی که برود توی شبکه bbc فارسی خیانت به اسلام است؛ الان نبرد اصلی این نقطه است. خط سازشکاری در سوره مائده مشخص شده است: «... نخشی ان تصیبنا دائره...» و در ادامه سرانجام این گروه را می فرماید.
«یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ذلک فضل الله یوتیه من یشاء و الله واسع علیم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید هر کس از شما از آئین خود باز گردد (به خدا زیانی نمی رساند) خداوند در آینده جمعیتی را می آورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز او را دوست دارند، در برابر کافران نیرومندند، آنها در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش کنندگان هراسی ندارند. این فضل خدا وسیع و خداوند داناست مائده آیه 54»
اگر شما مرتد بشوید من کس دیگری را جایگزین شما می آورم، معنای مرتد شدن در این آیه تمایل سازشکارانه به کفار است اینها را خدا اسمشان را مرتد می گذارد. سرنوشت این گروه چیست؟
این سنت خداست که خدا می فرماید: من این گروه سازشکار را بر می دارم و گروه دیگر را جایگزین شما می کنم که ویژگی گروه بعدی این است که: «... اذله علی المومنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم ...» آن گروه از سرزنش سرزنش کنندگان نمی ترسند. اگر همین رئیس جمهور، همین مجلس، همین دولت مرد ها هم روحیه سازشکارانه به خودشان بگیرند خدا عوض می کند، خدا اینها را بر می دارد یک گروه دیگر جای آن ها می آورد.
حال این که می گویند خدا بر می دارد، چگونه بر می دارد؟ خداوند خودش بهانه اش را درست می کند، پسر یکی را خراب می کند، همکار یکی را خراب می کند و بالاخره بالا پایین می کند و برمی دارد.
پس ما اگر با یک نگاه به ظهور حضرت و فتنه های آخر الزمان، به داستان خودمان برگردیم و نگاه کنیم؛ امام رضا(ع) فرمودند فتنه بدتر از دجال چیست؟ آن فتنه ای که در آن موالات با اعداء است و معادات الاولیاء است. همان طور که می بینید بر سر پشتبان ها حرف های رکیکی در کنار الله اکبر گفته می شود که مصداق معادات الاولیاست. این فتنه توانسته یک آثاری از خودش به جا بگذارد. این فتنه می خواهد این خط را جلو ببرد؛ این فتنه بدتر از فتنه دجال است. این فتنه آخرش یک روحیه ی سازشکارانه است و اگر مبانی نظری سیاسیون در قرآن نگاه کنیم می بینیم این یک مساله مقطعی نیست این یک منش و تفکری است که همیشه وجود داشته.
ای کاش آن محاصره برای حضرت امام(ره) صورت نمی گرفت!
کلام کلیدی حضرت امام(ره) هم فراموش نشود که فرمودند: هر موقع دشمن ما را تائید کرد، آن روز روز بدبختی ماست.
در روایت داریم: خدا بزرگترین نصرتی که برای مومنان و بندگان خودش فرستاده «وجود دشمن» است. مساله دشمن را به شدت جدی بگیرید.
تحلیل دوم: جریان تحمیل گری
بر می گردیم به گذشته تاریخ و از شهر کوفه شروع می کنیم و به دوران انقلاب خودمان می رسیم. در شهر کوفه که شهر نخبگان جامعه بود، مهمترین مساله ای که امیرالمونین علی(ع) را اذیت کرد و همین مساله و دقیقا همین مساله منجر به شهادت حضرت اباعبد الله الحسین(ع) به دست پارکابی ها و سربازان علی(ع) شد جریان تحمیل گری بود.
امیرالمومنین(ع) از جریان تحمیل گری چنین سخن می فرمایند: «لقد کنت امسا امیرا فاصبحت مامورا لقد کنت امسا ناهیا فاصبحت منهیا» من امیر بودم اما الان مامور شدم، از بس که شما حرف های خودتان را تحمیل می کنید، شما نهی می کنید، شما دارید تحمیل می کنید. جریان تجمیل هایی که رسول گرامی اسلام(ص) و علی(ع) پذیرفت، جریان تحمیلگری که توسط نخبگان بر ایشان انجام می گرفت، جریان تحمیلی که بر امام حسن مجتبی(ع) شد، به جایی رسید که تا امام حسین(ع) تصمیم گرفت دیگر تحمیل نپذیرد و سیدالشهدا را قطعه قطعه کردند.
نبرد سید الشهدا(ع) به این دلیل بود که ایشان تحمیل را از جانب دوستان! را نپذیرفت و قطعه قطعه شد.
دوستان یا دشمنان؟
دوستان! چون تحمیل از جانب دوستان را نپذیرفت کار بدان جا کشید.
شمر و عمرسعد جزء خوارج نبودند اینها دوستان امام حسین(ع) محسوب می شدند. شمر جزء مجروحین پای رکاب امیرالمومنین(ع) بوده است.
عمرسعد در جوانی خطاب به امام حسین(ع) می گفت: "این مردم دیوانه اند! به من می گویند بر اساس برخی اخبار و روایات، تو قاتل حسین خواهی شد" امام حسین(ع) به عمرسعد می فرمود: "من کاری ندارم مردم چه می گویند ولی عمرسعد من هر موقع که از دنیا بروم، تو بعد از من زیاد زندگی نمی کنی" و حضرت این سخنان را در روز عاشورا به وی یاداور شد.
تمام عظمت قطعه قطعه شدن حضرت امام حسین(ع) برای لو دادن دوستانیست که ظرفیت قتل دارند. آقا جان این یارو ظرفیت داره حسین تیکه تیکه بکند! چرا ما شعورمان نمی رسد؟
چرا باید شهید دیالمه 27 سال پیش این ظرفیت ها را در بعضی ها تشخیص بدهد اما ما این ظرفیت ها را در جلوی چشممان ببینیم و تشخیص ندهیم؟! کربلای امام حسین(ع) که نمی خواهد یزید را به ما معرفی کند. خواسته دوستان امیرالمومنین(ع) را به ما معرفی کند! و بگوید ببینید اینها چه ظرفیت هایی دارند. اما مگر اینها چه ویژگی ای داشتند؟ مهمترین ویژگی اینها تحمیلگری بود.
عمرسعد تا چند روز قبل از عاشورا می گفت، من می ترسم آخر شمر مرا وادار به کشتن حسین کند! عمرسعد می خواست بیعت با یزید را هم به حسین(ع) تحمیل کند.
خب در انقلاب ما در چه تاریخی آقا فرمان دادند به دوستان خودش که جوان ها را جمع کنید می خواهم با آنها صحبت کنم؟ که در آنجا یک جوان به علت ازدحام جمعیت شهید شد (که خواب هم دیده بود که شهید می شود، غسل شهادت هم کرده بود) که از آن جا بود آقا چفیه انداختند گردنشان و دیگر برنداشتند و گفتند پس از این اگر کسی بخواهد صلح امام حسن(ع) را تحمیل کند، دیگر تحمیل را نمی پذیریم، و ما برخورد حسینی خواهیم کرد. از آن جا آقا به مرور مقابل تحمیلگری ها ایستادند، تحمیلگری هایی که امام(ره) هم بعضا مجبور به پذیرش بود.
تحمیل گر ها هم مشخص هستند چه کسانی اند؛ داریم، فلان شخص در خاطراتش می نویسد به امام(ره) گفتیم این؛ امام مخالفت کردند، اصرار کردیم، وادار شدند پذیرفتند.
جریان تحمیل گری از ابتدای انقلاب بوده؛ سخنان امام(ره) در رابطه با این که چه چیزهایی به ایشان تحمیل شده در نامه 6/1 را به خاطر بیاورید. "والله من از اول به بنی صدر راضی نبودم، والله از اول با آقای منتظری راضی نبودم". شما در خاطرات آقای ری شهری می خوانید قبل از اینکه آقای منتظری مطرح بشود به معضی از دوستان خودش فرمود قصه آقای منتظری را مطرح نکنید ولی آنها ایستادند جلوی امام(ره) و گفتند ما مطرح می کنیم و مطرح کردند.
جریان تحمیلگری نسبت به ولایت چرا صورت می گیرد؟
و حالا دو حالت بیشتر ندارد یا این قدر تحمیلگری می شود که روزگار همانند زمان سیدالشهدا(ع) می شود یا ایستادگی می کنید و فرج آقا امام زمان(عج) فرا می رسد، لذا زمانی که مقام معظم رهبری تحمیل گری را نمی پذیرد و بنا شده سفت و محکم بایستد. حتی برای کسانی که در خط آقا هم حرکت می کنند و یک اشتباهی می کنند آقا محکم می ایستد.
بعضی ها همش می خواهند مدام آقا را قانع کنند که ایشان کوتاه بیاید!
امیرالمومنین(ع) به ابن عباس می فرمایند: تو می توانی به من مشورت بدهی و من آنوقت نگاه می کنم ببینم مشورت تو چگونه بوده و اگر من تو را اطاعت نکردم تو باید مرا اطاعت بکنی.
ابن عباس! تو باید بگویی چشم!
اوج جریان تحمیلگری در این 4 سال بود و آنها تمام تلاش خود را کردند، دشمنان تقلا کردند، و در این جریان تحمیلگری مشارکت کردند و الحمدلله مقام معظم رهبری ایستادگی کردند. ایستادگی در مقابل این تحمیل، یکی از دلایل ظهور نزدیک آقا امام زمان(عج) است که این اعتقاد شخصی بنده است.
این جریان تحمیلگری را هر چه ما محکم تر، بی هزینه تر در مقابلش بایستیم، جامعه ما کمتر آسیب خواهد دید و هرچه پرهزینه تر بخواهیم در مقابل جریان تحمیلگر بایستیم، ضربه های بیشتری خواهیم خورد.
چاره ای نیست؛ ما برای اینکه جلوی جریان تحمیل گری را بگیریم، باید شخصیت ها را افشا کنیم. باید تحمیلگری ها را افشا کنیم. باید خط تحمیلگری را برملا کنیم و این خط را کاملا توضیح بدهیم.
تحلیل سوم: رفتن به سمت حقیقت، نه مصلحت
هر جامعه ی اسلامی که تشکیل می شود، مجبور است بعضی مصلحت ها را تحمل کند. ولی جامعه ی اسلامی بعد از گذشت زمان، از مصلحت ها فاصله می گیرد و به حقیقت ها رو می آورد. جامعه ای که پیامبر گرامی اسلام(ص) در آن هست و آن جامعه را تاسیس کرده؛ چقدر مصلحت ها را پیامبر گرامی(ص) اسلام پذیرفتند؟ از ازدواج های ایشان تا نزدیک کردن خیلی ها به خودشان، تا تحمل کردن آن تروریست هایی که می خواستند پیامبر را ترور کنند، تا آنجایی که می خواهد وصیت نامه بنویسد و ننوشتن را تحمیل می کند و ایشان این مصلحت را می پذیرد.
این مصلحت پذیری ها در دوران امیرالمومنین(ع) و 25 سال خانه نشینی ایشان و دوران 5 ساله حکومت ایشان ادامه دارد که حضرت می فرماید: اگر من می خواستم تمام احکام اسلامی را به حقیقت عمل کنم و اجرا کنم، همین چهار نفری که در کنار من بودند هم از بین می رفتند، لاجرم مصلحت ها را می پذیرد.
جامعه تا صلح امام حسن(ع)، تا قیام امام حسین(ع) پیش می رود.
قیام امام حسین(ع) نقطه ایست که جریان مصلحت به حقیقت، به نقطه ی نهایی خود می رسد و امام حسین در شرایطی قرار می گیرد که به حقیقت عمل می کند.
اما دوباره در یک دوران تاریخی به این نقطه می رسیم.
روی داستان خوارج یک کمی فکر کنید که این می تواند جز تحلیل چهارم قرار بگیرد.
در روضه ها همیشه از نمکدان شکنی کوفیان می گویند که چه کردند و چه ها کردند با اباعبدالله الحسین(ع) چه کردند، با امیرالمومنین(ع) چه کردند. خب درست است دیگر کارهای امیرالمونین(ع) اثری نداشت، مردم به طعنه امیرالمومنین(ع) می گفتند: مردان ما را کشته ای و حالا می آیی به یتیمان ما غذا می دهی؟
ببینید فضا تا چه حد می تواند تاریک بشود. ببینید اگر شما با زبان روشنگری نکنید، باید1400 سال بگذرد تا بشود این حرف ها را زد. همین امروز هم نمی توان به سادگی رفت وسط شهر و قصه و ماجرای خوارج را شفاف گفت. قبول دارید اگر بخواهیم داستان خوارج را رک و پوست کنده بگوئیم، یک عده ای با امیرالمومنین(ع) بد می شوند؟ ما که قتل عامی نکرده ایم. قبول دارید در آن صورت امیرالمومنین(ع) را به ضایع کردن حقوق یشر محکوم می کنند؟ این علی که اسوه ی ازلی و ابدی تاریخ است، ببینید چقدر در فشار و منگنه است؟
از شما می پرسم... خون کوفیان که از ما رنگین تر نیست؟ ما چرا نباید این امتحان ها را پس ندهیم؟ چرا نباید بین ما خوارج تولید شود؟ تا ملتی نشان ندهد که مثل مردم کوفه نیست! امام زمان(عج) خواهد آمد؟
من فقط یک پیشنهاد دارم برای اینکه این آزمایش سهمگین از ما گرفته نشود.
روشنگری کنید تا کار به خوارج نکشد. در زمان امیرالمومنین(ع) که صحنه اینقدر تیره و تار شد، چه رسد به زمان نائب امام زمان(ع) یعنی مقام معظم رهبری، همان شیطان الان هم هست، همان تجربه را هم دارد! همان مومنین ضعیف هم الان هستند! شما دلیلی دارید آن کسانی که در مردم کوفه بودند و نمک امیرالمونین(ع) را خوردند، سر سفره ایشان نشستند، و آخر نمکدان شکستند؛ آیا دلیلی دارید که الان چنین اشخاصی نباشند؟! چه دلیلی هست؟! چرا آن نفاق و آن ضعف ایمان در جامعه ما نباشد؟! پس روشنگری کنید.
امتحان خوارج یکی از امتحان های سهمگینی بود که امیرالمونین(ع) مجبور شد به حقیقت بیشتر عمل بکند. جنگ شد. امان از آن وقتی که نوبت به انجام حقیقت باشد و تحمل کردن مصلحت دیگر مصلحت نباشد! آن وقت چه فتنه ها و آشوب های سهمگینی ایجاد می شود. کدام یک از پیامبران و اولیای الهی را بالای منابر لعن کردند، غیر از علی بن ابی طالب(ع). چرا؟ چرا لعن کردند؟ آن وقت مقام معظم رهبری در مقابل امیرالمومنین(ع) چه چیزی دارد که امیرالمومنین(ع) بخواهد اینقدر متهم و مظلوم بشود و ایشان نشود؟ خب طبیعی است که آقا هم مظلوم خواهد شد.
شما و روشنگری نباشد ایشان مظلوم تر هم خواهد شد. آن امیرالمومنین(ع) که پیامبر(ص) دستشان را به عنوان ولی بالا برد، «من کنت مولا فهذا علی مولا» را داشت، این طور مظلوم می شود. مقام معظم رهبری که یک نامه از آقا امام زمان(عج) ندارد که بگوید من نائب ایشانم. خب اگر من و تو بیدار نباشیم ایشان هم مظلوم می شود! چرا بعضی وقت ها باید به مماشات رفتار کرد؟
جان دادن در راه خدا خیلی آسان تر از آبرو دادن در راه خداست. والان نوبت آن است که خواص و نخبگان مملکتی آبرو در راه خدا بدهند؛ اما بهترین ها خساست می کنند. مثل کسی که در خط مقدم جبهه، فرار کند.
چرا شما این نخبگانی را که می شناسید محاصره و دوره شان نمی کنید؟! چرا به ایشان نمی گوئید که خجالت بکشند از سکوتشان؟
ای کسانی که نان ولایت فقیه را می خورید! ای کسانی که نان حزب اللهی بودن و اصولگرا بودن را می خورید! این طور آدم اصولگرا می شود؟ تو زنده ای؟ تو نفس می کشی؟ تو زبان در کامت هست؟ و عوامل فتنه محاکمه نمی شوند فقط بخاطر اینکه آقایان ترسو هستند. جگر ندارید؟ چرا آنها را به دادگاه نمی کشید؟ مگر کم فتنه کرده اند؟ مگر حکم امام نیست؟ مگر حکمشان اعدام نیست؟ چرا مصلحت اندیشی می کنید؟ نتیجه مصلحت اندیشی تو چیزی جز گمراهی مردم نخواهد بود. اصولگراهایی که با رای مردم بالا آمدند، خوابند؟ کجا رفتند؟ پیک نیک رفتند؟ جایشان گرم و نرم شده؟ چرا از آبروی خود نمی گذرند؟ آن قوم آخرالزمانی که در سوره مائده توصیف شده و برای شما خواندم.
فرموده که : « لا یخافون لومه لائم» از سرزنش نمی ترسند، از آبرو دادن نمی ترسند.
امام زمان(عج) نمی آید چون 313 نفر که از آبرو دادن نترسند، نداریم. با کی بیاد؟!
از نمایندگان اصولگرای خود بخواهید جواب بدهند؛ که چرا روشنگری نکردند؟ چرا شکایت نکردند؟ چرا به دادستانی، به قوه قضائیه فشار نیاوردید که بعضی ها را به دادگاه بکشد؟ چرا شوخی می کنید، چرا بازی می کنید با خون مملکت؟ با خون شهدا؟ کی باید این حرفها را بزند؟
به من می گویند حاج آفا شما وجهه خودتون را خراب نکنید! سیاسی حرف نزنید! خاک بر سر اون وجهه ای که بخواهد ما را از انجام وظیفه دور کند. من با سکوت در برابر این دجال های کثیف که استعداد قتل اباعبدالله الحسین از شراره های چشم های کثیفشان می بارد، خیانت به فرج امام زمان بکنم؟ من دوست و دشمن را قاطی نمی کنم ولی دوستان حسین را کشتند. داریم همه مسائل را ماستمالیزیشن می کنیم!
ما باید جریان رسیدن از مصلحت به حقیقت را دنبال بکنیم و به جایی می رسد که فرج آقا امام زمان(عج) رخ دهد.
علامت اینکه کمتر به مصلحت عمل شود در خطبه های نماز جمعه آقا چه بود؟ فرمودند این مناظره ها خوب بود، فقط احساساتی نشوند. یعنی چی؟ یعنی همان حقایق را بگویند اما بدون احساساتی شدن. و بعد فرمودند بایستی ادامه پیدا کند. اما می دانید که ما الان جرات نداریم ادامه بدهیم؟ می دانید اگر بنا بود همان مناظره ها ادامه پیدا می کرد، الان باید چه حرف هایی در تلویزیون مطرح می شد؟ حداقل باید این بحث مطرح بشود که چرا آنهایی که می خواستند شکایت کنند چرا شکایت نکردند؟ ولی خواص جامعه جا زدند؟ آن قدر حقیقت گرا نیستند؟
در به سمت حقیقت رفتن چه اتفاقی می افتد؟ ریزش ها و رویش هایی رخ می دهد؛ اگر من و تو ساکت نمانیم، این رویش ها بر ریزش ها غلبه خواهد کرد.

وقتي راه را از چاه نشناسيد بازي مي‌خوريد

وقتي راه را از چاه نشناسيد بازي مي‌خوريد

به نظرم آمد قبل از امام‌زادگان عشق از امام عشق اميرالمومنين سخن بگوييم. براي حفظ عشق بايد حتما به معرفت شناسي عشق توجه كرد، به ريشه‌هاي معرفتي عشق كه اگر آگاهي نباشد عشق هم نخواهد بود و بنابراين اگر بخواهيم پرچم عشق را سر دست نگه داريم بايد آگاهي را نيز سر دست نگه داريم كه يك راه مهم آن مطالعات اسلامي حساب شده و متراكم است. بدون كتاب خواندن و بدون زحمت كشيدن هيچ كس حافظ هيچ فرهنگي نمي‌تواند باشد و با صرف احساسات، هم خطر افراط و تفريط است و هم انديشه‌هاي صحيح نهادينه و ريشه دار نمي‌‌شود.

با وزش يك طوفان، يك بحران و آمدن يك فتنه فرهنگي، يك شبه همه چيز زير و رو مي‌شود؛ شما خالصيد، صادقيد اما وقتي راه را از چاه نشناسيد بازي مي‌خوريد.
در اينجا بنده به يك نمونه از بازي خوردگان در تاريخ اشاره مي‌كنم كه شما اگر ايمان و عشق بازي و عشق ورزي و شهادت طلبي را كه بالاترين درجه خلوص يك انسان است داشته باشيد ولي اگر از پشتوانه معرفتي درستي برخوردار نباشيد هر آينه ممكن است بلغزيد يا اگر هم نلغزيد چون ثبات نداريد بعد از مدتي دچار ترديد يا پشيماني خواهيد شد.
به نظرم آمد اگر به دوره چند ساله ولايت و حاكميت اميرالمومنين نظري بيندازيم متوجه خواهيم شد كه از جهاتي به شرايط ما كمك خواهد كرد؛ دوراني كه حكومت به اميرالمومنين رسيد، به لحاظ زماني شبيه دوران ما است. سال 35 هجري يعني 25 سال از رحلت پيامبر(ص) گذشته است.

* تاريخ را مي‌خوانيم تا تكليفمان معلوم شود و عبرت بگيريم

قبل از اين بعنوان مقدمه عرض كنم كه تاريخ را به 2 شيوه مي‌توان مطالعه كرد؛ هم قصه وار و به قصد آفرين يا نفرين گفتن به افرادي كه اين شيوه خوبي است ولي اصلاً كافي نيست. روش دومي هم براي بازخواني تاريخ و سيره پيامبر(ص) وجود دارد كه ما را به اين نحوه باز خواني تاريخ توصيه كرده‌اند كه فقط قصه خواني نيست و به قصد اعتبار و عبرت گرفتن است.
عبرت‌گيري يعني جوهر تاريخ را بشناسيد و موارد مشابه را در دوران خود پيدا كنيد و از سوراخي كه افرادي در اين دوره گزيده مي‌شوند شما ديگر گزيده نشويد؛ عبرت گرفتن از تاريخ يعني مواجهه صحيح تجربه اندوزانه با تاريخ؛ برخي ممكن است بگويند كه اين يك نوع شبيه سازي است اما شبيه سازي غير از عبرت است و در واقع شبيه‌سازي تحريف تاريخ است.
شبيه سازي يعني اينكه شما فقط ظواهر و شباهت‌هاي سوري اين دوره و آن دوره را پيدا كنيد؛ مانند شباهت اسمي يا شباهت راجع يك زمان يا مكان خاصي كه يك شباهت ظاهري است كه بعد از آن مي‌خواهند نتيجه‌اي از آن بگيرند و راجع به امروز يا آن روز داوري كنند. اين را مي‌گويند شبيه سازي كه كار درستي نيست و البته خيلي‌ها هم اين كار را كرده‌اند اما عبرت گرفتن نوعي شبيه ‌يابي است نه شبيه سازي؛ يعني شما تاريخ را فقط به قصد آفرين يا نفرين گفتن مطالعه نمي‌كنيد بلكه مي‌خوانيد تا تكليف خودتان معلوم شود. اينكه امروز من چه بايد كنم. آن وقت بايد خط و ربط‌هاي آن زمان و امروز را بشناسيد و به اين شكل است كه مي‌توانيد در فتنه و شبهه درست موضع بگيريد و بازي نخوريد.

* خوارج صادق بودند ولي بازي خوردند

ممكن است كسي صادق باشد ولي بازي بخورد، ممكن است كسي پرشور و عاشق باشد ولي بازي بخورد، چنانكه بخشي از خوارج اين گونه بودند. مي‌دانيد كه خوارج انسان‌هاي منافق و كافر و فاسق نبودند بلكه آدم‌هاي بسيار پاك باز و مومني بودند و در اهداف خود خالص بودند، اهل نماز شب و تهجد بودند. اصلاً مي‌دانيد كه خوارج وقتي براي ترور حضرت امير(ع) و دو نفر ديگر در مسجدالحرام پيمان بستند و گفتند كه تمام مشكلات جهان اسلام زير سر اين سه نفر است: علي(ع)، معاويه و عمر و عاص؛ ما بايد اين سه نفر را در يك شب ترور كنيم و اگر خودمان هم كشته شديم شهيد در راه خدا هستيم و اگر اين سه نفر را ترور كنيم جهان اسلام از اين جنگ هاي داخلي و اختلافات رها مي‌شود.
البته از سه ترور فقط يك ترور موفق بود و آن ترور علي (ع) بود.
آگاهي از تاريخ و معرفت اسلامي، آشنايي با قرآن، سنت و عقل لازم است. بعد از رحلت پيامبر(ص) مسائلي راه افتاد كه بهترين تعبير از آن تعبير به فتنه و شبهه است.

* هيچ يك از درگيري‌هاي زمان علي(ع) دعواي اسلام و كفر نبود

دهه سوم بعد از رحلت پيامبر(ص) بعنوان رهبر اصلي نهضت و بنيانگذار اسلام، درگيري‌هايي كه در زمان علي(ع) پيش مي‌آيد هيچ كدام دعواي بين اسلام و كفر نيست. تقريبا لشكر كشي‌ها و نبردهاي جهاد، اسلام و كفر بود كه در زمان سه خلفاي قبل در جهان اسلام مدام گسترش مي‌يافت البته در اين زمان، ايران و بخش‌ مهمي از رم فتح شده بود. در زمان علي(ع) فتوحات خارجي و جنگ اسلام و كفر تقريباً وجود ندارد و خيلي كم رنگ شده است؛ در زمان علي(ع) 3 درگيري وجود دارد آن هم بين مسلمانان؛ در هر 3 درگيري (جمل، صفين و نهروان) هر دو طرف جنگ مسلمان هستند. يعني خويشان،‌ اصحاب و بستگان پيامبرند و افرادي هستند كه سابقه سربازي براي اسلام داشتند، سابقه داران جهاد و مبارزه انقلابي بودند، افرادي كه براي اسلام شمشير زده بودند و بارها تا مرز شهادت پيش رفته بودند. لذا درگيري‌ها سياسي بود كه بعد نظامي شد و به اين شكل 3 جنگ در يك دوره حدود 5 ساله بر علي(ع) تحميل شد.

* جنگهاي زمان حضرت علي(ع) همگي مصداق فتنه بود

هر 3 دعواهاي جناحي بود و اصلاً دعواي حق و باطل نبود لذا از آن تعبير به فتنه مي‌شود؛ فتنه يعني مسئله‌اي كه نه فقط عوام بلكه گاهي خواص نيز در آن اشتباه مي‌افتند.
اميرالمؤمنين(ع) در نهج البلاغه چند بار خطاب به مسلمانان فرمود كه حق را با آدم‌ها نسنجيد، ملاكتان انسان‌ها نباشد چرا كه انسان‌ها تغيير مي‌كنند. همه در معرض فساديم، هيچ كس خائن و فاسد به دنيا نيامده است، همه ما كم‌ كم فاسد يا خائن مي‌شويم. فردي كه علي(ع) را ترور كرد كافر نبود جزء سربازان علي بود، مجاهدي رزمنده بود كه سابقه فعاليت در جبهه داشت. شمر كه سر حسين(ع) را بريد مجاهد بود، رزمنده‌اي بود كه 35 سال قبل جزو افسران حضرت امير(ع) بود اما دو دهه بعد در كربلا سر امام حسين (ع) را مي‌برد و شد جزو افسران يزيد. همه ما در خطريم، هيچ كس نبايد به سابقه خود تكيه و اعتماد كند؛ بايد بدانيم كه تا مرجع تقليد شويم در خطريم، ما مرجع تقليدي داشتيم كه مي‌خواست عليه امام خميني (ره) كودتا كند، مرجع تقليدي كه هم مقلد داشت و هم رساله.

* فتنه بروز عملي شبهه است

حضرت امير (ع) مي‌فرمايد: شيطان با هيچ كس شوخي ندارد و سراغ همه مي‌رود و از هيچ كس نمي‌گذرد، سراغ قوي‌ترين رزمندگان، مجاهدان و شهادت‌طلبان تاريخ رفته و آنها را فاسد كرده است. سر كينه، رقابت، جاه طلبي، رياست طلبي و قدرت طلبي، ثروت طلبي و شهوت طلبي و به همين خاطر همه ما تا لحظه آخر در خطريم و بايد دانست كه فتنه بروز عملي شبهه است.
در آيات 2 و 3 سوره عنكبوت آمده است كه آيا مردم فكر كردند كه رها مي‌شوند و هيچ آزموني در كار نيست، بايد گفت كه يكي يكي شما را به صلابه آزمايش مي‌كشيم و نمي‌گذاريم كسي بگويد كه ما مؤمنيم.
خداوند صريح مي‌فرمايد: آيا مردم گمان كرده‌اند كه همينطور رها مي‌شوند و همين كه بگويند ما ايمان آورديم مورد آزمايش قرار نمي‌گيرند؟ بايد امتحان پس دهيد و بايد معلوم شود كه به چه دل بستيد؟ آيا منافع، جاه طلبي، قدرت و ثروت را زير پا مي‌گذاريد يا خير؟ بايد مشخص شود كه خداي تو كيست، خداي تو چيست، بايد معلوم شود كه حقيقتاً خدا پرست هستي يا نه. نام هر كسي را كه در تاريخ مي‌خوانيد در آزمون قرار داده‌ايم، بر سر انتخاب قرار داديم كه بين دين و دنيا انتخاب كند، خداوند مي‌فرمايد نمي‌گذاريم هيچ كدامتان از دنيا برويد مگر اينكه بين دين و دنيا انتخاب كنيد.
بايد معلوم شود كه چه كساني صادق و چه كساني كاذب هستند. به ظاهر شما ما بازي نمي‌خوريم بلكه همه شما بايد آزمون پس دهيد تا معلوم شود چه كساني صادق‌اند و چه كساني كاذب.

* بعد از پيامبر، جنگ بين اسلام درست و اسلام قلابي بود

اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايد زماني كه اين آيات بر پيامبر(ص) نازل شد من خدمت ايشان بودم و از ايشان پرسيدم و ايشان آيه را خواند و فهميديم عمده فتنه‌هايي كه در اين آيات نام برده شده، فتنه‌هايي است كه بعد از پيامبر(ص) اتفاق خواهد افتاد كه حق و باطل مخلوط شده است چرا كه زمان پيامبر(ص) جنگ اسلام صريح و كفر صريح بود اما بعد از پيامبر، جنگ بين اسلام درست و اسلام قلابي بود ولي هر دو اسلام بودند و هر دو طرف مي‌گفتند ما حامي پيامبريم، اصحاب پيامبريم، مجاهد راه قرآنيم. بنابراين دعوا خيلي پيچيده‌ شد و تشخيص حق از باطل سخت شد. البته براي برخي افراد سخت شد و الا اگر كسي دقت مي‌كرد و مباني را مي‌شناخت باز هم آسان بود.
حضرت امير(ع) مي‌فرمايد از پيامبر (ص) پرسيدم اين چه فتنه‌اي است، رسول خدا فرمود: علي پس از من اين امت به فتنه خواهند افتاد و دچار انواع امواج آزمون خواهند شد.
پيامبر(ص) به علي(ع) بشارت داد كه تو شهيد خواهي شد اما نه در اين جنگ بلكه در زماني كه مردم دچار فتنه شده‌اند و با ايمان خود بر خداوند منت مي‌گذارند و بر اساس شبهات عمل مي‌كند و موضع مي‌گيرند و وارد عمل مي‌شوند.
اميرالمؤمنين(ع) در ادامه مي‌فرمايد: از پيامبر(ص) پرسيدم يعني از دين برگشتگي؟ يعني همه كافر مي‌شوند؟ پيامبر(ص) فرمود: نه؛ بلكه فريفتگي؛ اين افراد بازي مي‌خوردند البته خود آنها نيز دلشان مي‌خواهد كه بازي بخورند.

* مخلوط شدن دوست و دشمن از عوارض چهارگانه فتنه است

طي اين 30 سال انقلاب در موارد متعددي براي كشورمان فتنه‌هايي پيش آمد كه خود مردم و نيروهاي انقلاب گاهي با يكديگر درگير شدند و نفهميدند كه حق و باطل چيست.
حضر اميرالمؤمنين(ع) در حكمت 3 مي‌فرمايد: نگوييد خدايا پناه بر تو از فتنه چون همه شما بي‌استثنا دچار فتنه خواهيد شد چراكه بايد امتحان پس دهيد و بايد مشخص شود كه شما صادقيد يا كاذب.
حضرت اميرالمؤمنين(ع) در خطبه دوم نهج البلاغه در خصوص فتنه بحث مي‌كنند و مي‌فرمايند: فتنه چون شتري مست مردم را پي در پي پايمان مي‌كرد و ناخن در ايمان آنها مي‌زد. فتنه مسئله‌اي است كه به ايمان افراد ناخنك مي‌زند و بعد اميرالمؤمنين(ع) فرمود: فتنه كه مي‌آيد چند چيز نيز به دنبال آن مي‌آيد:
اول: ترديد يعني اينكه همه به شك مي‌افتند.
دوم: اختلاف
سوم: بي‌ثباتي و تزلزل در ايمان
چهارم: گم كردن دوست و دشمن و مخلوط شدن دوست و دشمن؛
حضرت امير(ع) فرمودند كه اينها از عوامل فتنه است.

* شروع فتنه از هواي نفس و بدعت نظري در مفاهيم است

امام علي(ع) در خطبه 50 نهج‌البلاغه در خصوص اينكه فتنه چگونه شروع مي‌شود صحبت مي‌كنند و مي‌فرمايند كه شروع فتنه از دو جاست:
يك بعد نفساني دارد يعني خودخواهي؛ افرادي پيدا مي‌شوند كه خود محورند، ديكتاتورند، منفعت طلبند و فقط دنبال قدرت و پيروزي خودشان هستند.
دوم اينكه شروع فتنه از بدعت نظري در مفاهيم است؛ يعني تغيير دادن اصول يا تحريف آن.
حضرت اميرالمؤمنين(ع) در خطبه 50 اين دو عامل را نقطه شروع فتنه مي‌داند.
سپس گروهي از گروه ديگري كمك مي‌خواهند؛ يعني يك عده انحرافات فكري را تئوريزه مي‌كنند و عده‌اي هم براي نفسانيت آنها ‌هيزم مي‌ريزند و آنها هم با نفسانيت خود روي مفاهيم تئوريك آنها نفت مي‌ريزند.
* خداوند در زمان فتنه اهل حق را رها نمي‌كند

امام علي(ع) در خطبه 50 نهج‌البلاغه در خصوص اينكه فتنه چگونه شروع مي‌شود صحبت مي‌كند و مي‌فرمايد كه شروع فتنه از دو جاست:
يك بعد نفساني دارد يعني خودخواهي و دوم اينكه شروع فتنه از بدعت نظري در مفاهيم است.
يك عده در اصول و مفاهيم بدعت مي‌گذارند، آن را تحريف مي‌كنند و عده‌اي هم براي قدرت‌ طلبي و دنياخواهي پيش مي‌آيند؛ امام علي(ع) فرمود فردي او را ياري مي‌كند،‌ فردي در مفاهيم بدعت مي‌‌گذارد. ايشان مي فرمايد كه اگر باطل با حق در نياميزد و مخلوط نشود حق‌طلبان به راحتي آن را تشخيص مي‌دهند و كار باطل پيش نمي‌رود ولي در فتنه،‌ فتنه‌گران اندكي از حق و باطل را مي‌گيرند و آن را مخلوط مي‌كنند؛ يعني زماني كه سخنراني يا منبر آنها را گوش مي‌كنيد و يا مقاله و كتاب آنها را مي‌خوانيد متوجه مي‌شويد كه مباحث درستي در آن وجود دارد ولي در واقع مقداري از حق و مقداري از باطل با هم مخلوط و ارائه شده‌ است؛ يعني اين مطالب باطل صريح نيست.
حضرت امير(ع) مي‌فرمايند: اينجاست كه بازار شيطان گرم مي‌شود و در جامعه يارگيري مي‌كند. با اين حال اينجا هم اگر كسي اهل حق باشد و تقوا حق داشته باشد، حضرت امير مي‌فرمايند كه خداوند رهايش نمي‌كند.

* در زمان فراگيري شبهه اگر حق و باطل را تشخيص نمي‌دهيد بر جاي خويش بمانيد تا حجت پيدا كنيد

امام علي (ع) در خطبه 151 نهج‌البلاغه مي‌فرمايند: مردم شما هدف‌گيري شديد و مورد آماج بلا و امتحان هستيد، بيدار شويد و از مستي وفور نعمت و از سختي عقوبت بترسيد؛ آنگاه كه غبار شبهه برانگيزد برجاي خويش بمانيد، حرفي نزنيد و اقدامي نكنيد و اگر نمي‌توانيد حق و باطل را تشخيص دهيد بر اساس تعصب و احساسات موضع نگيريد. فرمودند وقتي نمي‌دانيد حق و باطل چيست اگر تقواي حق‌طلبي داريد، آرام باشيد. زماني كه متوجه نمي‌شويد و حجت عقلي و شرعي نداريد و بخواهيد بر اساس احتمال، حدس، گمان، تبليغات و تلقينات موضع بگيريد بيدار باشيد و آنگاه كه غبار شبهه برمي‌خيزد، بر جاي خويش بمانيد تا حجت پيدا كنيد. فرمودند وقتي فتنه‌ها‌ پيدا شود و راه كج پيش پاي هر يك از شما بگذارد و آسيابش بچرخد، فتنه آغازش چون ابتداي جواني، دلربا، فريبنده و جذاب است اما وقتي پايان يابد آثارش شوم و زشت است؛ چون نشانه‌هاي ضربت سنگ.
حضرت امير(ع) ‌فرمودند: فتنه وقتي مي‌آيد در ابتداي آن نمي‌فهميد كه فتنه است چرا كه همه‌ چيز مرتب، قشنگ، درست و تئوريزه شده است. فرمودند كه اينجا جاي صبر و دقت است. آغاز فتنه از افرادي است كه بر سر قدرت، ثروت و رياست مسابقه مي‌گذارند و چون سگان اين مردار را از دندان يكديگر مي‌ربايند و يكديگر را مي‌جوند و پس از مدتي پيروان از رهبران اعلام بيزاري و برائت مي‌كنند و رهبرانشان از پيروانشان گلايه مي‌كنند. هر يك تقصير را برعهده ديگري مي‌گذارد و چون دشمنان از يكديگر جدا مي‌‌شوند، هيچ يك مسئوليت آنچه كردند و مسئوليت فتنه را برعهده نمي‌گيرند و يكديگر را با لعنت ديدار مي‌كنند.

* حضرت امير به مردم سفارش مي‌كند مبادا امام حاكم خود را در اين فتنه‌ها تنها بگذاريد

حضرت امير(ع) مي‌فرمايند: وقتي شبهه برمي‌خيزد بر جاي خويش بمانيد، آنگاه كه شبهه گرد و غبار مي‌كند، فتنه از رهگذرهاي پنهان و غير آشكار در مي‌آيد، پس آنگاه به رسوايي و زشتي مي‌گرايد.
امام علي(ع) در خطبه 93 نهج‌البلاغه مي‌فرمايد: فتنه زماني كه مي‌آيد از روبرو شناخته نمي‌شود، وقتي كه تمام مي‌شود از پشت سر شناخته مي‌شود يا در جاي ديگري مي‌فرمايد اي مردم امام حاكم خود را در اين فتنه‌هاي تنها مگذاريد تا بعدها خود را سرزنش كنيد. خود را در آتش فتنه‌اي كه پيشاپيش آن رفته‌ايد بي‌انديشه در مي‌آوريد همانا من براي شما چراغم در تاريكي، هر كس در تاريكي است و حق را از باطل نمي‌شناسد به اين چراغ بنگرد،‌ به من بنگرد و راه را بيابد.

* دشمنان علي(ع) در جمل از خوش‌سابقه‌ترين اصحاب پيامبر(ص) بودند

حضرت امير(ع) فرمود: در فتنه دل‌هاي سابقاً مؤمن دو دل و سست مي‌شوند، مردان سالم گمراه مي‌شوند، رأي درست و نادرست در هم مي‌آميزد، فرزند با پدر كينه مي‌توزد، پدر و فرزند عليه يكديگر كينه مي‌ورزند.
در زمان امام علي(ع) يكي از مواردي كه خود حضرت آن را فتنه ناميدند، شورش جمل بود كه منتهي به جنگ جمل شد و اين جنگ، اولين جنگي بود كه بر علي(ع) تحميل شد يا خود حضرت در نهج‌البلاغه، شورش طلحه و زبير را فتنه ناميدند و از مردم خواستند كه آن را سركوب‌ كنند و طي نامه‌اي به مردم كوفه نوشتند كه ديگ آشوب به جوش آمده و فتنه آغاز شده است؛ همه به سوي رهبر خود بشتابيد و در جهاد عليه فتنه شتاب كنيد كه تأخير خطرناك است.
دشمنان حضرت علي(ع) در جنگ جمل جزو خوشنام‌ترين خوش‌سابقه‌ترين افراد و اصحاب پيامبر(ص) بودند؛ كساني كه حضرت امير(ع) مي‌فرمايد ما از كودكي و خردسالي با هم بزرگ شديم و در جبهه‌ها هميشه همه در كنار هم بوديم.
طلحه و زبير بارها در جهاد در خط مقدم بودند. شخص ديگر كيست؟ عايشه؛ ام‌المؤمنين و همسر پيامبر(ص). عايشه جزو نزديك‌ترين افراد به پيامبر(ص) بود.
عثمان خليفه سوم كشته و پس از آن شورش شروع مي‌شود. اين شورش به حدي است كه سه روز جنازه خليفه روي زمين مي‌ماند و هيچ كس حاضر نمي‌شود كه او را دفن كند؛ يعني فضاي مدينه اينگونه بود. مي‌دانيد كه جنازه عثمان، خليفه سوم را در نيمه شب و بعد از سه روز آنهم با وساطت اميرالمؤمنين(ع) براي دفن بردند. ابتدا مردم مدينه نگذاشتند كه او در قبرستان مسلمانان دفن شود و به همين خاطر عثمان را در مقبره و باغ يك كسي دفن و بعد روي آن ديوار خراب كردند تا كسي نبش قبر نكند كه بعدها همانجا جزو قبرستان بقيع شد.
در واقع خود قضيه قتل خليفه نيز يك فتنه بود و از مواردي بود كه حق و باطل با يكديگر مخلوط شده بودند. حضرت امير(ع) هم منتقد روش حكومتي عثمان بودند و هم در عين حال مخالف قتل خليفه.

* آنچه كه براي اجراي عدالت پيش رو داريم انواع و اقسام رنگ‌ها و چهره‌ها و صداها است

خليفه كشته مي‌شود و مردم به سمت حضرت علي(ع) هجوم مي‌آورند. اصحاب، مهاجرين و انصار و همه به سمت علي(ع) هجوم مي‌آورند كه بايد رهبري را برعهده بگيريد. در ابتدا حضرت مي‌فرمايند كه من را رها كنيد و سراغ افراد ديگري برويد. هستند افرادي كه دلشان مي‌خواهد و براي تحويل حكومت آمادگي دارند. از من بگذريد. من اگر در حاشيه باشم و كمك كنم و نظارت داشته باشم بهتر از اين است كه مسئوليت حكومت را برعهده بگيرم. آنچه كه براي اجراي عدالت پيش رو داريم انواع و اقسام رنگ‌ها و چهره‌ها و صداها است. بعد از اين خود شما درست تشخيص نخواهيد داد و برخي از شما مقابل من خواهيد ايستاد. عده‌اي از شما كنترل احساسات خود را از دست خواهيد داد و ايمان قبلي‌تان خواهد لرزيد و عقل‌هايتان ثبات نخواهد داشت.
همه شما قدرت تشخيص نخواهيد داشت؛ يعني اين كار به لحاظ نظري هم ثبات عقلي يعني تشخيص درست حق از باطل مي‌خواهد و هم ايمان و قلب محكم؛ ولي اكثر شما اين شرايط را نداريد؛ نه قلب‌هاي شما براي اين كار محكم خواهد بود و نه عقل‌هايتان ثبات خواهد داشت تا حق را از باطل به درستي تشخيص دهيد. من از همين حالا مي‌بينم كه آفاق تيره و نيمه تاريك و نيمه روشن خواهد بود و اين را بدانيد اگر من مسئوليت حكومت را قبول كنم ديگر گوشم بدهكار وراجي‌ها و سرزنش‌هاي ديگران نخواهد بود و به آنچه كه خودم درست مي‌دانم عمل خواهم كرد. بنابراين با چشم باز با من بيعت كرده و به من رأي دهيد.

* بيعت‌كنندگان با علي(ع) سه جنگ را به ايشان تحميل كردند

حضرت امير(ع) مي‌فرمايند: من نمي‌خواستم مسئوليت حكومت را قبول كنم ولي چونان جمعيت به سمت من هجوم آورد كه لباسم از دو طرف پاره شد، دختران از فرط اشتياق حجاب خود را كنار گذاشتند و به سمت من مي‌آمدند و پيرمردهايي كه با عصا راه مي‌رفتند چنان به سويم مي‌آمدند كه عصاي خود را پرت كردند.
من وقتي ديدم مردم اين چنين به سمت من آمدند و بيعت عمومي است و همه مي‌گويند كه ما پاي تو ايستاده‌ايم، ديگر بهانه‌اي نداشتم كه اين مسئوليت را قبول نكنم و حجت بر من تمام شد. با اين حال مي‌دانستم كه برخي از همين افراد با من چگونه رفتار خواهند كرد و زماني كه خلافت و رهبري را پذيرفتم، گروهي از همين افراد پيمان شكستند(ناكثين)، گروه ديگري از دين خارج شدند(مارقين) و دسته سوم ستم كردند (قاسطين) و همين‌ها سه جنگ را به من تحميل كردند. گويا نشنيده بودند كه خداوند در قرآن فرموده بود كه آخرت از آن افرادي است كه در دنيا دنبال فساد و برتري طلبي نباشند و اين خانه و دار آخرت را مخصوص افرادي قرار داديم كه اراده*********** علو يعني برتري طلبي، رياست و قدرت طلبي و اراده فساد نداشته باشند.
حضرت امير(ع) مي‌فرمايند: چطور شما در قرآن اين آيه را مي‌بينيد ولي باز با من درگير شديد. چرا اين آيه در ذهن همه شما وجود دارد اما دنيا چشم شما را پر كرده است و به وقتش آيه‌هاي اين چنيني را فراموش مي‌كنيد. علتش اين است كه منافع شما به خطر مي‌افتد. سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و انسان را آفريد اگر آن گروه بسيار براي بيعت با من هجوم نمي‌آوردند و حجت بر من تمام نشده بود و اگر نبود كه خداوند از عالمان و آگاهان پيمان گرفته است كه بر گرسنگي ستم ديدگان و شكم‌بارگي ستم‌گران آرام نگيرند به خدا سوگند مسئوليت حكومت را قبول نمي‌كردم و مهار شتر حكومت را روي كوهان آن مي‌انداختم تا هرجا دلش مي‌خواهد برود و آب پايان آن را به جام آغاز آن مي‌دادم، و مي‌دانيد و مي‌دانستيد كه دنياي شما در نزد من بي‌ارزش‌تر است از عطسه بز.
ابن عباس روايت مي‌كند: در دومين روزي كه مردم مدينه با علي بيعت كردند امام علي همان اول آمد و سخنراني كرد كه از همين سخنراني جنگ‌ها بيرون آمد و فهميدند كه با علي نمي‌شود ساخت و بايد با او جنگيد و حكومت وي بايد براندازي و ساقط شود.
ابن عباس روايت مي‌كند حضرت امير(ع) در بخشي از سخنراني خود گفت: مردم در روز اول حكومت به شما بگويم، اي مردم بدانيد كه هر زمين و امكاناتي كه از بيت‌المال در دوره قبل گرفتيد و به شما داده شده، از اموال خدا و اموال مردم و بيت‌المال به هر كس دادند همه آنها بدون استثنا به بيت‌المال باز خواهد گشت، همه را مصادره مي‌كنم و از شما پس مي‌گيرم، هر كس هر آنچه را كه از بيت‌المال بيش از سهم خود برداشته است به بيت‌المال باز مي‌گردانم اولين قدم اول حكومت بنده است، بعد هم نگوييد كه بر گذشته‌ها صلوات.
حضرت امير(ع) فرمود: حقي كه زمان بر آن گذشته است باطل نمي‌شود، حق و حقوق و عدالت مشمول عبور زمان نمي‌شود، اگر اين اموالي را كه از بيت‌المال برداشتيد و رفتيد و با آن ازدواج كرديد و يا مهريه همسرتان كرديد همان را از شما پس مي‌گيرم، و اگر هم در نقاط مختلف سرمايه‌گذاري كرديد همه را از شما پس خواهم گرفت چرا كه اينها مال شما نيست، اينها مال خداست و متعلق به فقرا و محرومان است، هركدامتان هم بگوييد كه عدالت سخت است، حضرت فرمودند اتفاقاً آسان است، در اجراي عدالت گشايش، سعه و راحتي است براي همه، اتفاقاً اگر عدالت اجرا شود همه راحت زندگي مي‌كنند، اگر كساني فشار عدالت را سخت مي‌دانند بدانند كه فشار بي‌عدالتي سختي بيشتري دارد.
حرف‌هايي را هم كه بيان مي‌كنم شعار نيست يعني گردن من به آنچه مي‌گويم گرو است، گردن من در گروه صحبت‌هاي من است و جانم را در راه صحبت‌هايم مي‌دهم.
فرمودند: افرادي كه تقوا داشته باشند در شبهات وارد نمي‌شوند، چرا كه از اين به بعد عده‌اي در افكار عمومي شبهه ايجاد مي‌كنند آن هم با عنوان‌هاي قشنگ تا مقابل مرا بگيرند، ولي در اين ميان افرادي كه تقوا داشته باشند وارد شبهات نمي‌شوند و بازي نمي‌خورند ولي افرادي كه دلشان مي‌خواهد بازي بخورند بازي مي‌خورند، آگاه باشيد كه بلا و آزمايش شما و آزمون بزرگ شروع شد عين روز اولي كه پيامبر (ص) آمد.
مانند 30 سال پيش، آن موقع بين اسلام و كفر انتخاب كرديد دوباره كاري مي‌كنم كه مجبور شويد بين اسلام و كفر انتخاب كنيد، دوباره سر دوراهي قرارتان مي‌دهم، بازي تمام شد، نمي‌شود روش كفار را پيش بگيريد ولي با ظاهر مذهبي، نمي‌گذارم، بايد بين عدل و ظلم انتخاب كنيد، دوباره بايد معلوم شود كه چه كسي مؤمن است چه كسي كافر و فاسق، غربال مي‌شويد، يا بر من با با من يعني يا با حق يا بر حق، تصميم خود را بايد بگيريد، انقلاب يا ضد انقلاب، حق يا باطل، عدل يا فساد.
* بزرگان اسلام در زمان پيامبر بر سر قدرت با اميرالمومنين درگير شدند

حضرت امير(ع) فرمود: چنان در دوران حكومت من بر هم زده خواهيد شد و كاري مي‌كنم با كف‌گير آزمون مجدد انقلاب، آن‌هايي كه پائين هستند بالا و افرادي كه بالا هستند پائين بيايند و به اين شكل زير و رويتان مي‌كنم. مي فرمايد كه اين گونه نيست يك بار امتحان دهيد و تا آخر عمرتان گارانتي شويد.
اينكه ما 20 سال پيش زمان پيامبر(ص) امتحان داده ايم، كافي نيست بلكه دوباره بايد امتحان دهيد چراكه هيچ كسي گارانتي نيست. فرمود كه در اين امتحان مجدد، گاهي كساني كه سابقه‌هاي درخشان و طولاني از زمان پيامبر(ص) در اسلام داشتند در اين مسابقه و آزمون دوباره عقب مي‌افتند و افرادي كه در آن دوره كسي نبودند و كسي آنها را نمي‌شناخت جلو مي‌افتند.
فرمود اين يك آزمون دوباره است و يك بار براي هميشه نيست، دوباره بايد آزمون پس دهيد و به خدا سوگند من فريبتان ندادم و نخواهم داد و چيزي را از شما مخفي نكردم. به خدا سوگند هيچ حقيقتي را از شما پنهان نكردم. من حكومتي را تشكيل دادم كه در آن با شما مردم چيزي را مخفي ندارم و هيچ‌گاه به شما دروغ نگفتم و مرا به اين مقام و به اين روز خبر داده‌اند.
جالب اين است اول كسي كه با علي(ع) دست بيعت داد طلحه بود. بعد زبير بيعت مي‌كند و همين‌ها چند ماه بعد با اميرالمؤمنين آن هم بر سر قدرت درگير مي‌شوند. حضرت امير مي‌فرمايند: كساني از شما كه برادران خود من هستيد، كساني از شما در اين سال‌ها در اين دنيا غرق شدند و اموالي را تصاحب كردند. من وقتي مقابل اين افراد را بگيرم و خواهم گرفت و فقط حقوق خود آنها را به آنها خواهم داد از دست من عصباني خواهند شد. فرياد خواهند زد كه پسر ابوطالب ما را از حقوقمان محروم كرد و به ما ظلم كرد. آگاه باشيد هر كس از مهاجرين و انصار و از اصحاب پيامبر و خويشان پيامبر و از بستگان پيامبر و همه كس خيال و گمان كند كه به خاطر سابقه‌اش، به خاطر هم‌نشيني با پيامبر بر ديگران نسبت به بيت‌المال برتري دارد بداند كه خطاست.

* طلحه و زبير سهم بيشتري از بيت‌المال از امام مي‌خواستند

فرمود هر كاري انجام داديد براي خدا انجام داده‌ايد پس پاداش آن را در آخرت از خدا بخواهيد. در دنيا همه مساوي اند. شما قديمي‌ترين و باسابقه‌ترين مسلمان، با مسلماني كه همين امروز مسلمان مي‌شود نزد ما به لحاظ سهمش از بيت‌المال مساوي است. هر كس كه رو به قبله ما آورد شايسته برخورداري از حقوق اسلامي و حدود اسلام است. شما همه بندگان خدا هستيد و بيت‌المال، مال خداست و آن را ميان همه شما به طور مساوي تقسيم خواهم كرد و هيچ كس بر ديگري برتري و مزيت ندارد. پرهيزكاران و سابقه‌داران در فرداي قيامت پاداش خود را از خداوند بخواهند و خداوند دنيا را پاداش پرهيزكاران و مجاهدان قرار نداده است. آنچه نزد خداست براي نيكوكاران بهتر است، فردا بيائيد تا اموال را به روش جديد تقسيم كنيم.
روز بعد طلحه و زبير به مسجد آمدند. در گوشه‌اي دور از مسجد تجمع ديگري انجام شده و مردم را به دو بخش تقسيم مي‌كنند. مردمي كه پشت علي(ع) نماز را اقامه مي كردند به طلحه و زبير عبدالله‌ابن زبير، مروان و جمعي ديگر از مردان قريش پيوستند و ساعتي آهسته با يكديگر پچ پچ مي‌كردند. بعد مخالفت آنها آشكار شد. عمار آمد پيش علي(ع) و گفت: اين سخنراني چه بود كه شما انجام داديد. كمي آرام‌تر؛ همين روز اول اين افراد دارند پرچم برمي‌دارند و فتنه و خلف وعده مي‌كنند. كمي ملاحظه كنيد كه دوباره حضرت امير رفت بالاي منبر و سخنراني كرد.
حضرت علي(ع) روز سوم حكومت، همچنان كه شمشير بر كمر بسته بود سخنراني كرد و گفت: اي مردم برترين مردم نزد خداوند از نظر مقام فردي است كه تابع كتاب و سنت باشد و به تكليفش عمل كند. سپس به عمار گفت برو به طلحه و زبير كه گوشه مسجد نشسته‌اند بگو بيايند اينجا من با آنها كار دارم. وقتي آمدند حضرت به آنها گفت: شما را به خدا سوگند آيا چنين نبود كه شما با ميل خودتان و با آزادي كامل سراغ من آمديد و با من بيعت كرديد؟ آيا من شما را مجبور به بيعت كردم؟ من قدرت طلب بودم يا شما از من خواستيد؟ گفتند چرا ما گفتيم. حضرت امير گفت: شما مجبور بوديد و زور بالاي سرتان بود كه با من بيعت كنيد يا خودتان خواستيد؟ گفتند: ما با شما بيعت كرديم و فكر مي‌كرديم كه شما روش ديگري داريد، نمي‌دانستيم كه اين‌گونه است. ما بيعت كرديم به شرطي كه شما در كارها با ما مشورت كنيد و بدون نظر ما كاري نكنيد و فكر كرديم اگر ما رهبري شما را تاييد مي‌كنيم، شما هم هواي ما را داريد و بالاخره سهم و حق ما محفوظ است و فضيلت ما را بر ديگران در نظر مي‌گيريد.
حضرت امير(ع) فرمود: آيا من حقي از شما سلب كردم و يا به شما ستمي نموده ام؟ گفتند: نه، فرمود: آيا حقي از مسلماني ضايع و پايمال كردم، يا حكمي از احكام خدا را زير پا گذاشتم؟ گفتند: نه، حضرت فرمود: پس چرا از من دلگيريد؛ اگر من نه حق كسي را پايمال كردم و نه حكمي را زير پا گذاشتم پس چرا شما با من مشكل داريد؟ گفتند: به خاطر روش حكومت تو و حرف‌هايي كه مطرح مي‌كني و اينكه چرا در حكومت نظر ما را نمي‌پرسي. حضرت امير(ع) گفت: من اگر در جايي نياز به مشورت داشته باشم نظر شما را مي‌خواهم آنچه كه تا الآن گفتم نياز به مشورت نبود چرا كه نظر صريح خداوند و سنت پيامبر بود.
بعد طلحه و زبير آمدند پيش حضرت امير و گفتند كه ما مي‌خواهيم به عمره برويم. حضرت فرمود: شما قصد عمره نداريد و من مي‌دانم شما كجا مي‌خواهيد برويد. اين اجازه براي عمره نيست. دعوا و درگيري را شروع كرديد و حالا مي‌رويد تدارك پيمان‌شكني و درگيري را ببينيد.
آنها قسم خوردند كه اين‌گونه نيست. حضرت امير لبخندي زد و گفت‌: پس دوباره تجديد بيعت كنيد. آنها دوباره پيمان بسته و سوگند خوردند و و زماني كه رفتند، حضرت امير(ع) فرمود: به خدا سوگند ديگر اينها را نخواهيد ديد الا اينكه به روي ما شمشير مي‌كشند و جنگ را بر ما تحميل مي‌كنند و هر دو آنها كشته خواهند شد.

* فتنه‌گران از همسر پيامبر براي رهبري شورش استفاده كردند

همه همسران پيامبر(ص) براي ما محترم‌اند. حتي عايشه؛ ما عايشه را ام‌المؤمنين مي‌دانيم و نبايد به او اهانتي شود ولو اينكه او با علي‌ابن ابيطالب(ع) درگير شده است. خود حضرت امير(ع) هم احترام عايشه را نگه داشت حتي بعد از جنگ كه جناب عايشه اسير شد و اميرالمؤمنين(ع) اجازه نداد كوچكترين اهانتي به وي شود.
طلحه و زبير نامه‌اي به عايشه مي‌نويسند و در آن مي‌گويند كه به ما ملحق شو تا مقابل علي(ع) بايستيم چرا كه علي اوضاع را به هم مي‌ريزد. ام سلمه مكه بود. آنجا از جريان مطلع مي‌شود و مي‌فهمد كه طلحه و زبير در حال برنامه‌ريزي توطئه‌اي عليه علي‌(ع) و حكومت ايشان هستند.
ام سلمه شروع به افشاگري و سخنراني به نفع امام علي(ع)‌مي‌كند كه اي مردم! خود شما با علي بيعت كرديد و نبايد با او درگير شويد چرا كه حكومت علي(ع) حق است. خبر به عايشه مي‌رسد كه جناب ام‌سلمه دارد افكار مردم را به نفع علي(ع) آگاه مي‌كند. ‌عايشه به ملاقات ام سلمه مي‌آيد و مي‌گويد اي اختر ابا اميه! تو نخستين زن از زنان مهاجر رسول خدا و از بزرگان اهل بيت پيامبر(ص) هستي. بيشترين آيات الهي در خانه تو بر پيامبر نازل شد و جبريل بيش از همه در خانه شما بر رسول خدا نازل مي‌شد.
ام‌سلمه خطاب به عايشه مي‌گويد شما كه جزء مخالفان خليفه سوم(عثمان) بوديد چطور حالا به عنوان انتقام او مي‌خواهيد در برابر علي(ع) بايستيد؟ و بعد ام سلمه شروع مي‌كند به يادآوري برخي مسائل براي عايشه؛ اينكه آيا يادت مي‌آيد يه روزي علي آمد و پيامبر در مورد علي چه گفت و ... .
هر چه مي‌گويد عايشه تأييد مي‌كند و مي‌گويد بله يادم هست. بعد ام سلمه مي‌گويد: پس با اين وضع ديگر اين چه قيام و شورشي است كه عليه حكومت مشروع به راه انداخته‌ايد.
عايشه مي‌گويد: مسائلي وجود دارد كه بايد حل و اصلاح شود و بعد ام سلمه مي‌گويد كه خودت مي داني.
ام سلمه نامه‌اي خطاب به علي(ع) مي‌نويسد و خبر مي‌دهد كه اينها دارند شورش را به پا مي‌كنند. حضرت امير(ع) در جايي سخنراني مي‌كند و مي‌فرمايد: كساني كه در حال حاضر به اسم خون عثمان حرف مي‌زنند همه آنها مي‌دانند كه برخي از خود اينها در خون عثمان دست داشتند و كسي كه براي مهار و كنترل شورش تلاش مي‌كرد كه خليفه كشته نشود من بودم. عايشه گفته بود بله من به عثمان منتقد و معترض بودم ولي شنيدم خليفه قبل از اينكه كشته شود توبه كرده بود بنابراين زماني كه توبه كرده نبايد كشته مي‌شد و الا قبول دارم كه من هم جزو منتقدان و معترضان عثمان بودم ولي او توبه كرده بود پس چرا او را كشتند؟
حضرت امير (ع) مي‌فرمايند: ‌جواب دادند كه ما با هم دنبال قاتلان عثمان باشيم تا قاتل او را پيدا كنيم. حضرت آنجا توضيح مي‌دهند كه من هم منتقد و معترض به عثمان بودم و هم در عين حال مخالف قتل عثمان بودم و با افراطيوني كه عثمان را به قتل رساندند مخالف بودم و در برابر آنها ايستادم.

* مقدس‌مآباني مثل اشعري براي مقابله با فتنه حجت شرعي مي‌خواستند

حضرت امير(ع) كه به خلافت رسيد قصد داشت ابوموسي اشعري را كه از زمان خليفه قبل حاكم كوفه بود عزل كند اما مالك اشتر و عده‌اي به علي‌(ع) گفتند كه ابوموسي اشعري هم عده‌اي مريد در شهر دارد كه او را قبول دارند حالا بگذاريد باشد تا ببينيم چه مي‌شود. بعداً حضرت امير(ع) مي‌گويد من از اول مي‌خواستم ابوموسي اشعري را بردارم چرا كه او را انسان صالحي نمي‌دانستم ولي چون گفتند عده‌اي او را قبول دارند و براي اينكه مردم نگويند تا علي آمد همه را برداشت گذاشتم بماند.
ابوموسي اشعري در آن زمان امتحان خود را پس مي‌دهد. حضرت امير(ع) به ابوموسي اشعري كه حاكم كوفه بود نامه‌اي نوشت و گفت كه طلحه و زبير و عايشه قصد شورش دارند و حق هم با ماست. بنابراين براي ما نيرو بفرست و مردم كوفه را بسيج و كمك كن تا برويم بصره چرا كه آنها آمدند و بصره را اشغال كرده‌اند.
بعد از آن ابوموسي اشعري شروع كرد با ادبيات مقدس مآب صحبت كردن؛ اينكه جنگ مسلمان با مسلمان و با كدام حجت شرعي اصحاب در برابر اصحاب بايستند؟ بله، شما علي هستيد، اولين مسلمان هستيد ولي آن طرف هم ام‌المؤمنين است، طلحه و زبير هستند،‌ زبير سيف‌الاسلام است، يعني چه جنگ مسلمان با مسلمان، اين جنگ شبهه شرعي دارد. مردم! آرامش داشته باشيد و به هيچ كدام از دو طرف ملحق نشويد چرا كه ما بيطرف هستيم، اين جنگ خلاف شرع است.
حضرت امير(ع) گفت: اين جنگ را بر ما تحميل كرده‌اند، ما شروع نكرديم كه به من مي‌گوييد خلاف شرع است. اينها عليه حكومت شورش كردند و مي‌خواهند حكومت را براندازي كنند. بايد به آنها بگوييد و شما بايد طرف حق را بگيريد و نبايد بگوييد كه در هر صورت كاري نمي‌كنيم.
حضرت امير دو بار نامه فرستاد ولي ابوموسي اشعري اعتنايي نكرد. بعد از اين حضرت امير(ع) محمدبن ابوبكر را به كوفه فرستاد و ابوموسي اشعري را عزل كرد.
امام علي(ع) شهر را به ابن عباس و محمد بن ابوبكر سپردند و با نيروها براي جنگ رفتند اما باز هم ابوموسي اشعري با حضرت مخالفت كرد و سخنراني كرد مبني بر اينكه اي مردم به جنگ نرويد چرا كه آن طرف جنگ نيز اصحاب پيامبر اند، كساني هستند كه نزد پيامبر سوابق دارند و خويشان پيامبر اند و بزرگان اسلامند، با چه كساني مي‌خواهيد بجنگيد؟
ابوموسي اشعري شروع به سخنراني و ايجاد ترديد و شبهه در دل مردم كرد تا اينكه حضرت امير (ع) مالك اشتر را به كوفه فرستادند و او نيز ابوموسي اشعري را با حالت ذلت بازداشت و از سمتش عزل كرد.
* بناي امام در مواجهه با فتنه‌گران در ابتدا گفتگو و نصيحت بود اما آنها بناي ديگري داشتند

ابن عباس روايت مي‌كند: روزي ديدم اميرالمومين نشسته‌ و كفش پاره‌اي را مدام وصله مي‌زنند. گفتم آقا تو را به خدا از اين كفش دست بردار شما خليفه مسلمين هستيد، بزرگترين امپراطوري جهان در اختيار شماست.
حكومت حضرت امير(ع) بزرگترين قدرت سياسي - نظامي آن موقع جهان بود؛ چون امپراطوري ايران و امپراطوري رم در آن زمان متلاشي شده بودند و اسلام تقريباً قدرت اول سياسي، نظامي و اقتصادي و يا يكي از دو قدرت اصلي جهان بود.
ابن عباس مي‌گويد: آقا! شما حاكم نصف زمين هستيد، اين همه عاشق و مريد داريد، اين چه كفشي است؟ من خجالت مي‌كشم؟ حضرت امير(ع) سر خود را بالا كرد و لبخندي زد و گفت: ابن عباس اين كفش چقدر مي‌ارزد؟ ابن عباس گفت: آقا هيچي. اين كفش، ارزشي ندارد. حضرت امير(ع) فرمود: به خدا سوگند ارزش اين كفش پيش من از حكومت بر شما بيشتر است. به خدا سوگند تمام حكومت بر اين جهان را با اين كفش معامله نمي‌كنم. فقط به يك دليل حكومت را قبول كردم و به خاطر آن مي‌جنگم و وارد مبارزه شدم؛ اينكه احقاق حقي كنم و ابطال باطلي. فقط براي اين حكومت را پذيرفتم و وارد سياست و حكومت شدم كه يك حقي را برقرار كنم و باطلي را محو كنم؛ من به خاطر عدالت و حق آمده‌ام والا حكومت براي من ارزشي ندارد.
حضرت امير(ع) سپس مي‌فرمايند: من از هيچ چيزي نمي‌ترسم و الآن هم كه عده اي به فتنه و آشوب دچار شده‌اند با اينها مي‌جنگم؛ من اهل عقب‌نشيني نيستم، من نصيحت و موعظه مي‌كنم.
حضرت امير(ع) نامه‌اي را براي حاكم كوفه مي‌فرستند و تا آخر هم مي‌گفتند مصالحه، مذاكره، گفتگو و نصيحت. به ياران خود مي‌گفتند با اينها با زبان خوش سخن بگوييد و آنها را تحريك نكنيد. ما نمي‌خواهيم بجنگيم بلكه مي‌خواهيم با هم باشيم و كوتاه بياييد اما اينها اين كار را نكردند.
وقتي دشمنان حضرت امير (ع) بصره را اشغال كردند، حاكم بصره عثمان بن حنيف از طرف حضرت امير (ع) بود. (وي همان كسي است كه يك بار حضرت امير (ع) او را توبيخ كردند. حضرت در نهج‌البلاغه به عثمان ابن حنيف مي‌فرمايد: نيروهاي اطلاعاتي به من گزارش دادند كه شما را به يك ميهماني دعوت كردند كه ثروتمندان و سرمايه‌داران را سر سفره راه مي‌دادند اما فقرا را راه نمي‌دادند و فقرا به جاي ديگري منتقل مي‌كردند. تو را به اين چنين ميهماني دعوت كردند و تو هم رفتني و سر اين سفره نشستي و در كنار اغنياء شام خوردي در حالي كه فقرا را راه نمي‌دادند. البته عثمان ابن حنيف بعد عذرخواهي كرد و گفت من نمي‌دانستم كه اين تخلف است.
دشمنان حضرت آمدند و بصره را گرفتند. در ابتدا حدود 80 - 70 نفر از ياران حضرت در اين شهر را اعدام كردند و خون ريختند؛ يعني آمدند و جنگ را شروع كردند و بعد تمام سر و صورت عثمان ابن حنيف، حاكم كوفه را تراشيدند و بعد با حالت تحقير كننده اي او را بيرون انداختند و گفتند حالا برو پيش علي. وقتي عثمان ابن حنيف خدمت حضرت امير (ع) رسيد گفت: آقا! من وقتي به كوفه رفتم يك فرد كامل و پيرمردي با وقاري بودم اما حالا مانند يك پسر بچه برگشته‌ام؛ نه ريشي، نه مويي، تمام سر و صورت مرا تراشيدند و 70 نفر را نيز كشتند. حضرت امير(ع) 3 بار آيه " انا لله و انا اليه راجعون " را خواندند.

* سران فتنه بر سر رهبري مردم دچار اختلاف شدند

زماني كه سپاه طلحه و زبير شهر بصره را گرفتند و وقت اقامه نماز رسيد، سر اينكه چه كسي امام جماعت باشد بين‌شان اختلاف افتاد.
شهر و بيت‌المال بصره در اختيار آنها قرار گرفت؛ وقتي هنگام نماز شد طلحه جلو ايستاد، بعد زبير آمد جلوتر ايستاد. بحث شد بر سر اينكه بايد معلوم شود چه كسي امام جماعت باشد چراكه هر يك از طلحه و زيبر مي‌خواستند امامت كنند.
ميان آنها اختلاف پديد آمد و سرانجام با ميانجيگري جناب عايشه قرار شد يك وعده فرزند طلحه امام جماعت باشد و يك وعده فرزند زبير كه دعوا صورت نگيرد.
قبل از جنگ جمل اميرالمومنين(ع) با جناب طلحه و زبير، با رفقاي سابق و هم رزمان و سابقه‌داران اسلام احتجاج مي كند. حضرت امير(ع) استدلال مي‌كند و مي‌فرمايد: ما دنبال خونريزي و خشونت نيستيم. بياييد با هم صحبت كنيم و مسئله را به نحوي حل كنيم. اگر هنوز در ذهن شما سوء تفاهمي هست كه نيست، ولي اگر هست مي‌خواهم حجت تمام شود، نمي‌خواهم درگيري ايجاد شود، خون مسلمانان نريزد، مردم دو دسته نشوند و به جان هم نيفتند؛ فتنه راه نيندازيد.
امام علي (ع) مي‌فرمايند: دوباره به شما مي‌گويم هر چند مي‌دانيد اما كتمان مي‌كنيد، من دنبال بيعت شما و مردم نبودم، من به دنبال حكومت نبودم و به يك معنا حكومت بر من تحميل شد. من با شما بيعت نكردم بلكه شما سوي من آمديد و شما اولين كساني بوديد كه با من بيعت كرديد. هيچكس با من از سر ترس يا به طمع پول بيعت نكرد؛ نه به خاطر مال و نه از جهت تسلط و غلبه؛ شما خود پيش از ديگران و از روي رضا و رغبت با من بيعت كرديد. شما اولين كساني بوديد كه آمديد و به من گفتيد كه شما شايسته‌ترين فرد براي رهبري هستيد و هيچكس شايسته‌تر از شما براي رهبري نيست و اين را چند بار تكرار كرديد.
من چند بار خودم را كنار كشيدم، شما اصرار كرديد كه نه فقط شما بايد رهبر باشيد. از شما به حق آن برادري‌هاي سابق و به حق آن ايمان سابق مي‌خواهم كه از اين فتنه باز گرديد و مسلمين را به جان هم نيندازيد و زودتر توبه كنيد.
اگر آن موقع تظاهر كرديد كه مايليد با من بيعت كنيد و در دل اين گونه نبوديد؛ خوب پس خود را محكوم كرد‌ه‌ايد و من عليه شما بايد احتجاج كنم كه چرا درون و بيرون شما دو شكل بود كه آن هم تازه به نفع شما نيست. شما ظاهراً اظهار طاعت و بيعت كرديد اما در باطن از اول هم رهبري مرا قبول نداشتيد و مدام سنگ پيش پاي من انداختيد. به جان خودم سوگند بيعت شما از سر ترس و تقيه نبود. شما از مهاجران به تقيه سزاوارتر نبوديد، اما نپذيرفتن بيعت پيش از آنكه درون آن وارد شويد آسان‌تر بود از خروج شما از بيعت پس از پذيرفتن آن.
حضرت مي‌فرمايد: شما اگر رهبري را قبول نداشتيد، اگر اول با من بيعت نمي‌كرديد راحت‌تر بود چرا اول بيعت كنيد بعد بشكنيد. اينكه سخت‌تر است. به راستي شما پنداشته‌ايد كه من در خون عثمان، خليفه سوم، دست داشته‌ام؟ كساني از مردم مدينه كه از بيعت با من و شما سرباز زده‌اند و بي‌طرف‌ هستند آنها ميان من و شما حكم كنندكه بين من و شما چه كساني در خون عثمان خليفه دست داشته‌اند؟
حضرت سپس رو به طلحه و زبير كرده مي‌فرمايد: اي پير مردان! از اين رأي نادرست برگرديد. فرصت براي بازگشت من و شما زياد نيست. از سن ما ديگر گذشته است. اگر اكنون برگرديد، بزرگترين ضربه‌اي كه به شما مي‌خورد اين است كه به شما مي‌گويند ترسيدند و شكست خوردند؛ عيبي ندارد؛ بپذيريد پيش از آنكه نار و عار در قيامت سراغ شما بيايد. اگر الآن عقب برويد ممكن است عليه شما بگويند ترسيدند در حالي كه اين ترس نيست بلكه اين عقل است اما اگر با من بجنگيد هم نار است هم عار، هم ننگ دنياست و هم عذاب آخرت.

* عايشه حاضر به بحث و مناظره با علي(ع) نشد

بعد حضرت امير افرادي را پيش جناب عايشه مي‌فرستند تا با او صحبت كنند؛ اينكه مگر پيامبر به شما نگفت از خانه بيرون نياييد و وارد اين مسائل و دعواها نشويد. بعد هم اين افراد به جناب عايشه گفتند كه اميرالمؤمنين مي‌خواهد بيايد و با شما صحبت كند. جناب عايشه گفت كه من حوصله اينكه با علي بنشينم و جر و بحث كنم ندارم. كسي با علي نمي‌تواند مباحثه و مناظره كند. من پاسخي براي علي ندارم و در احتجاج، بحث و مناظره من حريف علي نيستم.
ابن عباس به جناب عايشه مي‌گويد: شما كه با مخلوق خدا حاضر نيستي بحث و مناظره كني در قيامت چگونه با خداوند بحث خواهي كرد؟ جواب خداوند را چگونه خواهي داد؟
حضرت امير(ع) به مردم فرمودند: اي مردم! من با اين گروه مدارا كردم تا شايد متنبه شوند و برگردند. آنها را به پيمان شكني‌هايشان توبيخ كردم. ستمي را كه كردند و مي‌كنند را دوباره به رويشان آوردم ولي باز به من پيغام رساندند كه آماده درگيري با نيزه‌ها و شمشيرهايشان باشم.
من پيوسته تا بوده‌ام هرگز كسي نتوانسته مرا به جنگ تهديد كند و من هرگز از هيچ جبهه‌‌اي نگريخته‌ام. من از 16 سالگي تا الآن كه 60 ساله‌ام در خط مقدم جبهه بوده‌ام. از 16 سالگي به استقبال شهادت رفته‌ام و تا الآن سر و صورت من پر از آثار نيزه و شمشير است؛ پر از آثار تير و تركش است؛ حضرت آنجا فرمود كه مرا از جنگ نترسانيد.
كساني كه ما را تهديد مي‌كنند و رعد و برق مي‌كنند، اين رعد و برقي است كه باراني ندارد. ما بدون رعد و برق بر سر آنها نازل خواهيم شد.
فرمود: اينها شعار مي‌دهند اما ما بدون اينكه شعار دهيم عمل مي‌كنيم. اينان گذشته مرا ديده‌اند؛ صلابت مرا دانسته‌اند؛ چگونگي مرا ديده‌اند؛ منم " ابوالحسن " كه قدرت مشركان را در همه جنگ‌ها در هم شكستم؛ منم كسي كه جماعت آنها را پراكنده مي‌ساختم؛ من با همان قلب محكم امروز نيز با دشمنان روبرو خواهم شد و در كار خود يقين دارم و هرگز ترديدي ندارم.
فرمود: اي مردم! به راستي كه مرگ چيزي است كه كسي نمي‌تواند از آن فرار كند و همه خواهند مرد. كسي فكر نكند كه اگر به جبهه نرود و موقع درگيري وارد عمليات نشود زنده مي‌ماند.
فرمود: همه خواهيم مرد منتها به دو شكل؛ مردم دو دسته‌اند؛ يك عده در راه حق كشته مي‌شوند و بقيه هم مي‌ميرند؛ بهترين مرگ‌ها كشته شدن در راه خداست.

* اطرافيان زبير اجازه گرفتن تصميم درست را از او گرفتند

بالاخره فتنه گران جنگ با اميرالمومنين را راه انداختند. در تاريخ نقل شده است كه تعداد نيروهاي اميرالمومنين 20 هزار و تعداد نفرات نيروهاي جمل 30 هزار نفر بودند. در اين جنگ 80 نفر از بدريون و 1500 نفر از اصحاب رسول‌الله در صف علي بن ابيطالب(ع) قرار داشتند. موقع جنگ حضرت خطاب به ياران خود فرمود كه دشنام ندهيد و اگر اينها شكست خوردند زنانشان را آزار ندهيد گر چه زنان به شما دشنام بگويند و به هچ شخصي هم توهين نكنيد.
در تاريخ طبري نقل شده بعد از اينكه حضرت امير(ع) همه صحبت‌ها را كرد ولي افرادي كه در جبهه مقابل بودند قانع نشدند.
البته در اين ميان لازم به ذكر است كه زبير و طلحه هيچ كدام به دست نيروهاي اميرالمؤمنين كشته نشدند. حضرت امير(ع) قبل از جنگ به زبير گفتند بيا مي‌خواهم با شما صحبت كنم؛ زبير جلو آمد و حضرت امير(ع) گفت: زبير ما با هم در يك صف و در كنار پيامبر بوديم؛ آيا يادت مي‌آيد كه روزي پيامبر از تو پرسيد كه نظرت راجع به علي چيست؟ و تو گفتي علي را دوست دارم و بعد جضرت فرمودند ولي با علي مي‌جنگي.
اينها را گفت كه يك مرتبه زبير يادش آمد؛ بعد از اين قضيه زبير برگشت. با وقوع اين صحنه پسر زبير خطاب به وي گفت: چه شد ترسيدي؟ گفت: نه، علي جمله‌اي را از پيامبر نقل كرد كه من فراموش كرده بودم و حديثي را از پيامبر به يادم آورد كه ترسيدم؛ زبير برگشت رفت كه اسلحه بگذارد و جبهه را ترك كرد؛ يك لحظه به خودش آمد و گفت اين جنگ درست نيست، ما اشتباه كرديم، حق با علي است. آمد برود كه پسرش و برخي از اصحاب گفتند فلاني را ببين! رفت و چشمش به شمشير علي افتاد و ترسيد. بعد زبير شمشير كشيد و به سمت نيروهاي اميرالمومنين حمله كرد.

* حضرت امير تلاش كرد به هر ترتيب زبير را بازگرداند

حضرت امير متوجه ماجرا شدند. فهميدند كه زبير پشيمان شده اما در رودربايستي گير كرده، چون خودش اين نيروها را به منطقه آورده است حالا اگر يك مرتبه بگويد كه نمي‌جنگم نمي‌شود و در واقع گير افتاده است.
حضرت امير فوري پيغام دادند و گفتند كه به رزمنده‌ها بگوييد زبير به هر سمتي از نيروهاي ما آمد مقابل او نايستيد بلكه وانمود كنيد كه او خيلي قوي است و حساب ما را رسيد و ما ترسيدم و عقب رفتيم.
حضرت امير فرمود: اگر به جناح چپ سپاه حمله مي‌كند، راه دهيد؛ بياييد عقب و بگذاريد او جلو بيايد. بگذاريد رجز بخواند و برگردد و اگر به سمت راست آمد جلوي راهش را خالي كنيد و با او نجگيند.
زبير چند دور زد تا شجاعت خود را نشان دهد و معلوم شود نترسيده است. بعد برگشت و گفت: ديديد من نترسيدم و بحث مرگ نيست؟ گفتند: بله، شما خيلي شجاع هستي؛ گفت: ولي من نمي‌جنگم چون جنگ با علي درست نيست.
آنجا زبير جبهه را ترك كرد. در پشت جبهه يكي از نيروهايش به او گفت: شما كجا مي‌رويد؟ گفت: من پشيمان شدم چون جنگ با علي درست نبود. گفت: بچه‌هاي مردم را آوردي خط مقدم و حالا كه جنگ در حال آغاز است، سر بزنگاه يك مرتبه شما تشريف مي‌بريد؟ اين گونه نمي‌شود. بعد از پشت زبير را زد و او را كشت.
در روايات آمده خبر كه به حضرت امير(ع) رسيد، حضرت براي زبير اشك ريخت چون آنها هم‌رزم يكديگر بودند و سال‌هاي سال در جبهه در كنار يكديگر جنگيده بودند.
طلحه هم به دست نيروهاي علي كشته نشد بلكه توسط برخي از نيروهاي خودشان كشته شد. نقل شده كه مروان از پشت تيري به طلحه زد و او را كشت. بنابراين هيچ كدام از اينها را نيروهاي اميرالمؤمنين(ع) نكشتند.

* ماجراي شهادت جواني كه جنگ با فتنه‌گران را ناگزير كرد

بعد حضرت امير(ع) يك قرآن برداشت و آمد طرف نيروهاي خود و فرمود: يك شهيد مي‌خواهم؛ چه كسي حاضر است اين قرآن را در دستش بگيرد و به سمت سپاه دشمن برود و آنها را براي آخرين بار به قرآن دعوت كند كه بين مسلمين جنگ راه نيفتد و البته بداند كه قطعاً كشته خواهد شد. جواني بلند شد و گفت من حاضرم بروم. حضرت امير فرمود: مي‌خواهم زماني كه قرآن را در دست گرفتي اگر دست تو را قطع كردند برنگردي و با دست ديگرت قرآن را برداري و به آنها عرضه كني، گفت: باشد. بعد حضرت فرمود: مي‌خواهم زماني كه دست ديگرت را هم قطع كردند باز هم بر نگردي.
آنجا آمده است كه اين جوان رفت و دو دستش را قطع كردند و بعد قرآن را به دندان گرفت و با دو دست بريده رو به سپاه جمل كرد كه به حق اين قرآن بين مسلمانان درگيري و جنگ راه نيندازيد و براي براندازي حكومت مشروع، مردم را تحريك نكنيد كه آنجا زدند و آن جوان را شهيد كردند.
به اين شكل بود كه حضرت امير فرمود: الآن ديگر نبرد واجب شد و از اين پس ما براي جنگيدن با اينها حجت شرعي داريم. فرمود كه به نام خدا شمشيرها را بكشيد و به نام خدا عمليات را شروع كنيد.
در اين جنگ چند هزار نفر از مسلمانان و حتي اصحاب پيامبر(ص) دو طرف كشته شدند و در آخر هم اين جنگ به نفع علي(ع) و جبهه حق به پايان رسيد.
پس از جنگ حضرت امير(ع) فرمود: جناب عايشه را با احترام برگردانيد. در روايات آمده كه جناب عايشه آنجا اظهار پشيماني كرد و حضرت ايشان را با 40 مأمور محافظ فرستادند. فقط آنجا عاشيه گلايه كرد و گفت: چطور همسر پيامبر(ص) را با 40 مرد نا محرم مي‌فرستيد؟ حضرت امير(ع) فرمود: شما با چند هزار مرد نا محرم به جبهه آمدي، آنها حساب نبودند؟ با اين 40 تا مشكل داريد؟ اينها خانم هستند و فقط لباس مردانه پوشيده‌اند و بعد ديدند هر 40 نفر جزء شيعيان و سربازان حضرت امير(ع) بودند.
اين خانم‌ها شبيه مردان لباس رزم پوشيده بودند كه از دور تصور مي‌شد اين‌ها مرد هستند. معلوم شد اين 40 نفر، 40 شريك جنگي و عملياتي حضرت امير(ع) هستند؛‌ اينها نيروهاي گارد ويژه اميرالمؤمنين بودند، حضرت به آنها فرمود: مراقب جناب عاشيه باشيد و ايشان را با احترام كامل به مدينه برگردانيد.
در صدر اسلام، بزرگان اسلام گرفتار شدند؛ كساني كه بايد بارها شهيد مي‌شدند،‌ از نزديك‌ترين خويشان پيامبر (ص) بودند، از نزديك‌ترين اصحاب و دوستان پيامبر(ص) و اميرالمومنين(ع) بودند كه گرفتار شدند.

* حق را نبايد با اشخاص سنجيد

اين مباحث را عرض كردم كه بدانيد فتنه و شبهه چيست؟
حضرت امير(ع) فرمود: حق را با آدم‌ها نسنجيد بلكه آدم‌ها را با حق مقايسه كنيد. ملاك حق و باطل را بشناسيد تا بفهميد چه كسي حق است و چه كسي باطل وگرنه اگر ملاك شما اشخاص باشند بايد بدانيد كه اشخاص لغزش دارند.
قرآن، سنت، عقل، ضوابط و اصول را بشناسيد و از روي اصول بفهميد كه چه كساني تابع اصول هستند و چه كساني تابع آن نيستند نه اينكه از روي افراد متوجه شويد اصول چيست.
اگر فردي بخواهد از روي اشخاص و سوابق خود حق و باطل را تشخيص دهد بايد بداند كه دچار اشتباه خواهد شد؛ بايد اصول را بشناسيد.
تقوا، معنويت و خلوص داشته باشيد و به دنبال برتري نباشيد و اينكه ملاك‌ها دست‌تان باشد؛ اگر معرفت و خلوص داشته باشيد و به امام حق نگاه كنيد حضرت مي‌فرمايد كه اشتباه نمي‌كنيد.
آن زمان اشتباه شد، الآن هم مي‌شود، بعد از اين هم خواهد شد.
حضرت امير(ع) فرمود: در فتنه هر كجا دچار شبهه شديد و نتوانستيد حق و باطل را تشخيص دهيد بر اساس تعصب، احساسات و دنيا خواهي موضع نگيريد و عمل نكنيد و از رهبري صالح تبعيت كنيد.
خود حضرت امير(ع) تا جايي كه مي‌توانستند مدارا مي‌كردند. حضرت امير(ع) خيلي مدارا كردند و فقط در جايي كه ديگر واقعاً امكان مدارا نبود و اگر بيشتر از آن مدارا مي‌شد به سقوط حكومت منجر مي‌شد و ديگر همه چيز از دست مي‌رفت وارد جنگ مي‌شدند و مدارا را كنار مي‌گذاشتند.
حضرت امير(ع) طرفدار اصالت جنگ و اصالت درگيري نبودند؛ بنا و اساس بر حداكثر مدارا، حداكثر استدلال و حداكثر رحمت بود و اگر به اين شكل كار پيش نمي‌رفت، وارد جنگ مي‌شدند.
حضرت امير(ع) خطبه‌اي دارند كه در آن 50 - 40 مورد را مي‌شمارند و مي‌گويند كه همه اينها خلاف و باطل است اما من نمي‌توانم آنها را درست و اصلاح كنم چون جامعه ظرفيت آن را ندارد و پس مي‌زند و خود جامعه و افكار عمومي به گونه‌اي تربيت شده كه مقابل اصلاح اينها مقاومت مي‌كنند بنابراين مجبورم با اينها مدارا كنم تا ببينم بعد چه مي‌شود.
به خاطر وحدت مسلمين خود حضرت امير(ع) فرمود كه استخوان در گلو و خار در چشم، من به خاطر وحدت مسلمين تحمل كردم.
بعد از جنگ جمل حضرت امير(ع) فرمود: نبايد به جناب عاشيه كوچكترين اهانتي شود چون ام‌المؤمنين و همسر پيامبر(ص) است و به خاطر پيامبر بايد احترام ايشان محفوظ باشد.
روزي فردي از جناب عايشه پرسيد: پيامبر(ص) چه كسي را بيش از همه دوست مي‌داشت؟ جناب عايشه گفت: حضرت فاطمه، بعد پرسيد: بين مردان چطور؟ عايشه گفت: همسر فاطمه (س)، علي را.
يعني با اين حال نبايد اهانت كنيم و بين مسلمين درگيري و اختلاف ايجاد كنيم.
همه اين مطالب را گفتم تا متوجه شويد چطور مي‌شود كه پاي خوش سابقه‌ترين افراد هم در مقاطعي بلغزد.
والسلام عليكم و رحمته الله و بركاته.

فتنه

* فتنه :
امام علی (ع) می فرماید: «كسی نگوید (خدایا از آزمایش و فتنه به تو پناه می برم) زیرا هیچ كس گریزی از آزمایش و فتنه ندارد. لیكن كسی كه می خواهد دعا كند، از خدا بخواهد كه او را از فتنه های گمراه كننده در امان دارد.» (نهج البلاغه، حكمت 93، ص 375)
پیامبر اكرم (ص) می فرماید: "از فتنه و آزمایش در آخرالزمان نگران نباشید چرا كه موجب نابودی منافقان خواهد شد.» ؛ (محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه، حدیث شماره 15748)

 *شیوه های مواجهه با فتنه :

1 - عمل بر اساس یقین و تقوا
امام علی (ع) نقش تقوا در هنگام فتنه را به این صورت بیان می كند:«اعملوا انه من یتق الله یجعل له مخرجا من الفتن و نورا من الظلم؛
بدانید كسی كه تقوای الهی پیشه كند، خداوند راه خروج از فتنه ها و چراغ هدایتی در ظلمت ها را در اختیار او قرار می دهد. » (نهج البلاغه، خطبه 183، ص 194؛ همچنین ر.ك: محمد محمدی ری شهریٰ میزان الحكمه، حدیث شماره 15744)
رعایت تقوای الهی در فضای فتنه یعنی اینكه تمامی تصمیمات آنان فقط بر اساس امور یقینی باشد و از مسائل شبهه ناك و گوش دادن به شایعات، بیش از هر زمان دیگری بپرهیزد. اصولاً تقوا یعنی خارج نشدن از چارچوب موازین الهی در همه مسائل فردی و اجتماعی و سیاسی.
2 - رجوع به قرآن
در فضای فتنه، یعنی در فضایی كه حق و باطل به هم آمیخته شده است و گرد و غبار چنان بر هوا برخاسته كه نه راه حق را می توان تشخیص داد و نه جاده های انحرافی را، یكی از بهترین معیارها رجوع به قرآن است. اگر در فضای فتنه، اندیشه ها و افكار متضاد را بتوان به درستی بر قرآن عرضه كرد، آنگاه می توان حق و باطل آن ها را تشخیص داد.
پیامبر اكرم (ص) در حدیثی عیار عبور از فتنه ها را چنین بیان می كند:
«فاذا التبست علیكم الفتن كقِطَعِ اللیل المظلم فعلیكم باالقرآن.» (محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 89، ص 17، باب 1 (فضل القرآن و اعجازه) حدیث 16)
زمانی كه فتنه ها چون ظلمت و تاریكی یكپارچه شما را فرا گرفت، پس به قرآن پناه ببرید
3 - تـمسك به اهل بیت پیامبر (ص)
یكی دیگر از راه های در امان ماندن از آسیب های معنوی جنگ های نرم تمسك به اهل بیت پیامبرا سلام (ص) است. این سفارشی است كه پیامبر اكرم (ص) برای نجات از فتنه های بعد از خود به برخی از یارانش كرد. آن حضرت خطاب به عمار فرمود:
«ای عمار بعد از من فتنه هایی رخ خواهد داد. در آن شرایط از علی و حزب علی پیروی كن؛ چرا كه علی با حق است و حق با علی ... »
( خزار قمی، كفایه الاثر، ص 122)
4 - بردباری و مدارا
شیوه دیگری كه امام علی (ع) در برخورد با فتنه های زمان خود به كار می گرفت، مدارا بود. قوتی گفت و گوها و روشنگری ها به نتیجه نمی رسید، چنین نبود كه بی درنگ با مخالفان برخورد خشونت آمیز كند؛ حتی آن حضرت در مقابل تقاضای عمومی برای زندانی كردن سران فتنه (احمد الدینوری، الاخبار الطوال، ج 2، ص405-406، بلاذری، انساب الاشراف، ج3، ص 146)، می فرمود:
«هر كس تا زمانی كه به رویارویی مسلحانه علیه حكومت اسلامی برنخیزد و به توطئه علیه نظام اسلامی اقدام نكند، در امان خواهد بود.»
5 - هوشیاری در برابر فرصت طلبان
یكی از راه های مبارزه و مقابله با فتنه های اجتماعی، هوشیاری در برابر فرصت طلبان است. فرصت طلبانی كه می خواستند از فتنه سقیفه استفاده كنند و اساس اسلام و حكومت اسلامی را از میان بردارند، به خوبی می توان به دست آورد.ابوسفیان به امام علی (ع) وعده داد كه اگر برای احقاق حق خویش قیام كند، در حمایت از او مدینه را از جنگجویان پیاده و سواره پر خواهد كرد. امام علی (ع)، این مرد میدان های دشوار، با بصیرت و تیزبینی خود پشت صحنه حمایت های ابوسفیان را به خوبی مشاهده كرد و با جمله ای آتشین او را به جای خود نشاند:
«به خدا قسم تو جز فتنه انگیزی مقصود دیگری نداری و دیرزمانی است كه بدخواهی را برای اسلام پیشه خود ساخته ای، ما را به خیرخواهی تو حاجت نیست. »
امام علی (ع) در جمله ای حكیمانه، به همگان سفارش می كند كه در فتنه های اجتماعی، هوشیاری خود را حفظ كنند و مواظب باشند در دام فرصت طلبان و فتنه انگیزان گرفتار نشوند و مورد سوء استفاده آنان قرار نگیرند:
«كن فی الفتنه كابن اللبون لا ظهر فیركب و لا ضرع فیحلب؛ در فتنه ها همچون شتر دو ساله باش؛ نه پشتی دارد تا سوارش شوند و نه پستانی تا شیرش را دوشند» (نهج البلاغه، حكمت 1، ص 361)
6 - روشنگری و افشاگری
امام علی (ع) در نامه ای خطاب به مردم كوفه به افشاگری درباره سران فتنه حمل پرداخت و دلایل آنان برای مقثابله با خود را بهانه ای بیش ندانست :
«من شما را از كار عثمان، به گونه ای كه شنیدنش چون دیدن آن باشد آگاه می سازم: مردم بر او خرده گرفتند و من یكی از مهاجران بودم كه بیشتر خشنودی او را می خواستم و كمتر از دیگران او را سرزنش می كردم. اما طلحه و زبیر آسان ترین كارشان آن بود كه بر او بتازند و نرم ترین برنامه شان اعمال فشار بر وی بود. عایشه نیز ناگهان خشم درونی خود را از وی آشكار كرد. سپس گروهی برای كشتن عثمان مهیا شدند و او را كشتند و مردم بدون اكراه و اجبار، بلكه از روی رضا و اختیار با من بیعت كردند.» (نهج البلاغه، نامه 1، ص 271)
7 - نشان دادن ظاهری بودن وحدت انگیزان
در موارد بسیاری، فتنه گران، هر چند در ظاهر وحدت و یكپارچگی خود را حفظ می كنند، در حقیقت اختلاف های درونی فراوانی دارند.اامیرمومنان چه زیبا این اختلاف درونی آنان را افشا كرد، آنگاه كه فرمود:
«هر یك از آن دو (طلحه و زبیر) امیدوار است كه حكومت به او برسد و آن را به سوی خود می كشاند و از دوستش برمی گرداند... هر یك كینه دوستش را در دل دارد و دیری نپاید كه این واقعیت آشكار گردد. به خدا سوگند اگر آنچه می خواهند به چنگ آورند یكی از آن ها دیگری را به هلاك رساند و او را از میان بردارد» (نهج البلاغه، خطبه 148، ص 144)
8 - تلاش برای آرام كردن اوضاع :
برخورد حساب شده و تلاش برای آرام كردن اوضاع و فراهم ركدن زمینه های فرهنگی، اجتماعی و روانی به منظور فهم حقایق، یكی دیگر از وظایف رهبران جامعه اسلامی بعد از بروز فتنه و آشوب های فكری و فرهنگی و اجتماعی است.
امام علی (ع) بعد از جریان حكمیت و بهانه گیری های برخی از اصحابش در پاسخ به این پرسش كه «چرا میان خود و آنان برای دواری و حكمیت، مدت و مهلت قرار دادی؟» و چرا  شتاب زده و به سرعت عمل نكردی؟ فرمود:
«فانما فعلت ذلك لیتبین الجاهل و یتثبت العالم و لعل الله ان یصلح فی هذه الهدنه امر هذه الامه و لا توخذ باكظامها، فتعجل عن تبین الحق و تنقاد لاول الغی» (نهج البلاغه، خطبه 125، صص 123و224،)
علتش این بود كه نادان خطای خوتد را به وضوح بداند و آگاه بر عقیده خودش استوار بماند و شاید كه خداوند در این مدت صلح و آرامش كار این ملت را اصلاح كند و مجبور نشود به عجله جست و جوی حق را واگذارد و از آغاز به گمراهی گردن گذارد.
9 - جدا كردن صف فتنه گران و فتنه زدگان:
یكی از نخستین كارهایی كه لازم است در برخورد با فتنه و كور كردن چشمان آن صورت گیرد، جدا كردن صف «فتنه زدگان» از «فتنه گران» است. بسیاری از كسانی كه در جبهه فتنه قرار دارند، فریفته شعارهای زیبا و فریبنده سران فتنه می شوند. آنان را نباید خیلی سرزنش كرد و نباید همه افرادی را كه در جبهه فتنه قرار دارند به یك چوب راند. به تعبیر زیبای امام علی (ع) :
«ما كل مفتون یُعاتَب» هر فریب خورده ای را سرزنش نتوان كرد. (همان، حكمت 15، ص 362)
اینجا است كه وظیفه نخبگان و عالمان جامعه اسلامی بسیار سنگین است.
پیامبر اكرم (ص) فرمود:
«اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنه الله» (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص 72، باب 13، حدیث 35)
زمانی كه بدعت ها در امت من ظاهر شد، عالمان باید علمشان را ظاهرز كنند و به مقابله با آن ها بپردازند و اگر چنین نكنند، مشمول لعنت خداوند خواهند بود.
10 - برخورد به هنگام و شجاعانه :
برخورد به هنگام و به موقع با فتنه ها یكی دیگر از مهم ترین وظایف حاكمان اسلامی است. چرا كه اگر درنگ و تعللی بیش از اندازه در این زمینه رخ دهد، ممكن است ویروس فتنه فراگیر شود و به سادگی نتوان آن را از پای درآورد. وقتی كه فتنه بروز پیدا كرد، باید شجاعانه با آن به مبارزه برخاست؛ هر چند فتنه انگیزان از یاران، دوستان و هم رزمان پیشین باشند.البته اقدام شجاعانه و قاطع در مقابل فتنه گران نباید موجب شود كه مرزهای اخلاقی و حدود اسلامی شكسته شود.
اقدام شجاعانه و قاطعانه امام علی (ع) در برخورد با مخالفان خود، در چارچوب موازین اخلاقی بود. (برای توضیح بیشتر، ر.ك: حسن یوسفیان و احمد حسین شریفی، «امام علی و مخالفان»، در دانشنامه امام علی، ج6، صص 243-246)
می دانیم كه فتنه خوارج در روزهای پایانی جنگ طولانی مدت صفین پدید آمد و فتنه گران نیز همان هم رزمان، سربازان و دوستان امام علی (ع) بودند. كسانی كه از شدت شب زنده داری، پیشانی هایشان پینه بسته بود و غالب آنان از قارییان و حافظان قرآن بودند؛ اما آن حضرت در برخورد بااین فتنه بسیار شكننده، با افتخار می گوید:
«من فتنه را نشاندم و كسی جز من شجاعت این كار را نداشت، از آن پس كه موج تاریكی آن برخاسته بود و گزند آن همه را فراگرفته بود.» (نهج البلاغه، خطبه 93، ص 85)
دستور قرآن كریم در مبارزه با فتنه چنین است:
«و قاتلوهم حتی لا تكون فتنه و یكون الدین لله» (بقره، آیه 193)
11 - ترویج ارزش ها :
از آنجا كه یكی از علل پیدایش فتنه در جامعه اسلامی، ضعف اخلاقی افراد است، برای خشكاندن ریشه های فتنه لازم است اخلاق اسلامی در همه سطوح و ساحت های زندگی مردم ترویج شود و نظام جامع اخلاقی و رفتاری انسان مسلمان تدوین و عملیاتی شود. باید اخلاق اجتماعی، اخلاق سیاسی، اخلاق علم اندوزی، اخلاق نقد، اخلاق جنسی، اخلاق خانواده، اخلاق معاشرت، اخلاق شهروندی و امثال آن همگی بر اساس مبانی اسلامی و به شیوه ای كاربردی برای سطوح مختلف تدوین شود و محور فعالیت های تربیتی و تعلیمی قرار گیرد.به عنوان مثال در برخی احادیث، ترویج ازدواج به عنوان راهی برای جلوگیری از فتنه ها معرفی شده است. امام باقر (ع) در پاسخ مردی كه گفت برای جلوگیری از فتنه معرفی شده است. امام باقر (ع) در پاسخ مردی كه گفت برای دخترم خواستگار آمده است و از آن حضرت مشورت خواست فرمود:   
«من خطب الیكم فرضیتم دینه و امانته كائنا من كان فزوجوه و الا تفعلوا تكن فتنه فی الارض و فساد كبیر؛» (هادی نجفی، موسوعه احادیث اهل البیت، ج 8، ص 290، حدیث شماره 1022)
كسی كه به خواستگاری دختر شما آمد و شما به دین داری و امانت داری او راضی بودید، دختر خود را به او بدهید و این مهم نیست كه چه ویژگی های دیگری دارد و اگر این كار را نكنید، زمینه فتنه و فسادی بزرگ در زمین فراهم كرده اید.
از این حدیث معلوم می شود كه ترویج ازدواج و تامین روابط سالم جنسی در جامعه یكی از راه های مقابله با فتنه است. این كار موجب می شود كه دشمنان نتوانند از راه انحراف های جنسی، نسل جوان را در استخدام و اختیار خود در آورند.
12 - تقویت باورها
اگر فتنه گران از راه ایجاد بدعت در دین كار خود را پیش می برند، س راه مبارزه با آن و خشك كردن ریشه های وقوع فتنه، تقویت بنیه های اعتقادی و دینی مردم است.
در اینجا برخی از سخنان معمار نظام جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) درا ین خصوص اشاره كنیم:
"این هایی كه خون دادند، جوان های ما كه به خیابان ریختند، بانوان ما كه به خیابان ریختند... باید دید كه این ها ... مذاقشان و مسلكشان دموكراتیك بود؟این ها جمهوری می خواستند مثل جمهوری ای كه شوروی می خواهد؟... ملت ما كه خون خودش را ریخت و فریاد كرد الله اكبر و فریاد كرد جمهوری اسلامی، اسلام این ها را واردا ر كرد به یك همچون جانبازی و خون ریزی و فدایی دادن، یا آن معنایی كه شوروی ها می خواهند؟ یا آن معنایی كه آمریكایی ها می خواهند؟ یا آن معنایی كه اسرائیل می خواهد؟ آن ها هم جمهوری اند ... آنی كه این نهضت را پیش برد، آنی بود كه می گفت من شهادت را فوز می دانم. شهادت را برای دموكراتیك فوز می داند؟!... ما خون دادیم برای آن جمهوری؟ ما خون دادیم برای جمهوری غرب؟ ما برای اسلام خون دادیم، جوان های ما برای اسلام خون دادند." (صحیفه نور، ج6، ص 110)
13 - تهیه طرح جامع تعلیم و تربیت اسلامی
خیلی عظیم نوجوانان و جوانانی كه بخش زیادی از عمر خود را در مدارس و دانشگاه ها می گذرانند، ایجاب می كند به آموزش و پرورش آنان به صورت جدی تری پرداخته شود. اگر به منابع درسی و آموزشی آنان توجه نشود و مدارس و دانشگاه های ما، به ویژه در رشته های علوم انسانی صرفا جای جولان نظریه های غربی و سكولار باشد، باید هر زمان انتظار وقوع فتنه های بزرگی را داشت.
14 - ایجاد روحیه حقیقت شناسی
امام علی (ع) در توصیف جنگ با اهل قبله و شرایط مبارزان چنین جنگی می فرماید:
«قد فتح باب الحرب بینكم و بین اهل القبله و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق» (نهج البلاغه، خطبه 173، ص 179)
میان شما و اهل قبله در جنگ كشوده شد و این علم را بر ندارد و مگر آنكه بینا و شكیبا است و داند كه حق در كجا است.
15 - تقویت دانش دشمن شناسی
امام علی (ع) نیز بر این واقعیت تاكید می كند كه هرگز به حقیقت و سعادت دست نمی یابید مگر آنكه روی برتافتگان از راه حق و درماندگان از سعادت را بشناسید
«و اعلمو انكم لن تعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی و لن تاخذوا بمیثاق الكتاب حتی تعرفوا الذی نقضه و لن تمسكوا به حتی تعرفوا الذی نبذه؛»
بدانید كه تا واگذارنده رستگاری را نشناسید، رستگاری را نخواهید شناخت و تا شكننده پیمان قران را ندانید با قرآن پیمان استوار نخواهید ساخت و تا واگذارنده قرآن را به جای نیاورید، در قران چنگ نتوانید انداخت. (همان، خطبه 147 ، ص 144)

انقلاب اسلامي و صدور ارزشهای فرهنگی

 

 انقلاب اسلامي و صدور ارزشهای فرهنگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

انقلاب اسلامي و ارزش هاي فرهنگي

    انقلاب اسلامي ايران كه در بهمن ماه سال 1357 هـ.ش متولد شد در عين داشتن اهداف سياسي و اجتماعي نگاه خاصي به تمدن و جهان بيني اسلامي داشت . اين رويداد در بيداري مسلمانان جهان و نوزايي باورهاي ديني نقش عمده اي ايفا كرد. هرچند تلاش زورمندان جهان به ويژه در غرب بر آن بوده است كه همواره از انقلاب اسلامي ايران چهره اي ضد فرهنگي و متجاوز ترسيم نمايند ولي رهبري فرزانه ي آن بر مفاهيم بكر و تازه اي كه در روح انقلاب اسلامي موج مي زند تكيه نموده و بر مشتركات آن با دنيا و اختصاصات منحصر به فرد آن كه در مكاتب گوناگون و جريان هاي فكري و نحله هاي مختلف دنيا موجود نيست اصرار مي ورزند به گونه اي كه معتقد به پويايي و برجسته كردن و مقاومت و بيان نمودن و ترويج آن اختصاصات هستند.

    از منظر امام راحل (ره ) مفهوم صدور انقلاب در واقع انتقال ارزش هاي معنوي و الهي آن و رساندن اين رسالت به گوش جهانيان از طريق استفاده از امكانات و ابزارهاي پيام رساني مي باشد كه بايد اين هدف با استفاده از راهكارهاي موجود مانند: دعوت و تبيين مفاهيم و معارف اسلامي در جهان، معرفي و تبيين فرهنگ و تمدن ايراني ـ اسلامي، فراهم آوردن زمينه هاي مناسب براي گفتگوي تمدن ها و فرهنگ ها، تقويت وحدت امت اسلامي، احياي فرهنگ اهل بيت (ع ) و ترويج و گسترش زبان و ادبيات فارسي تحقق يابد.

انقلاب اسلامي و صدور ارزش هاي فرهنگي

    پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن ماه سال 1357 نقطه شروع تحولات عظيمي در منطقه و جهان گرديده و تاثيرات شگرف بين المللي را به دنبال داشته است . انقلابي كه با تكيه بر ايمان و باورهاي اسلامي و با شعار نه شرقي نه غربي رژيم خودكامه ي شاه را سرنگون كرد و حكومت جمهوري اسلامي را در اين سرزمين محقق ساخت . انقلاب اسلامي به عنوان يكي از مهمترين و عظيم ترين رويدادهاي قرن معاصر داراي بركات و نتايج بسيار بزرگ و درخشاني در ايران و جهان بود.  

    روژه گارودي انديشمند مسلمان فرانسوي در يكي از مقالات خود انقلاب اسلامي ايران را اينچنين توصيف مي كند :

« به راستي انقلاب اسلامي كه امام خميني (ره ) آن را رهبري كرد به هيچيك از انقلاب هايي كه در قبل برپا گرديدند شبيه نيست. در طول تاريخ انقلاب هايي بودند كه به هدف تغيير نظام سياسي برپا گرديدند. انقلاب هاي اجتماعي هم در جهان رخ داده است و نشانگر خشم فقرا عليه اغنيا بود، انقلاب هاي ملي هم خشم خود را عليه استعمارگران و غاصبان خالي كردند. اما انقلاب اسلامي ايران نيز داراي تمامي اين انگيزه ها بود.
اين انقلاب علاوه بر موضوعاتي كه گفته شد داراي معاني جديدي بود كه نه فقط حكومت سياسي ـ اجتماعي استعماري را سرنگون كرد بلكه مهمتر از آن تمدن و جهان بيني خاصي را كه در مقابل دين علم شده بود واژگون ساخت . »
(1)

     انقلاب اسلامي ايران تاثيرات زيادي در بيداري مسلمانان جهان و احياي باورهاي ديني داشت .
در عصري كه مي رفت عزت و شوكت اسلامي توسط استعمارگران و دشمنان اسلام پايمال گردد و اخلاق و ارزش هاي اسلامي به بوته ي فراموشي سپرده شود. انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره ) به وقوع پيوست و فرهنگ و تمدن اصيل اسلامي را به ارمغان آورد و بارقه ي اميدي در دل ميليون ها مسلمان در گوشه و كنار دنيا زنده كرد و باعث تجديد حيات اسلام و زنده شدن مجد و عظمت ديرينه ي جهان اسلام گرديد.

   مقام معظم رهبري با اشاره به ويژگي هاي انقلاب اسلامي و ضرورت پيام رساني و ابلاغ ارزش هاي انقلاب مي فرمايند :

« انقلاب دو جهت داشت : يك جهت مبارزه با استبداد داخلي و حكومت فاسد وابسته اي كه مردم و كشور را بدبخت و بيچاره كرده بود; انقلاب مي خواست كشور و ملت را نجات دهد; در دامن اسلام مردم اداره شوند و حكومت اسلامي باشد; جهت ديگر وجهه ي سخن و پيام نو براي دنيا و بشريت است ; اين چيزي است كه دنيا را به خود جذب كرد; و الا فلان متفكر اروپايي يا غربي يا آفريقايي يا آمريكاي لاتين كه امام و انقلاب و نظام اسلامي و حركت مردم را ستايش مي كند او كه داخل كشور ما نيست تا از حكومت چيزي فهميده باشد; پيام جهاني        و انساني اسلام است كه او را به ستايش وادار مي كند. جنبه ي دوم بسيار مهم است; ما بايد بتوانيم اين را بيان كنيم .» (2)

 

صدور انقلاب اسلامي

    حال چطور و چگونه اين پيام انسان ساز را به گوش مسلمانان و جهانيان برسانيم چه تدبيري انديشيده شود تا ارزش هاي فرهنگي انقلاب را به صورت مطلوب و منطقي به دنيا ابلاغ نماييم و مخاطبان و مشتاقان انقلاب را از آماج حملات فكري و فرهنگي دشمنان برهانيم؟ پاسخ عبارت است از صدور انقلاب زيرا انقلابي كه بر پايه ي مايه هاي فكري و فرهنگي نضج گرفته و رشد يافته به جهت احساس رسالت انقلابي و وظيفه شرعي و انساني كه براي خود مي بيند براي نشر و ترويج انديشه هاي خود اقدام خواهد نمود و اين مفهوم يعني صدور انقلاب صدور افكار و انديشه هايي كه انقلاب اسلامي براساس آنها و براي آنها صورت گرفته است كسب استقلال و آزادي با تكيه بر اسلام مي باشد.  يكي از دستاوردهاي ارزشمند انقلاب در منطقه و جهان صدور انقلاب اسلامي است. امام خميني(ره) و مسئولان برجسته ي نظام بارها روي اين موضوع مهم تكيه كرده و در بيانات و نوشته هاي متعددي نسبت به صدور انقلاب اسلامي اظهار نظرهايي داشته اند.


    در ابتداي پيروزي انقلاب حضرت امام (ره ) فرمودند :

« ما به تمام جهان تجربه هايمان را صادر مي كنيم و نتيجه ي مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون كوچكترين چشمداشتي به مبارزان راه حق انتقال مي دهيم و مسلما" محصول صدور اين تجربه ها جز شكوفه هاي پيروزي و استقلال و پياده شدن احكام اسلام براي ملت هاي دربند نيست . »  (1)

« ما انقلابمان را به تمام جهانيان صادر مي كنيم چرا كه انقلاب ما اسلامي است و تا بانگ لااله الا الله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنين نيفكند مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجاي جهان عليه مستكبرين هست ما هستيم.»(4)

    امام امت در يكي ديگر از بيانات خويش در مورد صدور انقلاب مي فرمايند :

« بحمد الله امروز قدرت ايراني و قدرت اسلام در ايران به طوري است كه توجه همه ملت هاي ضعيف را به خودش معطوف كرده است و اسلام صادر شد در سرتاسر دنيا. از اين سياه هاي عزيزي كه در آمريكا هستند و تا آفريقا و تا شوروي و همه جا نور اسلام تابيده است و توجه مردم به اسلام شده است . و منظور از صدور انقلاب همين بود و تحقق پيدا كرد و انشاءالله اسلام در همه جا غلبه بر كفر خواهد پيدا كرد . » (5)

 

معنا و مفهوم صدور انقلاب

    پيروزي انقلاب اسلامي ايران سرآغاز تحقق وعده ي الهي براي رهايي مستضعفان بود. اين انقلاب همچون مشعل فروزاني راه رهايي ملت ها را از قيد و بند استكبار جهاني روشن كرد و به گفته ي شهيد والامقام محمد جواد باهنر:

« انقلاب ايران اسلام عزيز را در دنيا حيات تازه اي بخشيد . » (6)

    گيز لاكرافت دانشمند آلماني شركت كننده در همايش بين المللي «گفتگوي فرهنگ ها : حافظ گوته و پوشكين» با اعلام اين مطلب گفت :

« اسلام در دهه هاي اخير به الگو و مكتب نيرومندي تبديل شده كه در سايه ي آن مبارزه شديد با ماديگري و براي احياي معنويت جريان دارد. »

    تجديد حيات جوامع اسلامي و رشد روزافزون معنويت و بيداري ملت هاي تحت ستم در سايه ي پيروزي انقلاب اسلامي باعث شد تا ماشين جنگ رواني غرب با تمام قدرت و توان خويش پروسه ي مخدوش سازي چهره ي انقلاب اسلامي را با شيوه ها و ابزارهاي مختلف به كار بندد تا در ارزش هاي اسلامي و امكان اجراي آنها در قرن بيستم شك و ترديد ايجاد كند. يكي از توطئه هاي استعماري آنان تحريف و وارونه جلوه دادن صدور انقلاب بود به گونه اي كه هدف از صدور انقلاب را كه دعوت به اسلام بود به معناي تجاوز به سرزمين ديگران و جنگ و زورگيري معرفي كردند.  امام خميني (ره ) در مقام تبيين معنا و مفهوم صدور انقلاب اسلامي تصريح مي كنند :

« ما كه مي گوييم اسلام را مي خواهيم صادر كنيم معنايش اين نيست كه ما سوار طياره بشويم و بريزيم به ممالك ديگر يك همچو چيزي نه ما گفتيم و نه ما مي توانيم . اما آنكه ما مي توانيم اين است كه مي توانيم به وسيله ي دستگاه هايي كه داريم به وسيله ي همين صدا و سيما به وسيله ي مطبوعات به وسيله ي گروه هايي كه به خارج  مي روند اسلام را آن طوري كه هست معرفي كنيم . اگر آن طوري كه هست معرفي بشود مورد قبول همه خواهد بود . » (7)

« صدور انقلاب صدور تجاوز و جنگ و به معناي گرفتن زمين هاي ديگران نيست ... صدور انقلاب به معناي صدور پيام و صدور رسالت انقلاب است صدور ارزش هايي مانند استقلال عدم وابستگي خودكفايي خصلت هاي انساني پاك ايمان شرف افتخار حمايت از مستضعفان و .. » (8)

    امام خميني (ره ) در جايي ديگر به منظور جلوگيري از هرگونه برداشت غلط از معناي صدور انقلاب خاطرنشان مي سازند كه معني صدور انقلاب ما اين است كه اين بيداري اسلامي در همه ي ملت ها ايجاد شود و صدور انقلاب با زور و كشورگشايي نيست بلكه در پرتو اسلام و اخلاق اسلامي است . امام در يكي از بيانات خويش در اين باره مي فرمايند :

« اينكه مي گوييم بايد انقلاب ما به همه جا صادر بشود اين معني غلط را از آن برداشت نكنند كه ما مي خواهيم كشورگشايي كنيم . ما همه ي كشورهاي مسلمين را از خودمان مي دانيم . همه ي كشورها بايد در محل خودشان باشند ما مي خواهيم اين چيزي كه در ايران واقع شد و اين بيداري كه در ايران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند و دست آنها را از مخازن خودشان كوتاه كردند اين در همه ي ملت ها و در همه ي دولت ها بشود. آرزوي ما اين است (9)

    مقام معظم رهبري نيز با اشاره به ضرورت شناسايي مفاهيم جديد انقلاب و عرضه ي آنها به مشتاقان و طالبان حقيقتي در سطح جهان مي فرمايند :

« انقلاب اسلامي و نظام اسلامي مفاهيم بكر و تازه اي در دنيا دارد مفاهيمي دارد كه اگرچه مشتركاتي با دنيا دارد اما اختصاصاتي دارد كه اين را از شبيه خودش در مكاتب گوناگون و جريان هاي فكري و نحله هاي فكري دنيا جدا مي كند; بايد آن را در بياوريم و پايش هم بايستيم و بيان كنيم . » (10)

 

صدور ارزش هاي فرهنگي

    با عنايت به آنچه كه گذشت يادآور شديم كه صدور انقلاب در منظر و انديشه ي امام راحل (ره ) و مقام معظم رهبري صدور پيام و رسالت انقلاب اسلامي و انتقال ارزش هاي معنوي و الهي به گوش جهانيان است كه اين امر در سايه ي زور و لشكركشي انجام نمي شود بلكه جهت نيل به اين هدف بايد كليه ي امكانات و ابزارهاي پيام رساني محتواي پيام موقعيت زمان و مكان نيازهاي مخاطبان در مناطق مختلف دنيا مورد توجه و دقت قرار گيرد. انقلاب ما يك انقلاب فرهنگي بود و به تعبير شهيد مظلوم دكتر بهشتي « انقلاب ارزش ها » محسوب مي شود. اكنون به طور اجمال به گوشه هايي از وظايف و اهداف استراتژيك نظام در خصوص انتقال و ابلاغ ارزش هاي والاي فرهنگي در عرصه ي بين الملل اشاره مي كنيم :
بديهي است همانطوري كه قبلا نيز بيان شد مهمترين بعد تاثيرگذاري نظام در دنيا همان بعد فكر و فرهنگ و انديشه است كه به فرموده ي رهبر فرزانه ي انقلاب :

« اگر ما بتوانيم در صحنه ي فكر و فرهنگ كار شايسته اي انجام دهيم همه ي تهديدهاي مادي دنيا خنثي خواهد شد . » (11)

    1 ـ دعوت و تبيين مفاهيم و معارف اسلامي در جهان يكي از رسالت هاي مهم انقلاب اسلاميمان در عرصه ي بين الملل معرفي و احيا و گسترش تفكر و معارف اسلامي است . دشمنان و معاندان اسلام همواره مي كوشند چهره ي اسلام را مخدوش سازند و حقايق را وارونه جلوه دهند. بر اثر پيروزي انقلاب اسلامي دين و دينداري در سراسر جهان احيا گرديد و دين و معنويت به صحنه ي اجتماع بازگشت . اصلاح تفكر ديني و زدودن خرافات و بدعت ها از چهره ي دين اسلام و پاسخگويي ديني به نيازهاي فكري جامعه بشري ازجمله اهداف اساسي انقلاب بشمار مي رود. امام خميني (ره ) در اين زمينه مي فرمايند :

« ما موظفيم كه اسلام را در همه جاي دنيا معرفي كنيم . اسلام مظلوم است الان در دنيا غريب است در دنيا .»(12)

« مقصد اين است كه اسلام احكام اسلام احكام جهانگير اسلام زنده بشود و پياده بشود و همه در رفاه باشند و همه آزاد باشند همه مستقل باشند . » (13)

    رهبر معظم انقلاب نيز با تاكيد بر رعايت موقعيت ها ابزار و شيوه هاي ابلاغ پيام به ديگر كشورها تصريح مي كنند كه :

« امروز در دنيا براي اثرگذاري كارها پي درپي تئوري هاي فكري ساخته و پرداخته و القا مي شود; براي اينكه ذهن ها ـ كه مخاطب و آماج اين حمله فكري و معنوي هستند ـ خاضع و قانع و تسليم شوند تا آنها بتوانند با امكان مادي و ثروتي كه در اختيار دارند به مقاصد خود برسند. ماييم و تفكر و معارف اسلامي ماييم و پيام انقلاب اسلامي; ما بايد بتوانيم اينها را درست به دنيا برسانيم ... ما بايد بتوانيم مفاهيم و معارف اسلامي و آنچه را كه متعلق به ماست بيان كنيم ; البته بايد با لحن و بيان روشنفكرانه و كاملا مترقي و با استفاده از واژگان متناسب با هر دوره و زمان باشد . » (14)

 

2- معرفي و تبيين فرهنگ و تمدن ايران اسلامي

    يكي از ابزارهاي كارآمد در معرفي فرهنگ و تمدن ايران اسلامي به منظور ترسيم چهره ي واقعي ايران اسلامي و زدودن زنگارها و تحريفات گسترده ي ناشي از شبيخون فرهنگي غرب استفاده مطلوب از   رسانه هاي جمعي و بهره گيري از شبكه هاي اطلاع رساني بين المللي است. شناخت زبان ابزار و شيوه هاي موثر در گسترش و توسعه ي روابط و مناسبات فرهنگي با كشورها در جهت معرفي مباني اهداف مواضع و دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران لازم و ضروري مي باشد.

    ميراث گرانقدر فرهنگ و تمدن ايراني همه ي انديشمندان و صاحبان فكر و ادب را به اعجاب و شگفتي واداشته و در برابر آن سرتسليم فرود آورده اند.

    اظهارنظرها و ارزيابي بسياري از متفكران و بزرگان علم و هنر كه از گوشه و كنار جهان به ايران اسلامي سفر كرده اند خود شاهد صادقي است بر اين مدعا.

    دكتر حنا الفاخوري نويسنده اديب و انديشمند برجسته مسيحي لبنان و صاحب بيش از يكصد اثر در زمينه هاي ادبيات تاريخ و فلسفه كه تحت تاثيرعميق فرهنگ و تمدن ايران قرار گرفته طي اظهار نظري   درباره دستاوردهاي فكري ادبي انقلاب اسلامي مي گويد:

«من درباره ي تاريخ ايران در دوره هاي قديم و جديد بسيار شنيده بودم و آثار ادبيان و دانشمندان ايراني را فراوان خوانده ام بسيار انديشيدم تا از فرصتي كه براي ديدار از جمهوري اسلامي ايران به من عطا شده است استفاده كنم و با آثار مهد علم و دانش آشنا شوم حال اين را با چشم خود ديدم و با بينايي و قلب مشاهده و درك كردم... من خود را همراه فردوسي در شاهنامه مي بينم و به بهشت هنرهاي دستي و ادبي و نقاشي و نقش و نگارها وارد مي شوم و با عمر خيام در رباعياتش و با كمال الدين اصفهاني با اشعارش و با احساسش و با عرفان حافظ همراه هستم با تامل مي نگرم در دست هاي زيبانگار كه جهاني زيبا را بنيان گذاشته اند و عقل هايي كه تخيل و نوآوري مي كردند و به زبان هايي كه آموختند و پرورش دادند و به جهان ميراثي گرانبها را ارزاني داشتند من غرق در دريايي از شگفتي هستم. من از زماني كه به تامل در دنياي عرب و پيرامون آن و عوامل موثر در آن پرداختم باعث افتخارم بود كه از شايستگي ملتي غني و آگاه بهره مند شوم. در كارهايم هميشه خود را در مقابل ايران و گرايش ايراني به هر سمت كه مي نگريستم مي ديدم تاثير ايراني و كار ايراني و نبوغ ايراني به طور كامل گويا است بخصوص در زبان عربي در نوشته هاي خود در فلسفه و زبان تلاش كرده ام اين تاثير را بگويم . هويدا كردن اين شايستگي نه از روي تعصب بلكه به سبب حقيقت يابي و التزام به علم بود . » (15)

    درجهت معرفي فرهنگ و تمدن ايران و انقلاب اسلامي آگاه ساختن جهانيان با مفاهيم ذيل لازم و ضروري است:

- معرفي شخصيت و سيره ي نظري و عملي حضرت امام (ره )

- شناساندن اصول و مباني انقلاب اسلامي به جهانيان

- معرفي تحولات معنوي فكري و اجتماعي ملت مسلمان ايران در پرتو انقلاب اسلامي

- نماياندن ارزش هاي اصيل انقلاب و معرفي و تببين فرهنگ ايمان و ايثار و شهامت

- معرفي و احياي آثار شخصيت هاي اسلام شناس و ايران شناس

- معرفي فرهنگ هنر ادبيات شعر انقلاب اسلامي

     سينما و تلويزيون به عنوان يكي از موثرترين بسترهاي معرفي فرهنگ و هنر نقش بسيار مهمي دارند. به ويژه سينماي ايران كه در اين سال ها به سرعت رشد كرده و با پرداختن به موضوعات و مضامين انساني جاي خود را در ميان ملل مختلف باز كرده است . سينماي پس از انقلاب اسلامي يكي از توانمندترين سينماهاست و موفقيت آن در عرصه ي جهاني مديون سادگي اخلاص و جنبه هاي ظريف انساني و ذاتي و در واقع بيان جنبه هاي مثبت بشري است.

 

3ـ فرهنگ و تمدن حقيقي در پرتو انقلاب اسلامي

    تمدن ها و فرهنگ ها داراي خصوصيات و ويژگي هاي عمومي بوده و جريان هاي آن بيانگر خدمات مشترك و ارزش هاي تمامي بشريت است.

    اصل گفتگوي فرهنگ ها تمدن ها در نظر دارد تا ملت ها با اديان و فرهنگ هاي مختلف از طريق گفتمان هنر ادبيات مراودات علمي به شناخت يكديگر بپردازند و وجوه اشتراك بين خود را دريابند و ديوارهاي بي اعتمادي و بدبيني ناشي از سوتفاهمات را فرو ريزند و با حفظ اصول فرهنگي خويش نقاط اشتراك موجود را تقويت كنند و همان نقاط اشتراك را مبنا و پايه ايجاد و گسترش روابط قرار دهند و بدون آنكه فرهنگي بخواهد خود را بر فرهنگي ديگر مسلط يا تحميل كند صرفا" با اتكاي به اشتراكات و مراودات صحيح فرهنگي به اصل همزيستي مسالمت آميز و صلح پايدار دست يابند.

    آقاي صبحي الجابي پژوهشگر و نويسنده ي سوري در خصوص تاثير و بازتاب جهاني فرهنگ و تمدن انقلاب اسلامي اظهار مي دارد:

«انقلاب اسلامي فرهنگ و تمدن حقيقي را براي جهانيان به ارمغان آورد. اين تمدن در تمام زمينه هاي سياست حقوق بشر و اخلاق با فرهنگ و تمدن غرب تفاوت اساسي دارد به هر حال هركس فرهنگ انقلاب اسلامي را الگوي خود قرار دهد حتما پيروز خواهد شد. طرح گفتگوي تمدنها نشانه ي حضور ايران در سطح جهاني و پاسخي به جنگ تمدنها است كه صهيونيست ها آن را در آمريكا مطرح كردند . » (16)

 

4ـ تقويت وحدت امت بزرگ اسلامي

    يكي از بركات انقلاب اسلامي ايران تحكيم اخوت اسلامي و ايجاد و تقويت وحدت در ميان مسلمانان بوده است. اين انقلاب با طرح مجدد قرآن و با الهام از سيره ي شريف نبوي شالوده ي وحدت اسلامي الگوي همبستگي و وحدت مسلمانان را پايه ريزي كرد. امام خميني(ره) از همان آغاز پيروزي انقلاب اسلامي مردم مسلمان جهان را به يكپارچگي و وحدت در برابر حاكمان جور و دشمنان اسلام دعوت نمودند و سند عزت و پايداري ملل مسلمان را وحدت كلمه و توحيد كلمه مي دانستند. در يكي از بيانات ايشان چنين مي خوانيم:

اي مسلمانان جهان كه به حقيقت اسلام ايمان داريد! بپاخيزيد و در زير پرچم توحيد و در سايه تعليمات اسلام مجتمع شويد و دست خيانت ابر قدرتان را از ممالك خود و خزائين سرشار آن كوتاه كنيد و مجد اسلام را اعاده كنيد و دست از اختلافات و هواهاي نفساني برداريد كه شما داراي همه چيز هستيد . » (17)

    ايجاد زمينه ي مناسب براي تقريب مذاهب و ساماندهي وحدت در ميان مسلمانان از طريق تاسيس مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي كه به ابتكار مقام معظم رهبري صورت گرفت در جهت گسترش و     توسعه ي مفاهيم نظري و عملي وحدت و همزيستي اسلامي موثر بوده است .

    برگزاري همايش هاي وحدت اسلامي در گوشه و كنار دنيا چاپ و نشر هزاران عنوان كتاب روزنامه نشريه حول محور وحدت اسلامي و حمايت و پشتيباني از ملت مظلوم و ستمديده جهان بويژه مردم مظلوم فلسطين نشانگر حمايت جمهوري اسلامي ايران از منافع كشورها و ملت هاي اسلامي وحفظ ارزشهاي الهي و انساني در سطح جهاني است.

    اسامه ابوحمدان نماينده ي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس ) در لبنان انتفاضه ي مردمي فلسطين را يكي از ثمرات انقلاب اسلامي در ايران مي داند ودر اين باره مي گويد:

«باپيروزي انقلاب اسلامي مهمترين خواسته مسلمانان در قرن بيستم تحقق يافت . مسلمانان جهان انقلاب اسلامي را الگو و سرمشق خود مي دانند و باور دارند كه نظام اسلامي در تمامي دوران ها قادر است حكومت تشكيل دهد. انقلاب اسلامي مايه ي مباهات و افتخار ملت فلسطين است . مردم مسلمان ايران كه قدرتمندترين پايگاه استكبار جهاني و رژيم صهيونيستي را در منطقه فرو ريختند ملت فلسطين را به گرفتن حقوق از دست رفته ي خود اميدوار ساختند . » (18)

 

5ـ معرفي چهره ي اصيل تشيع و احياي فرهنگ اهل بيت (ع )

    يكي از ويژگيهاي انقلاب اسلامي پيروي و تبعيت از مكتب اهل بيت عصمت و طهارت در اوان پيروزي و تداوم انقلاب مي باشد. راه پر عظمت و پر فروغ ائمه معصومين(ع) همواره سرمشق و الگوي ملت بزرگ ايران در طول مبارزات با رژيم ستم شاهي و استمرار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بوده است.

    ترويج فرهنگ ناب محمدي (ص) و تبيين چهره تابناك تشيع با حفظ اصول وحدت و پرهيز از ايجاد حساسيت ها و مقابله با هر گونه تفكر نفاق افكنانه يكي از ثمرات ارزشمند اين انقلاب است. امام بزرگوارمان چنين حركتي را از سال42 براي مشتاقان هموار نمودند و هم اكنون شعاع عزت و سربلندي اش سراسر گيتي را پرتو افكنده است .

    پيروي از فرهنگ جهاد و شهادت آزاديخواهي و ظلم ستيزي امامان شيعه خصوصا درس عزت و افتخاري را كه حسين بن علي (ع) در صحراي كربلا به انسان ها آموخت از آثار و بركات انقلاب اسلامي است كه امروز ميليونها نفر در گوشه وكنار دنيا به آن چشم دوخته اند و بدان تاسي مي جويند.

امام راحل (ره ) در وصيت نامه ي الهي ـ سياسي خويش مي فرمايند:

«ما مفتخريم كه مذهب ما جعفري است كه فقه ما درياي بي پايان است يكي از آثار اوست وما مفتخريم به همه ي ائمه ي معصومين ـ عليهم صلوات الله ـ و متعهد به پيروي آنانيم . ما مفتخريم كه ائمه ي معصومين ماـ صلوات الله و سلامه عليهم ـ در راه تعالي دين اسلام و در راه پياده كردن قرآن كريم كه تشكيل حكومت عدل يكي از ابعاد آن است در حبس و تبعيد بسر برده و عاقبت در راه براندازي حكومت هاي جابرانه و طاغوتيان زمان خود شهيد شدند . »(19)

«يكي از خصلت هاي ذاتي تشيع از آغاز تاكنون مقاومت و قيام در برابر ديكتاتوري و ظلم است كه در تمامي تاريخ شيعه به چشم مي خورد هرچند كه اوج اين مبارزات در بعضي از مقطع هاي زماني بوده است . انقلاب مشروطيت جنبش كودتا و... قابل اهميت فراوان است . تاسيس حوزه ي علمي ديني در بيش از نيم قرن اخير در شهر قم و تاثير اين حوزه در داخل و خارج كشور ايران و نيز تلاش روشنفكران مذهبي در داخل مراكز دانشگاهي و قيام سال 42 ـ41 ملت ايران به رهبري علماي اسلام كه تا امروز ادامه دارد همه عواملي هستند كه اسلام شيعي را در سطح جهاني مطرح مي كند.(20)


6ـ ترويج و گسترش زبان و ادبيات فارسي

    زبان فارسي تنها مختص ايرانيان نيست بلكه به عنوان سرمايه ي جهاني و زبان گوياي انقلاب اسلامي از جايگاه رفيع و بالايي برخوردار است . زبان فارسي به لحاظ معاني عميق و ژرف و ريشه هاي تاريخي و الفاظ سليس و شيرين مشتاقان و علاقمندان بسياري را به خود جلب كرده است تا جايي كه شهره و     آوازه ي زبان و ادب فارسي و اشعار بديع، نغز و پرمغز شاعران نامدار ايراني چون حافظ، سعدي، عمرخيام، جلال الدين رومي، ابوالقاسم فردوسي و... شرق تا غرب عالم را فراگرفته و همه را شيفته و مجذوب خويش ساخته است.

    رهبر معظم انقلاب اسلامي در يكي از بيانات خويش به سابقه ي ديرينه ي زبان فارسي و اهميت آن اشاره نموده و مي فرمايند:

«از آن زماني كه ادبيات ايران از غرب استانبول تا شرق آسيا را در بر مي گرفت چندان زماني نگذشته است. زبان فارسي زبان ديواني كشور عثماني بود و تا اقصي نقاط هند و چين زبان مذهبي اداري ادبيات و هنر محسوب     مي شد . » (21)

    شاعر و غزل سراي بزرگ ايران شمس الدين محمدخواجه حافظ شيرازي در يكي از غزليات معروف خويش كه به سلطان غياث الدين شاه فرمانرواي مسلمان و فارسي دوست بنگال در قرن هفتم هجري اهدا كرده است به سابقه ي نفوذ زبان فارسي و فرهنگ تمدن اسلامي در بنگال اشاره مي كند و مي گويد:

ساقي حديث سرو و گل و لاله مي رود                          وين بحث با ثلاثه غساله مي رود

شكر شكن شوند همه طوطيان هند                                 زين قند پارسي كه به بنگاله مي رود

حافظ ز شوق مجلس سلطان غياث دين                         غافل مشو كه كار تو از ناله مي رود

    خوشبختانه پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز اقدامات مهم و اساسي در راه رشد و تعالي زبان و ادب فارسي برداشته شده و بسياري از مراكز و بنيادهاي تحقيقي و پژوهشي در اين خصوص تاسيس گرديده است . اين نشان دهنده ي اين واقعيت است كه انقلاب اسلامي در جهت پيشرفت و ترقي فرهنگ و ادب فارسي اهميت ويژه و فوق العاده اي قائل بوده و مي باشد.

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با گروهي از مسئولان هنرمندان و نويسندگان بر ضرورت فراگيري درست زبان فارسي در انتقال پيام انقلاب اسلامي فرمودند:

«امروز به بركت انقلاب اسلامي در نقاطي از جهان زبان فارسي به عنوان زبان دوم و يا زبان دانشگاهي مورد توجه قرار گرفته است و حتي در مناطقي از جهان مانند جزيره العرب بسياري از افراد توانسته اند از طريق راديو و تلويزيون ايران به تدريج زبان فارسي را فرابگيرند و با آن تكلم كنند. همچنين مسلمانان با آموختن زبان فارسي پيام اسلام را از انقلاب مي گيرند و غير مسلمان نيز با فراگيري زبان فارسي مي خواهند پيام نو را از امام و پدر اين انقلاب دريافت كنند . » (22)

    همچنين در ديدار با مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي از زبان فارسي به عنوان يكي از كانالهاي مطمئن فرهنگي ياد مي كنند و در زمينه ي ترويج اين زبان مي فرمايند:

«من معتقدم يكي از كانال هاي كاملا مطمئن فرهنگي ما زبان فارسي است كه بايد بتوانيم آن را تامين و پشتيباني كنيم تا اين زبان رواج پيدا كند . » (23)

    مطالبي كه از نظر خوانندگان محترم گذشت گوشه هايي از ويژگي ها و خصوصيات فرهنگي انقلاب اسلامي در عرصه ي جهاني بود. انقلابي كه با همت و تلاش آحاد ملت بزرگ ايران به رهبري امام   خميني(ره) و با نثار هزاران هزار شهيد گلگون كفن به پيروزي رسيد تجسم اخلاق و ايمان و بهترين ارزشهاي الهي و فرهنگي بود كه امروز در سرتاسر گيتي تاثير و بازتاب هاي مطلوبي را به دنبال داشته است. فرهنگ بيداري اسلامي عزت خواهي فرهنگ ايثار و شهادت فرهنگ اتكاي به نفس و مقاومت توكل به ذات اقدس الهي همه و همه از دستاوردهاي ارزشمند انقلاب اسلامي محسوب مي شوند كه پرداختن به هر يك از اين ارزش هاي والا مثنوي هفتاد من كاغذ شود.


پي نوشت ها :

1-  نشريه شما مورخ 77 10 10 13

2- بيانات مقام معظم رهبري مورخ 80 11 17 در ديدار با اعضاي شوراي عالي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي .

3- پيام برائت از مشركان صحيفه نور ج 20 ص 118 مورخ 66 5 6

4- صحيفه نور ج 17 ص 240 مورخ 62 2 4

5- پيام امام خميني (ره ) به مناسبت سالروز پيروزي انقلاب اسلامي صحيفه نور ج 11 ص 266 58 11 22

6- نقش قيامتي انقلاب اسلامي ص 95

7- صدور انقلاب از ديدگاه امام ص 61 ـ60

8- مباحثي پيرامون فرهنگ انقلاب اسلامي ص 364 و 366 شهيد محمدجواد باهنر

9- بيانات امام خميني در جمع سفراي كشورهاي اسلامي صحيفه نور ج 13 مورخ 59 7 28

10- بيانات مقام معظم رهبري مورخ 80 11 17

11- بيانات مقام معظم رهبري در جمع مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي مورخ 80 11 17

12-  صحيفه نور ج 18 ص 103 ـ 102 در ديدار با مسئولان دانشگاه امام صادق (ع ) مورخ 62 6 15

13- صدور انقلاب از ديدگاه امام راحل (ره ) ص .31

14- بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي مورخ 80 11 17

حضرت امام خميني :

ما موظفيم كه اسلام را در همه جاي دنيا معرفي كنيم . اسلام مظلوم است در دنيا غريب است در دنيا .

رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي :

مائيم و تفكر و معارف اسلامي مائيم و پيام انقلاب اسلامي . ما بايد بتوانيم اينها را درست به دنيا برسانيم . انقلاب اسلامي ايران در عين داشتن اهداف سياسي و اجتماعي نگاه خاصي به جهان بيني و تمدن اسلامي داشت . اين رويداد در بيداري مسلمانان جهان و نوزايي باورهاي ديني نقش عمده اي ايفا كرد

15- چشم انداز ارتباطات فرهنگي فروردين 82 ص 60

16- روزنامه كيهان شماره ي 16440 ص 16

17- صحيفه نور ج 13 ص 83 مورخ 1359 6 21

18- روزنامه كيهان مورخ 77 11 10

19- صحيفه نور ج 21 ص 171

20- صحيفه نور ج 4 ص 188

21- روزنامه كيهان پنجشنبه 1377 2 24

22- روزنامه كيهان پنجشنبه مورخ 1377 2 24

23- بيانات مقام معظم رهبري مورخ 80 11 17

 

ابعاد تاثیر انقلاب اسلامی بر بیداری مسلمانان

ابعاد تاثیر انقلاب اسلامی بر بیداری مسلمانان

انقلاب اسلامی چه تاثیری بر جنبش‌های سیاسی اسلامی و بیداری بخشی به مسلمانان داشته است، در پاسخ به این پرسش می‌توان به آثار متعدد و متنوع با ابعاد سیاسی، فرهنگی و امنیتی اشاره داشت:

الف ) تاثیرات سیاسی: یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران تجدید حیات سیاسی اسلام در گستره جغرافیای اسلام بودکه جریانها و جنبش‌های سیاسی محور آن بود اما عمق این پدیده را باید در متن توده مسلمان جستجو کرد که در سه شکل در شرایط فعلی نمود عینی پیدا کرده است.

۱ ) انتخاب اسلام به عنوان ایدئولوژی مبارزه و مقاومت

۲ ) تلاش برای دستیابی به حکومت اسلامی (ارائه طرح حکومت اسلامی)

۳ ) نقش انقلاب بر جنبش‌های سیاسی و جریانهای فکری در لایه‌های مختلف جوامع اسلامی

ب ) تاثیرات فرهنگی: نهضت‌های اسلامی و جریانهای فعال متاثر از متن مردم جوامع اسلامی، شعائر وشعارهای انقلابی ایران مانند، جهاد، شهادت و ایثار را به عنوان اصول اساسی مبارزاتی خود پذیرفته‌اند. به تعبیر سخنگوی جهاد اسلامی فلسطین در دیدار حضرت امام(ره)، با ظهور انقلاب شما (اسلامی) ملت مسلمان و بزرگ ما فهمید که راهش جهاد و مبارزه است. انتفاضه بارقه‌ای از نور و بازتابی از پیروزی‌های بزرگ انقلاب شماست، انقلابی که بزرگترین تحول را در عصر ما به وجود آورد. شعارهای لاشرقیه و لاغربیه، الله‌اکبر، هیهات من‌الذله، الموت‌الآمریکا و اسراییل،... و دیگر شعارهای با صبغه مذهبی از جمله شعارهای صادراتی انقلاب اسلامی است که جنبش‌ها و جریانها در تحرکات و راهپیمایی خود همواره به آن تکیه می‌کنند، این مضامین که خود هر یک محتوایی به فراخی یک مدل و الگوی سیاسی و مقاومتی در برخورد با رخدادها و عوامل آن دارد، در میان نسل جوان مسلمانان نیز رسوخ پیدا کرده و تاثیر مثبت و کارآمدی خود را به اثبات رسانده است.

انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک پدیده حائز خصلت فراملی، مرزهای جغرافیایی را در نوردید و در سطح کلان، فرهنگ، سیاست و نظام حاکم بر روابط بین‌المللی را دستخوش تغییرات بنیادین کرد. در این میان جغرافیای اسلام به طور ویژه متأثر شد. از نمودهای این تاثیرات:

۱ ) حیات مجدد اسلام بر عرصه جهانی و گرایش روز افزون مردمی برای تشرف به دین اسلام.

۲ ) زنده کردن احساسات آزادی خواهانه و استقلال طلبانه در مستضعفان و محرومان جهان.

۳ ) گرایش به مذهب، فروپاشی افکار و اندیشه‌های بلوک شرق و به چالش کشیده شدن اندیشه‌های لیبرالیسم، اومانیسم و بلوک غرب.

۴ ) گرایش شدید و پررنگ به حجاب و ظهور آن در هیئت یک جنبش فعال و چالش‌زا برای کشورهای غربی، لیبرال و لائیک.

۵ ) به هم ریختن معادلات سیاسی و امنیتی قدیمی و به اثبات رساندن ناکار آمدی راهبردها و طرح‌های نرم و سخت لیبرال دموکراسی و سرمایه داری به محوریت قدرتهای هژمون تاریخی در منطقه و جهان.

تاثیر انقلاب اسلامی بر راهبردهای امنیتی آمریکا

آمریکایی‌ها یا بهتر بگویم جبهه صهیونیزم مسیحی به بهانه رخداد یازده سپتامبر به منظور تثبیت و استمرار هژمونی سیاسی و امنیتی و اقتصادی بر منطقه و حفظ وضع موجود در روابط بین‌الملل، طرح خاورمیانه بزرگ (خاورمیانه جدید) را با چند هدف مشخص تعریف و ارائه کرد؛ مرکز ثقل این طرح جغرافیای اسلام بود که خاورمیانه نقطه آغازین برای استقرار این طرح با اهداف ذیل بود:

۱ ) تسلط بر مراکز نفتی و دولت‌های منطقه برای تامین فرایند ارزان، مطمئن و مستمر انرژی

۲ ) تامین امنیت و سلطه رژیم صهیونیستی بر منطقه خاورمیانه

۳ ) مهار و یا انحراف جنبش‌های اسلامی برای جلوگیری از توسعه نفوذ آنها

۴ ) براندازی و یا مهار و محدودسازی جمهوری اسلامی ایران به عنوان موتور محرک جریان بیداری اسلامی

اما این اهداف خود تابع عوامل دیگر بودند

۱ ) درک و آگاهی از عمق بیداری اسلامی و نگرانی از تبدیل شدن این جنبش‌ فکری به کارگردانان قدرت و مدیران و سیاستمداران آینده.

۲ ) نگرانی از تسلط عوامل بیداری اسلامی به عنوان قدرتهای هژمون سیاسی و امنیتی در منطقه خاورمیانه به عنوان هارتلند جهان اسلام و نقطه رقم زننده معادلات آینده.

۳ ) نقش برخی از سران منطقه و رژیم‌های وابسته در جهان اسلام در تقویت نگرانی از رشد اسلام‌گرایی.

۴ ) نقش رسانه‌ها و بنگاه‌های غربی و صهیونیستی در معرفی بیداری اسلامی به عنوان تروریسم و نماد خشونت.

۵ ) مهمترین دلیل، ظهور ایده صهیونیزم مسیحی به عنوان یک الگوی عقیدتی و ایدئولوژی با ویژگی‌های افراطی‌گری، تصلب فکری و سیاسی است که پیگیر یک جنگ ایدئولوژیک و صلیبی است.

آمریکا که با راهبردها و طرح‌های استراتژیک از پیش طراحی شده به دنبال مدیریت بحران و چالش‌های خاورمیانه بود، با ناکامی بی‌سابقه‌ا‌ی مواجه شد. راهبرد آمریکا در دو چهره سیاست مشت آهنین و جنگ نرم یا نبرد فرهنگی با تکیه به ابزار رسانه و انتخابات نمود یافت. در هر دو شکل با چالش جدی مواجه و کاملاً بی‌نتیجه بود، تجربه افغانستان و ظهور مجدد طالبان، تجربه عراق و روی آمدن اکثریت شیعه با گرایش اسلامی، تجربه فلسطین و تقویت موقعیت سیاسی و اجتماعی جنبش سیاسی اسلامی حماس و جهاد اسلامی و سرانجام تجربه جنگ ۳۳ روزه و شکست تاریخی رژیم صهیونیستی و ایده‌های آمریکا از جمله شواهد عینی شکست‌های استراتژیک آمریکا در نیل به اهداف از پیش تعریف شده بود.

 

● پیامدهای بیداری اسلامی برای آمریکا

۱ ) آمریکایی‌ها با شعار حقوق بشر و دموکراسی‌سازی، طرح‌های خود را برای منطقه خاورمیانه معرفی می‌کردند و در تحقق آن به دنبال تقویت جایگاه خود در میان افکار عمومی جهان اسلام بودند اما در دست یابی به این هدف ناکام ماندند.

۲ ) آمریکا در چارچوب سیاست تثبیت هژمونی منطقه‌ای خود به دنبال سرکوب جریان‌های اصیل بیداری اسلامی بود اما امروز جریان‌های اصیل اسلامی در تمام کشورهای اسلامی و عربی به ویژه کشورهای هدف «لبنان، فلسطین و عراق» به مهمترین نیروهای سیاسی و اجتماعی جهان عرب مبدل شده‌اند، جریان‌های شیعه و سنی اصیل با تکیه به تاکتیک‌ها و روش‌های عقلایی و کارساز جهان تشیع به محوریت ایران جبهه مقاومت در برابر هژمون طلبی آمریکا را شکل داده‌اند.

۳ ) نکته سوم، اینکه بیداری اسلامی باعث بحران مشروعیت و مقبولیت سیاسی برای پایگاه‌های سیاسی و فرهنگی و حتی امنیتی آمریکا و عوامل آن در منطقه شده است.

۴ ) نکته مهمتر اینکه؛ ظهور بیداری اسلامی باعث به هم خوردن ثبات و دوام و کار آمدی راهبردهای غرب در سطح بین‌المللی و مدیریت بحرانها از ناحیه آمریکا و متحدانش شده است. به همین دلیل است که جبهه صهیونیزم مسیحی تمام امکانات خود را بسیج کرده است تا منازعه خود با جهان اسلام و جبهه مقاومت راکه در نقطه سرنوشت‌ساز خود قرار دارد به نفع خود تغییر دهد. مقاومت نیز با علم به این مقاصد غرب، چشم‌انداز آینده را در نتیجه فینال تقابل با غرب تصور می‌کند.

 

● آسیب‌شناسی بیداری اسلامی

حدود بیش از سه دهه است که گروه‌های منسجم و سازمان یافته کوچک و بزرگ تحت عنوان جنبش‌های اسلامی با استناد و با اعتقاد به اسلام، در سطح محلی، ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی ظاهر شده‌اند. این جنبش که از حمایت و آگاهی جمعی در میان توده جوامع خود نیز بهره‌مند هستند، به سبب اقداماتشان که آثار عمیق و گسترده‌ای را به جاگذاشته‌اند، به شدت در کانون توجه کشورها و متفکران قرار گرفته‌اند. یکی از مسائل مطرح و حائز تامل در خصوص بیداری اسلامی، آسیب‌ها و آفت‌های پیش روی آنها می‌باشد که چالش‌های بسیاری را برای جریان اصیل بیداری اسلامی به وجود آورده است. بنیانگذار انقلاب اسلامی در بررسی آسیب‌ها و آفت‌های بیداری اسلامی و جنبش‌های سیاسی اسلامی به عنوان مصداق عینی آن به چند آسیب کلیدی اشاره دارند:

۱ ) تحریف اسلام و وارونه جلوه دادن مفاهیم دینی از سوی رهبران

۲ ) گرایش سیاسی حاکمان کشورهای اسلامی (لائیک، ملی مذهبی، پادشاهی، دنباله رو قدرت‌های بزرگ)

۳ ) تحجر و جمود فکری مقدس نماها

۴ ) نخبگان و روشنفکر نماهای مذهبی و ملی

۵ ) تفرقه و اختلافات فرقه‌ای و قومی

۶ ) آخوندهای دنیاطلب وابسته به قدرتها

۷ ) تکیه به رادیکالیسم و تملک به شیوه‌های غیر حقوقی و غیر شرعی و طرفداری از شیوه‌های تندروانه در پوشش عنوان جهاد که موجبات تخریب چهره جریان‌های اصیل را فراهم آورده و هزینه‌های بسیاری بر جهان اسلام تحمیل کرده است.

۸ ) بی‌برنامگی عمده جریان‌های اسلامی و نداشتن یک راهبرد و استراتژی تئوریزه شده، البته در مواردی شاهد حضور فکر راهبردی در میان جریان‌های بیداری بوده‌ایم که حزب‌الله لبنان و جنبش مقاومت فلسطین از جمله آنها است که فوائد بسیاری را عاید خود و جهان اسلام کرده و تاثیر بی‌سابقه‌ای بر شکل‌گیری معادلات سیال بین‌المللی که در حال گذار به نظم نوین داشته است.

نتیجه:

بیداری اسلامی به عنوان یک آگاهی جمعی با تکیه به اراده عمومی و متاثر از اسلام اصیل تحت مدیریت جمهوری اسلامی در شرایط کنونی تبدیل به رفتار سیاسی شده و در شکل یک ایده سیاسی سامان داده شده است. تئوریزه شدن این نهضت فکری مرحله فرمولیته‌ای را پشت سر گذاشته و به عنوان یک مدل سیاسی رخ نموده است. به طوری که، شرایط کاملاً نسبت به یک دهه گذشته متحول شده است. وضعیت معادلات منطقه در حرکت رو به پیش خود همسو با منافع و مصالح اسلام و جنبش‌های اسلامی و کاملاً به ضرر غرب در حال رقم خوردن است. این موج فزاینده نهضتی، در صدد شکستن موانع نهضتی غرب برای رسیدن به یک جامعه دین محور است.

این مسئله خود باعث تغییر موازنه قدرت در میان جنبش‌های اسلامگرا به نفع جنبش های شیعه با پشتوانه فرهنگی انقلاب اسلامی شده است. نکته پایانی این که جبهه‌بندی فکری و رفتار سیاسی جدیدی میان جریانها و جنبش‌های اصیل اسلامی با آمریکا و جریان‌های وابسته به آن شکل گرفته است و یک نوع نبرد فرهنگی و عقیدتی و سیاسی با آمریکا رخ عیان کرده است. جهان اسلام با غرب در مرحله فینال نبرد به سر می‌برد، مرحله‌ای سرنوشت ساز که نیاز به درایت و مدیریت هنرمندانه و خود محور دارد. غرب به عنوان نماد جبهه لیبرالیسم در مرحله نهایی کارکرد سیاسی و مدیریتی‌اش قرار دارد و در نقطه اوج منحنی رشد خود، دوران افول را آغاز کرده است. به همین دلیل در موضع دفاع انفعالی قرار دارد اما نهضت بیداری، در آغاز خیزش انقلابی، به سرعت حرکت تکاملی را تجربه می‌کند، حرکتی که هر چه پیش می‌رود به چشم‌انداز آرمانی خود نزدیک می‌شود و به همین دلیل بر عکس لیبرالیسم و جبهه غرب که در تمام ابعاد سیاسی، فکری و حتی نظامی در موضع نقد و تهاجم مدبرانه قرار دارد، بیداری اسلامی با اعتماد به نفس تام در حال ویران سازی بنیادهای سیاسی و حقوقی دست‌ساز غرب در منطقه است.

رویدادهای قمری و شمسی


  فهرست:   رویدادهای قمری میلاد حضرت زهرا(س) و روز مادر . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 4 ميلاد حضرت ولي عصر (عج) . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 7 هفته وحدت . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 8 روز قدس. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 9 عيد مبعث. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 12 عيد قربان و عيد غدير. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  . . . 14 رمضان و عيد فطر. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  . . 16 محرم. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .   . .  18 روز جانباز و پاسدار . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .   . .  20 هفته جوان  . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .   21     رویدادهای شمسی نوروز. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 23 12 فروردين (روز جمهوري اسلامي ايران) . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  24 سوم خرداد (سالروز آزادي خرمشهر) . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 25    13 آبان (روز ملي مبارزه با استكبار جهاني) . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 26 14خرداد (ارتحال امام خميني(ره)) . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .28 قيام 15 خرداد. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 29 هفتم تير (شهادت آيت الله شهيد بهشتي) . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 30 17 شهريور . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 32 هفته بسيج. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  33 هفته دفاع مقدس. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 35 انتخابات. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 38 هفته­ي دولت. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 40 12 دي سفر رهبري (روز یزد) . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  41 معلم  (شهادت شهید مطهری) . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 43 12 ارديبهشت كار و كارگر. . . . . .. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 45 انقلاب اسلامي . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 46  دهه­ي فجر و 22 بهمن . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  48   20 فروردين روز انرژی هسته ای . . . .  . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  50 هفته كتاب و کتابخوانی . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  51 روز خبرنگار         . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .52 احاديث منتخب اهل بيت عليهم السلام . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 54                     رویدادهای قمری       میلاد حضرت زهرا(س) و روز مادر امام خميني(ره) ¨  تمام ابعادي كه براي زن متصور است و براي يك انسان متصور است در فاطمه زهرا(سلام الله عليها) جلوه كرده و بوده است. ¨  فاطمه زهرا (سلام الله عليها) يك زن معمولي نبوده است، يك زن روحاني، يك زن ملكوتي، يك انسان به تمام معنا انسان، تمام نسخه انسانيت، تمام حقيقت زن، تمام حقيقت انسان. ¨      او فاطمه زهرا (سلام الله عليها) زني است كه تمام خاصه هاي انبيا در اوست. ¨  او فاطمه زهرا(سلام الله عليها) زني كه اگر مرد بود، نبي بود. زني كه اگر مرد بود به جاي رسول الله­(ص)­بود. ¨  فاطمه زهرا(سلام الله عليها) زني است كه فضائل او، هم طراز فضائل بي نهايت پيغمبر اكرم(ص) و خاندان عصمت و طهارت بود. ¨      همه بايد به فاطمه زهرا (سلام الله عليها) اقتدا كنيد. ¨      زنان، مردان شجاع را در دامان خود بزرگ مي­كنند. ¨  اگر زنان شجاع و انسان ساز از ملت­ها گرفته شوند، ملتها به شكست و انحطاط كشيده مي­شوند ¨      زنان بايد در مقدرات اساسي مملكت و سرنوشت خويش سهيم باشند. ¨      زن، پرورش ده زنان و مردان ارجمند است. ¨      از دامن زن، مرد به معراج مي­رود. ¨      شما بانوان در امر جهاد، همدوش سربازان و بانوان صدر اسلاميد. ¨      شما بانوان شجاع، دوشادوش مردان، پيروزي را براي اسلام بيمه كرديد. ¨      بانوان ايران در اين نهضت و انقلاب، سهم بيشتري از مردان دارند. ¨  شما خانم ها همان طوري كه آقايان مشغول هستند، همان طوري كه مردها در جبهه هاي علمي و فرهنگي مشغول هستند، شما هم بايد مشغول باشيد. ¨      زن، نقش بزرگي در اجتماع دارد. زن، مظهر تحقق آمال بشر است. ¨      مردان ما، مرهون شجاعت­هاي شما زن­هاي شيردل هستند. ¨      در تعليم و تربيت جامعه ي بزرگوار، بانوان، پيشتاز باشند. ¨  اسلام، با آزادي زن نه تنها موافق است، بلكه خود، پايه گذار آزادي زن در تمام ابعاد وجودي زن است. ¨      هيچ شغلي به شرافت مادري نيست. ¨      شما مادرها، شرف مادري داريد كه در اين شرف از مردها، جلوتر هستيد. ¨  رحمت خداوند بر مادراني كه جوانان نيرومند خود را به ميدان دفاع از حق فرستاده و به شهادت ارجمند آنان، افتخار مي­كنند. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در قله ي بشريت قرار دارد و كسي از او بالاتر نيست. ¨  نام فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در طول قرنها بعد از اسلام تا امروز، همواره براي ملتها وآحاد مسلمان، يك نام بسيار با عظمت و توام با تجليل و تعظيم بوده است. ¨      فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در عمري كوتاه، فضايل زيادي را حايز شد. ¨      با تشريفات و تجمل گرايي نمي­شود پيرو فاطمه زهرا(سلام الله عليها) بود. ¨  فاطمه زهرا(سلام الله عليها) فجر درخشاني است كه از گريبان او، خورشيد امامت و ولايت و نبوت درخشيده است. ¨  فاطمه زهرا(سلام الله عليها) آسمان بلند و رفيعي است كه در آغوش آن، ستاره هاي فروزان ولايت قرار گرفته است. ¨  فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در آن زمان، عارف ترين انسانها به مقام پيغمبر(ص) واميرالمومنين(ع) بود. ¨  حقيقتا روز ولادت اين بزرگوار- كه گوهر صدف نبوت و ولايت است- براي شيعيان، محبان و فرزندان معنوي و جسماني آن بزرگوار، عيد بزرگي است. ¨      فاطمه زهرا(سلام الله عليها) سرور زنان عالم در همه­ي ادوار تاريخ است. ¨      فاطمه زهرا(سلام الله عليها) معماي ناگشوده­ي ذهن و معارف بشري است. ¨      هر كلمه و اشاره­ي فاطمه زهرا(سلام الله عليها) بايد براي ما يك سرمشق باشد. ¨      بشريت، يكجا، مرهون فاطمه زهرا(سلام الله عليها) است. ¨      فاطمه زهرا(سلام الله عليها) فرشته­ي نجات انسان در طول تاريخ است. ¨  امروز، زن ايراني كه در صحنه­هاي سياست و كار در ميدان­هاي انقلاب، باتقوا و پاكدامني حضور دارد، برترين زنان دنياست. ¨  زن در سايه­ي طهارت و عفت و احساس مسئوليت است كه مي تواند دوشادوش مردان و در مواردي جلوتر از آنان، گام بردارد. ¨      زنان، پايه و مايه­ي حفظ و حراست كيان و استقلال كشورند. ¨      زنان، جزو پيشگامان حركت معنوي انسان به سوي پيشرفتها هستند.                                                   15شعبان امام خميني(ره) ¨      ما همه انتظار فرج داريم و بايد در اين انتظار، خدمت كنيم. ¨      انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است. ¨  چه مبارك است زاد روز ابر مردي كه جهان را از شر ستمگران و دغل­بازان، تطهير مي­نمايد و زمين را پس از آنكه ظلم و  جور آن را فرا گرفته، پر از عدل و داد مي­نمايد. ¨  ماه شعبان، ماه بزرگي است كه در آن، در سوم آن، بزرگ مجاهد عالم بشريت، متولد شد و در پانزده آن، حضرت مهدي موعود (ارواحنا له الفداه) پابه عرصه­ي وجود گذاشت. ¨  اميد است كه حكومت بزرگ همگاني حضرت بقيه الله (ارواحنا له الفداه) به زودي برقرار شود و چشم همه­ي ما را و همه­ي مسلمين جهان را به نور مباركش روشن فرمايد. ¨      شب نيمه شعبان تالي ليله القدر است. ¨      ماه شعبان، مبارك است براي اين كه نيمه­ي شعبان دارد. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است. ¨  بزرگترين خصوصيت امام زمان(عليه السلام)، كه در دعاها و زيارات و روايات آماده است، عدالت مي باشد. ¨      وجود مقدس امام زمان(عج)، مصداق وعده­ي الهي است. ¨  امام بزرگوار و عزيز و معصوم و قطب عالم امكان و ملجا همه­ي خلايق، اگر چه غايب است و ظهور نكرده، اما حضور دارد. ¨  ما به زمان ظهور امام زمان(ارواحنافداه) اين محبوب حقيقي انسانها نزديك شده ايم، زيرا معرفتها پيشرفت كرده است. ¨  ملت ايران امروز اين امتياز بزرگ را دارد كه فضاي كشور، فضاي امام زمان(عج) است. ¨      نه فقط شيعه در همه ي عالم، بلكه همه ي مسلمانها در انتظار مهدي موعودند. ¨      همه­ي بشريت متدين، منتظر مصلح است و همه­ي مسلمين، منتظر مهدي موعودند.       17 ربيع الاول (هفته وحدت) امام خميني(ره) ¨  دست­هاي ناپاكي كه بين شيعه و سني در اين ممالك اختلاف مي­اندازند اينها نه شيعه هستند ونه سني هستند. ¨  در اسلام بين شيعه و سني ابدا تفرقه نيست، بين شيعه و سني نبايد تفرقه باشد. بايد وحدت كلمه را حفظ كنيد. ¨  اين مملكت، مال همه­ي ما هست، مال همه­ي ما، مال اقليت­هاي مذهبي، مال مذهبيون ما، مال برادران اهل سنت ما. ¨      قضيه­ي شيعه و سني اصلا در كار نيست، ما همه با هم برادريم. ¨      ما همه با همه برادريم. برادران شيعه و سني بايد از هر اختلافي احتراز كنند. ¨      مسلمين بايد يد واحده باشند بر ضد همه­ي ستمگران. ¨      در اسلام، همين برادري است كه مبدا خيرات است. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  شيعه و سني بايد خود را متعهد كنند كه در راه نزديك كردن فرق اسلامي به يكديگر بكوشند و از محبت و تعامل برادرانه با يكديگر، حراست و پشتيباني كنند. ¨      نقاط اشتراك شيعه و سني، بيش از نقاط افتراق آنهاست. ¨  حرف ما در هفته وحدت و به عنوان پيام وحدت، اين است كه مسلمانان بيايند با هم متحد بشوند و با يكديگر دشمني نكنند. ¨  اگر ما متحد و برادر باشيم و بر اختلافات خويش فايق بياييم، حربه­ي دشمن كند و از ضربه پذيري دنياي اسلام كاسته خواهد شد. ¨      وجود نبي اكرم(ص) بزرگترين مايه ي وحدت در همه ي ادوار اسلامي بوده است. ¨      هفته­ي وحدت، وحدت ميان امت اسلام است ¨      وحدت، براي مسلمين، يك نياز قطعي است. ¨      وحدت كلمه، رمز پيروزي هر ملتي است.   روز قدس امام خميني(ره) ¨      روز قدس، روز مقابله­ي مستضعفين با مستكبرين است. ¨      روز قدس، يك روز جهاني است. ¨      روز قدس، روز مقابله­ي مستضعفين با مستكبرين است. ¨  روز قدس، روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند. ¨      روز قدس، روزي است كه بايد سرنوشت ملت­هاي مستضعف معلوم شود. ¨  روز قدس، روزي است كه بايدبه همه­ي ابرقدرت ها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سر جاي خود بنشينيد. ¨      روز قدس، روز اسلام است. ¨      روز قدس، روزي است كه اسلام را بايد احيا كرد. ¨      روز قدس، روز حيات اسلام است. ¨      من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم(ص) مي­دانم. ¨      روز قدس را بايد مسلمانها زنده نگه دارند. ¨  روز قدس كه هم جوار شب قدر است، لازم است كه در بين مسلمانان، احيا شود و مبدا بيداري و هوشياري آنان باشد. ¨      مسلمانان جهان بايد روز قدس را روز همه ي مسلمين، بلكه مستضعفين بدانند. ¨      راهپيمايي روز قدس يك دفعه سيلي زد به صورت همه ي ابرقدرت­ها ¨      اسرائيل از نظر اسلام و مسلمين و تمامي موازين بين المللي، غاصب و متجاوز است. ¨      بر هر مسلماني لازم است كه خود را عليه اسرائيل، مجهز كند. ¨      اسرائيل بايد از صفحه­ي روزگار، محو شود. ¨      ايران، دشمن سر سخت اسرائيل بوده و هست. ¨      بيت المقدس، مال مسلمين و قبله­ي اول مسلمين است. ¨  ما از مبارزات برادران فلسطيني و مردم جنوب لبنان در مقابل اسرائيل غاصب، كاملا پشتيباني         مي نماييم. ¨      مسلمانان جهان بايد روز قدس را روز همه ي مسلمين، بلكه مستضعفين بدانند. ¨      قدس، متعلق به مسلمين است و بايد به آنان برگردد. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  اين روز (روز قدس) را گرامي بداريد، دنياي اسلام بايد اين روز را گرامي بدارد. ¨      روز قدس، از روزهاي بسيار مهم و تعيين كننده است. ¨      مساله ي فلسطين، مساله ي اول بين­المللي اسلامي است. ¨  امروز، مبارزات ملت فلسطين در زير پرچم اسلام، خواب از چشم دولت غاصب صهيونيست و حاميانش ربوده است. ¨      شما هر چه از مصايب انساني فرض كنيد، در مصيبت و قضيه­ي فلسطين، جمع است. ¨      ما، در قضيه­ي فلسطين، آشتي ناپذيريم. ¨  خانه­ي ملت فلسطين، از آنها غصب شده است. اين خانه، به تمامه و بي قيد و شرط، بايد به ملت فلسطين برگردد. ¨      صهيونيسم و دولت غاصب و مجعول صهيونيستي در فلسطين، محكوم به فناست. ¨  امروز، نسلهاي جوان فلسطيني بيدار شده اند و مي­فهمند كه مبارزاتشان اثر دارد. ¨      قدس شريف و شهر بيت المقدس بايد از وجود صهيونيست­ها به كلي پاكسازي شود. ¨      بيت المقدس به همه ي مسلمانان تعلق دارد وهمه ي قدس، پايتخت همه ي فلسطين است. ¨  يك روز، مردم دنيا شاهد آن خواهند بود كه فلسطين به صاحبان اصلي آن - از مسلمان و مسيحي و يهودي- بر خواهد گشت. ¨  صهيونيست­هاي غاصب و ظالم بايد بدانند كه اين نسل جوان مؤمن فلسطيني و لبناني شكست ناپذير است. ¨  فلسطين متعلق به ملت فلسطين است و سلطه­ي غاصب، دير يا زود ناچار به تسليم در برابر اين حقيقت خواهد شد. ¨      فلسطين و ملت فلسطين، زنده و آينده­ي فلسطين، روشن است. ¨  دنيا خواهد ديد كه ملت فلسطين در سايه­ي استقامت، گام به گام به سمت هدفهاي خود پيش خواهد رفت. ¨  ما فلسطين را پاره­ي تن اسلام مي­دانيم و با ملت فلسطين، با جوانان فلسطين، احساس برادري و هم خواني مي­كنيم. ¨      روز قدس، مخصوص ايران نيست، روز دنياي اسلام است. ¨  امروز، صهيونيست­ها و آمريكايي­ها در فلسطين به بن بست رسيده اند و جز با تن دادن به خواسته­هاي مشروع مردم فلسطين، راه نجاتي ندارند. ¨      مساله­ي فلسطين همچنان در صدر مسائل دنياي اسلام است. ¨      امروز مساله ي فلسطين براي ما يك مساله­ي اصلي است.                                       عيد مبعث امام خميني(ره) ¨  بركت وجود رسول اكرم(ص) بركتي است كه در سرتاسر عالم از اول خلق تا آخر، يك همچو موجود با بركت نيامده است و نخواهد آمد. ¨      بهترين عصرها در اسلام، عصر رسول اكرم(ص) است. ¨      رسول اكرم(ص) بزرگترين عارف و بزرگترين عابد است ¨      رسول اكرم(ص) به حسب واقع، حاكم بر جميع موجودات است. ¨  نهضت رسول اكرم(ص)، نهضت انساني بود، نهضت الهي بود، مثل قدرت هاي ديگر نبود كه شيطاني است. ¨      بعثت براي اين است كه مردم را تزكيه كند. ¨  سر بعثت رسول اكرم(ص)، تزكيه­ي امت است و تعليم و تربيت امت، آن هم تعليم، تمام قشرهاي تعليم كه كتاب و حكمت، تمام قشرهاي تعليمات را واجد است. ¨      شريفترين روز، از ازل تا ابد، بعثت پيامبر گرامي اسلامي(ص) است. ¨  روز بعثت روزي است كه خداي تبارك و تعالي موجود كاملي- كه از او كاملتر نيست و نمي شود باشد- مامور كرد كه تكميل كند موجودات را. ¨  اگر بعثت، هيچ ثمره­اي نداشت الا وجود علي ابن ابيطالب(ع) و وجود امام زمان(سلام ا لله عليه)، اين هم توفيق بسيار بزرگي بود. ¨      انگيزه­ي بعثت، نزول قرآن و  تلاوت آيات الهي براي مردم است. ¨      بعثت رسول خدا(ص) براي اين است كه راه رفع ظلم را به مردم بفهماند. ¨  مساله ي مبعث و ماهيت آن و بركات آن، چيزي نيست كه بتوان با زبانهاي اَلكن ما از آن ذكري كرد. ¨      "ظل الله" پيغمبر اكرم(ص) است كه خودش، هيچ نيست؛ هر چه هست، وحي است. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      مبعث، ريشه­ي سعادت بشر و تاريخ و سرچشمه­ي خيرات تا ابد الآباد است. ¨  مساله­ي بعثت و پديد آمدن اين حادثه­ي الهي، مهمترين مساله­اي است كه در طول عمر طولاني بشريت، براي او اتفاق افتاده است. ¨  مساله­ي بعثت، يك حقيقت طبيعي اين عالم و يك حالت قطعي و حتمي براي بشريت است. ¨      نسخه­ي اسلام كه در بعثت آمده، هميشگي است. ¨      بزرگترين، مهمترين و برجسته ترين حادثه در تاريخ بشر، بعثت است. ¨      بعثت براي اين است كه انسانها را از ظلمات خارج و به نور هدايت كند.                                             عيد قربان و عيد غدير امام خميني(ره) ¨  مبارك باد اين عيد بزرگ اسلامي (عيد قربان) بر مستضعفين جهان كه در مقابل مستكبران قيام نمودند. ¨  اين عيد سعيد ، داراي ابعاد مختلفه است، بعد عرفاني، بعد سياسي، بعد ايثار و ابعاد ديگر است. ¨      روز عيد غدير، روزي است كه پيغمبر اكرم(ص) وظيفه­ي حكومت را معين فرمود. ¨  روز عيد غدير، روزي است كه پيغمبر(ص) الگوي حكومت اسلامي را تا آخر تعيين فرمود. ¨  عيد غدير، عيدي است كه در آن، امامت ثبت شد و پيغمبر اسلام(ص) امام را براي امامت امت، نصب كرد. ¨      روز عيد غدير از بزرگترين اعياد مذهبي است. ¨  اين عيد(عيد غدير)، عيدي است كه مال مستضعفان است، عيد محرومان است، عيد مظلومان جهان است. ¨  عيد غدير، عيدي است كه خداي تبارك و تعالي به وسيله­ي رسول اكرم(ص) براي اجراي مقاصد الهي و ادامه­ي تبليغات و ادامه­ي راه انبيا، حضرت امير(س) را منصوب فرمودند. ¨  مساله ي غدير،مساله­اي نيست كه به نفسه براي حضرت امير(ع) يك مساله­اي پيش بياورد، حضرت امير(ع) مساله­ي غدير را ايجاد كرده است. ¨  حضرت امير(ع) است كه غدير را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست كه اسباب اين شده  است كه خداي تبارك و تعالي او را حاكم قرار بدهد. ¨      غدير آمده است كه بفهماند سياست به همه مربوط است. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  عيد غدير، حقيقتا يكي از عظيم­ترين اعياد اسلامي است و بنابر بعضي از روايات، بزرگ­تر از اعياد ديگر است. ¨      علت اهميت عيد غدير ، مساله­ي ولايت است. ¨  روز عيد غدير، ولايت اسلامي يعني رشحه و پرتويي از ولايت خدا در ميان مردم تجسم پيدا  كرد. ¨      روز عيد غدير، روز ولايت و روز تعيين كننده­اي در سرنوشت جامعه اسلامي است. ¨  عيد غدير، حقيقتا براي مردم عيد است، چون به يادآورنده­ي  يك امر حساس و مهم است. ¨  روز عيد غدير، روزي است كه مفهوم ولايت اسلامي به وسيله­ي پيامبر اكرم(ص)، يك مصداق روشن و عيني پيدا كرد. ¨      عيد غدير، عيد بسيار بزرگ و خاطره­ عظيم تاريخي است. ¨  مساله­ي غدير و تعيين اميرالمومنين(ع) به عنوان ولي امر امت اسلامي از سوي پيامبر مكرم اسلام(ص) يك حادثه ي بسيار بزرگ و پرمعناست. ¨  غدير در حقيقت معناي خود، مخصوص شيعه نيست. اگر چه شيعيان به ميمنت نصب مولاي متقيان به مقام امامت و ولايت، در اين روز عيد مي­گيرند و شكرگزاري مي­كنند. ¨  روز غدير، امتداد خط همه­ي رسالت­هاي الهي و اوج اين خط روشن و نوراني در طول تاريخ است. ¨  در طول تاريخ نبوت­ها و رسالت­ها، اين خط روشن، دست به دست گشته، تا به نبي مكرم خاتم(ص) رسيده و در پايان حيات آن بزرگوار، تجسم و تبلور آن به شكل حادثه­ي غدير، خود را نشان داده است.                                 رمضان و عيد فطر امام خميني(ره) ¨      ماه مبارك رمضان، ماه رحمت و آمرزش و خير و بركت است. ¨      ماه مبارك (رمضان) ماه اجتماع است، ماه وحدت است، ماه خداست. ¨      ماه مبارك (رمضان) ماه عبادت و سازندگي، ماه تجديد قواي معنوي است. ¨      ماه مبارك رمضان، ماه خداوند تعالي و ماه عبادت و توجه به مبدا اعلي است. ¨      ماه مبارك رمضان، ماه تهذيب نفس است. ¨      در ماه رمضان، ما محتاج به اصلاح هستيم، محتاج به تهذيب نفس هستيم. ¨  ماه مبارك رمضان با آن همه بركاتي كه دارد، ما نمي­توانيم از عهده­ي شكر يكي­اش برآييم. ¨  ماه رمضان، مبارك است براي اين كه نزول وحي بر او شده است يا به عبارت ديگر، معنويت رسول خدا(ص) وحي را نازل كرده است. ¨      همه­ي سعادت عالم در آن شب (شب قدر) نازل شده است. ¨      شب قدر از همه­ي شب هاي عالم بالاتر است. ¨  فطر، روزي است كه خداوند تعالي براي مسلمين عيد قرار داده تا با اجتماع خود در نماز و خطابه­هاي مناسب با هر عصر، راه و روش خود را در مقابل اسلام و مقابل دشمنان خون­خوار آن بيابند. ¨      رمضان، شهر دعاست، شهر توسل به خداست. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      ماه مبارك رمضان، ماه رحمت و مغفرت الهي است ¨      ماه مبارك رمضان، بهار نوسازي و خودسازي انسان و بهار انس با خداست ¨      كنترل هواي نفساني، در ماه رمضان، آسانتر از هميشه است. ¨  ماه رمضان، بهار خودسازي و عبادت، بهار قرآن، بهار توجه و ذكر و استغفار و استغاثه­ي به خدا را قدر بدانيد. ¨      ماه مبارك رمضان، در حقيقت، عيد بزرگي براي مسلمانان است. ¨      ماه رمضان، ماه خودسازي و تقواست. ¨  ماه رمضان، ماهي است كه ما بايد در آن به بركت عبادت و توجه به پروردگار، قوت روحي و معنوي پيدا كنيم. ¨      ماه رمضان، فرصت خوبي براي خودسازي است. ¨  ماه رمضان در هر سال، قطعه­اي از بهشت است كه خدا در جهنم سوزان دنياي مادي ما، آن را وارد مي­كند. ¨  ماه رمضان، ماهي است كه مي شود با تذكر و توجه در آن، به جبران كرده­هاي ناپسند پرداخت. ¨      در طول ماه رمضان، دلها نرم مي­شود، روح­ها تلالوء و درخشندگي پيدا مي­كند. ¨      ماه رمضان، ماه بركت و رحمت است. ¨  ماه رمضان، يك فرصت بسيار مغتنم است، براي اين كه خودمان را به خدا نزديك كنيم، به كمال نزديك كنيم. ¨      ماه رمضان، مثل باران رحمتي است كه بر فضاي زندگي ما مي­بارد. ¨      ماه رمضان، فرصت مغتني است كه انسان، تمرين اجتناب از گناه كند. ¨  روز عيد فطر، همان روز بزرگ و عظيمي است كه شما در نماز اين عيد، خدا را به آن روز قسم مي دهيد. ¨      روز عيد فطر، روز طهارت و پاكيزگي است. ¨      روز عيد فطر، روز بسيار عظيم و حايز اهميتي است ¨      شب قدر، فرصتي براي مغفرت و عذرخواهي است. ¨  در ماه رمضان براي ما خاكيان و زمينيان، چه سعادت بزرگي است كه با ملائكه­ي الهي و با روح الامين همنشين بشويم. ¨  نتيجه­ي روزه­ي ماه رمضان، ذخيره­ي تقوا در دل و جان ماست كه بايد ما را در راههاي پرپيچ و خم زندگي در طول سال، مدد كند و صراط مستقيم را براي ما تضمين نمايد.               محرم امام خميني(ره) ¨  محرم ماهی است که عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام کرده و به اثبات رسانده است که در طول تاریخ، همیشه حق بر باطل پیروز شده است. ¨      این خون سید الشهدا(ع) است که خون ملتهای اسلامی را به جوش می آورد. ¨  ماه محرم برای مذهب تشیع ماهی است که پیروزی، در متن فداکاری و خون به دست آمده است. ¨      شهادت حضرت سید الشهدا(ع) مکتب را زنده کرد. ¨      اين محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است.   مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  امام بزرگوار ما به بركت محرم و با همين تحليل و منطق، خون را بر شمشير پيروز كرد. اين يك نمونه است كه شما ديديد. ¨      حادثه‏ى كربلا بايد زنده بماند. ¨  حكومت و حاكميت و اعلاى كلمه‏ى اسلام و ايجاد اميد به بركت اسلامى در دل مستضعفان عالم، آثار محرم است. ¨  اين‏جانب همه‏ى مردم - بخصوص جوانان - را به گرم نگهداشتن مراسم عزادارى سالار شهيدان حسين‏بن‏على توصيه مى‏كنم.   ¨  روح نهضت ما و جهتگيرى كلى و پشتوانه‏ى پيروزى آن، همين توجه به حضرت ابى‏عبداللَّه(عليه الصّلاه والسّلام) و مسايل مربوط به عاشورا بود. ¨      عاشورا اسلام را نگه داشت. ¨  كسانى كه از خاندان وحى و نبوت اسير شدند، عزيزترين و شريفترين انسانهاى تاريخ اسلام بودند.
واقعه‏ى كربلا در روز عاشورا يك فصل عظيم از تاريخ ماست. ¨  يكى از بزرگترين نعمتها براى جامعه‏ى شيعى ما، نعمت خاطره و ياد حسين‏بن‏على، محرم و عاشورا است. ¨  ماه محرم، ماه تعليم مجاهدت فى‏سبيل‏اللَّه به وسيله‏ى برترين خلايق، حضرت اباعبداللَّه (عليه‏السّلام) است. ¨  احترام عاشوراى حسينى و محرم براى مردم ما يك فريضه و امر بزرگ و مهم به‏شمار مى‏رود. ¨  اهميت اربعين در آن است كه با تدبير الهى در اين روز خاندان پيغمبر و ياد نهضت حسينى براى هميشه جاودانه شد. ¨  درسى كه اربعين به ما مى‏دهد، زنده نگهداشتن ياد حقيقت و خاطره‏ى شهادت در مقابل طوفان تبليغات دشمن است.                                   روز جانباز و پاسدار امام خميني(ره) ¨      بحق بايد اين روز معظم را (سوم شعبان) روز پاسدار بناميم. ¨      روز پاسدار، روز نجات اسلام از پرتگاه انحراف طاغوتي است. ¨      سوم شعبان را بايد روز پاسدار بناميم چرا كه روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن كريم و اسلام عزيز است. ¨      روز مبارك سوم شعبان المعظم روز پاسدار است و روز تحقق پاسداري از اسلام و حقيقت. ¨      روز مبارك سوم شعبان المعظم روز تولد بزرگ پاسداري است كه با خون خود و فرزندان و اصحابش مكتب را زنده كرد. ¨      اين روز شريف(سوم شعبان) كه طليعه بعثت خاتم الانبياء (ص) بوده است مبارك بوده و خواهد بود. ¨      اي كاش من هم يك پاسدار بودم. ¨      سپاه پاسداران از متن ملت اسلام جوشش پيدا كرده‌اند. ¨      شما پاسداران مثل جوانهاي صدر اسلام هستيد. ¨      شما پاسداران اسلام را نجات داديد. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      صبر و استقامت جانبازان موجب سربلندي و افتخار اسلام است. ¨      ما به جانبازان, بعنوان شهيدان زندة انقلاب اسلامي افتخار مي‌كنيم. ¨      ارزش فداكارى جانبازها هم، ارزش بسيار والايى است. ¨      جانبازان جزو بندگان محبوب خدا هستند. ¨  جانبازان عزيز در مجاهدتهاى خود بخشى از جسم و سلامتى‏شان را در راه خدا انفاق كردند. ¨      جانبازان و مجروحان عزيزمان كه واقعاً تجسم فداكاريند، شهيدان زنده‏اند. ¨  بسيج و سپاه پاسداران همچون دو بازوى جمهورى اسلامى باقى و نيرومند خواهند ماند. ¨      سپاه پاسداران، ركن ركين و پايه‏ى محكم دفاع از انقلاب در كشور است. ¨  سپاه داراى شأن معنوى و انقلابى است؛ وليد و فرزند انقلاب است؛ تربيت‏شده‏ى دامان انقلاب است و به گردن انقلاب هم حق دارد. ¨      سپاه، نهاد بسيار ارزشمندى است. هفته جوان امام خميني(ره) ¨      ما جوانهايمان را لازم داريم كه تربيت بشوند به تربيت انسانى ، يعنى تربيت‏اسلامى . ¨      شما اى جوانان عزيز ! ياس به خود راه ندهيد؛ حق پيروز است . ¨      به نيروى شما جوانها بايد اين مملكت اصلاح بشود . ¨      چقدر موجب افتخاراست كه جوانهاى برومندى در مملكت ما ، در خدمت‏اسلامند . ¨  شما نسل جوان موظف هستيد غربزده‏ها را از خواب بيدار كنيد و فجايع حكومتهاى‏ضد انسانى آنها و اعمال آنها را برملا نماييد . ¨  بعضى از جوانهاى ما تمام حيثيت ملى خودشان را ، فداى غرب كردند و اين‏شكست روحى بود كه براى ما از همه شكستهايى كه داشتيم بالاتر بود . ¨      گمان نكنند جوانهاى ما كه هر چه هست در غرب است و خودشان چيزى ندارند ! مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  امروز، [شما جوانان‏] عناصر مؤثريد؛ ولى فردا ستونهاى انقلاب هستيد. توجه كنيد انقلاب را با ريشه‏ها و مبانى فكرى و منطقيش، بدرستى بشناسيد. ¨      جوان مظهر اميد است. ¨      جوان و نوجوان، چشمه‏ى جوشان نيرو و استعداد است. ¨      حقيقتاً جوانان موتور يك جامعه هستند. ¨  محبوبترين انسانهاى جامعه در نزد پروردگار، جوانهاى پارسا و پرهيزگار و مؤمن هستند. ¨      هرجا جوانهاى ما خواستند و همت گماشتند، به هدف رسيدند و رسيديم.                     رویدادهای شمسی             نوروز امام خميني(ره) ¨  عيد واقعي آن وقتي است كه انسان، رضاي خدا را به  دست بياورد، درون خود را اصلاح كند. ¨  ان شاءالله اين عيد سعيد و اين سال نو بر همه ي مسلمين و ملت شريف ايران، بر خواهران، بر برادران مبارك و مسعود باشد. ¨  آن روز مبارك است براي ملت شريف ما كه جمهوري اسلامي به تمام معنا در كشور اسلامي پياده شود. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  نوروز ما، حقيقتا مي­تواند نوروز باشد، نه فقط نوروز در طبيعت، بلكه نوروز در ذات و وجود و       حركت خود ما. ¨      نوروز، فرصتي است تا انسان به اصلاح امور روحي خود بپردازد. ¨      نوروز، يعني روزي نو در تاريخ بشر و حالتي نو در زندگي انسانها. ¨  در واقع، عيد نوروز كه اول سال شمسي است، يك سال ديگر بر هجرت پيغمبر و هجرت بزرگ اسلامي و پيدايش حكومت  اسلامي اضافه مي شود. ¨  اسلام، عيد نوروز را گرفت، محتواي انساني و اسلامي و معنوي به آن داد و به مردم برگرداند.                         12 فروردين (روز جمهوري اسلامي ايران) امام خميني(ره) ¨  جمهوري اسلامي، وديعه­اي است كه از جانب خداوند متعال به ملت ايران سپرده شده و همه ي ما از زن و مرد و پير و جوان در حفظ اين وديعه، مسئول هستيم. ¨      روز 12 فروردين، سالروز رسميت يافتن حكومت مستضعفين بر مستكبرين در ايران است. ¨      روز 12فروردين، سالروز تحقق وعده ي حق تعالي است ¨      12 فروردين روز غلبه ي جنود الله بر جنود شيطان است. ¨  صبحگاه 12 فروردين كه روز نخستين حكومت الله است از بزگترين اعياد مذهبي و ملي ماست. ¨      12 فروردين از بزرگترين اعياد مذهبي و ملي ماست. ¨      ملت ما بايد اين روز را (12 فروردين) عيد بگيرند و زنده نگه دارند. ¨  نظام جمهوري اسلامي ايران، با سرافرازي و قدرت، راه خود را يافته است و با استواري پيش مي رود. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      امروز، نظام جمهوري اسلامي يكي از مقتدرترين نظامهاست. ¨      12 فروردين روز زنده شدن اسلام ا ست. ¨  روز جمهوري اسلامي جزء مهمترين و پر بركت ترين  و تعيين كننده ترين روزهاي تاريخ ماست ¨  روز 12 فروردين روز جمهوري اسلامي است، كه يكي از بهترين اعياد  امت ما در ميان ايام الله و خاطره­هاي انقلاب به حساب مي آيد. ¨  تشكيل حكومت اسلامي ايران، نشانه­ي توانايي دين در اداره كشور و ايجاد ملت آرماني است.               سوم خرداد (سالروز آزادي خرمشهر) امام خميني(ره) ¨  خداوند، پرچم پرافتخار لا اله الا الله را بر فراز آن شهر خرم كه با دست پليد خيانت كاران قرن به خون كشيده شده و خونين شهر نام گرفت، به اهتزاز درآورد ¨  امروز با فتح خرمشهر مظلوم، دولت و ملت پيروزمند ما، از موضع قدرت سخن مي گويد. ¨      فتح خرمشهر، يك مساله­ي عادي نبود، بلكه مافوق طبيعت است. ¨      خرمشهر، شهر لاله­هاي خونين است. ¨      خداوند، نداي الله اكبر را در خرمشهر عزيز، طنين انداز كرد. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  رسانه هاي استكباري، آن روزي كه رزمندگان سلحشور ما خرمشهر را پس گرفته بودند، خبر آن را منعكس نكردند. ¨      خرمشهر، با تقوا بدست آمد. ¨  ان شاءالله خاطره ي اين روز تاريخي و فراموش نشدني(فتح خرمشهر)، همواره بر شما برادران عزيز و دلاوران صحنه ي نبرد، گرامي باشد. ¨  حماسه ي فتح خرمشهر و عمليات عظيم بيت المقدس، در تاريخ اين كشور، خواهد ماند. ¨  عمليات بيت المقدس و عمليات عظيمي كه در آن روزها اتفاق افتاد، كار پيچيده ي عظيمي بود.                   13 آبان (روز ملي مبارزه با استكبار جهاني) امام خميني(ره) ¨  دنيا بداند كه هر گرفتاري كه ملت ايران و ملل مسلمين دارند، از اجانب است، از آمريكاست. ¨      همه­ي گرفتارهاي ما از آمريكاست. ¨      امروز، دولت آمريكا منفورترين دولت در نظر ماست. ¨      امريكا ، اسلام و قرآن مجيد را به حال خود مضر مي داند. ¨      آمريكا هيچ غلطي نمي­تواند بكند. ¨      سكوت در مقابل ابر قدرت­ها از معاصي كبيره است. ¨      تا قطع يد آمريكا و ساير ابرقدرتها نهضت ادامه دارد. ¨      آمريكا و ديگر ابرقدرت­ها بدانند ملت ما زنده است. ¨  كاخ ها و قدرت­هاي نظامي و سياسي استكبار جهان، همانند لانه­ي عنكبوت، سست و در حال فروريختن است. ¨  امروز دنياي استكبار- خصوصا غرب- خطر رشد اسلام ناب محمدي(ص) را عليه منافع نامشروع خود درك كرده است. ¨  امروز، بيشتر از هر زماني كينه و دشمني استكبار عليه اسلام ناب محمدي(ص) بر ملا شده است. ¨      ما مي­گوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم. ¨      وظيفه­ي ماست كه در مقابل ابر قدرت­ها بايستيم و قدرت ايستادن هم داريم. ¨      روابط ما با آمريكا، روابط يك مظلوم با يك ظالم است. ¨  اين سيلي كه ابرقدرت ها از ايران خوردند، از اول عمرشان تا حالا نخورده بودند. ¨      هر چه فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد. ¨      ما آمريكا را زير پا مي­گذاريم. ¨      آمريكا، هيچ غلطي نمي تواند بكند. ¨  اين نزاعي كه، مبارزه­اي كه بين كفر و اسلام  است، اين منازعه بين ما و آمريكا نيست، بين اسلام است و كفر.   مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  روز  سيزدهم آبان، به لحاظ التقاي سه حادثه­ي تاريخي كه به شكل عجيبي به هم وصل اند، روز مهمي در تاريخ ماست. ¨  امروز(13 آبان) فرصتي است كه از يك درد بزرگ جهاني و يك بيماري سياسي مهلك كه بر جان بشريت حاكم است و ملتهاي بسياري از آن در رنج اند، سخن گفته شود. ¨      يكي از بهترين كارهايي كه در انقلاب ما شد، همان كار (تسخير لانه­ي جاسوسي) بود. ¨  قضيه­ي لانه­ي جاسوسي، اين آخرين رشته­ي ارتباط ممكن  را بين انقلاب و آمريكا بريد و قطع كرد. ¨      ملت ايران قدرتهاي بزرگ را مرعوب خود كرد. ¨  امروز در سرتاسر دنيا، ميلياردها انسان زير فشار سنگين ظلم و بي عدالتي قدرتهاي بزرگ دست و پا مي زنند. ¨  دشمني و خشم ملت ايران نسبت به ابرقدرتها خصوصا شيطان بزرگ آمريكا به هيچ وجه كم نخواهدشد. ¨      دشمني ملت ايران نسبت به آمريكا، تمام شدني نيست. ¨      ما دشمن همه ي مستكبران عالم و چپاولگران ملتها هستيم. ¨  سنگر مبارزه با كفر و ظلم و استكبار جهاني و قلدري شياطين سياسي عالم، همين سنگر مدرسه و تعليم و تربيت و فرهنگ است. ¨  شما معلمان و مربيان و نسل جوان هستيد كه فردا را مي سازد و استكبار جهاني را مايوس مي­كنيد. ¨      امروز، استكبار جهاني، وارث حقيقي فرعونها و نمرودهاست. ¨      استكبار جهاني، نسبت به اسلام و انقلاب، از اعماق وجود، كينه دارد. ¨      ما امروز در قوتيم و دشمن و استكبار جهاني، در انفعال است. ¨      مهمترين شگرد دشمني استكبار جهاني، در كيفيت تبليغات اوست.           14خرداد (ارتحال امام خميني(ره)) مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  امام خميني، شخصيتي آنچنان  بزرگ بود كه در ميان بزرگان و رهبران جهان و تاريخ، به جز انبيا و اولياي معصومين (ع) به دشواري مي­توان كسي را به اين ابعاد و اين خصوصيات تصور كرد. ¨  همه­ي ما با شناخت كامل آن شخصيت عظيم خيلي فاصله داريم و بدون مبالغه و اغراق بايد گفت كه هنوز ابعاد بسياري از شخصيت آن روح ملكوتي و انسان بزرگ ولله براي ما شناخته شده نيست. ¨      رهبر كبير انقلاب اسلامي خود را بسيجي مي­شمرد، و بدان افتخار مي كرد. ¨  اين عصر را بايد عصر امام خميني(ره) ناميد و ويژگي آن، عبارت است از: بيداري و جرأت و اعتماد به نفس ملتها در برابر زورگويي ابرقدرتها ¨  دشمنان خام و كوردل كه گمان كردند با فقدان امام خميني(ره) دوران جديد با مشخصاتي متمايز از دوران امام خميني(قدس سره) آغاز شده است، سخت در اشتباهند. ¨      امام خميني(ره)، يك حقيقت هميشه زنده است. ¨      راه او راه ما، هدف او، هدف ما و رهنمود او، مشعل فروزنده­ي ماست. ¨      امام بزرگوار ما، مجسمه اي از ارزشهاي انقلاب ما بود. ¨      اين عصر و اين دوران جديد را بايد دوران امام خميني(ره) ناميد. ¨      امام(ره) همه ي كارهاي خود را براي خدا انجام مي داد. ¨      اخلاص او(امام خميني (ره))، نقطه اساسي حياتش بود. ¨  چهاردهم خرداد، روز عزاي بزرگ جهان اسلام، روزي كه در آن، ايران، صبحي بي­خورشيد را آغاز كرد. ¨      چهاردهم خرداد، روزي كه انقلاب ديگر ضربان آن تپنده را نشنيد. ¨      امام (ره) واقعا مثل كسي بود كه مرده، زنده كند. ¨  امام (ره) معجزه ي عظيم ايمان و اسلام را در ميان مردم و در دل جوان ها نشان داد و مجسم كرد. ¨  سالهاست كه جسم امام (ره) از ميان ما رفته- اگرچه بحمدالله-روح او در ميان ما حاضر است.       15 خرداد امام خميني(ره) ¨      قتل عام 15خرداد، جراحت آن از قلب ملت، پاك نخواهد شد. ¨  اين قيامي كه از 15خرداد شروع شد و تاكنون باقي است و اميد است باقي باشد تا همه­ي اهداف اسلام، جامعه­ي عمل بپوشد، قيامي اسلامي است. ¨      15 خرداد، مبدا عطفي بود در تاريخ، نه پيرو نهضت­هاي ديگر، قيام­هاي ديگر. ¨      15 خرداد، سرآغاز نهضت اسلامي روحانيت است. ¨      15 خرداد براي اسلام بود و به اسم اسلام بود و به راهنمايي روحانيت. ¨      15 خرداد، مبدا نهضت اسلامي ايران است. ¨  15 خرداد، يك نقطه ي عطفي است در تاريخ كشور ما كه از همان وقت شروع به فعاليت سياسي شد. ¨  15 خرداد، ننگ ملت بود، زيرا از پول همين ملت، اسلحه تهيه شده و با اين اسلحه، مردم را كشتند. ¨      واقعه ي15 خرداد، پشت ما و هر مسلمان غيرتمند را مي شكند. ¨  15خرداد از خاطره ها محو نخواهد شد و بايد در سالروز آن، هرچه بيشتر آن را زنده نگاه داشت. ¨  15خرداد، سند زنده­ي مخالفت شجاعانه­ي ملت ايران در مقابل استبداد اجانب و در قبال استعمار چپ و راست بود. ¨      در حقيقت، دستاورد نهضت 15 خرداد 42، پيروزي 22 بهمن 57 بود. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      اين روز(15 خرداد) را در خاطره­ي ملت، نگهداريد. ¨      روز 15 خرداد، روز عظيمي در تاريخ ما بود. ¨  اولين پايه­ي مقاومت مردمي ما در سطح وسيع، به خاطر عشق به امام، آن روز(15 خرداد) گذاشته شد. ¨  شهداي مظلوم آن روز (15 خرداد) در ظلمات سلطه­ي طاغوتي، غريبانه به خون تپيدند. ¨  در 15خرداد، سخنراني امام (ره) در قم و در روز عاشورا، آن چنان ولوله­اي ايجاد كرد كه يك شورش عظيم مردم، بدون هيچ گونه رهبري مشخصي در تهران، فردا و پس فرداي آن روز به راه افتاد.       هفتم تير (شهادت شهيد بهشتي) امام خميني(ره) ¨  ملت  ايران در اين فاجعه­ي بزرگ، 72 تن  بي­گناه به عدد شهداي كربلا از دست داد. ¨      شهيد بهشتي، مظلوم زيست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود. ¨  ما برادران بسيار متعددي را از دست داديم كه براي ملت مظلوم و نهادهاي انقلابي، سدي استوار و شجره اي ثمربخش به شمار مي رفتند. ¨      اين شهادت(هفتم تير) اسباب اين شد كه همه با هم منسجم بشوند ¨  آن قدري كه من از آنها مي شناسم، از ابرار بوده اند، از اشخاص متهد بوده اند كه در راس آنها مرحوم شهيد بهشتي است. ¨      شهادت بهشتي در مقابل مظلوميت او، ناچيز است. ¨  من او(شهيد بهشتي) را يك فرد متعهد، مجتهد، متدين، علاقه مند به ملت، علاقه مند به اسلام و به درد بخور براي جامعه ي خودمان مي دانستم. ¨  ايشان(شهيد بهشتي) را من بيست سال، پيشتر مي شناختم، مراتب فضل ايشان و مراتب تفكر ايشان و مراتب تعهد ايشان بر من معلوم بود. ¨      بهشتي يك ملت بود براي اين ملت ما. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      مساله ي هفتم تير،حادثه اي فراموش نشدني در تاريخ انقلاب ماست. ¨  كساني كه در حادثه­ي هفتم تير و ديگر حوادث انقلاب به شهادت رسيدند و خونشان ريخته شد، نفوس زكيه­اي از افراد بشر و انسان­هاي ممتاز جامعه بودند. ¨  شهداي عالي قدر هفتم تير، عزيزاني كه هر كدام در انقلاب، شخصيت ممتازي بودند و شخصيتي مثل شهيد مظلوم، مرحوم آيت الله بهشتي (رضوان الله تعالي عليه) در ميان آنها بود. ¨  شهادت شخصيت­هايي مثل شهيد بهشتي، صداقت و حقانيت انقلاب و طرفدارانش را نشان مي­دهد. ¨  اين هفته، بسيار به جا به نام قوه­ي قضاييه نامگذاري شده است، چون تشكيلات جديد قضايي و نظام نوين قضايي اسلامي با فكر و ابتكار و پشتكار شهيد مظلوم بهشتي توانست منعقد شود و شكل بگيرد. ¨  مرحوم آقاي بهشتي(رضوان الله عليه) يك عنصر قوي، مستحكم و به شخصه يك پرچم برافراشته، در سير انقلاب بود. ¨      به واسطه­ي حادثه­ي هفتم تير، انقلاب، اوج گرفت. ¨      حادثه­ي هفتم تير ثابت كرد كه شعله هاي انقلاب خاموش شدني نيست. ¨      در حادثه­ي هفتم تير، ايران يكپارچه گريست، اما انقلاب لبخند زد. ¨      فاجعه­ي هفت تير، پرده­ي غليظ ريا و دروغ گروهك­ها را پاره كرد. ¨      حادثه­ي هفتم تير را با هيچ قلمي نمي­توان نوشت.                                       17 شهريور امام خميني(ره) ¨  خاطره­ي تلخ 17 شهريور 57 و خاطره­ي تلخ روزهاي بزرگي كه بر امت گذشت، ميوه­ي شيرين سرنگوني كاخ­هاي استبداد و استكبار جايگزيني پرچم جمهوري عدل اسلامي را به بار آورد. ¨      17 شهريور 57 از ايام الله است كه ملت شريف ايران ياد آن را زنده نگه مي­دارد. ¨      17 شهريور، يوم الله است. ¨      17 شهريور از ايام اللهي است كه بايد ذكر آن را زنده نگه داريم. ¨  اي كاش خميني در ميان شما بود و در كنار شما(شهداي هفدهم شهريور) در جبهه هاي دفاع براي خداي تعالي كشته مي­شد. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      خاطره ي يوم الله 17 شهريور كه روز مقاومت و مجاهدت است، را زنده نگه داريد. ¨      خاطره ي يوم الله 17 شهريور را هيچ گاه فراموش نكنيد. ¨      خاطره ي 17 شهريور، به همه ي ما درس مقاومت مي­آموزد. ¨      در حادثه ي 17 شهريور، آمريكا محكوم است. ¨      17 شهريور، روز بزرگي است كه ملت ايران، آن را نبايد فراموش كند. ¨  حادثه ي بسيار تكان دهنده­ي 17 شهيور كه جمعه ي سياه است، جزء حوادث فراموش نشدني است. ¨      روز بزرگ 17 شهريور، از ايام الله و روزهاي ماندگار و ارجمند تاريخ انقلاب است. ¨  روز 17 شهريور، آزمايش عجيبي بود كه ايستادگي انقلاب را در مقابل دشمنان نشان داد. ¨      ما 17 شهريور را حركتي در ادامه ي حركت خونين عاشوراي حسيني مي­دانيم.               بسيج امام خميني(ره) ¨  اميدوارم كه اين بسيج عمومي اسلامي، الگو براي تمام مستضعفين جهان و ملت­هاي مسلمان عالم باشد. ¨  رحمت و بركات خداوند بزرگ بربسيج مستضعفان كه به حق پشتوانه ي انقلاب اسلامي است. ¨      قضيه ي بسيج، همان مسأله­اي است كه در صدر اسلام بوده است. ¨  افرادي كه در بسيج و ساير جاها براي خدا خدمت مي كنند، همه در حال عبادت هستند. ¨  تشكيل بسيج در نظام جهموري اسلامي ايران يقينا از بركات و الطاف جليه خداوند تعالي بوده كه بر ملت عزيز و انقلاب اسلامي ايران، ارزاني شد. ¨  بسيج، شجره­ي طيبه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه هاي آن، بوي بهار وصل و طراوات يقين حديث عشق مي دهد. ¨  بسيج، مدرسه ي عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته هاي رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده­اند. ¨  بسيج، ميقات پابرهنگان و معراج انديشه هاي پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن، نام و نشان در گمنامي و بي نشاني گرفته اند. ¨  بسيج، لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه­ي مجاهدان از اولين تا آخرين امضا نموده­اند. ¨      من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان، غبطه مي­خورم. ¨      بسيج بايد مثل گذشته و با قدرت و اطمينان خاطر به كار خود ادامه دهد. ¨      بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامي باشند. ¨  من تا آخر پشتيبان ارتش و سپاه و بسيج خواهم بود و تضعيف آنان را حرام مي دانم. ¨  اگر مسوولين نظام اسلامي از شما(بسيجيان) غافل شوند، به آتش دوزخ الهي خواهند سوخت. ¨      تربيت يافتگان آن (بسيج)، نام و نشان در گمنامي و بي­نشاني گرفته اند. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      بسيج مستضعفين كه همواره مايه ي مباهات بوده، بايد تقويت گردد. ¨      بدنه و زبده­ي ملت، همان بسيج است. ¨      بسيج، پشتوانه ي اصلي انقلاب است. ¨      افتخار مي كنم كه يك بسيجي باشم. ¨  بسيجي كسي است كه سينه اش را سپر مي كند و با هر وسيله اي كه در اختيارش باشد، دفاع از انقلاب را به عهده مي گيرد. ¨      بسيج بايد با همان روحيه و شور و قدرت دوران جنگ باقي بماند. ¨      قوام انقلاب به بسيج است. ¨      بسيج، يك افتخار و يك ارزش است. ¨  بسيج، يكي از بركات پروردگار عالم بر كشور و بر انقلاب و بر امام بزرگوار ما بود. ¨      بسيج، يعني عنصر مومن انقلابي علاقه مند به سرنوشت ميهن. ¨      عظيم ترين و ماندگارترين يادگار آن بزرگوار (امام (ره))، همين بسيج مردمي است. ¨      علي بن ابيطالب(ع) مصداق كامل يك بسيجي فداكار انقلاب است. ¨  بهترين و بزرگترين الگو براي بسيجيان مسلمان در همه­ي عالم، علي بن ابيطالب(ع) است، ¨      همه بايد بسيجي باشند، دولت و مسوولان هم بايد بسيجي باشند. ¨      بسيجي بودن، مايه ي سرافرازي و سربلندي پيش پروردگار است. ¨      هر كس كه بسيجي است، بايد به بسيجي بودن خود افتخار كند. ¨      بسيج، يك نام مقدس است. ¨      بسيج عظيم مردمي، يكي از نعمتهاي بزرگ الهي است. ¨      هفته ي بسيج، نمايش قدرت عمومي مردم است. ¨      با فراگير شدن بسيج، انقلاب، بيمه خواهد شد. ¨      شما بسيجيان، سرباز اسلاميد.               هفته دفاع مقدس امام خميني(ره) ¨      شهادت عزت ابدى است . ¨      شهادت فخر اوليا بوده است و فخر ما . ¨      شهادت رمز پيروزى است . ¨      ملتى كه شهادت را آرزو دارد پيروز است . ¨      خون شهيدان ما امتداد خون پاك شهيدان كربلاست . ¨      ملتى كه شهادت براى او سعادت است پيروز است . ¨  در هنگامه خطر ملتى سربلند و جاويد است كه اكثريت آن، آمادگى لازم رزمى را داشته باشد. ¨      ما مرد جنگيم و تسليم براى مسلمان معنا ندارد. ¨  ما با قدرت در مقابل تجاوز هر دولتي به كشور ما، ايستاده و از ميهن عزيز و اسلام بزرگ تا سر حد جان، دفاع مي كنيم. ¨      اين جنگ تحميلي، موجب انسجام هر چه بيشتر ملت رزمنده­ي ما گرديد. ¨      اين جنگ تحميلي، شكوه و عظمت ايمان و اسلام را در پهناور جهان منتشر نمود. ¨  شما در جنگ تحميلي، نشان داديد كه با مديريت صحيح و خوب مي توان اسلام را فاتح جهان نمود. ¨      ما در جنگ براي يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم. ¨      ما در جنگ به اين نتيجه رسيده­ايم كه بايد روي پاي خودمان بايستيم. ¨      ما در جنگ، ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شكستيم. ¨  جنگ ما موجب شد كه تمامي سردمداران نظام هاي فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند. ¨      ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده­ايم. ¨      ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده­ايم. ¨  جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگي وجود دارد. ¨      ما در جنگ، پرده از چهره­ي تزوير جهان خواران كنار زديم. ¨  اين جنگ و تحريم اقتصادي و اخراج كارشناسان خارجي، تحفه­اي الهي بود كه ما از آن غافل بوديم. ¨  جنگ در عين حال كه ناگوار بود و شهرهاي ما را خراب كرد، ولي بركاتي داشت كه اسلام به دنيا معرفي شد. ¨      جنگ ما، جنگ فقر و غنا بود. ¨      ما مرد جنگيم و تسليم براي مسلمانان معنا ندارد. ¨      ما می­گوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم. ¨      ما را نترسانيد از اينكه، نظامي مي­آوريم، ما نظامي­هاي شما را دفنشان مي­كنيم. ¨  ما براي ميهن عزيزمان، تا شهادت يكايك سلحشوران ايران زمين، مبارزه مي كنيم و پيروزي ما حتمي است. ¨      ما تا آخر(ين) نفس ايستاده ايم. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  ملت رشيد ايران به دفع تجاوز برخاست و با دفاع مقدس از كيان اسلام و ميهن اسلامي، سيلي محكمي بر دشمن نواخت. ¨  در سالگرد هفته دفاع مقدس هيچ چيز شايسته­تر از آن نيست كه ياد و نام گرامي شهيدان و فداكاران راه خدا را بزرگ بداريم. ¨  دشمن ملت ايران بداند، ملتي كه هشت سال دفاع مقدس را با آن شجاعت و شهامت پيش برده است، اين ملت، يك قدم از شعارهاي اسلامي، عقب نخواهد نشست. ¨      ملت ما، ملتي بسيار نيرومند وداراي قدرت تمام نشدني براي دفاع از خود است. ¨  دفاع از اسلام، به دفاع از ميهن اسلامي ختم نمي شود. ما در همه ي مرزها اسلام با كفر، آماده دفاع و مجاهدتیم. ¨      هشت سال جنگ، بايستي تاريخ ما را تغذيه كند. ¨      اين جنگ هشت ساله و اين دفاع  مقدس از بزرگترين افتخارات ملت ايران بود. ¨      هشت سال دفاع مقدس ما از نماز جمعه ها نيرو گرفت و در نماز جمعه­ها تبيين شد. ¨  اين جنگ تحميلي، نه فقط براي همان چند سال يك امتحان بود، بلكه براي بعد از دوران خاتمه ي جنگ هم يك محك و يك امتحان و يك عبرت است. ¨  از پاداشهاي الهي اين بود كه در اين چند سال، بسياري از كساني كه در دوران هشت سال جنگ تحميلي، عليه ملت ايران هم دست شده بودند، مجازات شدند. ¨  پيروزي در جنگ تحميلي و ناكام كردن دشمن، به خاطر توكل به خدا و تقوا و پرهيزگاري بود. ¨  بزرگترين افتخار ملت ايران در رابطه با جنگ، همين است كه در طول هشت سال، همه ي قدرت ها پشت سر رژيم بعثي ايستادند، تا بتوانند جمهوري اسلامي را سرافكنده و شكست خورده كنند، ولي نتوانستند. ¨  جوانان ما همان شور و هيجان، همان ايمان و همان آمادگي­اي كه چشم دنيا را در دوران جنگ تحميلي خيره كرد، امروز هم دارند. ¨  كساني كه در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شركت مي­كردند، منتظران حقيقي بودند. ¨  پايه­ي پيشرفت­هاي علمي كشور- كه امروز شما برخي از نمونه­هاي آن را مي­شنويد- در دوران دفاع مقدس گذاشته شد. ¨  من نمي­دانم چرا بعضي­ها در ارائه­ي مسائل افتخار آميز دوران جنگ تحميلي كوتاهي مي­كنند. ¨  اگر اين ملت در دفاع مقدس پيروز نمي­شد، ايران تا قرنها ممكن بود روي خوشبختي را نبيند. ¨      مواظب باشيد از مساله­ي دفاع مقدس كه در اين كشور اتفاق افتاد، غافل نشويد. ¨      اين جنگ، حقيقتاً يك گنج است؛ يك گنج حقيقى است كه تمام‏شدنى هم نيست. ¨      تنها راه براى دفاع از اسلام و انقلاب، ايستادگى و مقاومت است. ¨      در دوران دفاع مقدس، آنچه كه اين ملت را نجات داد، اسلام بود. ¨      راه جهاد با دشمنان اسلام دشوار است ولى بايد آن را طى كرد. ¨  ما مدت هشت سال از حيثيت، ناموس، دين، تماميت ارضى، مردم، انقلاب، حكومت، نظام اسلامى و قرآن دفاع كرديم و چنين دفاعى، مقدس است. ¨  ملت ايران به بركت وحدت كلمه هم درجنگ،هم دربسيج نيروها براى ميدانهاى دفاع مقدس،پيروز شد. ¨  ملت رشيد ايران به دفع تجاوز برخاست و با دفاع مقدس از كيان اسلام و ميهن اسلامى، سيلى محكمى بر دشمن نواخت. ¨      ملت ما ثابت كرد كه مى‏تواند از خودش دفاع كند. ¨  هفته‏ى دفاع مقدس، يادآور حادثه‏اي عظيم و به بار نشستن نتايجى عظيم‏تر در سير انقلاب ماست و هيچگاه از ذهن ملت محو نخواهد شد. ¨  كسانى كه در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شركت مى‏كردند، منتظران حقيقى بودند. انتخابات امام خميني(ره) ¨  از آقايان كانديداها انتظار دارم كه اخلاق اسلامي- انساني را در تبليغ براي خود، مراعات نمايند. ¨  مبادا خيال كنند كه مبارزات انتخاباتي عبارت از اين است كه به ديگران بد بگويند و كارشكني بكنند. ¨      انتخابات رئيس جمهوري ، يك امر حياتي است. ¨      مردم با شركتشان در انتخابات، ثابت كنند كه از اسلام، رويگردان نيستند. ¨  اگر مجلس، يك مجلس اسلامي كه با انتخابات صحيح انجام بگيرد و اشخاصي كه انتخاب مي­شوند واقعا منتخب ملت باشند، تمام كارهاي كشور با دست مجلسي­ها اصلاح مي­شود. ¨      همه در انتخابات شركت كنند و در صحنه حاضر باشند. ¨      امروز، مساله­ي مهم، مساله­ي انتخابات است، به انتخابات توجه داشته بايد. ¨      مقدرات كشورتان را به دست كساني بدهيد كه براي كشور شما مفيدند. ¨  مردم، سرنوشت خودشان دست خودشان است و انتخابات براي تحصيل سرنوشت شما ملت است. ¨      مردم در انتخابات حاضر مي شوند و مي دانند كه سرنوشت كشور با انتخابات است. ¨  اگر بخواهيد در مقابل دنيا اظهار حيات بكنيد، بايد در انتخابات، مشاركت كنيد. ¨      مجلس شوراي اسلامي، تنها مركزي است كه تمام قوا بايد تبع آن باشد. ¨      مجلس شوراي اسلامي يك مجلسي است كه قانون، او راتاييد كرده است. ¨      وصيت من به ملت شريف آن است كه در تمام انتخابات، در صحنه باشند. ¨      هدف از انتخابات، در نهايت، حفظ اسلام است. ¨      مجلس در راس همه­ي امور، واقع است. ¨  مجلس است كه اساس يك كشور را به صلاح مي­كشد يا اساس يك كشور را رو به فساد مي­برد. ¨  شما وكيل نيستيد كه برويد آنجا بنشينيد و حساب­هايي كه خودتان را با هم داريد، صاف كنيد؛ اگر يك همچو كاري بشود، اين انحراف است و غصب است آن محل براي شما. ¨  همه­ي شما، همه ي ما، زن و مرد، هر مكلف همانطور كه بايد نماز بخواند، همانطور بايد سرنوشت خويش را تعيين كند. ¨  وقتي كه رئيس جمهوري يك مملكتي، آدم صالح باشد، دنبال اين مي رود كه مملكت را به اصلاح بكشد. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      شوراي نگهبان، عماد ملت و دين و مايه ي اطمينان و سكينه ي قلب مومنين است. ¨      شوراي نگهبان در حقيقت، نبض نظام اسلامي به شمار مي رود. ¨  اگر خداي نكرده روزي شوراي نگهبان تضعيف بشود- چه تضعيف حيثيتي و چه تضعيف هويتي مطمئنا ضربه ي جبران ناپذيري به انقلاب خواهد خرود. ¨      شوراي نگهبان، نقطه ي تضمين و تامين براي نظام اسلامي است. ¨  شوراي نگهبان، مانع اين است كه نظام اسلامي از خط دين و اسلام و همچنين از خط قانون اساسي منحرف شود. ¨      مجلس شوراي اسلامي، نقطه ي اميد نظام و مظهر اقتدار و اختيار ملت است. ¨      مجلس شوراي اسلامي، جايي است كه اميد ملت ما به آن نقطه است. ¨      اين مجلس براي ملت سنگر است، سنگري در مقابل دشمنان. ¨      حضور مردم در صحنه هاي انتخابات، دشمن را مايوس مي كند. ¨  حضور مردم در صحنه­هاي انتخابات،زمينه را براي پيشرفت كشور و آينده­ي درخشان آن آماده مي­سازد. ¨  حضور مردم در صحنه ي انتخابات و راي دادن، يك كار سياسي است كه مردم بايد انجام بدهند. ¨      همه­ي دستگاه­ها موظفند براي برگزاري انتخابات صحيح تلاش كنند. ¨      ملت ايران، شركت در انتخابات را يك فريضه و يك عمل واجب بداند. ¨      امروز، مساله ي انتخابات، حقيقتا يك عرصه ي امتحان الهي است. ¨      انتخابات، يك كار بزرگ و يك اقدام شرعي و يك اقدام خدايي است. ¨  انتخابات، فقط يك پديده ي سياسي نيست؛ انتخابات، مظهر حضور مردم، مظهر احقاق حق، مظهر توانايي و اقتدار ملي براي يك كشور است. ¨  انتخابات رياست جمهوري از جدي ترين و پرشورترين و پرجاذبه ترين صحنه هاي مشاركت ملي است. ¨      انتخابات از اساسي ترين مسايل كشور است. ¨  انتخاب رئيس جمهور كار آمد، با كفايت با نشاط، مومن به مردم و اهداف متعالي امام(ره) و انقلاب، با حوصله، پيگير و قدرشناس مردم، نياز ملت و كشور مي باشد.     هفته­ي دولت امام خميني(ره) ¨      دولت و اتباع دولت، خدمتگزار به ملت هستند نه آقاي ملت، خدمتگزارند اينها. ¨      دولت ها خدمتگزار مردمند. ¨      اسلام مي خواهد كه دولت ها خدمتگزار ملت ها باشند. ¨      اي دولت ها! فتح كشور مهم نيست، فتح قلوب مهم است. ¨      اگر (رجايي وباهنر) نيستند، خدا هست. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  بعد از حادثه ي هفتم تيرماه سال شصت و حادثه ي هشتم شهريور همان سال، منافقين مطرود و ملعون شدند. ¨  شهيد رجايي و شهيد باهنر انصافا و حقا، الگوي دو چهره ي انقلابي مومن و خالص بودند و زندگي و شهادتشان، درس آموز بود. ¨  اولين كابينه اي كه جوانان را به معناي واقعي كلمه وارد مسئوليت كرد، كابينه ي شهيد رجايي بود. ¨  هفته ي دولت، فرصت مغتنمي است، هم براي قدرشناسي از كارگزاران و مسئولان و دست اندركاران امور اجراي شكور، و هم براي رساندن مژده هاي شيرين و خوب به گوش مردم، و خرسند كردن آنها. ¨  اين هفتة دولت فرصتى است براى مردم، كه دولتِ خودشان را ... مورد بازنگرى قرار دهند، تا به دولت براى اصلاح ضعفها و رشد نقاط قوت كمك كنند. ¨      حمايت از رئيس جمهور و دولت واجب است. ¨      مردم بايد از دولت، مسئولين دولتى و قوه‏ى مجريه حمايت كنند. ¨      همكارى، كمك و پشتيبانى دلسوزانه‏ى مردم از مسئولين، لازم و واجب است. ¨      حمايت از رئيس جمهور بر يكايك افراد واجب است‏ ¨      امروز حمايت و كمك به مسئولان كشور، يك واجب و فريضه‏ى شرعى است. ¨   [رجايى‏] همان انقلابىِ فروتنى بود كه حاضر شد آبروى خود را نثار انقلاب كند و خدا به پاداش آن ايثار، چهرة آبرومند او را جاوادنه ساخت. ¨  اين دو عنصر خدمتگزار [رجايى و باهنر] بايد هميشه به عنوان عناصر فراموش نشدنى در تاريخ دولت خدمتگزار جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى در خاطره‏ها زنده بمانند. روز یزد مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  شهر شما و استان شما- برادران و خواهران عزيز يزدي مركز دانش، مركز هنر، مركز كار و تلاش و ابتكار، مركز ايمان و دين باوري است. ¨  من فراموش نمي كنم در جبهه نبرد، تيپ الغدير و پادگان الغدير يزديها يكي از بهترين، قويترين، پرخطرپذيرترين و منضبط ترين مجموعه هاي نظامي بود كه ما در ميدان جنگ ديديم. ¨  يكي از آن جاهايي كه ميتواند در مورد اجتناب از اسراف الگو قرار بگيرد، شهر شما و استان شماست. ¨  پنجاه سال قبل من در عراق باغستانهايي را ديدم بين كربلا و نجف،  همه مردم عراق- آنهايي كه ما ديديم مي دانستند اينها كار يزديهاست. ¨  معنويت، اخلاق، سازندگي خود، اين را بايد به عنوان يك وظيفه براي خودمان بدانيم. ¨  ايراني استعداد خودش را به ميدان آورد و اعتماد به نفس نشان داد و پيشرفت و بعد از اين هم پيش خواهم رفت. ¨      يزديها جزو خصوصيتشان اين است اعتماد به نفس دارند. ¨      خوي طبيعي يزدي قناعت است، سخت كوشي است. ¨  آن صفا و صميمتي كه ما در يزديها سراغ داشتيم از دوران جواني و نوجواني تا امروز بر اين جلسه هم همين فضاي صميمت حاكم بود. ¨  يزد يك منطقه نخبه خير است و نخبگان اين منطقه و اين استان و اين شهر، حقا و انصافاًٌ به نسبت خيلي بيشتر از نخبگان بسياري از مناطق كشورند. ¨  همواره مردم عزيز يزد سرشار از نيروي كار و ابتكار و تحرك و آماده در همه ميدان هايي كه در طول تاريخ معاصر ما از ملت ايران انتظارمي رفته است، به چشم ديديم و تجربه كرديم. ¨      شهر يزد شهر علم است. ¨  جوان يزدي، مرد و زن يزدي، روحاني يزدي، روشنفكر يزدي، استاد يزدي بايد قدر اين استعداد را بداند و همه بدانند كه شكر اين نعمت در شناختن آن، بكار گرفتن آن در راه اندازي آن است. ¨      مردم يزد تو خانه ها ننشستند تا براي پيروزي رزمندگان فقط دعا كنند. ¨      تجربه مردم يزد و استان يزد در دفاع مقدس هم تجربه موفقي بود. ¨  در دانشگاه خوبيد، در ميدان جنگ خوبيد، در ميدان صنعت خوبيد، در ميدان كشاورزي هم با وجود خشكي طبيعي اين منطقه و اين اقليم خوبيد. ¨  شهداي برجسته شما، آزادگان سرافراز شما، خانواده هاي صبور آنها، همه شواهد صدقي هستند براين حضور شجاعانه مردم يزد در ميدان خطر آن وقتي كه به آنها نياز است.                                           معلم (شهادت شهید مطهری) امام خميني(ره) ¨      شهيد مطهري پاره تن من بود. ¨      مطهري در طهارت، روح و قوت ايمان و قدرت بيان كم نظير بود. ¨      عالم، مدرسه است و معلمين انبياء و اوليا هستند. ¨      معلم امانتداري است كه انسان امانت اوست. ¨      خدمتي كه مرحوم شهيد مطهري به نسل جوان و ديگران كرده است، كم كسي كرده است. ¨      مطهري همچون كوهي استوار در مقابل دسيسه ها و الحاد شرق و غرب ايستاد. ¨      معلمي شغل انبياء است. ¨      شما معلمين يك شغل بسيار شريف داريد كه همان شغل الله است. ¨      كليد سعادت و شقاوت يك ملت دست قشر فرهنگي است. ¨      شغل شما اخراج بچه ها و كودكهاست از ظلمتها به نور. ¨  همه معلمين در فكر اين باشند كه خودشان را تهذيب كنند، خود را مهلت كنند تا حرفشان در ديگران اثر كند. ¨      صلاح و فساد يك جامعه به دست مربيان آن جامعه است. ¨      همه سعادتها و همه شقاوت انگيزه اش از مدرسه هاست و كليد دست معلمين است. ¨  اين نونهالاني كه اميد آتيه كشور اسلامي هستند، اينها امانتهايي هستند در دست معلمين. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      مطهري يك انسان ممتاز، يك فرد باصفا و مكتبي و پخته بود. ¨   قشر معلمين از عزيزترين، زحمت كش ترين و موثرترين و مفيدترين اقشار جامعه اند. ¨       معلمين، نسل آينده ما را مي سازند و چراغ اين مملكت هستند. ¨       موثرترين و والاترين مشاغل معلمي است. ¨   امروز همه بايد تكريم به معلمان را، در فضاي فرهنگي جامعه و در ذهن مردم، بيش از بيش تشديد كنند. ¨   تكريم نسبت به معلم و بزرگداشت او به معناي واقعي كلمه، آثار بسيار مثبتي را در فرهنگ جامعه و تعليم و تربيت باقي مي گذارد. ¨       شما معلمين هستيد كه فردا را مي سازيد. ¨   معلم با آموختن به يك انسان كليد بهره برداري از گنجينه اي تمام نشدني را به او مي دهد. ¨   اين نظام جمهوري اسلامي، بر پايه تفكر و برداشت از اسلام بنا شده كه آقاي مطهري آن را ارائه كرد. ¨   معلم يعني كسي كه در دل انسان يك چراغي را روشن مي كند. اين بزرگترين چيزي است كه در حيات انسان قابل تصور است.                                       كار و كارگر امام خميني(ره) ¨      حيات يك ملت مرهون كار و كارگر است. ¨       كارگران از ارزشمندترين طبقه وسودمندترين گروه در جامعه ها هستند. ¨       چرخ عظيم جوامع بشري، با دست تواناي كارگران در حركت و چرخش است. ¨       روز كارگر روز دفن سلطه ابر قدرتهاست. ¨       هر روز، روز كارگر است. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨       استقلال ملت و كشور، به تلاش و زحمت كارگران بستگي دارد. ¨   اين كاري كه شما (كارگران) براي توسعه و پيشرفت كشور مي كنيد، اين يك عبادت قطعي است. ¨       شما كارگرها نقش مهمي در كشور داريد. بار اصلي توليد روي دوش شماست. ¨       قشر عزيز كارگر مايه افتخار ما و نظام جمهوري اسلامي است. ¨       كارگران در دو جبهه ي كار و جنگ تلاش ارزنده اي از خود نشان دادند. ¨       همه ذرات عالم كارگرند. ¨       ارزش كارگر آنقدر والاست كه پيغمبر دست او را بوسيد.                       انقلاب اسلامي امام خميني(ره) ¨      انقلاب اسلامي را حفظ كنيد و اين نهضت را گرم نگه داريد. ¨      انقلاب ما، انقلاب اسلامي است، چون متكي بر اسلام است. ¨  امروز هر ندايي بر خلاف انقلاب اسلامي، برخلاف جمهوري اسلامي بلند بشود، به نفع اجانب است. ¨      امروز، همه قشرها مسئوليت حفظ آبروي اسلام و انقلاب اسلامي را دارند. ¨  شما اگر بخواهيد انقلاب اسلامي و انقلاب فرهنگي درايران پياده كنيد بايد اين انقلاب، اول از باطن خودتان باشد. ¨      ما مي خواهيم معنويت انقلاب اسلامي­مان را به جهان صادر كنيم. ¨  هيچ انقلابي در جهان همانند انقلاب اسلامي ما، با ضايعه اي كم و ره آوردي عظيم، همراه نبوده است. ¨      انقلاب اسلامي ايران با تاييد خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است. ¨      توحيد و وحدت، نمونه­اي از بركات انقلاب اسلامي است. ¨      انقلاب ايران براي خداست و از اول هم فرياد خدا بوده است ¨  انقلاب اسلامي ما، انقلابي است كه به دست مردم صورت گرفته، مردم انقلاب كرده اند و مردم بايد آن را به آخر برسانند. ¨      انقلاب ايران يك برنامه ي الهي است. ¨      انقلاب ايران، يك نهضت اسلامي است كه ادامه دارد. ¨      انقلاب ايران- به خواست خداي تبارك و تعالي- شكست نخواهد خورد. ¨      انقلاب مردم ما، انقلابي است متكي به خود مردم. ¨      با فداكاري از انقلاب اسلامي، پاسداري كنيم. ¨  بايد سعي شودتا از راه رسيده­ها و دين به دنيا فروشان، چهره­ي كفر زدايي و فقر ستيزي روشن انقلاب ما را خدشه دار نكند. ¨  من در ميان شما باشم يا نباشم، به همه ي شما وصيت و سفارش مي­كنم كه نگذاريد اين انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بيفتد. ¨  مردم ايران ثابت كردند كه تحمل گرسنگي و تشنگي را دارند؛ ولي تحمل شكست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت. ¨  در اين نهضت، پيش برويد و ابدا به خودتان هيچ يأس راه ندهيد، كه يأس از جنود شيطان است. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      انقلاب اسلامي ايران به بر پايه ي شريعت اسلام ناب محمدي(ص) استوار شده است. ¨      حقيقتا انقلاب را سالم نگه داشتن و سالم جلو بردن، كار سنگيني است. ¨      انقلاب اسلامي نمي­تواند به مرز و مليت خاصي محدود باشد. ¨      كساني كه با انقلاب اسلامي مخالفت مي كنند، با اسلام بدند. ¨  حنجره­هاي ناسالمي كه امروز در دنيا عليه انقلاب اسلامي و ملت ايران و مذهب و راه آنها  كار مي كنند و شعار مي دهند و حرف مي زنند، مزدورند. ¨  انقلاب اسلامي، راه مبارزه با ظلم و استكبار و فساد را رها نكرده و هرگز نخواهد كرد. ¨  انقلاب اسلامي، ناگهان تمام موجوديت ونظام ارزشي دستگاه استعماري غرب و دنياي سرمايه داري را زير سوال برد. ¨      انقلاب اسلامي كه پيروز شد، ملتها زنده شدند و نشاط و اميد پيدا كردند. ¨  تحول عظيمي كه در دنيا به وجود آمد، ناشي از اسلام و انقلاب اسلامي و رو آمدن معنويت بود. ¨  انقلاب اسلامي و ملت ايران، علي رغم ميل قدرتهاي جهان خوار، براي ملتها الگو شده­اند. ¨  استكبار نمي­تواند با كار نظامي، مساله­ي جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي را براي خودش حل كند، با فشار اقتصادي هم نمي شود. ¨      انقلاب اسلامي يك تجربه­ي جديد و يك حرف نو در دنياست. ¨      استقلال، بيت الغزل انقلاب اسلامي بود. ¨      امروز، انقلاب اسلامي فرصت دوباره اي است كه به بشريت داده شده است. ¨      قشرهاي مختلف اين كشور، قدر اين انقلاب و اين نظام مردمي را مي­دانند. ¨      ملت بزرگ مانشان داده كه پاي اسلام و انقلاب و ارزشهاي اسلامي ايستاده است. ¨      انقلاب اسلامي دلهاي مردم را به خدا متوجه كرد.     دهه­ي فجر و 22 بهمن امام خميني(ره) ¨      بيست و دوم بهمن بايد سرمشق ما باشد در طول زندگي و براي نسل آينده ¨      بيست و دوم بهمن سرآغاز پيروزي ملت ايران بر مستكبران و غارتگران ¨      بيست و دوم بهمن سرآغاز حكومت الله بر جهان ¨      بيست و دوم بهمن سرآغاز برافراشته شدن پرچم عدالت اسلامي و بيداري مستضعفان ¨      درود بر بيست و دوم بهمن، يوم الله و بر آفرينندگان آن ¨  در بيست و دوم بهمن دست انتقام حق از آستين ملت رزمنده ايران بيرون آمد و نصرت اعجاز آميز اسلام بر كفر، تحقق يافت. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      دهه­ي فجر، جزو رشحات اسلام است ¨      دهه­ي فجر، آن آيينه اي است كه خورشيد اسلام درآن درخشيد و به ما منعكس شد. ¨      دهه­ي فجر، خاستگاه ارزشهاي اسلامي گرديد. ¨  هر روزي از روزهاي اين دهه- مخصوصا روز بيست ودوم بهمن- ايام الله و خاطره­اي فراموش نشدني براي ملت ايران است. ¨  (دهه­ي فجر) دهه ي تجديد عهد و ميثاق ملت ما با انقلاب است، دهه­ي گراميداشت بزرگ ترين معجزه ي الهي در اين روزگارهاست. ¨      دهه­ي فجر، براي ملت ما دهه­ي عزيزي است. ¨      دهه­ي فجر مظهر آن شكوه وعظمت و فداكاري ملت ايران است. ¨      دهه­ي فجر و بيست و دوم بهمن را قدر بدانيد. ¨      بيست و دوم بهمن، عيد حقيقي براي ملت ماست. ¨      دهه­ي فجر، دهه­ي فجر وطلوع انقلاب است. ¨  دهه­ي فجر، در حقيقت مقطع رهايي ملت ايران و آن بخشي از تاريخ ماست كه گذشته را از آينده جدا كرده است. ¨      راهپيمايي بيست و دوم، يكي از مظاهر حضور مردمي است. ¨  امام عظيم الشأن، فجر انقلابي اسلامي را در دل تاريكي­هاي ماديت و فساد و ظلم و فسق كنوني جهان به درخشش آورد. ¨      بيست و دوم بهمن، امتحاني بود كه ملت، خوب از عهده­ي آن برآمد. ¨      درود بر بيست و دوم بهمن، يوم الله و بر آفرينندگان آن ¨  دربيست و دوم بهمن دست انتقام حق از آستين ملت رزمنده ايران بيرون آمد و نصرت اعجاز آميز اسلام بر كفر، تحقق يافت.                                           انرژی هسته ای مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨  جمهوري اسلامي و ملت ايران بر اساس منطق اسلام بدنبال بمب اتمي نبوده و نيستند اما استفاده از دانش وفناوري هسته اي را حق مسلم خود مي دانند ودانشمندان پرتوان ايران همراه با دولت وملت ؛ به عنوان وظيفه اي ملي ؛ اين هدف را دنبال خواهند كرد. ¨  يك نمونه از پيشرفت هاي نظام اسلامي ، مسئله هسته اي است كه ملت ايران در اين موضوع،حقاً و انصافاً به يك موفقيت بزرگ و پيشرفت چشمگير دست يافته است . ¨      اين مسئله ( هسته اي ) پيشرفت بزرگي است كه جز با استقامت به دست نمي آمد. ¨  ملت و مسئولان نظام با همت ، اميد ،همبستگي و تكيه بر عنايات الهي ازمنافع ، مصالح و حقوق خود با اقتدار و عزت پاسداري خواهد كرد. ¨  اگر ملت امروز از فناوري هسته اي برخوردار نشود دهها سال به عقب ميرود و درسالهاي نه چندان دور، در عرصه هاي فراواني كه نياز به سوخت باشد مجبور است دست نياز به سوي بيگانگان ودشمنان دراز كند تا آنها با هزاران تحقير و توهين ، پايمان كردن عزت و آبروي ملت ايران ، شايد مختصري از نيازهايش را تأمين كند . ¨  حركت ارزشمند و افتخارآميز جوانان ايراني در دستيابي به دانش بومي هسته اي يك اقدام تاريخ ساز و تمدن ساز است و  اين حركت علمي بايد با قوت به پيش رود و در ابعاد مختلف گسترش يابد.  ¨  بمب هسته اي ايران ، جوانان ما و ملت ما هستند كه در دشوارترين ميدانها با كمال قدرت و ايمان ايستاده اند و بازهم خواهند ايستاد . ¨  اگر كشور برق متكي به انرژي هسته اي نداشته باشد با مشكلات اساسي روبه رو  مي شود به همين علت توليد انرژي هسته اي نياز حقيقي است و مسئولان موظفند بدون تسليم شدن در برابر فشارها حركت ايران را به سمت فناوريهاي پيشرفته از جمله انرژي هسته اي ادامه دهند.           کتابخوانی مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      كتابخواني به عنوان يك سنت رايج درآيد. ¨  كساني كه اهل مراجعه به كتابند، احتياج دارند كه اهل نظر و اطلاع، كتاب ها را به آنها معرفي كنند. ¨      كتاب، دروازه اي به سوي گستره دانش و معرفت است. ¨      كتاب خوب يكي از مهمترين ابزارهاي كمال بشري است. ¨  كسي كه با اين دنياي زيبا و زندگي بخش- دنياي كتاب- ارتباط ندارد بي شك از مهمترين دستاورد انساني و نيز از بيشترين معارف الهي و بشري محروم است. ¨  كتاب يكي از ارزشمندترين فرآورده هاي بشري و گنجينه بزرگ ترين ثروت هاي بشر يعني دانش و تحقيق است. دين و دنياي بشر و جسم و جان انسان، به بركت كتاب تأمين و تغذيه مي شود. ¨      فرآيند كمال بشري به وسيله كتاب تحقق مي يابد. ¨      كتاب، مادر تمدن ها و نيز عصاره آن هاست. ¨      مردم ما، با كتاب،‌بيش از آنچه كه امروز انس دارند بايد انس بگيرند. ¨      كتابخواني چيزي است كه براي يك ملت، فريضه است، واجب ولازم است. ¨      امروز كتابخواني و علم آموزي نه تنها يك وظيفه ملي،‌كه يك واجب ديني است. ¨  آنگاه كه انس با يك رواج يابد، كتابخواني نه يك تكليف،‌كه يك كار شيرين و يك نياز تعلل ناپذير و يك وسيله براي آراستن شخصيت خويشتن، تلقي خواهد شد. ¨  بايد با كتاب انس پيدا كنند. درغير اين صورت،‌جامعه ايراني به هدف و آرزويي كه دارد كه حق او هم هست، نخواهند رسيد. ¨      جاي كتاب را هيچ چيز پر نمي كند و بايد كتاب را ترويج كرد. ¨  من،‌به خصوص از جوانان،‌به خصوص از طلاب و دانشجويان و معلمين خواهش مي كنم كه با كتاب انس پيدا كنند. ¨      كتابخواني را بايد جزو عادات خودمان قرار دهيم.       روز خبرنگار امام خميني(ره) ¨  توجه داشته باشيد كه بالاترين چيزى كه مى‏تواند اين انقلاب را در اين جا به   ثمر برساند و در خارج صادر كند، تبليغات است، تبليغات صحيح.          ¨  همت بگماريد كه قلم و بيان خويش را براى تعالى اسلام و كشور وملت‏خود به‏كار گيريد.                                               ¨      تمام رسانه‏ها مربى يك كشور هستند، بايد تربيت كنند كشور را. ¨      ما موظفيم كه اسلام را در همه جاى دنيا معرفى كنيم. ¨  مطبوعات بايد يك مدرسه سيار باشند تا مردم را از همه مسائل، به خصوص‏مسائل روز آگاه نمايند.                                ¨  اشخاصى كه قلم در دستشان است متوجه باشند كه قلم آنها، زبان آنها، درحضور خداست.           ¨      شهدا را قلمها مى‏سازند و قلمها هستند كه شهيد پرورند. ¨      قلمى فايده دارد كه بيدارگر توده‏هاى مردم باشد. ¨      با تبليغات صحيح اسلام را آنگونه كه هست به دنيا معرفى نماييد. ¨      تقويت و توسعه تبليغات خصوصا در خارج از كشور، از اهم امور است. ¨      قلم خودش يكى از اسلحه‏هاست؛ اين قلم بايد دست اشخاص صالح و دست‏افاضل باشد.       ¨      مطبوعات بايد يك بنگاه هدايت باشند. ¨  دماء شهدا اگر چه بسيار ارزشمند و سازنده است لكن قلمها بيشتر مى‏توانندسازنده باشند. ¨  قلمها اگر در دنيا براى خدا و براى خلق خدا به كار بيفتد، مسلسلها كنارمى‏رود. ¨      آن كسى قلمش قلم انسانى است كه از روى انصاف بنويسد. ¨      قلمى آزاد است كه توطئه‏گر نباشد. ¨  آنچه كه در خبرگزاريها مهم است كيفيت آن است، زيرا هر كدام كه به راستى‏و راستگويى نزديكتر باشد، شوق انسان را به گوش‏دادن بيشتر مى‏كند. ¨  به نظر من روزنامه‏ها براى همه مردم است، و همه مردم در آن حق دارند ومى‏شود گفت كه گاهى جاى ديگران غصب مى‏شود. ¨      توجه كنيد! اگر مى‏خواهيد كشور اسلامى باشد بايد مطبوعات هم اسلامى باشد. ¨  روزنامه‏ها بايد با كسى صورت مخاصمه نداشته باشند بلكه صورت ارشاد داشته‏باشند. ¨  آن كه از همه خدمتها بالاتر است اين است كه نيروى انسانى ما را رشد بدهد و اين به عهده مطبوعات است. ¨      اهميت انتشارات مثل اهميت‏خونهايى است كه‏در جبهه‏ها ريخته مى‏شود. مقام معظم رهبري(مدظله العالي) ¨      به طور هنرمندانه اطلاع‏رسانى كنيد تا مردم تا عمق جانشان قبول كنند ¨      اطلاع‏رسانى را قوى كنيد؛ رسانه‏هاى مناسب را تغذيه كنيد ¨      خبرنگاران لحظات نابودشدنى و زوال‏يافتنى را تثبيت و ابدى مى‏كنند. ¨      سلامت محيطهاى كارى با تبليغات اسلامى و فعاليت صحيح تأمين و تضمين خواهد شد. ¨      گزارشگرى و خبررسانى، يك حرفه‏ى باارزش است. ¨      به مسئله خبررسانی باید به این چشم نگاه کرد که به نیت ترویج خیر باشد. ¨  آنچه كه از مطبوعات يك جامعه مورد انتظار است، اين است كه معلومات مردم را بالا ببرند. ¨  كار مطبوعات به خاطر همين تأثيرى كه بر روى ذهن و به تبع آن عمل و رفتار يك مجموعه‏اى از مردم دارد؛ نمى‏تواند به عنوان يك شغل محض و شغل كاسبانه مطرح بشود. ¨  هر حادثه وقتى در چارديوارىِ سكوت و بى‏اعتنايى و غفلت قرار بگيرد، خواهد مرد و فراموش خواهد شد. پايدار شدن حوادث بستگى دارد به اين‏كه مبلّغان و خبررسانانى امين، صادق و با انگيزه داشته باشند. ¨  خبرگزارى بايد درست مثل نبضِ دستگاه عمل كند. ... بسيار دقيق و منظم. موارد زايد، اخبار ضعيف و گزارشهاى غير مربوط به مسائل اصلى كشور، بايد بر كنار باشد. خبرها در جهت سياستهاى جارى بايد تنظيم و مرتب شود                 احاديث منتخب   حضرت محمد (ص) * طلب العلم فریضة علی کل مسلم، الا ان الله یحب بغاة العلمطلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد. (اصول کافی ج 1 /باب دوم/ص 35) * خَیرُ الأصحابِ مَن قَلَّ شِقاقُهُ و کَثُرَ وِفاقُهُ.بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیار (تنبیه الخواطر، ج2، ص123 ) * إنَّ الصَّدَقَة َلتُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِّصدقه، خشم پروردگار را فرو می‌نشاند. (کنزالعمال، ح161143 ) * لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ.عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.  (تحف العقول، ص448) * مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود. (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال) * اَلعِبادَهُ سَبعونَ جُزء، اَفضَلُها جُزءً طَلَبُ الحَلالِ عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است. (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال) * انَّ الدینارَ وَ الدُّرهَمَ اَهْلَكا مَنْ كانَ قَبلكُمْ و هُما مُهْلِكاكُمْ.همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاكت رساند و همین دو نیز هلاك كننده شماست. (جهاد النفس، ص 247) * لا فقر اَشد من الجهل ، لا مال اَعود من العقل . هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست . (اصول كافی،ج1،ص30) * أجملوا فی طلب الدنیا فإن كلا میسر لما خلق له در طلب دنیا معتدل باشید و حرص نزنید ، زیرا به هر كس هر چه قسمت اوست می رسد. (كتاب التجارات،ح21)                       حضرت زهرا (س)   * من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحتهكسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش       فرو خواهد فرستاد. (بحار الانوار ، ج 70، ص 249 ) * خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهمبهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند. (دلال الامامه و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225) *  حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل اللهاز دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا (وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295) * فجعل الله...اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقةخدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است. (بحار الانوار، ج 43، ص 158)           حضرت امام علي (ع) اَلمُؤمِنُ بُشرُهُ فی وَجِهِهِ وَحُزنُهُ فی قَلبِهِشادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است. (نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره325)  اَلعِلمُ کَنزٌ عَظیمٌ لایَفنیعلم گنج بزرگی است که تمام نمی شود اَللِّّّسانُ سَبُعٌ، اِن خُلّیَ عَنهُ عَقَرَزبان، حیوان درنده است، اگر رها شود می گزد. (نهج البلاغه) اُحْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَیرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ.قلب خود را از كینه دیگران پاك كن،‌ تا قلب آنها از كینه تو پاك شود. (الامالی، ج2، ص 174) اَلْعَفافُ زِینَهُ‌ الْفَقْرِ، وَ الْشُّكْرُ زِینَهُ الْغِنَی.  خویشتن داری، زینت فقر است و سپاس گزاری زینت غنا و توانگری. (تحف العقول ص 75) قِیمَهُ كُلَّ امْرِی ءٍ مَا یحسِنُهُقیمت و ارزش هر كس به اندازه ی كاری است كه به خوبی می تواند انجام دهد. (بیان و التيبین ص 179)   حضرت امام حسن (ع) المسؤول حر حتی یعد ، ومسترق المسؤول حتی ینجز.انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتی وعده میدهد زیر بار مسؤولیت میرود و تا به وعدهايش عمل نكند رها نخواهد شد . (بحار الانوار،ج78،ص113) الخیر الذی لا شر فیه ، الشكر مع النعمة والصبر علی النازلة .خیری كه هیچ شری در آن نیست ، شكر بر نعمت و صبر بر مصیبت ناگوار است . (تحف العقول ، ص 237) عجبت لمن یتفكر فی مأكوله كیف لا یتفكر فی معقولهتعجب میكنم از كسانیكه در غذای جسم خود فكر میكنند ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تفكر نمیكنند. (بحار الانوار،ج1،ص218)           حضرت امام حسين (ع) لاتـَرفع حــاجَتَك إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب جز به یكى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد. (تحف العقول ، ص 251)   لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ الْمَخلـُوق بسَخَطِ اْلخـالِق رستگـار نمی شود مـردمـى كه خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد . (تاریخ طبرى،ص 1،ص 239) لا یأمَن یومَ الْقیامَةِ إلاّ مَنْ خافَ الله فِی الدُّنیا كسی در قیامت در امان نیست مگر كسی كه در دنیا ترس از خدا در دل داشت . (مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69) اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِبخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد. (الدره الباهره ، ص24) لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.كسانی كه رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد. (مقتل خوارزمی،ج 1،ص239)   حضرت امام سجاد (ع) الخیرَ کُلُّهُ قَد اجتَمَعَ فی قَطعِ الطّمعِ عمّا فی أَیدِی النّاستمامیِ خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه که در دستان مردم جمع شده است. (جهادالنفس،ص276) الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضا، مِنْ أعْلی دَرَجاتِ الْیَقینِ راضی بودن به سخت‌ترین مقدّرات الهی از عالی‌ترین مراتب ایمان و یقین خواهد بود. ‏(مستدرك الوسائل: ج 2، ص 413، ح 16) ما مِنْ جُرْعَةٍ أحَبُّ إلی اللّهِ مِنْ جُرْعَتَیْنِ: جُرْعَةُ غَیْظٍ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْمٍ، أوْ جُرْعَةُ ‏مُصیبَةٍ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْرٍ نزد خداوند متعال حالتی محبوب‌تر از یكی از این دو حالت نیست: حالت غضب و غیظی كه مؤمن با بردباری و حلم از آن بگذرد و دیگری حالت بلا و مصیبتی كه مؤمن آن را ‏با شكیبائی و صبر بگذراند. (مستدرك الوسائل: ج 2، ص 424، ح 21)           حضرت امام محمد باقر (ع) انما یداق الله العباد فی الحساب یوم القیامة علی قدر ما اتاهم من العقول فی الدنیاخدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند. (اصول کافی ج 1 /ص 12) خُذُوا الكلِمَةَ اطَّیبَةَ مِمَّنْ قالَها و إن لَم یعْمَل بِها سخن طیب و پاكیزه را از هر كه گفت بگیرید،‌ اگر چه او خود،‌ بدان عمل نكند. (تحف العقول، ص391) ما عَرَفَ اَللهَ مَنْ عَصاهُ.خدا را نشناخته آن كه نافرمانی اش كند (تحف العقول ص294) لا یكُونُ اَلْعَبْدُ عالِماً حَتّی لا یكُونَ حاسِداً لِمَن فَوقَهُ و لا مُحَقِّراً لِمَنْ دُونَهُ.بنده ای كه به بالا دست خود حسد نبرد و زیر دست خود را خوار نشمارد، عالم است. (تحف العقول ص293) لا فَضیلَةَ كَالْجِهادِ ، ولا جِهادَ كَمُجاهَدَةِ اَلهَویفضیلتی چون جهاد نیست ، و جهادی چون مبارزه با هوای نفس نیست. (تحف العقول ص 286) لا تُنالُ وِلایَتُنا الّا بِالعَمَلِ و َ الوَرَعکسی به ولایت ما نمی رسد مگر با عمل شایسته و خودداری از گناه. (جهاد النفس،ص112) الْجَبّارونَ اَبعَدُ النّاس منَ اللهِ عزُّ و جلَّ یومَ القیامَةِدورترین مردم از خداوند عزّو جل در روز قیامت سركشانِ متكبّر هستند. (جهادالنفس،ص254)                             حضرت امام جعفر صادق (ع) اثافى الاسلام ثلاثة: الصلوة و الزكوة و الولایة،لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتیهاسنگهاى زیربناى اسلام سه چیز است: نماز، زكات و ولایت كه هیچ یك از آنها بدون آن دوتاي ديگر درست نمى‏ شود. (كافى جلد2، ص 18) الـرغبه فـى الـدنیـا تـورث الغم و الحزن والزهـد فـى الدنیا راحه القلب و البـدن.رغبت و تمایل به دنیا مایه غم و اندوه و زهد و بـى میلى به دنیا سبب راحتى قلب و بدن است. (تحف العقول، ص 358) مَنْ عَرَفَ اللهَ خافَ اللهَ و مَنْ خافَ اللهَ سَخَتْ نَفْسَهُ عَنِ الدُّنیا.هر كه خدا رابشناسد ترس او در دلش می افتد و هر از خدا ترسان باشد نفسش از دنیا باز می ماند. (جهاد النفس، ص 83) اَحبّ اخوانى الى من اهدى الى عیوبىمحبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، كسـى است كه عیبهایـم را به من اهدا كنـد. (تحف العقول،ص366) لا ینال شفاعتنا من استخف بالصلاةهركس نماز را سبك بشمارد ، بشفاعت ما دست نخواهد یافت. (فروع كافی،ج3،ص270) حضرت امام موسي كاظم (ع) أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِبهترین عبادت بعد از شناختن خداوند،‌ انتظار فرج و گشایش است. (تحف العقول، ص403) مَنْ أرادَ أن یكُنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلْیتَوكَّلْ عَلی اللهِهر كه می خواهد كه قویترین مردم باشد بر خدا توكل نماید. (بحار الانوار،7 ، ص143) أوْشَكُ دَعْوَةً‌ وَ أسْرَعُ إجابَةُ دُعاءُ الْمَرْءِ لاِخیهِ‌ بِظَهْرِ الْغَیبِ.دعایی كه بیشتر امید اجابت آن می رودو زودتر به اجابت می رسد،‌ دعا برای برادر دینی است در پشت سر او. (اصول كافی،ج1 ،ص52) اَلْمُومِنُ مِثْلُ كَفَّتی الْمیزانِ كُلَّما زیدَ فی ایمانِهِ زیدَ فی بَلائِهِ. مومن همانند دو كفه ترازوست. هرگاه به ایمانش افزوده گردد، به بلایش نیز افزوده می گردد ( تحف العقول ص 408)                 حضرت امام رضا (ع) تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید. (بحارالانوار،ج78،ص 347) مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَملهر كـس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى خواهد بود. (بحـارالانـوار،ج 78،ص 357) مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة هر كس اندوه و مشكلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.  (اصول كافى، ج 3، ص 268) صدیقُ كُلُّ امری عَقلُهُ و عَدُوُّهُ جَهلُهَدوست هركسی عقل اوست و دشمن هر كس نادانی اوست. (جهاد النفس، ح82) ما حد التَّوكُل؟ فقال : اَن لا تَخافَ معَ اللهِ اَحَداً  حد توكل چیست؟ حضرت فرمودند: اینكه با وجود خدا از هیچ كس نترسی. (جهاد النفس،ح 292)       حضرت امام جواد (ع) اِیاك و مصاحبة الشریر ، فاِنه كالسیف المسلول یحسن منظره و یقبح اَثرهاز همراهی و رفاقت با آدم شرور بپرهیز ،زیرا كه او مانند شمشیر برهنه است كه ظاهرش نیكو و اثرش زشت است. (مسندالامام الجواد،ص243) قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلی ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ. امام محمد تقی جواد الائمه - علیه السلام - فرمود: مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است: توفیق از طرف خداوند متعال، واعظی از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت كسی كه او را نصیحت نماید. «بحارالأنوار، ج 72، ص 65، ح 3» قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّهُ: الاْنْصافُ فِی الْمُعاشَرَهِ، وَ الْمُواساهُ فِی الشِّدِّهِ، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلی قَلْب سَلیم. امام جواد - علیه السلام - فرمود: سه خصلت جلب محبّت می كند: انصاف در معاشرت با مردم، همدردی در مشكلات آن ها، همراه و همدم شدن با قلب سليم. «كشف الغمّه، ج 2، ص 349» امام جواد علیه السلام فرمودند: ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله تعالی : کثرة الاستغفار و لین الجانب و کثرة الصدقة سه چیز است که بنده را به رضوان خدا می رساند : 1- زیادی استغفار ، 2- نرمخویی ، 3- صدقه بسیار دادن  (مسند الامام الجواد، ص 247) حضرت امام هادي  (ع) اَلحَسَدُ ماحِقُ الحَسَناتِ وَ الزَّهوُ جالِبُ المَقتِ حسد، کارهای خوب را از بین می برد و دروغ، دشمنی می آورد. (بحارالانوار، ج69، ص 200) مَا استَرَحَ ذُو الحِرصِ  انسان حریص، آسایش ندارد. (مستدرک الوسائل، ج12، ص 62) اَلغَضَبُ عَلی مَن لاتَملِکُ عَجزٌ وَ عَلی مَن تَملِکُ لُؤمٌ خشم و غضب بر مردم نشانه ناتوانی است و بر زیر دستان علامت فرو مایگی و پستی است. (مستدرک الوسائل، ج12، ص 12)  من کان علی بینة من ربه هانت علیه مصائب الدنیا و لو قرض و نشر هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، گر چه تکه تکه شود. (تحف العقول ، ص 511)  لو سلک الناس وادیا شعبا لسلکت وادی رجل عبد الله وحده خالصا اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند ، من به راه کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت. (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 245) حضرت امام حسن عسكري  (ع) لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ.عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.  (تحف العقول، ص448) جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکِذب.تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است. (بحار الانوار، ج78، ص377) کَفاکَ ادبا تَجنُّبُکَ ما تَکرهُ مِن غَیرکَدر مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنی (مسند الامام العسکری، ص288) ما تَرَكَ الْحَقَّ عَزيزٌ إلاّ ذَلَّ، وَلا أخَذَ بِهِ ذَليلٌ إلاّ عَزَّ حقّ و حقيقت را هيچ صاحب مقام و عزيزى ترك و رها نكرد مگر آن كه ذليل و خوار گرديد، همچنين هيچ شخصى حقّ را به اجراء در نياورد مگر آن كه عزيز و سربلند شده است. (تحف العقول: ص 489، س 17، بحارالأنوار: ج 75، ص 374، ح 24.)   خَيْرُ إخْوانِكَ مَنْ نَسَبَ ذَنْبَكَ إلَيْهِ بهترين دوست و برادر، آن فردى است كه خطاهاى تو را به عهده گيرد و خود را مقصّر بداند. (بحارالانوار: ج 71، ص 188، ح 15.) خَصْلَتانِ لَيْسَ فَوْقَهُما شَىْءٌ: الاْيمانُ بِاللهِ، وَنَفْعُ الاْخْوانِ. دو خصلت و حالتى كه والاتر از آن دو چيز نمى باشد عبارتند از: ايمان و اعتقاد به خداوند، نفع رساندن به دوستان و آشنايان. ( تحف العقول: ص 489، س 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 374، ح 26.)                         حضرت امام زمان  (عج) إنّا نُحیطُ عِلْماً بِأنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْىءٌ مِنْ أخْبارِکُمْ. ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائیم و چیزى از شما نزد ما پنهان نیست. احتجاج: ج 2، ص 497، بحارالأنوار: ج 53، ص 175   ما أُرْغَمَ أنْفَ الشَّیْطانِ بِشَیْىء مِثُلِ الصَّلاةِهیچ چیزى و عملى همانند نماز، بینى شیطان را به خاک ذلّت نمى مالد و او را ذلیل نمى کند. بحارالأنوار: ج 53، ص 182، ضمن ح 11   أمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإنَّهُ إلَى اللهِ، وَ کَذَبَ الْوَقّاتُونَزمان ظهور مربوط به اراده خداوند متعال مى باشد و هرکس زمان آن را معیّن و معرّفى کند دروغ گفته است. بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 1، ضمن ح 10     أکْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِکَ فَرَجَکُمْبراى تعجیل ظهور من - در هر موقعیّت مناسبى - بسیار دعا کنید که در آن فرج و حلّ مشکلات شما خواهد بود. بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 23، ضمن ح 10  

کتب روز شمار جنگ

 

 

 

 


                                              


 

 

 

 

نام کتاب :   کتب روز شمار جنگ

 

مولف : گد 572 خ بهداشت و درمان

 

ناشر: سرگرد علی اکبر ناظمی

 

حروفچینی: سروان نصرت ا.. آذری

 

تدوین: ستواندوم علیرضا محمدی

 

 

 

 

سال انتشار : فروردین 85

 

یگان: گردان 572 خدمات بهداشت و درمان پش م 2 شیراز 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ارتش جمهوري اسلامي ايران

 

فرماندهي پشتيباني منطقه 2 شيراز

 

گردان 572 خدمات بهداشت درمان

 

چكيده اي از :

 

تاريخچه روز شمار جنگ هشت سال دفاع مقدس

بيمارستان صحرايي شهيد مخبري ( چنانه )


 

 

 

بسمـــه تعالـــي

 

 

 

 

 مقدمـه 

 

((جنگ جنگ است و غیرت و شرف و دین و میهن ما در گرو این مبارزات است))

 

وقوع حادثه ای بی نظیر و رخدادی بی بدل در قرن اخیر ایران را کانون توجه همه کشورهای دنیا نموده و موجب گردید تا زورمداران خودکامه و زراندوزان حیله گر به خود بیاییند و از عصیان مردم تحت سلطه خود دربیم و هراس باشند و پایه های حکومت استعماری خود را آن چنان سست ببینند که با سرمایه گذاریهای کلان و تبانیهای شوم خود سعی در کمرنگ جلوه دادن انقلاب باشکوه مردم ایران برآورده و همۀ تلاش خود را حول محور ایران برنامه ریزی نمایند .آری انقلاب بی نظیری که بذر آن در سال 1342 با دستان مبارک مردی از تبا ر خوبان در سرزمین ایران کاشته شده بود در سال 1357 به ثمر نشسته و دنیا را در حیرت فرو برد ه و همه حکومتهای استکبار ی را ، هشداری شد تا بلکه از برده کشی های خود دست برداشته و به پشتوانه های عظیم مردم دیار خود پناه آورند اما این حریصان زراندوز و زیاده خواهان زورمدار و دسیسه بازان حیله گر، مگر از حوادث جاری عبرت میگیرند و دلهای سختشان نرم میشود از این رو در ابتدا ی بالندگی انقلاب اسلامی ایران دست به مکری بزرگ زده و به کمک تعدادی ا زفریب خوردگان و اسیران دست شیطان در صدد برآمدند تا نگذارند این راه روشن و این باغ گلشن عطر افشانی کرده و صدای " هل من ناصر ینصرنی" خود را به گوش جویان سراسر گیتی برساند پس با بکارگیری عوامل سرسپرده خود در داخل و خارج اقدام به لشکرکشی به این سرزمین مقدس نموده و در باور خود می اندیشیدند که به زودی بساط انقلاب اسلامی ایران را برخواهند چید اما آنها از اراده حتمی خداوند بزرگ غافل بوده و نمی دانستند که در برابر مکر و حیله آنها ، خداوند با آنها مکر خواهد کرد که "والله خیر الذاکرین" و در واقع پرده غفلت و جهالت دیدگانشان را پوشانیده و نمیدانستند که مشیت الهی در وجود سیدی وارسته و متقی متجلی شده و هموهمۀ مکرهای شیطانی دنیا پرستان زورگو را بر ملا.... آنها را از این تعدی و تجاوز کوتاه و در برابر قدرت نماییهای سیری نا پذیرشان علم همت بر خواهد افراشت و کلمه طیبه وحدت را دوباره معنی خواهد نمود  بدینسان بود که سپاهی عظیم از مخلصان بارگاه حق را بر انگیخت تا متجاوزان خیره سر را به جای خود بنشاند  دشمن خیره سر نیز سرمست از باده غرور گستاخانه پای در خاک میهن عزیز ایران گذاشته و در تاریخ31/6/59 از میهن و هوا دست به تجاوزی انتکار زده و با تکیه بر جنگ افزارهای پیشرفته خود بر آن شده تا از آب گل آلود ، ماهی گرفته و به عبارتی در شرایط بهم ریخته و انقلابی ایران به مقاصد شوم خود جامۀ عمل بپوشاند لکن آن پیر خردمند و با هوش و دانشمند ، پرچم بر زمین مانده صحنه کربلا را به دستان توانمند سپاه اسلام را دو شمشیر برنده حسین (ع) را از نیام بر کشید و با فریادهای عدالت خواهی علی (ع) بر صف دشمنان این مرز و بوم تاخت و واقعه خونین کربلا را رنگی دوباره بخشید تا یک بار دیگر دنیا بداند که درخت اسلام با خون فرزند فاطمه آبیاری شده و هیچ گاه این درخت تنومند پژمرده نخواهد شد .

 

آری این جنگ هشت سال به طول انجامید و پیروان راستین اسلام ناب محمدی صفحات تاریخ را ورق زده و عبارات ایثار،گذشت و شهادت را تفسیری شایسته نمودند و زیباترین سرودهای عشق و عرفان را در میان مبارزه زمزمه کردند آنها به دشمنان قسم خورده خود فهمانیدند که خون حسین (ع) در سطحی از زمان نبوده است تا به فراموشی سپرده شود بلکه این خون در رگهای تاریخ جاریست و نسلهای آینده را همچنان سیراب خواهد کرد و یرانجام سرگذشت این جنگ سرنوشت مردمی است که سلطه را در هر قالبی نفی ، و خواستار زندگی آزاد بودند ، اما از آنجائیکه قصد به تصویر کشیدن هشت سا ل دفاع جانانه جوانان ایران را نداشته ، و و شرح ایثارگریهای مردمی مخلص و متدین را نمیتوان در این چند سطر گنجانید ، پس به بازگوئی رشادتها و خدمات جبهه ای می پردازم که در قالب امور درمانی و خدمات پزشکی خواب را بر چشمان خود حرام تا بتوانند رزمندگان غیور جنگ و جهاد را در آرامش ببینند و آنها را از رنج  تیرها و ترکش ها نجات دهد. این نقطه همانا بیمارستان صحرایی شهید مخبری چنانه بود که در تمام دوران فعالیت خود همۀ فداکاریها و جان فشانیهای جنگجویان جبهه نور در آنجا تجلی می نمود تا آیندگان بدانند که افتخار آفرینهای ارتش اسلام و سپاهیان جان بر کف و بسیجیان فدائی چقدر در امنیت و آسودگی خاطر آنهائیکه امروز در این خاک زندگی می کنند تاثیر داشته است.

اما نحوه برپايي اين بيمارستان بر ميگردد به ابتداي جنگ بطور كلي در ارتش جمهوري اسلامي ايران كليه يگانهاي ارتش به گونه ايي سازماندهي گرديده اند كه در هر يگان ولو يگان كوچك يك دسته بهداري به منظور رسيدگي به امور بهداشتي و درماني پرسنل پيش بيني گرديد و از آن روزي كه دشمن تجاوز علني خود را به خاك ايران آغاز نمود كليه نيروهاي رزمي ايران بصورت يكپارچه به مناطق عملياتي اعزام و بدنبال آن يگانهاي پشتيباني هم به منظور تداركات يگانهاي عمل كننده به منطقه اعزام و در قسمتهاي مختلف جبهه مستقر اما بواسطه موقعيت حساس و شرايط بحراني جنگ اين عمل در چارچوب وظايف به صورت تعريف شده انجام نمي شد      ولكن بعد از انتصاب امير حسني سعدي به فرماندهي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران ايشان با احضار فرماندهان پشتيبانيها از آنها خواست كه از استعدادهاي موجود در سطح يگانها بخوبي استفاده و با وجودي كه هر پشتيباني داراي دو گروهان بهداري است در جبهه هاي محل ماموريت خود پستهاي امداد و ستاد تخليه قوي مستقر و از اين طريق به امداد رساني و ارائه خدمات پزشكي بپردازند بعد از صدور اين فرمان بود كه فرماندهي پشتيباني منطقه 2 شيراز امير سالك به گروهان بهداري گردان خود دستور داد در منطقه جنوب مستقر و يك ايستگاه تخليه قوي را راه اندازي كرد گروهان ياد شده به فرماندهي سروان عندليب خواه در منطقه چنانه و حدود پانزده كيلومتري جاده دشت عباس محلي را شناسايي و چادرهاي مستقر شده ثبات لازم را جهت مراقبت از بيماران و مجروحين نداشت و امكان ارائه خدمات بهداشتي مناسب نبود و امورات روزمره نيز به كندي صورت ميگرفت ،مراتب به رده هاي بالا منعكس و امير حسني سعدي شخصاً از محل مورد نظر بازديد و طي يك مشورت كوتاه با ستوان احمد نگارستاني كه به تازگي و بعد از سروان عندليب خواه مسئوليت گروهان بهداري را بعهده گرفته بود قرار بر اين شد كه در همانجا سوله هاي بيمارستاني را احداث و كليه امكانات پزشكي را به داخل سوله ها منتقل نمايند  از اين رو جناب نگارستاني دستان همت را بالا زده و به كمك نفرات همراه خود از جمله گروهبان عظيم رحماني شروع به كندن سوله ها نمودند و طولي نكشيد كه تمام قسمت هاي بيمارستان با تلاش شبانه روزي پرسنل گروهان مورد بحث و حمايتهاي بي دريغ امير حسني سعدي و دكتر توانا نماينده بهداري نزاجا در قرارگاه جنوب آماده و در اواخر سال 62 عملا مورد بهره برداري قرار گرفت و حجم زيادي از بيماران و مجروحين مناطق جنوب به سمت بيمارستان ياد شده سرازير و بازدهي بالاي اين بيمارستان باعث تقويت روحيه رزمندگان عزيز گرديد تا بدانجائيكه فرماندهان يگانهاي عمده از بيمارستان بازديد و رضايت خود را از عملكرد آن ايراد و به اتفاق اظهار مي نمودند كه وجود اين مركز درماني با اين امكانات همچون خون تازه اي   است در رگهاي جوانان برومند جبه ها و تماماً از دست اندركاران  احداث     اين بيمارستان اضهار رضايت مي نمودند.

بيمارستان مورد بحث نيز با در اختيار گرفتن نيروهاي ايثارگر از جمله دكتر هاشمي  و دكتر خرسندي كه در آن مقطع بعنوان پزشك وظيفه مشغول خدمت بودند بصورت شبانه روزي و بدون هيچ چشم داشتي مشغول مداواي مجروحين و مصدومين جنگ بودند و كارهاي مختلف و دندانپزشكي روزانه تعداد قابل توجهي از مراجعين را در بخشهاي بيمارستان بستري و بصورت 24 ساعته از آنها مراقبت و چنانچه بيماران نياز به درمانهاي طولاني داشتند آنها را به بيمارستان  580 دزفول و شهيد كلانتري انديمشك تخليه مي نمودند.

 

علاوه بر اين با راه اندازي بخش اطاق عمل بيمارستان بسياري از مجروحين جنگ تحميلي در همان محل مورد عمل جراحي قرار گرفته و بعد از احيا و انجام درمانهاي ضروري آنها را به منظور مراقبت بيشتري بيمارستان صدرالاشاره تخليه مي كردند و از سوي ديگر چون دشمن زيون توان رويارويي با شيردلان ارتش اسلام را نداشت گاهاً اقدام به استفاده از سلاحهاي غير متعارف و بمبهاي شيميايي مي نمود كه اين امر موجب مجروح شدن تعدادي از رزمندگان ايران گرديده و آنها را دچار رضايعات بسياري بسيار جدي مينمود اما جناب نگارستاني كه مديريت بيمارستان صحرايي چنانه را در اختيار داشت ضمن هماهنگي با فرماندهان رده بالاي ارتش جمهوري اسلامي ايران درخواست امكانات لازم جهت رسيدگي به اينگونه مجروحين را مطرح و در نهايت با حمايتهاي قرارگاه عملياتي جنوب و پشتيباني شخص اميرحسني سعدي يك بيمارستان ش.م.ه صحرايي با امكانات لازم  در كنار شهيد مخبري احداث و از اين طريق بسياري از مجروحين سلاحهاي شيميايي در روشهاي متعدد اين حمام شستشو و درمانهاي اوليه بروي آنها انجام و سپس به بيمارستان هاي سطح شهر تخليه ميگرديدند.

 

جداي از اين اقدامات قرارگاه عملياتي جنوب با اختصاص يك دستگاه هليكوپتر به بيمارستان ياد شده مجروحين با ضايعات شديد را سريعاً به اقصا نقاط ايران تخليه تا امكانات پزشكي لازم در اختيار آنها قرار گرفته و هرچه زودتر سلامتي خود را بازيابند ، همه اين تلاشها در راستاي رسيدگي بيشتر به حادثه ديدگان صحنه هاي نبرد صورت ميگرفت و الحق كه كاركنان بيمارستان شهيد مخبري چنانه با استفاده از امكانات و تجهيزات پزشكي در جبهه دارو و درمان چه ايثارگريها كه نمي كردند.

 

از فرماندهي محترم بيمارستان گرفته تا آن پزشك متخصص كه تركشهاي گلوله را از بدن مجروحين خارج و تكنسينهاي مختلف پزشكي كه پيوسته در حال آماده باش بسر مي بردند و پرستاران و بهياراني كه پروانه وار، گرد مجروحين مي چرخيدند تا شمع وجود آنها همچنان روشن بماند آري واقعا اين فرشتگان سفيد پوش با سخت كوشيهاي خود درس فداكاري را بر صفحات تاريخ جنگ مي نگاشتند.

من شخصاً ميديدم كه اگر صداي آژير آمبولانس شنيده ميشد همگي با پاي برهنه به سمت خودرو مي دويدند و هر كدام بنا به تخصص خود در جهت احياء مجروح مي كوشيدند آنها خواب را بر چشمان خود حرام تا بتوانند درد بيماران و مجروحين را تسكين دهند و خواب راحتي را براي آنها تدارك ببينند. واقعاً اگر به آمار و ارقام مراجعه كنيد خواهيد ديد كه روزانه چند نفر به بيمارستان مراجعه و ضمن انجام درمانهاي لازم از آنجا خارج شده اند.

 

آن روز اگر امكان به تصوير كشيدن اين همه فداكاريها نبود تا امروز مردم ما بدانند كه كاركنان بيمارستان در مقطع جنگ در چه شرايط سختي زيسته اند حداقل با ذكر خاطرات و ارائه آمارهاي دقيق مي توان گوشه اي از اين سنگر نشينان  و بيدار دلان گروه پزشكي را در اذهان زنده كرد و براي نمونه انتقال پيكر شهيد آويني از آن لحظه كه دچار جراحت گرديده و تا آن گاه كه در بيمارستان شهيد مخبري پذيرفته و اقدامات اورژانسي برايش انجام شده را گواه سخت كوشيهاي گروه پزشكي آورد.

 

و بالاخره در خاتمه كلام سعي ما بر اين است كه عمليات و  درگيريهاي نيروها در خاكريزهاي پيش روي بيمارستان را مطرح كنيم تا آمادگي و مهارت و چيره دستي اين گروه پزشكي را در پذيرش انبوه مجروحين بازگو كرده باشيم.

به طور كلي بيمارستان شهيد مخبري چنانه نقطه مركزي منطقه وسيعي از عين خوش، موسيان  دست عباس ، منطقه ابو غريب تا حوالي جاده بستان را تحت پوشش خود داشته و با توجه به اينكه اين بيمارستان بعد از عمليات بزرگ فتح الميبن تاسيس گرديده و دشمن بعثي تا پشت مرزهاي خود رانده شده بود مستقيماً درگير عملياتهاي كلاسيك و پيش بيني شده جنگ نگرديد اما در جبهه هاي تحت پوشش بيمارستان منافقين كور دل دوبار اقدام به حمله به صفوف ارتش ايران نمودند كه هرباره با شكستي سنگين عقب نشيني كردند.

 

حمله اول اين گروه دست نشانده با نام آفتاب اجرا و عمدتاً در قسمت پايين جاده فكه و حوالي بزرگراه شهيد متوسليان انجام و عمليات دوم آنها با نام چلچراغ صورت گرفت كه اين بار قسمت بالاي جاده فكه و ناحيه نهر عنبر، و رودخانه دوايرج را شامل مي شد و طبعاً در اين درگيريها تعدادي از سربازان رزمنده هم مجروح و به بيمارستان شهيد مخبري منتقل و تحت درمان قرار ميگرفتند.

 

اما سنگين ترين تقابل نيروهاي رزمنده ايران با دشمن بعثي در تاريخ 10/2/65 اتفاق افتاد و تا تاريخ 15/2/65 ادامه داشت و در اين مدت بيمارستان موصوف به مدت 24 ساعته آماده و مستمراً مجروحين منطقه را پذيرش و درمان و سپس آنها را به بيمارستان هاي منطقه تخليه مي نمودند. شروع عمليات به اين صورت بود كه در تاريخ يادشده سپاه هفتم عراق با تجهيزات روز دنيا در منطقه عمومي  فكه اقدام به عمليات نموده و تيپ يكم لشكر 16 زرهي قزوين بخصوص گردان 220 تانك در برابر اين تهاجم ناجوانمردانه همچون كوهي استوار ايستادگي و برگ زريني بر تاريخ رشادتهاي نيروهاي حزب اله ايران ثبت شد همانطوري كه گفته شد اين جمله در ساعت پنج صبح  ياد شده  آغاز و با وجود حجم بسيار زياد آتش دشمن بر مواضع گردان 220 تانك آنها شجاعانه در برابر دشمن ايستادگي كرده و دقيقا به خاطر دارم كه شب قبل از آغاز حمله برگ مرخصي فرمانده گردان بنام سرهنگ 2 آرش مهر صادر و نامبرده مي بايستي صبح به مرخصي اعزام مي گرديد اما بعد از شروع درگيري به پشت خاكريز رفته و هم چنان منتظر بود تا ببيند كه آيا  آتش سنگين دشمن خاموش خواهد شد يا خير، و در اين حين معاون او بنام سرگرد جلال آبادي مدام تاكيد ميكرد كه شما برويد و به زندگي خدو برسيد من هستم و بچه ها را هدايت خواهم كرد، اما مگر او مي توانست همراهان چند ساله خود  در جبهه هاي مختلف را اينجا تنها بگذارد. سپس با اطمينان تمام گفت  تا تكليف اين درگيري روشن نشود من جايي نخواهم رفت. آنگاه با يك دستگاه نفربر مخابراتي به سمت خط خط مقدم حركت و با وجود نا برابري فاحش نيرو تا ساعت 11:30 با تمام نيرو مقاومت و حتي يك گام هم به عقب بر نداشت تا اينكه مورد اصابت تير مستقيم دشمن قرار گرفته و شهيد شد. در مورد اين شهيد عزيز ذكر اين نكته را هم ضروري ميدانم كه نامبرده بيش از چند روز نبود كه به درجه سرهنگ دومي نائل و لباس نو را به همين منظور تدارك و درجه خود را بر دوش نصب و تنها در همان صبح درگيري آن را پوشيد و در واقع با لباس نو و درجه جديد به ميهماني خدا رفت ولي خانواده اش او را با اين و درجه نديدند ، روحش شاد و يادش گرامي باد .

متعاقب اين درگيري نيروهاي سپاه و بسيج در صحنه جنگ حاضر و در نهايت دشمن متجاوز را مجبور به عقب نشيني به عقب نشيني نمودند اما در اين چند روزه سيل مجروحين جنگ به سمت بيمارستان شهيد مخبري سرازير و همه قسمتهاي بيمارستان مداوم مشغول رسيدگي و درمان آنها بوده و آمار و واقعيت موضوع و چگونگي ارائه خدمات و اقدامات دقيق پزشكي را روشن خواهد نمود.

 

 

 

 

 

    ((والســلام))

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


                         


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


                              


 

 


 

 


 سال 62  سال تاسيس بيمارستان شهيد مخبري چنانه :

 

بيمارستان شهيد مخبري در منطقه اي به وسعت دو هزار متر مربع و زير نظر متخصصان مربوطه در سال 62 در نزديكي روستايي به نام چنانه در منطقه عملياتي جنوب ساخته شد اين بيمارستان داراي بخشهاي پزشكي اعم از دندانپزشكي ، راديولوژي ، آزمايشگاه ، جراحي عفوني و بخش ش، م، ه بوده است. كه برابر سوابق موجود در يگان به صورت بيست و چهار ساعته خدمت به پرسنل جان بر كف ارتش ، سپاه و بسيج و مردم بومي منطقه ارائه ميداده است لذا برابر آمار مندرج در سوابق يگاني به تفكيك سالهاي جنگ تحميلي تعداد مجروحين و شهداي تخليه شده و هم چنين بيماران مراجعه  كننده                            به شرح زير مي باشد .

 

تعداد 177 شهيد توسط اين بيمارستان به معراج شهداي دزفول و انديمشك تخليه شده است .

 

برابر گزارشات موجود و سوابق و آمار نوبه اي بيماران مراجعه كننده به بيمارستان در سال 62              به شرح زير است .

 

1)      بيماران مراجعه كننده به آزمايشگاه جهت انگل شناسي و ساير آزمايشات به تعداد

2)      بيماران مراجعه كننده به دندانپزشكي برابر سوابق به تعداد

3)      بيماران مراجعه كننده به راديولوژي برابر سوابق به تعداد

4)      بيماران مراجعه كننده براي جراحي برابر سوابق به تعداد

5)      بيماران مراجعه كننده بستري شده  برابر سوابق به تعداد

6)      بيماران مراجعه كننده اعزامي برابر سوابق به تعداد

7)      بيماران مراجعه كننده سرا پايي برابر سوابق به تعداد



 


سال 63 : در سال 63 تجهيزات بيمارستان كاملتر و خدمات دهي بهتري انجام مي داده است

خدمات انجام شده در سال 63 به ترتيب تخليه شهدا و مجروحين و اعزام بيماران به شرح زير است

 

1)      برابر سوابق موجود در يگان تعداد 445 نفر از شهداي گلگون كفن خاك اسلامي توسط اين بيمارستان به معراج شهداي انديمشك و دزفول تخليه گرديده اند.

2)      به استناد سوابق يگاني تعداد 2060 نفر مجروح به بيمارستانهاي اهواز ، دزفول ، و انديمشك تخليه گرديده اند.

3)      تعداد 279 نفر بيمار توسط كادر پزشكي معاينه و تحت درمان قرار گرفتند و هم تعدادي جهت معاينات تخصصي به بيمارستانهاي  اهواز، دزفول و انديمشك اعزام گرديده اند .

در سال 63 با توجه به اهميت موضوع و حضور به موقع كادر پزشكي در نزديكي خطوط  مقدم و خدمات رساني بسيار بالا تصميماتي در رابطه بتا مجهز تر نمودن بيمارستان فوق اتخاذ كه به همين انگيزه نانوايي مستقل ، آشپزخانه مستقل احداث كه علاوه به پخت نان و غذا پرسنل غذاي بيماران و مجروحين بستري را در طول درمان ارائه مي داده است . همچنين سيستم برق كشي به صورت كاملا ً علمي و تحت نظر يك نفر متخصص برق و الكترونيك ارائه مي شده كه دستگاههاي اطاق عمل و دندانپزشكي و راديولوژي به نحو احسن بازدهي كاري داشته است .

 

برابر گزارشات موجود و سوابق و آمار نوبه اي بيماران مراجعه كننده به بيمارستان در سال 63 به شرح زير است .

 

1)      بيماران مراجعه كننده به آزمايشگاه جهت انگل شناسي و ساير آزمايشات به تعداد 300 نفر

2)      بيماران مراجعه كننده به دندانپزشكي برابر سوابق به تعداد 150 نفر.

3)      بيماران مراجعه كننده به راديولوژي برابر سوابق به تعداد يكصد و پنجاه نفر .

4)      بيماران مراجعه كننده براي جراحي برابر سوابق به تعداد 150 نفر.

5)      بيماران مراجعه كننده بستري شده برابر سوابق به تعداد 480 نفر .

6)      بيماران مراجعه كننده اعزامي برابر سوابق به تعداد 356 نفر .

7)      بيماران مراجعه كننده مداواي سرا پايي برابر سوابق به تعداد2083 نفر .



 

 


در سال 1364 برابر سوابق موجود تعداد مجروحين، شهدا و بيماران برابر شرح زير بوده است  كه توسط تيم پزشكي بيمارستان درمان و بقيه اقدامات پزشكي در مورد آنان انجام مي شده است .

 

الف) تعداد 340 شهيد گلگون كفن توسط اين بيمارستان به معراج شهداي دزفول و انديمشك تخليه شده اند .

ب) تعداد 2783 نفر مجروح توسط تيم پزشكي پس از اقدامات اوليه اورژانس به بيمارستانهاي اهواز ، دزفول ، انديمشك تخليه شده اند.

ج) تعداد 2210 نفر بيمار مراجعه كننده توسط تيم پزشكي معاينه و سپس درمان و تعدادي براي ادامه درمان به بيمارستانهاي مجاور اعزام گرديده اند

 

تعداد مراجعين به بيمارستان بخش سرپايي به تعداد 690 نفر .

تعداد مراجعين به بيمارستان بخش بستري به تعداد 170 نفر .

تعداد مراجعين به بيمارستان اعزامي به بيمارستانهاي مجاور به تعداد 130 نفر.

تعداد مراجعين به بخش دندانپزشكي آمار دقيقي موجود نمي باشد.

تعداد مراجعين به بخش آزمايشگاه آمار دقيقي در دست نمي باشد .



 

 


سال 65

 

در سال 65  با توجه به عمليات هاي گسترده رزمندگان اسلام خدمات  دهي تيم پزشكي بنحو ا بهتري انجام ميگرفته با توجه به اعزام پزشكان متخصص و عمومي از اداره بهداري نيرو و داشتن دو اطاق عمل كه بعضي از عملهاي جراحي توسط تيم پزشكي انجام مي گرفته است .

 

در اين سال پرسنل به صورت مامور از اداره بهداري نزاجا به اين بيمارستان جهت انجام اقدامات پزشكي واگزار شده است ، كه برابر سوابق موجود بيمارستان فوق داراي مجرب ترين كادر پزشكي نزاجا در منطقه عملياتي جنوب بوده است ، لازم به ذكر است كه ساخت سنگرهاي پرسنل پزشك و پزشكيار و سربازان و همچنين اسلحه خانه بيمارستان برابر استاندارد بوده است و از سيستم خنك كننده برخوردار بوده است ، اسلحه خانه بيمارستان از بتون ساخته شده بوده كه در نوع خود بسيار جالب بود لذا برابر سوابق و گزارشات موجود خدمات دهي اين بيمارستان در سال 65 به           شرح زير مي باشد .

تعداد 793 نفر پيكر پاك شهدا توسط تيم تخليه شهداي اين بيمارستان به معراج شهداي دزفول و انديمشك و اهواز تخليه گرديده اند .

تعداد 8102 نفر بيماران مراجعه كننده توسط كادر پزشكي معاينه و درمان و تعدادي به بيمارستانهاي هم جوار اعزام گرديده اند و تعدادي هم به مدت چهل و هشت ساعت در بخش اورژانس بستري و مداوا  مي گرديدند .

در همين سال بخشهاي آزمايشگاه و راديولوژي و دندانپزشكي فعال بوده و برابر سوابق هيچ گونه مدركي دال به تعداد بيماران موجود نمي باشد .



 

 


سال 66

 

در اين سال باز هم وسعت عمليات هاي رزمندگان اسلام بسيار زياد بود و بيمارستان فوق ديگر  كاملاً شناخته شده بود و سيل مجروحان و بيماران و بيماران بود كه به طرف بيمارستان فوق سرازير مي شده كه برابر آمار ذيل ملاحضه خواهيد كرد كه چه قدر چقدر مجروح و بيمار توسط كادر پزشكي درمان و اعزام گرديده اند .

 

بخش ش م ه بيمارستان داراي دو حمام شش دوشه مخصوص بيماران شيميايي كه از موقع تهديد قوامي بعثي عراق مبني بر استفاده از بمب هاي شيميايي در اين بيمارستان تاسيس گرديده بود كه در جاي خود بسيار جالب بود . البته هيچ گونه آماري دال بر استفاده از بخش ش م ه توسط كادر پزشكي و مجروحين شيميايي موجود نمي باشد .

 

لازم به ذكر است برق بيمارستان شهيد مخبري چنانه توسط سه دستگاه مولد برق 75 و 100و 150 وات به طور شبانه روز تامين مي شد . همچنين باند فرود هلي كوپتر  جهت اعزام بيماران اورژانس به ساير بيمارستانها فعال بوده است كه از جمله مي توان به اعزام شهيد مرتضي آويني بنيان گزار ورايت فتح و يادگار هشت سال دفاع مقدس در موقع مجروحيت ياد آوري كرد. تعداد آمار شهدا مجروحين و بيماران اعزامي و سرپايي برابر سوابق موجود به شرح زير است.

1)      تعداد 844 نفر توسط تيم پزشكي و كادر فني بيمارستان و تيم تخليه به معراج شهداي دزفول و انديمشك تخليه گرديده اند .

2)      تعداد12719 نفر مجروح تيم تخليه مجروحيت اين بيمارستان پس از اقدامات اورژانس به ساير بيمارستانهاي هم جوار اعزام گرديده اند .

3)      تعداد .458 نفر بيماران مراجعه كننده به اين بيمارستان برابر سوابق موجود كه تعدادي درمان و تعدادي بستري و هم چنين تعدادي ديگر به بيمارستانهاي هم جوار اعزام گرديده اند.



 

 


سال 67 : سال پايان جنگ تحميلي

 

در اين سال مانند سالهاي قبل اين بيمارستان فعاليت هاي خود را برابر روش جاري سالهاي قبل بهتري انجام مي داده است .

 

از اين سال با توجه به هجوم ناجوانمردانه دشمن بعثي كه با استفاده از بمبهاي شيميايي صورت گرفت متاسفانه تعداد بسيار زيادي از اسناد و مدارك موجود در بيمارستان به خاطر اينكه به دست دشمن بعثي نيافتد توسط پرسنل وقت بيمارستان امحا گرديده است كه سوابق خدماتي بسيار زياد اين بيمارستان متاسفانه موجود نمي باشد .

 

در سال 67 بخش ش م ه بيمارستان فعاليت بسيار خوبي داشته كه متاسفانه آمار و سوابق وجود نمي باشد بنا بر شهادت پرسنل وقت اين بخش خدمات بسيار خوب و قابل قبولي در روز عمليات انجام داده است كه در جاي خود بسيار ارزشمند بوده است .

 

بنا بر سوابق موجود آمار شهدا مجروحين و بيماران تخليه شده به شرح زير است .

1)      تعداد 2241 شهيد توسط تيم تخليه شهداي اين بيمارستان به معراج شهداي دزفول و انديمشك تخليه گرديده اند .

2)      تعداد 2037 نفر مجروح توسط تيم تخليه بيمارستان دزفول و انديمشك و اهواز                   تخليه شده اند .

3)      تعداد  6328  نفر بيمار مراجعه كننده پس از مداوا و درمان و تعدادي پس از بستري شدن به مدت چهل و هشت ساعت پذيرش گرديدند.

4)      بخشهاي دندانپزشكي و راديولوژي و آزمايشگاه و اطاق عمل به علت نبود آمار گويا و دقيق برابر سوابق مراجعين زياد داشته و متاسفانه آمار دال به صحت سقم اين موضوع نمي باشد .

 

 

 



 

 


سال 68 :

 

در سال 68 پس از اتمام جنگ تحميلي و قبول قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل توسط رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام (ره) فعاليتهاي بيمارستان كما في السابق را ادامه داشته است كه برابر آمار موجود گويا پشتوانه خوبي براي پرسنل و يگانهاي رزمي ارتش جمهوري اسلامي در منطقه عملياتي بوده اند ، تعدادي از پيكر شهداي به جا مانده از سالهاي جنگ تحميلي و عملياتي === رزمندگان اسلام كه توسط تيم تخصص يگانهاي رزمي ارتشو سپاه پيدا مي شدند به اين بيمارستان تخليه و پس از شناسايي كامل به معراج شهدا تخليه و رسيد دريافت مي كردند كه آمار به شرح زير است.

 

1)      تعداد 295 نفر پيكر پاك شهدا توسط تيم تخليه اين بيمارستان به معراج شهداي دزفول و انديمشك تخليه گرديدند.

2)      تعداد 167 نفر مجروح توسط تيم تخليه پس از اقدامات اوليه اورژانس به بيمارستان هاي هم جوار تخليه گرديده اند.

3)      تعداد 5543 نفر بيمار مراجعه كننده اعم از اعزامي و بستري توسط كادر پزشكي ويزيت و معاينه و پس از اقدامات درماني تعدادي به يگانهاي اوليه و تعدادي هم به بيمارستانها اعزام گرديده اند.



 

 


سال 69 :

 

در سال 69  همانند سال قبل بيمارستان فعاليتهاي شبانه روزي خود را در رابطه با خدمت رساني به پرسنل رزمنده در منطقه عملياتي ادامه مي داده. همچنين كادر پزشكي به صورت ماموريتي ئ هر كدام به مدت يك ماه در اين بيمارستان مشغول انجام وظيفه مي شدند.

   سوابق  گوياي اين مسئله است ، در اين سال يك تيم تخليه شهدا و متوفيان توسط مسئولين وقت بيمارستان به منظور تخليه شهدا و متوفيان را پس از شناسايي به وطن اصلي تخليه مي كردند. به طور كل بيماراني كه نياز به بستري داشتند به مدت 48 ساعت در اين بيمارستان بستري و درمان مي شدند مگر در مواقع ضروري كه نياز به اعزام داشتند به بيمارستانهاي دزفول و انديمشك اعزام مي شدند .

 

برابر آمار و سوابق اقدامات سال 39 به شرح زير است :

 

1)      تعداد 145 نفر پيكر پاك شهدا كه توسط تيمهاي تفحص نزاجا و يگانهاي مستقر در منطقه پيدا مي شدند پس از شناسايي تحويل معراج شهداي تهران مي شدند .

2)      تعداد 180 نفر مجروح كه پس از اقدامات اوليه  به بيمارستانهاي هم جوار تخليه مي شدند .

3)      تعداد 4270 نفر بيماران مراجعه كننده كه پس از معاينه و درمان به يگانهاي اوليه برگردانده مي شدند.



 

 


سال 70 :

 

در سال 70 فعاليتهاي بخشهاي مختلف به صورت شبانه روزي ادامه داشته و پرسنل پزشك و پزشكيار به صورت ماموريتهاي شبانه در اين بيمارستان مشغول انجام وظيفه مي شدند.

در اين سال پرسنل علاوه بر تحويل گرفتن مجروحين و شهداي ايراني كشته هاي عراقي را هم تحويل و سپس به معراج شهداي جهت تعويض با شهداي ايراني تخليه مي كردند. در اين سال برابر آمار مندرج در سوابق سوابق يگان به شرح زير مي باشد .

 

1)      تعداد 126 نفر شهيد پس از شناسايي تحويل معراج شهداي تهران گرديدند.

2)      تعداد 70 نفر مجروح توسط تيم پزشكي به بيمارستانهاي هم جوار تحويل گرديدند.

3)      تعداد 17 نفر از كشته هاي عراقي پس از شناسايي به معراج شهداي تهران جهت تعويض با شهداي ايراني تخليه گرديدند.

4)      تعداد 8026 نفر بيمار مراجعه كننده بيمار مراجعه كننده از سرپايي و اعزامي و بستري به اين قسمت مراجعه ئ تحت درمان قرار گرفتند.

 

همچنين پزشكان از اداره بهداري نزاجا جهت همكاري به اين بيمارستان كما في السابق اعزام مي گرديده اند.



 

 


سال 71 :

 

از سال 71 لغايت سال 1377 فعاليتهاي بيمارستان فوق به صورت شبانه روزي ادامه داشته است و فعاليتهاي درماني برابر سوابق موجود به شرح زير مي باشد .

در طول هفت سال بخش هاي راديو لوژي اطاق عمل ، آزمايشگاه ، دندانپزشكي كما في السابق فعاليتهاي خود را در رابطه با خدمت رساني به پرسنل جان بر كف نيروي زميني انجام                  مي داده است ، كه برابر آمار مندرج در سوابق يگاني به شرح زير است

 

سال 71 :

 

  تعداد 366 نفر شهيد كه توسط يگانهاي تفحص نيروي زميني پيدا شده بودند پس از شناسايي توسط تيم تخليه شهدا تحويل معراج شهداي تهران گرديدند.

 

تعداد 133 نفر مجروح توسط كادر پزشكي پس از انجام اقدامات اورژانس به بيمارستانهاي هم جواز اعزام گرديدند .

 

تعداد 252 نفر از كشته هاي عراقي جهت تعويض با پيكر پاك شهدا ي ايراني تحويل معراج شهداي تهران گرديد .

 

تعداد 6501 نفر بيمار به صورت سرپايي مراجعه و تحت درمان قرار گرفتند كه از اين تعداد بيمار تعدادي جهت ادامه درمان به بيمارستانهاي دزفول و انديمشك اعزام گرديده اند .

 



سال 72 :

 


در سال 72 هم برابر سوابق يگاني موجود  تعدادي از شهدا و مجروحين توسط تيم تخليه از منطقه عملياتي تخليه گرديدند كه آمار به شرح زير است .

1)      تعداد 291 نفر شهيد كه توسط تيم هاي تفحص پيدا شده بود پس از شناسايي به معراج شهداي تهران تخليه گرديدند .

2)      تعداد 197 نفر مجروح توسط تيم پزشكي بيمارستان پس از انجام اقدامات اورژانس به بيمارستان هاي هم جوار تخليه گرديدند.

 

 

 

3)      تعداد 141 نفر از كشته هاي عراقي كشف شده توسط يگانهاي تفحص پس از شناسايي به معراج شهداي تهران تخليه تا با شهداي ايراني معاوضه گردند . 

4)      تعداد 21006 نفر بيمار مراجعه كننده بوده كه تعدادي در همان بيمارستان به صورت سرپايي درمان و بقيه هم در بخشهاي ديگر مانند آزمايشگاه و دندانپزشكي و جراحي تحت درمان بودند و تعدادي هم براي ادامه درمان به ساير بيمارستانها اعزام گرديدند .

در سال 72 تعداد بيماران مراجعه كننده زياد بوده كه تيم پزشكي بيمارستان به همه اقدامات درماني آنان رسيدگي نموده اند .



 

 


سال 73 :

 

در سال 73 هم تعداد شهدا و مجروحين تخليه شده و بيماران برابر سوابق موجود                             به شرح زير است .

 

تعداد 1608 نفر از شهداي ايراني كه توسط يگانهاي تفحص نزاجا پيدا شده بودند پس از شناسايي تعداد زيادي از آنان به معراج شهداي تهران جهت تحويل به خانواده آنان تحويل گرديدند .

 

تعداد 145 نفر مجروح پس از انجام اقدامات اورژانس و اوليه به بيمارستانهاي دزفول و انديمشك تخليه گرديدند .

 

تعداد 618 نفر از كشته هاي عراقي كه توسط تيم هاي تفحص شناسايي و پيدا شده بودند به منظور معاوضه با شهداي ايراني تحويل معراج شهداي تهران گرديدند .

 

سال 74:

 

در سال 74 به منظور حفظ روحيه پرسنل رزمنده و اقدامات درماني كاملتر ماموريت اين بيمارستان كما في السابق ادامه كه همانند سالهاي قبل بشرح زير مي باشد .

 

تعداد 36 نفر مجروح پس از انجام اقدامات اوليه تحويل بيمارستانهاي دزفول و انديمشك   گرديدند .

 

تعداد 62 نفر از كشته هاي عراقي پس از شناسايي به منظور معاوضه با شعداي ايراني تحويل معراج شهداي تهران گرديدند .

 

تعداد 7423 نفر بيمار مراجعه كننده توسط تيم پزشكي بيمارستان معاينه و درمان گرديدند كه از اين مقدار تعدادي به بيمارستان در دزفول و انديمشك اعزام گرديدند .

 

بخش هاي آزمايشگاه و دندانپزشكي و ساير بخشها هم كما في السابق فعاليتهاي خود را انجام ميدادند كه متاسفانه آمار دقيقي در دسترس نمي باشد .

 

 

 

 

از كل بيماران مراجعه كننده تعداد 1932 نفر آزمايشگاه و تعداد 3062 نفر بستري و اعزامي و 1860 نفر سرپايي بوده اند .



 

 


سال 75 :

 

در سال 75 هم فعاليتها كما في السابق ادامه داشته و برابر آمار و سوابق موجود تعداد مراجعين به شرح زير مي باشد .

 

1)      تعداد 432 نفر شهيد كه توسط تيم هاي تفحص پيدا شده بودند پس از شناسايي تعدادي به معراج شهداي تهران تخليه گرديدند.

2)      تعداد 14 نفر مجروح كه توسط تيم پزشكي اقدامات اوليه آنان انجام گرفته بود به بيمارستان دزفول و انديمشك اعزام گرديدند .

3)      تعداد 275 نفر از كشته هاي عراقي پيدا شده توسط تيم تفحص پس از اقدامات اوليه و شناسايي به منظور تعويض با شهداي ايراني تحويل معراج شهداي تهران گرديد .

4)      تعداد 7119 نفر بيمار مراجعه كننده وجود داشته كه از اين تعداد كساني كه سرپايي بوده اند مداوا و بقيه جهت ادامه درمان به ساير بيمارستانها اعزام گرديدند .

 

برابر سوابقي كه موجود بوده در اين سال :

 

تعداد 2562 نفر مراجعين به آزمايشگاه بوده اند و تعداد 3074 نفر بيمار اعزامي و بستري بوده است و هم چنين تعداد 2578 نفر بيمار سرپايي بوده اند .



 


سال 76

 

در سال هم ماموريت در سطح بسيار خوبي ادامه داشته كه آمار و ارقام گوياي اين موضوع است :

 

1)     تعداد 15 شهيد كه توسط تيم هاي تفحص نزاجا پيدا شده بودند پس از شناسايي تحويل معراج شهداي تهران گرديدند .

2)     تعداد 80 نفر مجروح كه توسط تيم پزشكي اقدامات اوليه انجام وبه بيمارستان دزفول وانديمشك اعزام گرديدند .

3)     تعداد 10نفر از كشته هاي عراقي كه توسط تيمهاي تفحص پيدا شده بودند براي تعويض با شهداي اراني به معراج شهداي تهران تحويل گرديدند .

4)     از جمع 4723 نفر بيمار مراجعه كننده تعداد 2690 آزمايشگاه 2845 نفر بستري و اعزامي و 3015 نفر بيمار سرپايي بوده اند كه توسط كادر پزشكي بيمارستان تحت مداوا قرار گرفتند .

سال 77 پايان ماموريت :

در 77 با توجه به تاسيس پش م 6 دزفول بنا بر دستور فرماندهان وقت و پيشبيني هاي انجام شده بيمارستان فوق چون زير نظر پش م 2 شيراز اداره مي گريد مي بايستي به پش م 6 واگزار وپرسنل به يگان سازماني خود مراجعت نمايند .

لذا برابر سوابق موجود در اين سال بيمارستان فوق منحل وبه پش م 6 دزفول واگزار گرديدند وكانكسهاي بيمارستاني هم تحويل پش م 6 دزفول گرديدند لذا تا پايان ماموريت برابر سوابق موجود   يگاني :

 

تعداد 14 نفر مجروح تخليه شده بودند .

تعداد 1600 نفر بيمار مراجعه كننده بوده كه از اين تعداد 801 نفر مربوط به آزمايشگاه وتعداد 552 نفر بستري و اعزامي بوده اند و 1099 نفر بيماران سرپايي بوده اند اين شمه اي از فعاليتهاي بيمارستان منطقه چنانه  بوده كه توسط اين يگان به صفحه نگارش در آمد ه البته فداكاريها و     جان نثاريهاي رزمندگان اسلام بخصوص پرسنل اين بيمارستان از هيچ راهي قابل ستايش نيست چون واقعاً ايثار كردند  جان هزاران هزار انسان را نجات دادند بدون اينكه چشم داشتي داشته باشند . بله انسانهايي كه هنوز تعدادي به اندازه انگشتان دست از آنها باقي  نمانده است .

 

يادگاران هشت سال دفاع مقدس كه واقعاً جانانه خدمت صادقانه انجام دادند اينكه در چند صفحه بخواهيم فداكاريها وايثارگريهاي آنان را نگارش كنيم اصلاً  قابل قياس نيست چون اجر معنوي آنان بيش از اين نگارشهاست .

 

 

به اميد سربلندي اسلام و مسلمين

اقتدار ارتش جمهوري اسلامي ايران .

 

 

                                                     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


والســــلام

 

                                                                                                                                                 

عناوین ایام‌الله دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی ـ 1391

 


ستاد دهه فجر انقلاب اسلامي

شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي

عناوین ایام‌الله دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی ـ 1391

 

 

ردیف

تاریخ / ایام هفته

مناسبت

عنوان روز

1

پنج‌شنبه 12/11/1391

ـ بازگشت امام خمینی(ره) به میهن 1357 هجری شمسی

ـ آغاز دهه مبارک فجر

انقلاب اسلامی، پیامبر اعظم(صلی علیه و آله وسلم)، و استقرار حکومت الهی

2

جمعه

13/11/1391

ـ

انقلاب اسلامی، طلیعه ظهور و حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)

4

شنبه

14/11/1391

روز فناوری فضایی

انقلاب اسلامی، جوانان و خودباوری

4

یکشنبه

15/11/1391

ـ

انقلاب اسلامی، معنویت و پایبندی به ارزش‌های اسلامی

5

دوشنبه

16/11/1391

ـ

انقلاب اسلامی، سبک زندگی اسلامی و تحکیم بنیاد خانواده

6

سه‌شنبه 17/11/1391

ـ

انقلاب اسلامی، تولید ملی و اقتصاد مقاومتی

7

چهارشنبه 18/11/1391

ـ

انقلاب اسلامی، اقتدار و امنیت پایدار

8

پنج‌شنبه 19/11/1391

روز نیروی هوایی

انقلاب اسلامی، ایثار و شهادت

9

جمعه

 20/11/1391

ـ

انقلاب اسلامی، وحدت ملی و اعتلای تمدن اسلامی

10

شنبه

21/11/1391

ـ

انقلاب اسلامی، استکبارستیزی و بیداری اسلامی

11

یک‌شنبه

22/11/1391

پیروزی انقلاب اسلامی 1357 هجری شمسی

انقلاب اسلامی، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی

 

دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی

ستاد مرکزی دهه فجر انقلاب اسلامی

ویژگی بسیجی:

ویژگی بسیجی:

۱.صبر و بردباری

۲.ساده زیستی

۳.تواضع و فروتنی

۴.شهادت طلبی

۵.غیرت دینی

۶.خوش اخلاقی

۷. پیرو ولایت فقیه

۸. برخورداری از استعداد وعلم

۹.پویایی و نوآوری

۱۰.ایمان به خدا وتقو ی الهی

تعداد شهداي فرهنگي استان سمنان سه برابرميانگين كشوري است

مدير كل حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان،گفت:در كشور پنج هزار شهيد فرهنگي داريم كه آمار شهيدان فرهنگي استان سمنان سه برابر ميانگين كشوري است.

به گزارش خبرنگار خبر گزاري دانشجويان ايران(ايسنا)،منطقه سمنان، "حسينعلي احساني" در ديدار با مديركل آموزش و پرورش استان سمنان با اشاره به شهداي دانش آمور اين استان ،تصريح كرد:26 درصد شهدا را دانش آموز تشكيل مي دادند كه اين آمار در استان بالاتر از شاخص كشوري است.  
وي: ضمن اشاره به عملکرد خوب سازمان آموزش و پرورش استان سمنان در دوران دفاع مقدس گفت:اين استان 150 شهيد فرهنگي در دوران دفاع مقدس تقديم انقلاب كرده است .

رييس سازمان آموزش و پرورش با بيان اينكه اساس رفتارها در آموزش و پرورش شكل مي گيرد ،تصريح كرد:براي فرهنگ سازي از آموزش و پرورش و خانواده ها بايد شروع كرد.

"محمد بناييان سفيد" با اشاره به اينكه بايد يادمان شهدا در مدارس در آموزش و پرورش برگزار شود،تصريح كرد: بايد تصاوير شهدا نيز در سر در مدارس نصب وشناسنامه هويتي در مدرسه هاي سطح استان تهيه شود.

وي ايجاد پارك موزهدفاع مقدس سمنان را كار بسيار ارزشمندي خواند و افزود :با ساخت اين پارك موزه در استان سمنان نسل هاي بعدي انقلاب مي توانند فرهنگ ايثار و شهادت را لمس كنند.
مدير كل آموزش و پرورش استان سمنان افزود:براي به تصوير كشيدن حوادث تاريخي دفاع مقدس بايد سند راهبردي برگرفته از نگاه امام راحل و مقام معظم رهبري تدوين شود.
وي با بيان اينكه طراحي رخدادها در اين پارك موزه بايد به واقعيت نزديك و اثر گذار باشد ،خاطر نشان ساخت:علاوه بر رخدادهاي جبهه ها بايد نمادهايي پشت جبهه نيز نشان داده شود.

وي در پایان آمادگی سازمان را برای تبیین نقش ایثارگران آموزش و پرورش در پارک موزه اعلام کرد .

گفتني است در این دیدار، مدیرکل و مسئولین سازمان آموزش و پرورش ضمن بازديدازپارك موزه با جزييات و روند ساخت پارک موزه دفاع مقدس  سمنان آشنا شدند.

اسامی شهدای عملیات مرصاد


در عملیات مرصاد ۳۰۳ نفر از رزمندگان میهن به درجه رفیع شهادت نائل آمدند که در لیست زیر بر اساس حروف الفبا نمایش داده شده است ، لازم به ذکر است بنابر اعتراف منافقین در نشریه مجاهد در این عملیات بیش از ۲۰۰۰ نفر از افراد منافقین به هلاکت رسیدند که حداقل ۱۶ نفر از آنها در زمره مسئولان سازمان مجاهدین خلق،شورای ملی مقاومت و ارتش آزادی بخش بودند .   ردیف نام نام خانوادگی نام پدر تاریخ تولد شغل تاریخ شهادت نحوه شهادت شهر شهادت مکان شهادت استان تولد ۱ احمد آذری علی محمد ۱۳۴۹/۰۱/۲۵ کارگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲ علی اصغر آرونیکاشی عباسعلی ۱۳۴۵/۱۰/۲۷ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۳ جواد آستانه پرست حسین ۱۳۴۹/۰۵/۱۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد خراسان ۴ احمد آقابیگی ارسلان ۱۳۴۲/۱۱/۰۲ معلم ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۵ جعفر آقایاری علی ۱۳۴۷/۱۰/۲۰ بسیج ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۶ باباجان آلود بابا ۱۳۲۷/۱۰/۰۵ کارگر ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۷ خسرو ابراهیمی خانعلی ۱۳۴۶/۰۳/۱۳ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۸ مرتضی احترامی احد ۱۳۴۷/۰۲/۱۲ بیکار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۹ خداشناس احمدی اسلام ۱۳۴۳/۰۳/۰۹ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۱۰ نصیر احمدی جمشید ۱۳۲۹/۱۱/۰۲ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۱ حسن احمدی ابوالقاسم ۱۳۴۹/۰۴/۱۰ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۱۲ محمد احمدی حسن ۱۳۵۰/۱۱/۲۵ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۳ علیرضا احمدی شکرالله ۱۳۴۸/۰۱/۱۰ سرباز ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد اصفهان ۱۴ نورالدین اسدزاده مقدم روح الله ۱۳۴۲/۰۱/۰۱ راننده پایه دو ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۱۵ امیرعلی اسدنژاد محرم ۱۳۴۱/۰۷/۱۰ کادرارتش ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۱۶ محمد اسدی درباغی حسین ۱۳۵۱/۰۶/۱۵ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۷ علی محمد اسکندری علی ۱۳۴۵// پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۸ مصطفی اسلامی عبدالتقی ۱۳۴۹/۰۴/۰۹ بیکار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۹ ابوالفضل اسماعیلی کریم ۱۳۴۸/۰۲/۲۴ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۲۰ حسن اسماعیلی یوسف ۱۳۴۹/۰۳/۰۳ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۲۱ مسلم اشرفی محمد ۱۳۳۶/۰۱/۰۱ کارگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۲ سیدمحمد اشرفی پورشلمانی سیداسماعیل ۱۳۴۶/۱۱/۰۵ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد گیلان ۲۳ علی اصلانی محمد ۱۳۴۷/۰۶/۰۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه چارزبر عملیات مرصاد همدان ۲۴ اسدالله اعراضی نورمحمد ۱۳۰۶/۰۹/۰۹ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۵ اصغر اغتنایی علی ۱۳۴۶/۰۲/۱۴ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۶ مالک افریشم مامی ۱۳۴۰/۰۱/۰۵ کارمند ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۷ احمد اکبری علی اصغر ۱۳۳۷/۰۱/۱۴ کارگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۸ محمدحسن اکبری علی اصغر ۱۳۳۶/۰۵/۱۲ نجار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۹ محمدحسن اکبری محمدتقی ۱۳۳۳/۰۲/۰۳ معلم ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۳۰ نوروزعلی اکبری چاشمی محمدباقر ۱۳۲۶/۰۲/۰۱ کارمند ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۳۱ گودرز اکبری فر شاهنظر ۱۳۴۴/۰۱/۰۵ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۳۲ بهزاد الماسی زاده حشمت ۱۳۴۴/۰۶/۰۵ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۳۳ عیسی اله ورن حسن ۱۳۱۰// بیسج ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۳۴ حسین امانی علی ۱۳۵۰/۱۰/۰۹ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۳۵ مسعود امیری حسین علی ۱۳۳۹/۰۸/۰۵ جهادگر ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۳۶ مصطفی امیریان چراغعلی ۱۳۴۳/۰۵/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۳۷ محسن امینی خیدان ۱۳۴۳/۰۷/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۸ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۳۸ غلامرضا انتخاب سمیعی احمد ۱۳۴۸/۰۴/۱۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۳۹ نوروز ایمانی نسب محمد ۱۳۳۹/۰۷/۱۶ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۴۰ محمدمراد بابایی غلام ۱۳۲۸/۰۱/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۴۱ خلیل بابایی براتعلی ۱۳۴۸/۰۱/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد خراسان ۴۲ اصغر بازیار اکبر ۱۳۴۸/۱۲/۰۲ محصل ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد فارس ۴۳ فردین باقری حسین ۱۳۴۸/۰۱/۰۱ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۴۴ علی باقری محمد ۱۳۴۹/۰۲/۱۲ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۴۵ سیدحسن بحیرائی علی ۱۳۴۹/۰۱/۰۱ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۴۶ سیدعطااله بحیرائی علی ۱۳۴۴/۱۲/۱۵ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۴۷ محمدعلی بداغی امامعلی ۱۳۳۶/۰۷/۰۴ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۴۸ نادر بدر رضا ۱۳۴۵/۱۰/۲۳ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۴۹ ولید بدراوی خلیل ۱۳۴۳/۰۰/۰۰ مبارزعراقی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد ایلام ۵۰ محسن بهارلو صفرعلی ۱۳۴۵/۱۲/۰۸ بیکار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۵۱ محسن بهرامی نعمت الله ۱۳۴۲/۱۲/۱۲ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۵۲ احمد بهشتی قناد اصغر ۱۳۴۳/۰۷/۱۰ ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۵۳ عبدالحسین بیدار حسین ۱۳۴۳/۱۲/۲۸ دولتی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد گیلان ۵۴ جبار بیگ رضایی غلامحسین ۱۳۴۴/۰۳/۰۲ معلم ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۵۵ مسعود پازوکی مصطفی ۱۳۳۹/۰۳/۰۴ معلم ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۵۶ نوراله پازوکی اسدالله ۱۳۴۷/۰۵/۰۲ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۵۷ باقر پرویزیایی الهقلی ۱۳۴۶/۰۱/۰۷ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۵۸ محمد پریمی غلامرضا ۱۳۴۶/۰۵/۰۳ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۵۹ محمدرضا پورآزادی پرویز ۱۳۴۶/۰۷/۰۳ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۶۰ امیر پورمحمد سلیمان ۱۳۳۹/۰۷/۲۷ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۶۱ خانلر پیواسته براتعلی ۱۳۴۷/۱۱/۰۸ پاسدارمشمول ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد خراسان ۶۲ وحیدرضا تاج پور علی اصغر ۱۳۴۸/۱۱/۰۹ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۶۳ فریدون تاجیک شیرخان ۱۳۴۵// معلم ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۶۴ سیداسدالله تراب سیداحمد ۱۳۴۶/۱۱/۱۰ طلبه ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۶۶ یدالله ترکانلو اسدالله ۱۳۴۷/۰۶/۱۰ پاسدارمشمول ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد خراسان ۶۷ سیدمجتبی تولیت محمد ۱۳۴۶/۱۲/۰۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد قم ۶۸ محمدعلی تیموری غلامرضا ۱۳۳۲/۰۱/۰۱ کارگرذوب آهن ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۶۹ منوچهر جانجانی خدامراد ۱۳۴۴/۰۵/۰۳ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد همدان ۷۰ یوسف جعفری حسنعلی ۱۳۴۴/۰۷/۰۷ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد اصفهان ۷۱ جلال جعفری علی اکبر ۱۳۴۵/۰۹/۰۸ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۷۲ محمد جعفری عزیز ۱۳۴۱/۰۳/۰۷ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۷۳ ناصر جلالی مصطفی ۱۳۴۲/۰۸/۲۷ جهادگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد اصفهان ۷۵ احمد جلیلی شیرولی ۱۳۴۴/۱۱/۱۸ نفت فروش ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۷۶ هادی جلیلی بال مهدی ۱۳۴۷/۰۹/۲۰ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۷۷ علیرضا جلیلی سیارمشهد محمد ۱۳۵۰/۰۳/۳۱ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۷۸ اکبر چراغی ذبیح الله ۱۳۴۷/۱۱/۱۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۷۹ علیرضا حاجی ابوالحسنی محمد ۱۳۴۹/۱۱/۰۵ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۸۰ قربان حاجی صادقلو محمدعلی ۱۳۴۵/۱۱/۰۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۸۱ مهدی حبیبی قدرت ۱۳۵۰/۰۱/۲۱ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۸۲ زین العابدین حسن بیگی محمدمهدی ۱۳۵۱/۰۱/۲۵ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۸۳ حجت حسن زاده محمدیوسف ۱۳۴۶/۰۱/۰۹ پاسدارمشمول ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد خراسان ۸۴ قاسم حسنی محمود ۱۳۴۴/۰۱/۰۹ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۸۵ علی اصغر حسین زاده احمدی محمدعلی ۱۳۳۳/۰۵/۲۱ کارمند ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۸۶ سیدمحسن حسینی سیدتقی ۱۳۴۶/۰۱/۱۰ کارمند ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۸۷ نامدار حسینی حسین ۱۳۳۲/۰۹/۰۲ کادرارتش ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۸۸ لطیف حسینی سیاوش ۱۳۴۳/۱۲/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۸۹ ولی حضرتی محمد ۱۳۴۹/۰۴/۰۴ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۹۰ مجتبی حفیظی رضا ۱۳۵۱/۱۰/۲۰ دانشجو ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد مرکزی ۹۱ مرتضی حیات کماسایی محمدجان ۱۳۳۶/۰۱/۰۴ فروشنده ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه سرپلذهاب عملیات مرصاد تهران ۹۲ ارسلان حیدری طوفان ۱۳۴۷/۰۵/۱۳ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد فارس ۹۳ فرامرز حیدری رشید ۱۳۴۴/۱۲/۱۰ معلم ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۹۴ مرتضی حیدری ریکایی علی ۱۳۴۷/۰۵/۰۹ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۹۵ سیروس خاکساری محمد ۱۳۴۶/۰۸/۱۵ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۹۶ عطااله خاکی شکرالله ۱۳۴۸/۰۲/۲۴ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۹۷ محمود خالقی فرهاد ۱۳۴۷/۰۳/۰۶ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۹۸ ابراهیم خانی اصغر ۱۳۴۷/۱۱/۰۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۹۹ رضاقلی خدابخشی محمدسلیم ۱۳۰۸/۱۰/۰۹ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۰۰ خلیل خداکرمی ابراهیم ۱۳۴۴/۱۰/۰۸ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۰۱ علیعسگر خسروی عینعلی ۱۳۴۳/۰۲/ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۰۲ محمد خلج آزاد محرم ۱۳۴۶/۰۲/۱۰ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد قزوین ۱۰۳ حسین خلیلی علی اکبر ۱۳۴۵/۰۲/۲۴ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۰۴ اصغر خماری نادر ۱۳۴۷/۰۹/۱۳ سرباز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۰۵ سعید خوش اخلاق حسین ۱۳۴۹/۱۲/۲۵ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۰۶ محرم علی دارابی ایوب ۱۳۳۶/۰۶/۰۱ کشاورز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۰۷ سعید دارابی کریم ۱۳۴۸/۱۲/۰۷ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۰۸ کرمرضا دانش علی آقا ۱۳۴۸/۰۱/۰۱ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۰۹ مصیب دانش علی آقا ۱۳۴۹/۰۵/۰۴ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۱۰ سیدمحسن دربندی سیدعلی اکبر ۱۳۴۹/۱۰/۲۱ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۱۱ محسن دری دولت آبادی محمد ۱۳۴۹/۰۲/۲۹ نقاشی مبل ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۱۲ حاجی رضا دریکوند خدانظر ۱۳۴۸/۰۵/۰۶ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۱۱۳ کرمخدا دریکوندی جلودار ۱۳۴۸/۰۳/۱۰ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۱۱۴ خلیل دلباخته حسین ۱۳۴۶/۰۱/۱۰ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۱۵ اسدالله دلفان قندیبگ ۱۳۴۵/۰۷/۰۱ دانشجو ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۱۱۶ نوذر دلیری یدالله ۱۳۴۱/۱۲/۱۷ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۱۷ صیدعلی دمبادامی حسینمراد ۱۳۴۷/۰۱/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۱۸ علی دولتمندان خانجان ۱۳۴۴/۰۶/۱۴ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۱۹ جعفر دیانی محمد ۱۳۴۱/۰۵/۲۰ آزاد ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۲۰ همایون ذبیحی جعفر ۱۳۴۶/۰۷/۲۰ فروشنده ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۲۱ بهمن ذوالفقاریان علی ۱۳۴۸/۰۲/۱۹ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۲۲ بهرام رادان کوپایی رضا ۱۳۴۹/۰۹/۱۵ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۲۳ صیدباقر رادمردیان طهماس ۱۳۴۶/۰۳/۱۰ دانشجو ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۱۲۴ سیدکاظم راستی سنگرمی سیدغلامرضا ۱۳۴۷/۱۲/۰۳ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۲۵ یوسف راییجی قنبرعلی ۱۳۴۹/۰۱/۰۲ روحانی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۲۶ بابامراد رحمانی احمد ۱۳۴۳/۰۵/۰۳ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۲۷ مجتبی رحیمی طره عباس ۱۳۴۷/۰۸/۱۲ بیکار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۲۸ امیر رستمی محمدحسن ۱۳۴۴/۰۱/۰۶ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۲۹ محسن رستمی حسینقلی ۱۳۴۷/۰۴/۱۷ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۳۰ احمد رضا پور کاکی ۱۳۰۶/۰۴/۱۳ دامدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۳۱ حسین رضا پور رضا ۱۳۴۵/۰۹/۱۰ سرباز ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمان ۱۳۲ احمد رضایی نژاد سیف الله ۱۳۵۰/۰۳/۱۶ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد مرکزی ۱۳۳ غلامحسن روستایی محمد ۱۳۴۲/۰۴/۰۱ کارمند ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۳۴ محمد رهبری سیف الله ۱۳۴۹/۰۵/۱۵ صافکار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۳۵ علیرضا ریحانی پور غلام ۱۳۵۰/۰۷/۲۹ بیکار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۳۶ مرتضی زارع کتایونچه کاظم ۱۳۴۳/۰۲/۰۲ سرباز ۶۷/۰۵/۰۸ حمله مسلحانه عملیات مرصاد اصفهان ۱۳۷ محمود زارعی عین الله ۱۳۵۱/۰۴/۰۱ آموزگار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۳۸ رجبعلی زارعی عبدالرحمان ۱۳۳۹/۱۰/۰۱ کارگر ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۳۹ سعید زهره وندی محمدجواد ۱۳۴۱/۱۰/۲۲ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۴۰ نقی ساعتی صمدی حمدالله ۱۳۴۹/۰۳/۰۹ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۴۱ یوسفعلی ساعدی خور حسین علی ۱۳۴۰/۰۶/۰۲ کارگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد خراسان ۱۴۲ حسن ساویز احمد ۱۳۴۱/۰۱/۱۰ کارمند ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۱۴۳ سجاد سپهوندبیرانوند علی اکبر ۱۳۴۶/۰۹/۰۱ آموزگاربسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۱۴۴ علیرضا سرهنگ خانوردی نعمت الله ۱۳۴۷/۰۶/۰۹ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۴۵ بهروز سگوند آقارضا ۱۳۵۲/۰۱/۱۵ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۱۴۶ محمود سلطان محمدی محمد ۱۳۴۴/۱۱/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۴۷ سیدجعفر سیادت سیدکوچک ۱۳۴۸/۰۱/۳۱ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۴۸ امیر سیبویه محمد ۱۳۳۵/۰۲/۱۵ آهنگروجوشکار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۴۹ جهانگیر سیفالدین علی محمد ۱۳۴۸/۰۲/۰۵ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ ترور اسلام آبادغرب عملیات مرصاد اصفهان ۱۵۰ محمدتقی شریعتی اسدالله ۱۳۴۱/۰۳/۱۲ کارمند ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۵۱ کریم شریفی دوستمراد ۱۳۰۹/۰۳/۰۴ کارگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۵۲ عبدالمجید شعیری علی محمد ۱۳۵۰/۰۶/۳۱ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۵۳ همت شکربیگی خانبابا ۱۳۴۰/۰۶/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۵۴ محسن شناوری علی ۱۳۴۶/۰۷/۲۸ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۵۵ علیرضا شورابی عباسعلی ۱۳۴۷/۰۱/۰۲ پاسدارمشمول ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد خراسان ۱۵۶ شاهرخ شوشتری اسدالله ۱۳۳۸/۰۹/۱۴ کادرارتش ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۵۷ حسین شهابی اناری اصغر ۱۳۴۷/۰۲/۳۰ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۵۸ مجید شهبازی دستجردی نوحعلی ۱۳۴۹/۰۳/۲۰ کارگر ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۵۹ محبوب شیخ بگلو علی قلی ۱۳۴۴/۰۱/۰۲ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد آذربایجان شرقی ۱۶۰ محمد شیخ پور اسد ۱۳۴۷/۰۱/۲۶ سرباز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه کرمانشاه عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۶۱ حسین صادقچه محمدکاظم ۱۳۴۲/۰۱/۰۱ کادرارتش ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۶۲ یدالله صادقی علی اکبر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد سمنان ۱۶۳ مسعود صارمیانفرد گجر ۱۳۴۷/۰۲/۲۲ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۱۶۴ حمید صبوری محمدعلی ۱۳۴۹/۱۲/۰۲ بیکار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۶۵ محمدطاهر صحرایی فرج الله ۱۳۵۱/۰۸/۲۷ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۶۶ مجتبی صدرزهرایی عبدالله ۱۳۵۲/۱۲/۱۴ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۶۷ محمد صرفی عباس ۱۳۴۸/۰۱/۰۳ دانشجو ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۶۸ وحید صفایی قادری عباس ۱۳۵۱/۰۲/۰۷ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۶۹ قربانعلی صمدیان حسین ۱۳۴۳/۰۴/۰۶ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۱۷۰ محمدرضا صومعه زاده حسین ۱۳۴۲/۰۶/۱۵ کارگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۷۱ غلامحسین ضرغام لطفعلی ۱۳۴۱/۰۸/۲۵ روحانی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۷۲ احمد ضیایی محمد ۱۳۳۶/۰۷/۰۹ معلم ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۷۳ محمدرضا طاهری علی اکبر ۱۳۴۹/۰۵/۲۰ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۱۷۴ سعید طاهریان موسیالرضا ۱۳۴۶/۰۳/۱۰ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد خراسان ۱۷۵ مهدی عباس پور سیف الله ۱۳۳۹/۰۸/۰۲ جهادگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۷۶ محمدتقی عباسی غلامرضا ۱۳۴۶/۰۶/۰۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۷۷ علی اصغر عباسی محمد ۱۳۴۹/۰۹/۲۰ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۱۷۸ حسنعلی عرب ترابی باباکلان ۱۳۳۰/۰۳/۱۰ جهادگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۷۹ عباس عربعامری محمدعلی ۱۳۴۶/۰۴/۰۱ نانوا ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۸۰ حسن عزیزیان میرزا ۱۳۳۴/۰۱/۰۳ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۸۱ حمشتاله عشوران بارسری عزت الله ۱۳۴۳/۰۱/۰۱ ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد مازندران ۱۸۲ دادعلی عطاالهی فضل علی ۱۳۴۸/۰۴/۰۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۸۳ سیدمحمدحسین علمخواه ابوالقاسم ۱۳۴۷/۱۰/۲۰ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۱۸۴ جواد علی زاده علی اکبر ۱۳۴۲/۱۱/۰۸ معلم ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۸۵ محمود علیمددی علی ۱۳۴۸/۰۴/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد قم ۱۸۶ بهنام علیمرادی محمدعلی ۱۳۴۸/۰۳/۲۰ دانشجو ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۸۷ عباس عموچی فروشانی براتعلی ۱۳۴۵/۰۴/۰۱ فروشنده ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۸۸ محمد عمیدی محمود ۱۳۲۴/۰۱/۰۹ کارگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۸۹ هادی غفاری جعفر ۱۳۴۸/۱۲/۱۲ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۹۰ غلامشاه غلامی مهرعلی ۱۳۳۶/۰۵/۰۸ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۹۱ صحبتاله غیاثی قروه جان ۱۳۲۴/۰۱/۰۹ بسیج ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۹۲ مسعود فاتحی نصرآبادی جلال ۱۳۳۶/۰۱/۳۰ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد یزد ۱۹۳ خلیل فتاحی خداداد ۱۳۳۸/۰۱/۰۱ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۱۹۴ اصغر فتح اللهی غلامرضا ۱۳۴۷/۰۶/۰۱ دانشجو ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۹۵ نعمت الله فتحی لهمالی همت ۱۳۲۶/۰۶/۲۲ کارگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۱۹۶ علی فخارنیا منصور ۱۳۴۷/۰۳/۱۰ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۱۹۷ علینقی فخرالدین رضاقلی ۱۳۳۳/۱۰/۰۲ کادرارتش ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۱۹۸ محسن فرامرزی اسکندر ۱۳۴۴/۰۲/۱۹ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد مازندران ۱۹۹ علی فردوسیان حسین ۱۳۴۹/۱۱/۳۰ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۰۰ محمود فرزام جعفر ۱۳۴۲// بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۲۰۱ غلامرضا فرهمند محمدعلی ۱۳۴۲/۰۲/۱۰ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۰۲ احمد فضلی حسین ۱۳۳۵/۰۶/۰۴ معلم ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۰۳ مهدی فضلی حسین ۱۳۳۹/۱۰/۲۳ معلم ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۰۴ مرتضی فقیه امامی حسن ۱۳۳۶/۰۴/۰۸ کارمند ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد همدان ۲۰۵ سرور فلاح اروج ۱۳۴۶/۰۸/۰۹ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد گیلان ۲۰۶ عباس رضا فولادی محمدرضا ۱۳۵۰/۱۰/۰۱ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۰۷ وحید فیاضمنش حمید ۱۳۴۵/۰۶/۱۴ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۲۰۸ حسین فیض آبادی علی اکبر ۱۳۴۹/۰۱/۰۲ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۰۹ فریبرز فیضیپشی پور حاجی مراد ۱۳۴۲/۰۷/۰۱ کارمند ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۱۰ علی قادری محمدعلی ۱۳۴۳/۱۱/۰۲ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۱۱ الیاس قاسمی میانچغایی جوانمیر ۱۳۴۸// بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۱۲ علیرضا قدیمی محمدصادق ۱۳۵۰// پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد مرکزی ۲۱۳ علیرضا قربانی پنجعلی ۱۳۵۰/۱۱/۰۱ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۱۴ اصغر قربانی اکبر ۱۳۵۱/۱۲/۰۳ روحانی ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۲۱۵ اسماعیل قره خانلو محمد ۱۳۴۶/۰۱/۰۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۲۱۶ علی اکبر قزی محمدحسن ۱۳۴۶/۰۶/۱۰ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد خراسان ۲۱۷ فضل الله قلایی امامقلی ۱۳۵۰/۰۶/۲۳ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۲۱۸ علی اکبر قلعه آقابابایی رضاقلی ۱۳۳۷/۰۱/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۱۹ ولی الله قمی حسین ۱۳۳۷/۰۳/۰۳ کارمند ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۲۲۰ بهرام قنبری علی اصغر ۱۳۴۹/۱۲/۰۵ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۲۱ رضا قنبری محمدحسین ۱۳۴۶/۱۲/۰۱ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۲۲ محمدرضا قنبری اعظم ۱۳۴۹/۰۶/۱۲ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۲۳ مهدی قیاسی حیدر ۱۳۴۷/۰۸/۱۱ تراشکار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۲۴ سیدعباس کاظمی میریوسف ۱۳۴۹/۱۰/۰۱ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۲۵ مهدی کامرانی محمدصالح ۱۳۲۲/۱۰/۰۵ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه
عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۲۶ حسن کجوری اسماعیل ۱۳۴۶// پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۲۷ جعفرصادق کرامتی مرسل ۱۳۳۹/۰۰/۰۰ کارمند ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۲۸ اسلام کرمخانی محمدخان ۱۳۶۰/۱۱/۰۶ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۲۹ رضا کرمی موسیالرضا ۱۳۴۷/۱۰/۱۰ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۳۰ حسین علی کرمی اسماعیل ۱۳۵۰// طلبه ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۳۱ زمان کرمی رضا ۱۳۴۶/۰۱/۰۵ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۲۳۲ سیروس کرمی فتاح ۱۳۴۵/۰۵/۰۴ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۳۳ ذبیح الله کرمی شکرالله ۱۳۳۰/۰۱/۱۰ جهادگر ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۳۴ جواد کریمی دوزجی حسن ۱۳۴۵/۰۹/۰۲ روحانی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۲۳۵ علی کشرانی حسین ۱۳۴۸/۰۹/۲۰ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۳۶ ابراهیم کلاته عربی محمد ۱۳۴۹/۰۶/۳۰ آئینه ساز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۳۷ محمدحسین کمیلی اکبر ۱۳۴۷/۰۲/۰۳ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد قم ۲۳۸ الله حسین کولانی برزو ۱۳۴۸/۰۳/۲۶ طلبه ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۳۹ فرمان کولیوند فیض اله ۱۳۴۲/۰۶/۰۵ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۴۰ محمدرضا گومه ای عباس ۱۳۴۶/۰۲/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۴۱ محسن لامع محمدحسین ۱۳۳۹/۱۰/۰۱ کارمند ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۲۴۲ محمدرضا لشنی قدرت الله ۱۳۴۹/۰۸/۰۳ آریشگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد مرکزی ۲۴۳ علی لطف علیخانی احمد ۱۳۴۱/۱۱/۰۹ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۲۴۴ محمدجواد لقمانی ارسطو ۱۳۳۶/۰۸/۰۱ جهادگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۴۵ علی اکبر محبی محمدابراهیم ۱۳۴۲/۱۰/۲۹ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۴۶ مجتبی محبیفر حسین ۱۳۵۰/۰۱/۲۷ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۴۷ بهمن محتشمی جواد ۱۳۴۱/۱۱/۱۵ دانشجو ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۴۸ علی اکبر محجوبی نیا غلامحسین ۱۳۳۷/۱۱/۲۶ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۲۴۹ حسین محمدی اصفهانی محمدعلی ۱۳۴۹/۱۰/۱۴ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۵۰ محمود محمدی فرد تقی ۱۳۴۹/۰۴/۰۱ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۵۱ حبیب الله محمودجانلو باباعلی ۱۳۵۰/۰۳/۰۱ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه عملیات مرصاد مازندران ۲۵۲ احمد مختاری حسن ۱۳۴۵/۰۴/۰۴ دانشجو ۶۷/۰۵/۰۸ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۵۳ تقی مداح عباسعلی ۱۳۴۳/۰۵/۲۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۵۴ بهروز مدیری احمد ۱۳۳۹/۰۴/۱۵ ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۲۵۵ گلجهان مراد زاده کریم ۱۲۸۱// خانه دار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۵۶ حسین مرادی رجبعلی ۱۳۴۸/۰۱/۱۶ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۵۷ علیرضا مرادی عزیزمراد ۱۳۴۱/۰۶/۲۷ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۵۸ سلیمان مرادی قاسم ۱۳۴۹/۰۶/۳۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۵۹ علی اشرف مرادی سعداله ۱۳۵۸/۰۱/۱۱ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۶۰ قدرت الله مرادی حاتوهی محمدخان ۱۳۴۷/۰۵/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۶۱ داریوش مرادی فرد نصرالله ۱۳۴۴/۰۵/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۲۶۲ شعبان مربی علی اصغر ۱۳۴۹/۰۱/۰۲ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۶۳ سیدمجید مروتی سیدمطصفی ۱۳۳۹/۰۲/۲۵ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۶۴ مسعود مشایخی منصور ۱۳۴۷/۰۵/۱۶ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد مرکزی ۲۶۵ رمضان مصباحی فرهاد ۱۳۴۴/۱۲/۰۲ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۲۶۶ مجید مصطفوی زاهد محمدصادق ۱۳۳۸/۰۱/۰۱ تکنسین مخابرات ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۶۷ منوچهر مطرب علی ۱۳۵۰/۰۵/۰۱ بیکار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۲۶۸ حسن مظفر رحمخدا ۱۳۳۴/۰۲/۲۹ کارمند ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۲۶۹ علی مظفر رحمخدا ۱۳۳۷/۰۷/۰۵ معلم ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۲۷۰ رضا مظفر رحمخدا ۱۳۴۰/۰۲/۱۲ قاضی ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد تهران ۲۷۱ علی مقدس محمدحسن ۱۳۲۳/۱۰/۲۴ کارمند ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۷۲ احمد ملکی محمدحسین ۱۳۳۸/۰۱/۰۳ معلم ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد لرستان ۲۷۳ سیدعلی موحدی سیدمهدی ۱۳۴۸/۱۲/۱۶ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۷۴ احمد مودبی محمد ۱۳۴۸/۱۲/۲۶ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد گیلان ۲۷۵ سیدجلیل موسوی اسماعیل پور سیدقربان ۱۳۳۸/۰۰/۰۰ مکانیک اتومبیل ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۷۶ مهدی مولایی حسین ۱۳۴۹/۰۳/۲۳ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۷۷ غلامرضا مهآبادی عباسعلی ۱۳۴۳/۰۵/۰۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۷۸ جعفر مهرابی رمضان ۱۳۴۴/۰۶/۰۹ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۷۹ عباس میرآخوری سلیمان ۱۳۴۵/۰۱/۰۵ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۸۰ احمد میرزامحمدی محمدحسین ۱۳۴۹// بسیج ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۸۱ رضا میرزایی حسین ۱۳۴۰/۰۱/۰۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۸۲ علی میرمحمدی جواد ۱۳۴۴/۰۶/۲۴ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۸۳ رضا نادری باجگیران محمدولی ۱۳۴۶/۰۸/۱۰ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۸۴ محمدجواد ناصرالملکی علی ۱۳۳۴/۰۴/۱۰ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۸۵ نصرت الله نظری اسماعیل ۱۳۳۶/۰۲/۱۴ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۸۶ محمد نعیم آبادی عباسعلی ۱۳۴۱/۱۲/۲۲ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۸۷ ابوالفضل نقاد قاسم ۱۳۳۸/۰۷/۰۱ کارگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۸۸ حمید نوروزی محمود ۱۳۴۶/۰۵/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد مرکزی ۲۸۹ محمد نوری کوره خسروی عزیز ۱۳۴۵/۰۲/۱۱ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۹۰ رحمن ونایی مرادعلی ۱۳۵۰/۱۲/۰۱ کارگرساده ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۲۹۱ سیدمحمد وهابی سیدجمال ۱۳۴۵/۱۱/۱۸ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۹۲ محمود هروی محمد ۱۳۴۵/۰۹/۱۷ ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۲۹۳ محمود همایی محمدحسین ۱۳۴۸/۱۱/۰۳ دانش آموز ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۹۴ علی اکبر همتی محمود ۱۳۴۴/۱۲/۲۰ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد خراسان ۲۹۵ احمد یارمطاقلوسهرابی محمدعلی ۱۳۲۵/۰۲/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد همدان ۲۹۶ حمید یاری نادعلی ۱۳۴۷/۰۵/۱۹ کارگر ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۲۹۷ پنجعلی یاری آقایار ۱۲۹۶/۰۶/۱۸ بناومعمار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کرمانشاه ۲۹۸ رضا یحیایی نسب جعفر ۱۳۴۷/۰۶/۱۰ دانشجو ۶۷/۰۵/۰۷ حمله مسلحانه عملیات مرصاد مرکزی ۲۹۹ حسین یحیی محمدمهدی ۱۳۴۴/۰۸/۰۱ پاسدار ۶۷/۰۵/۰۶ حمله مسلحانه عملیات مرصاد سمنان ۳۰۰ ابوالفضل یساولی شراهی موسی ۱۳۴۶/۰۵/۰۴ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد تهران ۳۰۱ احمدرضا یعقوبی کجانی فضل الله ۱۳۴۶/۰۲/۰۱ سرباز ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه قصرشیرین عملیات مرصاد تهران ۳۰۲ احمد یوسفی صفرعلی ۱۳۴۵/۰۵/۱۰ پاسدارمشمول ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه کرندغرب عملیات مرصاد خراسان ۳۰۳ سید حسن لاجوردی سید هادی ۱۳۴۹ بسیجی ۶۷/۰۵/۰۵ حمله مسلحانه اسلام آبادغرب عملیات مرصاد کاظمین عراق

لیست شهدای جهاد سازندگی استان سمنان

1.      آهني، علي اكبر

2.      اسدي نژاد، محمد باقر

3.      اصلاحی، ابوالفضل

4.      اکبرپور، حسینعلی

5.      اكبر زاده، حسينعلي

6.      اماميان، حسين

7.       اماني، محمدحسن

8.      امير شريفي، لطف الله

9.      امينيان، قدرت الله

10.   ايثاري، رحمت الله

11.   بابائي، علي

12.  باني، علي

13.   ترابي، عبدالله

14.    ترامشلو، نادعلي

15.   ترحمي، مهدي

16.   تي تي يان، نقي

17.   ثوري، علي اكبر

18.   جعفري، قربانعلي

19.   جلالي، احمد

20.   جلالي، عليرضا

21.  چراغيان، حسين

22.  حاج اسماعيلي ، حاج محمد

23.  حجي، مهدي

24.  حسن بيکي، علي

25.  حسنی، عزت الله

26.  حسين پور، علي

27.  حسيني زاده، سيد محسن

28.  حيدري، ابوالفضل

29.  خانمحمدی، محمدرضا

30.  خوش قدم، احمد

31.  خيمه، محمدتقي

32.  داودي، غلامرضا

33.  دربان، قدرت الله

34.  دروكي، برات الله

35.  رئيسي، علي اكبر

36.  رجب بيگي، ابراهيم

37.  رحيميان، بهرام (مجید)

38.  رحيميان، مسعود

39.  رستمي، فرزاد

40.  رشمه زاد، علي اكبر

41.  رضایي، عباس

42.  زادخیر رحمت، ابوالفضل

43.  زرگر، سيد محمود

44.  زماني، سعدي

45.  سفیدیان، غلامحسين

46.  سلطان حسيني، علیمحمد

47.  سميعي نسب، احمد

48.  سيد مومني، سيد حسين

49.  شادلوئي، مرتضي

50.  شاهچراغ، سيد حسن

51.  شاهي، عبدالرضا

52.  شفيعي، يحيي

53.  صادقچه، عباس

54.  صادقي، حجت الله

55.  حسین صفا

56.  صفري، عباس

57.  ضابط پور کردی، علی

58.  طالبي، رمضان

59.  طاهری، سید جواد

60.  طاهري، غلامحسين

61.  طحان، مرتضي

62.  طوسي، حسن

63.  عابدي، حسين

64.  عابدي، علي

65.  عاشوري، يحيي

66.  عباس زاده، رمضان

67.  عباسپور، مهدي

68.  عباسي ، حسن

69.  عبدالله زاده، حسين

70.  عبداللهي، حجت الله

71.  عرب ترابي، حسينعلي

72.  عليزاده، عزيز الله

73.  غريب نژاد، عبدالرضا

74.  فاضلي، ابراهيم

75.  فاضليان، غلامحسين

76.  فتاح، حسين

77.  فخاريان، مجيد

78.  فراتي، مهدي

79.  فرخ نژاد، عليرضا

80.  فولاديان، غلامرضا

81.  فيروز آبادي، موسي

82.  فيلم ، قربانعلي

83.  قاسمپور، ابراهيم

84.  قربانيان، ابراهيم

85.  قليان، حسينعلي

86.  قوسي، حسينعلي

87.  كريمي ، محمد

88.  كسائيان، عباسعلي

89.  كشاورزيان، علي اصغر

90.  كشميري، مسعود

91.  كلامي، علي اصغر

92.  گلعلي، گلعلي

93.  محكم كار، علي اكبر

94.  محمد تقي، عباس

95.  محمدي نژاد ، عباسعلي

96.  محمدي، علي

97.  مرادي نسب ، محمد

98.  مشکی،علی اصغر

99.  مصحفي، احمد

100. مظفري، احمد

101. مير كريمي، سيد مجتبي

102. ميرزاخاني، رضا

103. نادمي، حسينعلي

104. ناصريان، محمدرضا

105. ناظمي ، محمدحسن

106. نصرتي، حسين

107. نصيري، محمد

108. نقاش، محمدتقي

109. نمازي، محمودرضا

110. نوروزي، يوسف

111. نوري، علي

112. ولي مي آبادي، اسماعيل

113. يوزباشي، قدرت الله

 

جنگ نرم در یک نگاه

جنگ نرم در یک نگاه

 

 

 

مقدمه

بررسی تاریخی جنگ ها نشان می دهد که تا سال 1945 غالب جنگ ها جنگ سخت بود و پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب شاهد دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق هستیم که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ سرد مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم می باشد که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدید های سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می کردند.

با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت.

جنگ نرم در قالب های مختلف مثل: انقلاب مخملی، انقلاب های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات روانی، جنگ رسانه ای و... و با استفاده از ابزار رسانه ای (رادیو، تلویزیون، روزنامه و امثال آن) توانست نظام سیاسی بعضی از کشورها مانند اوکراین، گرجستان، تغییر دهد.

با توجه به غالب بودن جنگ نرم در عصر حاضر، اهمیت، پیچیدگی و صورت های مختلف آن که با استفاده از ابزارهای رسانه ای روز منجر به تغییرات تدریجی و گسترده در حوزه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشورها می شود باید شناخت درستی از ویژگی ها، خصوصیات، اهداف، ابزارها، تاکتیک ها و راه های مقابله با آن داشته باشیم.

جنگ یکی از دیر پاترین پدیده های جامعه انسانی است و از دیر باز تاکنون جامعه ای را نمی توان یافت که به گونه ای درگیر جنگ نبوده باشد این پدیده برای بشریت دو رویه داشته است، تلخی ها و شیرینی ها، زهرها و پادزهرها، نیش ها و بدبختی هاو نیک بختی ها با این وجود در خصوص علل و انگیزه های آن دیدگاه های ونظریاتی بسیار متفاوت وجود دارد که منجر به تعاریف و تقسیم بندی های متفاوت از هم شده است.

 

تعریف جنگ

از جنگ، تعریف واحدی نشده است. اصولاً از هیچ واژه مربوط به حوزه علوم انسانی، مفهوم یكسانی وجود ندارد؛ از این رو، هركس و هر اندیشه‏ای جنگ را به گونه‏ای تعریف می‏كند كه با تعریف دیگری ناسازگار است. تعدد در تعریف جنگ، تنوع در طبقه‏بندی و انواع آن را نیز پدید می‏آورد.

به اعتقاد آلن بیرو: «واژه ی جنگ از ریشه ی آلمانی werra گرفته شده كه به معنای آزمون نیرو با استفاده از اسلحه بین ملت ها(جنگ خارجی) یـا گروه های رقیب در داخل یك كشور (جنگ داخلی) صورت می گیرد.»

بنابراین

جنگ ستیزه ی خشن و منظمی است كه بین دو یا چند اجتماع مستقل در می گیرد.

گاستون بوتول پس از برشمردن تعدادی از ویژگی های جنگ ها تعریفی از جنگ را ارایه می دهد:

جنگ مبارزه ی مسلحانه و خونین بین گروه های سازمان یافته است.

 

تقسیم بندی های جنگ

به عقیده پیترمی یر همراه با تكامل اجتماعی جوامع بشری و پا به پای تحولات سیاسی ٬ اقتصادی علل و انگیزه ها و اشكال و اهداف جنگها نیز تغییرمی كنند و دگرگون می شوند به عنوان مثال بر اساس هدف، جنگ به جنگهای عادلانه و غیرعادلانه؛(3) بر مبنای مقیاسهای جغرافیایی، به جنگهای محلّی، منطقه‏ای، فرامنطقه‏ای و جهانی (عمومی)؛ با توجه به انضباط و تاكتیك، به جنگهای منظم (كلاسیك) و نامنظم (چریكی)؛ بر اساس سطح جغرافیایی، به جنگهای دریایی، هوایی و زمینی؛ بر اساس قلمرو، به جنگهای داخلی و خارجی تقسیم می‏شوند.(4) همچنین جنگها بر مبنای نوع ابزار، به جنگهای هسته‏ای و غیر هسته‏ای قابل تقسیم است.

اما نوعی دیگری از تقسیم بندی از جنگ وجود دارد که به اندازه تاریخ بشر قدمت دارد و فقط ممکن است غلبه با یکی از آنها باشد و که عبارت است از

1- جنگ سخت

2- جنگ سرد

3- جنگ نرم

مثلا در دوره ای غلبه با جنگ سخت بوده اما در عین حال جنگ سرد یا جنگ سخت همزمان با آن وجود داشته است.

بررسی مقوله جنگ و منازعات میان کشورها نیز نشان می دهد که تا پایان جنگ جهانی دوم، غلبه با جنگ های سخت متکی بر قدرت سخت است، لکن از این تاریخ به بعد انواع جنگ های دیگر د رکنار جنگ سخت موضوعیت پیدا می کند. در یک بررسی اجمالی می توان می توان این جنگ ها را به صورت زیر دسته بندی کرد:

 

جنگ سخت

تا پایان جنگ جهانی دوم(1945م) غلبه با این نوع جنگها می باشد. جنگ سخت متکی بر قدرت سخت نظامی _ امنیتی است.

 

جنگ سرد(نیمه سخت)

در دوره نظام دو قطبی، از پایان جنگ جهانی دوم تا مقطع فروپاشی شوروی سابق(1991م) این جنگ شکل گرفته و متکی بر تهدیدات نیمه سخت بود. البته در این دوره جنگ های سختی همانند جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با حمایت قدرت های غربی شکل گرفت وبه مدت هشت سال به طول انجامید.

 

جنگ نرم

این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی است.آمریکایی ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. انقلاب های رنگی که در چندین کشور بلوک شرق و شوروی سابق رخ داد، در واقع نمونه ای از جنگ نرم است. آمریکایی ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی چون لهستان، گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. در تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزاررسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم های سیاسی حاکم مشروعیت زدایی گردید و از طریق جنبش های مردمی و ایجاد بی ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد.

لیکن با توجه به غالب بودن جنگ نرم در عصر حاضر از یکسو، پیچدگی، تاثیرگذاری، ماهیت و عملکرد آن در سطح جامعه باید بدانیم که جنگ نرم چیست و دارای چه ماهیتی می باشد؟ اهداف در جنگ نرم كدامند و دشمنان با چه ابزار و ساز و كاری به دنبال دستیابی به این اهداف است؟ بازیگران جنگ نرم چه كسانی هستند و چگونه باید آنان را شناخت؟ جنگ نرم دارای چه ویژگی هایی هست و از چه مولفه هایی برخوردار است؟ و در نهایت چگونه باید با جنگ نرم مقابله كرد؟

 

تعریف جنگ نرم

مفهوم جنگ نرم Soft Warfare كه در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) مورد استفاده واقع می شود دارای تعریفی واحد كه مورد پذیرش همگان باشد نیست و تا حدی تلقی و برداشت افراد، جریان ها و دولت های گوناگون از جنگ نرم متفاوت است.

جان كالینز، تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریكا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فكری دشمن با توسل به شیوه هایی كه موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود”، می داند.

ارتش ایالات متحده در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف نموده است: “جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است كه منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروههای دوست است به نحوی كه برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد”.با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریكایی در حوزه “قدرت نرم” نسبت می دهند. وی در سال1990 میلادی در مجله “سیاست خارجی” شماره 80، قدرت نرم را “توانایی شكل دهی ترجیحات دیگران” تعریف كرد. تعریفی كه قبل از وی پروفسور حمید مولانا در سال1986 در كتاب “اطلاعات و ارتباطات جهانی؛ مرزهای نو در روابط بین الملل” به آن اشاره كرده بود. با این وجود مهمترین كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف نای در سال2004، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی” منتشر نمود.

بنابراین جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشكال جنگ نرم است.

به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی می باشد. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی استفاده می شود و در علوم سیاسی می توان به واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیراً به واژه انقلاب رنگین اشاره كرد.در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترك تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است.

در یك تعریف كامل تر می توان گفت، جنگ نرم یك اقدام پیچیده و پنهان متشكل از عملیات های سیاسی، فرهنگی و اطلاعاتی توسط قدرت های بزرگ جهان برای ایجاد تغییرات دلخواه و مطلوب در كشورهای هدف است

البته تعاریف دیگری نیز از جنگ نرم بعمل آمده که جهت مزید آگاهی ایفاد می گردد:

1- جنگ تغییر باورها، استحاله عقاید و جابجایی دیدگاهها با نگاههای رسانه های استکباریست!!

2- جنگ مغزهاست، نه مرزها! جنگ دیدگاههاست، نه قرارگاهها!

3- جنگ تقدس زدایی از ارزشها و شبهه افکنی در اذهان است!

4- جنگ تغییر گروههای مرجع و شکل دهی تضادهای جدید اجتماعی است!

5- جنگ تخریب اعتمادهای موجود به ارکان و مسئولان حاکمیت در ابعاد مشروعیت و کارآمدی!

6- جنگ تغییر و جابجایی مفاهیم زشت و زیبا در فرهنگ جامعه و آسان سازی ترویج انحرافات!

7- جنگ هنجارشکنانه، ترویج نافرمانیهای مدنی و تکمیل حلقه مقاومت جامعه در برابر حاکمیت!

8- جنگ تغییر ذائقه ها و شکاف بخشی کاذب فرهنگی بین نسلها!

9- جنگ توسعه مکاتب کاذب اجتماعی، عرفانی، اقتصادی و غیره!

10- جنگ ساماندهی جدید نیروهای اجتماعی در قالب N.G.O و بهره برداری سیاسی از آنها!

 

پیشینه تاریخی جنگ نرم

نگاهی به گذشته‌ی جنگ نرم نشان می‌دهد كه در طول تاریخ بشر، از همان ابتدا كه جنگ سخت آغاز شد، عملیات روانی یا جنگ نرم نیز صورت می‌گرفته تا از شورش‌هایی كه در مناطق تسخیر شده به‌وجود می‌آمده، جلوگیری شود. زمانی كه چنگیزخان قصد حمله به منطقه‌ای را داشت، موجی از هراس در آن كشور پخش می‌شد. تجّاری كه از مناطق تحت كنترل چنگیزخان می‌آمدند، برای دیگران تعریف می‌كردند كه او چگونه با مردم برخورد می‌كند و كشتارها به چه صورت است و اگر شخصی مقاومت كند، نابود می‌شود. بدین ترتیب پیش از ورود چنگیزخان به هر منطقه، روحیه‌ی مردم شكسته شده بود.

رومیان و یا اسكندر از مناطقی كه در جنگ‌ها عبور می‌كردند، خودها و زره‌های بزرگی را كه چند برابر انسان معمولی بود طراحی كرده و آن‌ها را عمداً در مسیر جا می‌گذاشتند تا لشكریان مقابل، تصور كنند سربازان آن‌ها غول پیكرند و عملاً روحیه‌ی مقامت طرف مقابل را تحت تأثیر قرار داده و وحشت را گسترش می‌دادند. بنابراین هر حركتی كه روحیه‌ی یك ملت را هدف گیرد، عملیات و جنگ نرم و نوعی اعمال قدرت نرم است.

. اولین كسی كه روی این مسئله كا ركرده است، «سان تزو» است كه در كتاب «هنر جنگ» نكته ای را مطرح می كند و می گوید: «می شود جنگید، اما مهم ترین كار این است كه شما در یك نبرد بدون جنگ، پیروزی را به دست بیاورید!» چیزی كه او مد نظر قرارداده، همان عملیات روانی و جنگ نرم است. باید به استراتژی های رقیب و روحیه او حمله كرد؛ به گونه ای كه آنها بپذیرند كه شكست خواهند خورد. اگر كسی در ذهنش بپذیرد كه شكست می خورد، حتما در دنیای واقع نیز شكست خواهد خورد. زیرا آنچه فرد را به مقاومت تشویق می كند، روحیه است.

از سوی دیگر، هزینه‌ی جنگ نرم بسیار كم‌تر از جنگ سخت است. به معاویه می‌گفتند: چرا این‌همه پول برای خرید افراد و تبلیغات خرج می‌كنی؟ یكی از پاسخ‌های معاویه این بود كه هزینه‌ی جنگ، بسیار بیشتر از این است. بنابراین معاویه نیز به گونه‌ای عملیات نرم انجام می‌داد اما امروزه به شكل علمی به این قضیه پرداخته می‌شود.

 

دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور جوزف نای نظریه پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policyدر سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند.

براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.

هم اکنون کشورهای استکباری به این نتیجه رسیده اند که همان گونه که استعمار به شیوه های قدیم، دیگر جواب گوی نیازها و اقتضائات امروزه نیست و باید در قالب استعمار نو وارد برخی از کشورها شد، از طریق جنگ سخت نیز چندان نمی توان موفقیت های موردنظر را کسب کرد. بنابراین سعی می کنند با تمرکز بر مسائل فکری، ایدئولوژیک و فرهنگی و در واقع با گشودن جبهه جنگ نرم، به اهداف خود برسند.

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد (و از سوی دیگر نشان دهنده، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد.

 

تفاوت های جنگ نرم و جنگ سخت

1- حوزه تهدید نرم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، در حالی كه حوزه‌ تهدید سخت امنیتی و نظامی می‌باشد؛

2- تهدیدهای نرم پیچده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازه‌گیری آن مشكل است، در حالی كه تهدیدهای سخت؛ عینی، واقعی و محسوس است و می‌توان آن را با ارائه برخی از معیارها اندازه‌گیری كرد؛

3- روش اعمال تهدیدهای سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالی كه در نرم، از روش القاء و اقناع بهره‌گیری می‌شود. و تصرف و اشغال سرزمین است در حالی كه در تهدید نرم، هدف تاثیر‌گذاری بر انتخاب‌ها، فرآیند تصمیم‌گیری و الگوهای رفتاری حریف و در نهایت سلب هویت‌های فرهنگی است؛

4- مفهوم امنیت در رویكردهای نرم شامل امنیت ارزش‌ها و هویت‌های اجتماعی می‌شود، در حالی كه این مفهوم در رویكردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی می‌گردد.

5- تهدیدهای سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگیختن است، در حالی كه تهدیدهای نرم به دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، اغلب فاقد عكس‌العمل است.

6- مرجع امنیت در حوزه تهدیدهای سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالی كه مرجع امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی و فراملی (هویت‌های فروملی و جهانی) است؛

7- كاربرد تهدید سخت در رویكرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با فروپاشی نظام‌های سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی كه كاربرد تهدید نرم در رویكردهای امنیتی جدید علیه نظام‌های سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظام‌های لیبرال و دموكراسی تلقی می‌شود.

جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف مختلفی دارد و قاعدتا هدف غایی هر دو آنها تغییر كامل نظام سیاسی یك كشور است كه البته با اهداف محدودتر هم انجام می گیرد. در حقیقت جنگ نرم و جنگ سخت یك هدف را دنبال می كنند و این وجه مشترك آنهاست، در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد تغییر در اصول و رفتار یك نظام و یا به طور خاص تغییر خود نظام است.

 

اهداف جنگ نرم

اهداف جنگ نرم می تواند به اهدافی كه بانی راه اندازی جنگ نرم آن را دنبال می كند، نیز وابسته باشد. این اهداف را می توان به چند شیوه تقسیم بندی كرد. در یك شیوه می توان آن را به اهداف بلند مدت و اهداف میان مدت تقسیم بندی كرد.

از زاویه ای دیگر، می توان اهداف را به مقاصد استراتژیك و مقاصد تاكتیكی، تقسیم كرد كه البته شرح هر كدام از آنها و یافتن مصادیق شان فرصت و مجال دیگری می طلبد و از حوصله بحث خارج است.

به هر روی، با توجه به ماهیت اصلی جنگ نرم می توان تا حدودی به نرخی از مهمترین اهداف آن اشاره كرد:

1- استحاله فرهنگی در جهت تأثیرگذاری شدید بر افكار عمومی جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رسانی هدفمند و كنترل شده كه نظام سلطه همواره از این روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است.

2- استحاله سیاسی به منظور ناكارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخریب و سیاه نمایی اركان آن نظام.

3- ایجاد رعب و وحشت از مسائلی همچون فقر، جنگ یا قدرت خارجی سركوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن برای ایجاد جو بی اعتمادی و ناامنی روانی.

4- اختلاف افكنی در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام های نظامی و سیاسی كشور مورد نظر در راستای تجزیه سیاسی كشور.

5- ترویج روحیه یاس و ناامیدی به جای نشاط اجتماعی و احساس بالندگی از پیشرفت های كشور.

6- بی تفاوت كردن نسل جوان به مسائل مهم كشور.

7- كاهش روحیه و كارآیی در میان نظامیان و ایجاد اختلاف میان شاخه های مختلف نظامی و امنیتی.

8- ایجاد اختلاف در سامانه های كنترلی و ارتباطی كشور هدف.

9- تبلیغات سیاه (با هدف براندازی و آشوب) به وسیله شایعه پراكنی، پخش تصاویر مستهجن، جوسازی از راه پخش شب نامه ها و...

10- تقویت نارضایتی های ملت به دلیل مسائل مذهبی، قومی، سیاسی و اجتماعی نسبت به دولت خود به طوری كه در مواقع حساس این نارضایتی ها زمینه تجزیه كشور را فراهم كند.

11- تلاش برای بحرانی و حاد نشان دادن اوضاع كشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل های نادرست و اغراق آمیز.

جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

 

 

ابزارهای جنگ نرم

جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام می گیرد. بنابراین تمامی ابزارهای حامل قدرت نرم را باید به عنوان ابزارهای جنگ نرم مورد توجه و شناسایی قرار داد. این ابزارها انتقال دهنده پیام ها با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات با تنوع ابزاری برای انتقال پیام از یك نقطه به نقطه دیگر هستیم. رسانه ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیك و موسیقی، انواع سازمان های مردم نهاد و شبكه های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می آیند.

با توجه به اینكه در جنگ نرم از ابزار مختلفی استفاده می شود می توان گفت كه به همان نسبت نیز گروه های مختلفی را مورد هدف و مبارزه قرار می دهد.

 

چه افراد و تشكل هایی هدف جنگ نرم هستند؟

همه افراد جامعه می توانند بخش های مشخصی باشند كه مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته این موضوع وابسته به هدفی است كه بانی جنگ نرم آن را دنبال می كند. اقشار مورد نظر بانیان جنگ نرم بستگی به هدف آنها دارد كه میان مدت است یا عمومی و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر می گیرند اما در حالت كلی می توان گفت كه گروه های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده های مردم هستند. نخبگان نیروهای میانی را تشكیل می دهند و می توانند به عنوان تصمیم گیران و تصمیم سازان یك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدنی مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد كنند و روحیه ملت را درهم بشكنند.

در بعضی موارد برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود گروه ها و اشخاص خاص و تأثیرگذار را مورد هدف قرار می دهند و از آن گروه یا فرد برای رسیدن به اهداف خود استفاده می كنند. مانند استفاده از قومیت های مختلف یا خواص و نخبگان فرهنگی وعلمی.

با توجه به اینكه در جنگ نرم از ابزارهای رسانه ای، فرهنگی و علمی استفاده می شود پوشش آن برای طبقات مختلف بیشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانه ای می تواند توده های مردم را تحت تأثیر قرار بدهد و به همین شكل در جنگ علمی نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ های نرم وابسته به هدف جنگ های نرم نیستند بلكه به دلیل اینكه در جنگ نرم ابزارهای مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد در نتیجه افراد بیشتری درگیر می شوند اما در جنگ سخت كه تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامی است تنها گروه های نظامی (و در موارد معدودی غیر نظامیان) در طرف مقابله قرارمی گیرند.

در جنگ نرم علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانه های، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات و اقشار مختلف از تاکتیک های متنوعی مختلفی استفاده می شود.

 

تاكتیك های جنگ نرم

 

1- برچسب زدن

بر اساس این تاكتیك، رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل كرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند

 

2- تلطیف و تنویر

از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با كلمه ای پر فضیلت) استفاده می شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق كنیم.

 

3- انتقال

انتقال یعنی اینكه اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.

 

4- تصدیق

تصدیق یعنی اینكه شخصی كه مورد احترام یا منفور است بگوید فكر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است.

 

5- شایعه

شایعه در فضایی تولید می شود كه امكان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذیر نباشد.

 

6- كلی گویی

«محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی كه از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد كنكاش قرار نمی گیرد. تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموكراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. اینها مفاهیمی هستند كه بدون تعریف و توجیه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بكار گرفته می شوند»

 

7- دروغ بزرگ

این تاكتیك قدیمی كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب كردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می گیرد.

 

8- پاره حقیقت گویی

گاهی خبر یا سخنی مطرح می شود كه از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است كه اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.

 

9- انسانیت زدایی و اهریمن سازی

یكی از موثرترین شیوه های توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت)، «انسانیت زدایی» است. چه اینكه وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، می توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه كرد.

 

10- ارائه پیشگویی های فاجعه آمیز

در این تاكتیك با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ روانی (از جمله كلی گویی، پاره حقیقت گویی، اهریمن سازی و...) به ارائه پیشگویی های مصیبت بار می پردازند كه بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افكار وی را هدایت نمایند.

 

11- قطره چكانی

در تاكتیك قطره چكانی، اطلاعات و اخبار در زمان های گوناگون و به تعداد بسیار كم و به صورتی سریالی ولی نا منظم در اختیار مخاطب قرار می گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یك بازه زمانی آن را پذیرا باشد.

 

12- حذف (سانسور

در این تاكتیك سعی می شود فضایی مناسب برای سایر تاكتیك های جنگ نرم به ویژه شایعه خلق شود تا زمینه نفوذ آن افزایش یابد. در این تاكتیك با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهمتر از آن ابهام می پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می شود.

 

13- جاذبه های جنسی

استفاده از نمادهای اروتیكال از تاكتیك های مهم مورد استفاده رسانه های غربی است به طوری كه می توان گفت اكثر قریب به اتفاق برنامه های رسانه های غربی از این جاذبه در جهت جذب مخاطبان خویش به ویژه جوانان كه فعالترین بخش جامعه هستند، بهره می گیرند.

 

14- ماساژ پیام

در ماساژ پیام، از انواع تاكتیك های گوناگون (حذف، كلی گویی، پاره حقیقت گویی، زمان بندی، قطره چكانی و...) جنگ نرم استفاده می شود تا پیام بر اساس اهداف تعیین شده شكل گرفته و بتواند تصویر مورد انتظار را در ذهن مخاطب ایجاد كند. در واقع در این متد، پیام با انواع تاكتیك ها ماساژ داده می شود كه از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.

 

15- ایجاد تفرقه و تضاد

ازجمله اموری كه در فرآیند جنگ نرم مورد توجه واقع می شود، تضعیف از طریق تزریق تفرقه در جامعه هواداران و حامیان حریف است. ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم انسجام و یكپارچگی شده و رقیب را مشغول مشكلات درونی جامعه حامیان خود می كند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.

 

16- ترور شخصیت

در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت، ترور فیزیكی جای خود را به ترور شخصیت داده است. در زمانی كه نمی توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیكی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه ای و انواع تاكتیك ها از جمله بزرگ نمایی، انسانیت زدایی و اهریمن سازی، پاره حقیقت گویی و... وی را ترور شخصیت می كنند و از این طریق باعث افزایش نفرت عمومی و كاهش محبوبیت وی می شوند.

دشمنان انقلاب و نظام اسلامی با استفاده از این تاكتیك و بهره گیری از ابزار طنز، كاریكاتور، شعر، كلیپ های كوتاه و... كه عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه، پخش می شود به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می پردازند.

 

17- تكرار

برای زنده نگه داشتن اثر یك پیام با تكرار زمان بندی شده، سعی می كنند این موضوع تا زمانی كه مورد نیاز هست زنده بماند. در این روش با تكرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند

 

18- توسل به ترس و ایجاد رعب

در این تاكتیك از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن، به منظور تضعیف روحیه و سست كردن اراده آنها استفاده می شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می كنند كه خطرات و صدمه های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممكن كرده است و از این طریق، آینده ای مبهم و توام با مشكلات و مصائب برای افراد ترسیم می كنند.

 

19- مبالغه

مبالغه یكی از روشهایی است كه با اغراق كردن و بزرگ نمایی یك موضوع، سعی در اثبات یك واقعیت دارد. كارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می كنند.

غربی ها همواره با انعكاس مبالغه آمیز دستاوردهای تكنولوژیك خود و اغراق در ناكامی های كشورهای جهان اسلام سعی در تضعیف روحیه مسلمانان در تقابل با تمدن غربی دارند.

 

20- مغالطه

مغالطه شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور كه بهترین یا بدترین مورد ممكن را برای یك فكر، برنامه، شخص یا محصول ارائه داد.

متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یكسان می دانند. این روش، انتخاب استدلال ها یا شواهدی است كه یك نظر را تایید می كند و چشم پوشی از استدلال ها یا شواهدی كه آن نظر را تائید نمی كند

 

اصول و روش های مقابله با جنگ نرم

اما چه کار کنیم تا بتوانیم با بهره گیری از سازو کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کنیم و یا از دامنه اثرات اجمتاعی فرهنگی و سیاسی آن ها را کاست و یا از میان برد.

در این خصوص حمید رسایی عضو كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، می گوید: «برای مقابله با جنگ نرم، نخست باید ویژگی‌های این نوع جنگ را آنالیز كرده و خوب بشناسیم و بدانیم كه جنگ نرم با جنگ سخت، چه تفاوت‌هایی دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار می‌گیرد، جان انسان‌ها، تجهیزات، امكانات و بناهاست كه معمولا در این مواقع با استفاده از همین مسائلی كه مورد هدف قرار گرفته است، افكار عمومی علیه دشمن فعال می‌شود، در حالی كه در جنگ نرم آن چه هدف قرار می‌گیرد، افكار عمومی است.»

دکتر رضی قائم مقام اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی معتقد است

«برای دستیابی به این هدف، باید بیش از گذشته رسانه‌ها را مورد توجه قرار دهیم و افكار عمومی داخلی و جهانی را نسبت به دروغ‌پردازی رسانه‌های خارجی، آگاه كنیم.»

به گفته قائم مقام اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اسلامی، این دو مهم فقط با تقویت رسانه‌های خودی و تلاش برای بین‌المللی كردن این رسانه‌ها، میسر است.»

او می‌افزاید: «دیپلماسی رسانه‌ای در سیاست خارجی هر كشور به دو صورت تحقق می‌یابد؛ یكی مدیریت رسانه‌ها توسط سازمان‌های دیپلماتیك رسمی كشور و دیگری به صورت خودجوش و در راستای سیاست‌های كلان كشورها.»

 

١ - تبدیل جنگ نرم دشمن به فرصتی برای افزایش قدرت نرم

هر ملتی و كشوری دارای منابع قدرت نرم است كه شناسایی و تقویت و سازماندهی آن ها می تواند براساس یك طرح جامع تبدیل به یك فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود.

به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ایران را می توانیم «ایدئولوژی اسلامی»، «قدرت نفوذ رهبری»، «حماسه آفرینی ها» و «درجه بالای وفاداری ملت به حكومت» بدانیم كه در راهپیمایی ده ها میلیونی در ٢٢ بهمن امسال در سراسر كشور، برای طراحان جنگ نرم

پیامی روشن داشت.

همچنین از منابع قدرت نرم ملت ایران می توان به موارد زیر اشاره كرد:

- در اختیار داشتن افراد دانشمند، خلاق و باهوش؛

- داشتن تحصیل كردگان زیاد؛

- تراز بالای دانایی و نرخ سواد دانشگاهی؛

- اراده و عزم ملی برای پیشرفت و آبادانی كشور؛

- وجود اقشار مختلف با انگیزه و دارای شوق كه از روحیه ملی و حماسی برخوردارند.

 

٢- خلع سلاح روانی اپوزیسیون

اپوزیسیون همواره در پی آن است تا با شعارهای جذاب و وعده بهبود شرایط زندگی، توده مردم را جذب كند.

چنان چه نظام حاكم چنین شرایطی را بر شهروندانش فراهم سازد، زمینه جذب مردم توسط اپوزیسیون را از میان برداشته و جنگ روانی دشمن

خنثی می شود.

 

٣- گسترش دامنه و شمول فعالیت های فرهنگی و افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان

نبرد فرهنگی را با نبرد فرهنگی می شود پاسخ داد.

از سوی دیگر، یكی از عرصه های جهاد كه امروز همه نخبگان فكری، هنرمندان، روشنفكران و بسیجیان بایستی وارد آن شوند، عرصه جهاد و مقابله با افكار و فرهنگ غلط انحرافی است.

 

٤- استفاده از دیپلماسی عمومی

یكی از منابع قدرت نرم و نیرومند هر كشوری استفاده از دیپلماسی عمومی در صحنه بین المللی است. به همین سبب، اگر دولتی مقتدر از مؤلفه ها و عناصر دیپلماسی عمومی به درستی و به موقع توسط دیپلمات های زبده، آگاه به تغییر و تحولات جهانی استفاده كند، قدرت نرم را تقویت كرده و از سوی دیگر بر توانایی خود جهت مقابله با جنگ نرم می افزاید. برعكس، اگر در چندین كشور جهان فاقد سفیر باشد، از این ابزار قدرت نرم غفلت

ورزیده است.

 

٥- استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیت ها

اقلیت های جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری، مستعد مخالفت ورزی علیه نظام حاكم هستند و دشمنان فرامنطقه ای یكی از میدان های فعالیت خود را در كشورهایی كه دارای تنوع قومیت هاست، قرار می دهند.

اما زمانی كه نظام مستقر با انجام راهبردهای مناسب در مناطق محروم و دور از مركز و اختصاص بودجه های لازم در قالب طرح های توسعه همه جانبه خصوصا طرح های اشتغال زا و به كارگیری مدیریت های توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی مشغول خدمت به مردم شدند، می توانند آن احساس را كم كنند یا از میان بردارند.

 

٦- عملیات روانی متقابل

در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل كرد. عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش های تغییر نگرش ها، باورها و ارزش های جامعه هدف استفاده می كنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می تواند یكی از روش های مقابله باشد.

 

نتیجه گیری

1- از جنگ، تعریف واحدی نشده است. اصولاً از هیچ واژه مربوط به حوزه علوم انسانی، مفهوم یكسانی وجود ندارد؛ از این رو، هركس و هر اندیشه‏ای جنگ را به گونه‏ای تعریف می‏كند كه با تعریف دیگری ناسازگار است. تعدد در تعریف جنگ، تنوع در طبقه‏بندی و انواع آن را نیز پدید می‏آورد

2- اما نوعی دیگری از تقسیم بندی از جنگ وجود دارد که به اندازه تاریخ بشر قدمت دارد و فقط ممکن است غلبه با یکی از آنها باشد و که عبارت است از 1- جنگ سخت 2- جنگ سرد 3- جنگ نرم. بررسی مقوله جنگ و منازعات میان کشورها نیز نشان می دهد که تا پایان جنگ جهانی دوم، غلبه با جنگ های سخت متکی بر قدرت سخت است، لکن از این تاریخ به بعد انواع جنگ های دیگر د رکنار جنگ سخت موضوعیت پیدا می کند

3- جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشكال جنگ نرم است

4- نگاهی به گذشته‌ی جنگ نرم نشان می‌دهد كه در طول تاریخ بشر، از همان ابتدا كه جنگ سخت آغاز شد، عملیات روانی یا جنگ نرم نیز صورت می‌گرفته تا از شورش‌هایی كه در مناطق تسخیر شده به‌وجود می‌آمده، جلوگیری شود

5- رسانه ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیك و موسیقی، انواع سازمان های مردم نهاد و شبكه های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می آیند.

6- اهداف جنگ نرم می تواند به اهدافی كه بانی راه اندازی جنگ نرم آن را دنبال می كند، نیز وابسته باشد. این اهداف را می توان به چند شیوه تقسیم بندی كرد. در یك شیوه می توان آن را به اهداف بلند مدت و اهداف میان مدت تقسیم بندی كرد.از زاویه ای دیگر، می توان اهداف را به مقاصد استراتژیك و مقاصد تاكتیكی، تقسیم كرد

7- رسانه ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیك و موسیقی، انواع سازمان های مردم نهاد و شبكه های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می آیند.

8- تاکتیک های جنگ نرم شامل: برچسب زدن تلطیف و تنویر، انتقال، تصدیق، ، شایعه، كلی گویی، دروغ بزرگ، پاره حقیقت گویی، انسانیت زدایی و اهریمن سازی، ارائه پیشگویی های فاجعه آمیز، ، قطره چكانی، حذف (سانسور)، جاذبه های جنسی، ماساژ پیام، ایجاد تفرقه و تضاد و.............. می باشد.

 

منابع:

- جنگ در نظام حقوقی اسلام، www.yasinmedia.com

- . تعاریف جنگ، حسن بارونیان، www.news.navideshhad.com

- جنگ تحمیلی، منبع پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدسdsrc.ir، WWW.

- تعاریف جنگ، حسن بارونیان، news.navideshhad.com

- ادیبی سده ٬ مهدی ٬ جامعه شناسی جنگ و نیروهای نظامی، www.tahgig.com

- جنگ تحمیلی، منبع پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدسdsrc.i.

- امیر حسین حیدری، عملیات روانی: www.sad-khatere.persianblog.ir

- مفهوم‌شناسی و ماهیت جنگ نرم، هفته‌نامه صبح صادق - - 30/09/1388 - - شماره 425 - - صفحه 8

- تبیین مفهومی، پیشینه تاریخی و تاكتیكهای جنگ نرم نبردی به قدمت تاریخ بشر، محمد قربانی گلشن آبادی، روزنامه رسالت، 2/8/82.

- حسین صبا، جنگ نرم هنر پیرزی بدون جنگ، www.imamkhamenei.ning.com

- جنگ نرم حربه جدید استکبار جهانی، www.angizeh.blogfa.com

- امیر محبیان، كالبدشكافی روش‌ها؛ از فریب تا سبك زندگی، www.farsi.khamenei.ir

- حسین صبا، جنگ نرم هنر پیرزی بدون جنگ، www.irnon.com

- امیر محبیان، كالبدشكافی روش‌ها؛ از فریب تا سبك زندگی، www.farsi.khamenei.ir

- جنگ نرم چیست؟ جنگی کم هزینه اما خطرناک www.aftab.ir)

- انواع ابزار ها وروش های جنگ نرمhttp://mdovomgangnarm.blogfa.com/post- .

- حسین صبا، جنگ نرم هنر پیرزی بدون جنگ، www.irnon.com

- ابزارهای جنگ نرم، هفته‌نامه صبح صادق - - 14/10/1388 - - شماره 429 - - صفحه 8

- جنگ نرم هنر پیروزی بدون جنگ، حسین صبا، www.irnon.com

- محمد قربانی، جنگ نرم تبیین مفهومی، پیشینه تاریخی و تاکتیک ها، www.tebyan.net

- یدالله جوانی، راهکارهای سخت برای مقابله با جنگ نرم، روزنامه اطلاعات، شماره 24682

- اصول و روش های مقابله با جنگ نرم، www.zolfeghar.com

 

نویسنده: ذبیح الله - تجری غریب آبادی

 

 منبع : باشگاه افسران جوان جنگ نرم

 

جنگ نرم چیست و راه‏های مقابله با آن کدام است؟

تا سال 1945 میلادی غالب جنگ‏ها "جنگ سخت" بود. پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب، دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق آغاز شد که به "جنگ سرد" مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم بود که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدیدهای سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می‏کردند.

با فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی و پایان جنگ سرد کارشناسان بخش جنگ در ایالات متحده با استفاده از تجارب دو جنگ جهانی و دوران جنگ سرد دریافتند که می شود با هزینه کمتر و بدون دخالت مستقیم در سایر کشورها به اهداف سیاسی، اقتصادی و... دست یافت که در ادبیات سیاسی جهان به جنگ نرم شهرت یافت.

جنگ نرم

این نوع جنگ از فروپاشی شوروی شروع و تاکنون ادامه داشته و متکی بر تهدیدات نرم و قدرت نرم فرهنگی و اجتماعی است.آمریکایی ها با استفده از این نوع جنگ تاکنون موفق به تغییر چندین رژیم سیاسی در کشورهای مورد نظر شدند. انقلاب های رنگی که در چندین کشور بلوک شرق و شوروی سابق رخ داد،در واقع نمونه ای از جنگ نرم است. آمریکایی ها با استفاده از قدرت نرم موفق به تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی چون لهستان،گرجستان، چک اسلواکی، قرقیزستان، اکراین و تاجیکستان گردید. در تمامی این دگرگونی های سیاسی بدون استفاده از ابزار خشونت و صرفا با تکیه بر قدرت نرم و ابزار رسانه، با تغییر در ارزش ها و الگوهای رفتاری از رژیم های سیاسی حاکم مشروعیت‏زدایی گردید و از طریق جنبش‏های مردمی و ایجاد بی ثباتی سیاسی، قدرت سیاسی جابه جا شد.

جنگ نرم در قالب‏های مختلف مثل : انقلاب مخملی ، انقلاب های رنگی (انقلاب نارنجی و...)، عملیات روانی ، جنگ رسانه‏ای، با استفاده از ابزار رسانه‏ای ( رادیو ، تلویزیون، روزنامه و امثال آن) و ... توانست نظام سیاسی بعضی از کشورها ـ مانند اوکراین و گرجستان ـ را تغییر دهد.

تعریف جنگ نرم

مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعريف واحدی كه مورد پذيرش همگان باشد ندارد.

«جان كالينز» تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن، براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود”، مي داند.

ارتش ايالات متحده آمریکا در آيين رزمي خود آن را بدين صورت تعريف نموده است: “جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد”.با عنايت به تعاريف فوق، معروفترين تعريف را به جوزف ناي، پژوهشگر برجسته آمريكايي در حوزه “قدرت نرم” نسبت مي دهند. وي در سال1990 ميلادي در مجله “سياست خارجي” شماره 80 ، قدرت نرم را “توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران” تعريف كرد. تعريفي كه قبل از وي «پروفسور حميد مولانا» در سال1986 در كتاب “اطلاعات و ارتباطات جهاني؛ مرزهاي نو در روابط بين الملل” به آن اشاره كرده بود. با اين وجود مهمترين كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف ناي در سال2004 ، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاري براي موفقيت در سياست جهاني” منتشر نمود.

بنابراين جنگ نرم را مي توان هرگونه اقدام نرم، رواني و تبليغات رسانه اي كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگيري و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا مي دارد. جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است .

به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسياري در علوم سياسي و نظامي مي باشد. در علوم نظامي از واژه هايي مانند جنگ رواني يا عمليات رواني استفاده مي شود و در علوم سياسي مي توان به واژه هايي چون براندازي نرم، تهديد نرم، انقلاب مخملين و اخيراً به واژه انقلاب رنگين اشاره كرد.در تمامي اصطلاحات بالا هدف مشترك تحميل اراده گروهي بر گروه ديگر بدون استفاده از راه هاي نظامي است.

در يك تعريف كامل تر مي توان گفت، جنگ نرم يك اقدام پيچيده و پنهان متشكل از عمليات هاي سياسي، فرهنگي و اطلاعاتي توسط قدرت هاي بزرگ جهان براي ايجاد تغييرات دلخواه و مطلوب در كشورهاي هدف است

دلایل استفاده از جنگ نرم

انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریه‏پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که براساس آن ایالات متحده به جای آن که از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند.

براین اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند. پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سال های پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.

در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. براساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعمل های اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانه های گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد.

بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.

جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد ( و از سوی دیگر نشان دهنده ، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد.

تفاوت‏های جنگ نرم و جنگ سخت

1- حوزه تهديد نرم اجتماعي، فرهنگي و سياسي است، در حالي كه حوزه‌ تهديد سخت امنيتي و نظامي مي‌باشد؛

2- تهديدهاي نرم پيچده و محصول پردازش ذهني نخبگان و بنابراين اندازه‌گيري آن مشكل است، در حالي كه تهديدهاي سخت؛ عيني، واقعي و محسوس است و مي‌توان آن را با ارائه برخي از معيارها اندازه‌گيري كرد؛

3- روش اعمال تهديدهاي سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالي كه در نرم ، از روش القاء و اقناع بهره‌گيري مي‌شود. و تصرف و اشغال سرزمين است در حالي كه در تهديد نرم ، هدف تاثير‌گذاري بر انتخاب‌ها، فرآيند تصميم‌گيري و الگوهاي رفتاري حريف و در نهايت سلب هويت‌هاي فرهنگي است؛

4- مفهوم امنيت در رويكردهاي نرم شامل امنيت ارزش‌ها و هويت‌هاي اجتماعي مي‌شود، در حالي كه اين مفهوم در رويكردهاي سخت به معناي نبود تهديد خارجي تلقي مي‌گردد.

5- تهديدهاي سخت، محسوس و همراه با واكنش برانگيختن است، در حالي كه تهديدهاي نرم به دليل ماهيت غير عيني و محسوس آن، اغلب فاقد عكس‌العمل است.

6-مرجع امنيت در حوزه تهديدهاي سخت، به طور عمده دولت‌ها هستند، در حالي كه مرجع امنيت در تهديدهاي نرم محيط فروملي و فراملي (هويت‌هاي فروملي و جهاني) است؛

7- كاربرد تهديد سخت در رويكرد امنيتي جديد عمدتاً مترادف با فروپاشي نظام‌هاي سياسي- امنيتي مخالف يا معارض است، در حالي كه كاربرد تهديد نرم در رويكردهاي امنيتي جديد عليه نظام‌هاي سياسي مخالف يا معارض، مترادف با فرهنگ‌سازي و نهادسازي در چارچوب انديشه و الگوهاي رفتاري نظام‌هاي ليبرال و دموكراسي تلقي مي‌شود.

جنگ نرم نيز همانند جنگ سخت اهداف مختلفي دارد و قاعدتا هدف غايي هر دو آنها تغيير كامل نظام سياسي يك كشور است كه البته با اهداف محدودتر هم انجام مي گيرد. در حقيقت جنگ نرم و جنگ سخت يك هدف را دنبال مي كنند و اين وجه مشترك آنهاست، در هر صورت هدف اصلي اين جنگ، اعمال فشار براي ايجاد تغيير در اصول و رفتار يك نظام و يا به طور خاص تغيير خود نظام است.

اهداف جنگ نرم

1- استحاله فرهنگي در جهت تأثيرگذاري شديد بر افكار عمومي جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رساني هدفمند و كنترل شده كه نظام سلطه همواره از اين روش براي پيشبرد اهداف خود سود جسته است.

2- استحاله سياسي به منظور ناكارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخريب و سياه نمايي اركان آن نظام.

3- ايجاد رعب و وحشت از مسائلي همچون فقر، جنگ يا قدرت خارجي سركوبگر و پس از آن دعوت به تسليم از راه پخش شايعات و دامن زدن به آن براي ايجاد جو بي اعتمادي و ناامني رواني.

4- اختلاف افكني در صفوف مردم و برانگيختن اختلاف ميان مقام هاي نظامي و سياسي كشور مورد نظر در راستاي تجزيه سياسي كشور.

5- ترويج روحيه ياس و نااميدي به جاي نشاط اجتماعي و احساس بالندگي از پيشرفت هاي كشور.

6- بي تفاوت كردن نسل جوان به مسائل مهم كشور.

7- كاهش روحيه و كارآيي در ميان نظاميان و ايجاد اختلاف ميان شاخه هاي مختلف نظامي و امنيتي.

8- ايجاد اختلاف در سامانه هاي كنترلي و ارتباطي كشور هدف.

9- تبليغات سياه (با هدف براندازي و آشوب) به وسيله شايعه پراكني، پخش تصاوير مستهجن، جوسازي از راه پخش شب نامه ها و...

10- تقويت نارضايتي هاي ملت به دليل مسائل مذهبي، قومي، سياسي و اجتماعي نسبت به دولت خود به طوري كه در مواقع حساس اين نارضايتي ها زمينه تجزيه كشور را فراهم كند.

11- تلاش براي بحراني و حاد نشان دادن اوضاع كشور از راه ارائه اخبار نادرست و نيز تحليل هاي نادرست و اغراق آميز.

جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

ابزارهاي جنگ نرم

جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام مي گيرد. بنابراين تمامي ابزارهاي حامل قدرت نرم را بايد به عنوان ابزارهاي جنگ نرم مورد توجه و شناسايي قرار داد. اين ابزارها انتقال دهنده پيام ها با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات با تنوع ابزاري براي انتقال پيام از يك نقطه به نقطه ديگر هستيم. رسانه ها شامل راديو، تلويزيون و مطبوعات، عرصه هاي هنر شامل سينما، تئاتر، نقاشي، گرافيك و موسيقي، انواع سازمان هاي مردم نهاد و شبكه هاي انساني در زمره ابزار جنگ نرم به شمار مي‏آيند.

با توجه به اينكه در جنگ نرم از ابزار مختلفي استفاده مي شود مي توان گفت كه به همان نسبت نيز گروه هاي مختلفي را مورد هدف و مبارزه قرار مي دهد.

چه افراد و تشكل‏هايي هدف جنگ نرم هستند؟

همه افراد جامعه مي‏توانند بخش هاي مشخصي باشند كه مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته اين موضوع وابسته به هدفي است كه باني جنگ نرم آن را دنبال مي كند. اقشار مورد نظر بانيان جنگ نرم بستگي به هدف آنها دارد كه ميان مدت است يا عمومي و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر مي گيرند اما در حالت كلي مي توان گفت كه گروه هاي هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده هاي مردم هستند. نخبگان نيروهاي مياني را تشكيل مي دهند و مي توانند به عنوان تصميم گيران و تصميم سازان يك حكومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدني مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگي ذهني خود، مي توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ايجاد كنند و روحيه ملت را درهم بشكنند.

در بعضي موارد براي رسيدن به اهداف مورد نظر خود گروه ها و اشخاص خاص و تأثيرگذار را مورد هدف قرار مي دهند و از آن گروه يا فرد براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي كنند. مانند استفاده از قوميت هاي مختلف يا خواص و نخبگان فرهنگي وعلمي.

با توجه به اينكه در جنگ نرم از ابزارهاي رسانه اي، فرهنگي و علمي استفاده مي شود پوشش آن براي طبقات مختلف بيشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانه اي مي تواند توده هاي مردم را تحت تأثير قرار بدهد و به همين شكل در جنگ علمي نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ هاي نرم وابسته به هدف جنگ هاي نرم نيستند بلكه به دليل اينكه در جنگ نرم ابزارهاي مختلفي مورد استفاده قرار مي گيرد در نتيجه افراد بيشتري درگير مي شوند اما در جنگ سخت كه تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامي است تنها گروه هاي نظامي (و در موارد معدودي غير نظاميان) در طرف مقابله قرارمي گيرند.

در جنگ نرم علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانه های، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات و اقشار مختلف از تاکتیک های متنوعی مختلفی استفاده می شود.

تاكتيك‏هاي جنگ نرم

1- برچسب زدن: بر اساس اين تاكتيك، رسانه ها، واژه هاي مختلف را به صفات مثبت و منفي تبديل كرده و آنها را به آحاد يا نهادهاي مختلف نسبت مي دهند

2- تلطيف و تنوير: از تلطيف و تنوير (مرتبط ساختن چيزي با كلمه اي پر فضيلت) استفاده مي شود تا چيزي را بدون بررسي شواهد بپذيريم و تصديق كنيم.

3- انتقال: انتقال يعني اينكه اقتدار، حرمت و منزلت امري مورد احترام به چيزي ديگر براي قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.

4. تصديق: تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور است بگويد فكر، برنامه يا محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. تصديق فني رايج در تبليغ، مبارزات سياسي و انتخاباتي است.

5- شايعه: شايعه در فضايي توليد مي شود كه امكان دسترسي به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذير نباشد.

6- كلي‏گويي: محتواي واقعي بسياري از مفاهيمي كه از سوي رسانه هاي غربي مصادره و در جامعه منتشر مي شود، مورد كنكاش قرار نمي گيرد. توليدات رسانه هاي غربي در دو حوزه سياست داخلي و خارجي، مملو از مفاهيمي مانند جهاني شدن، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و... است. اينها مفاهيمي هستند كه بدون تعريف و توجيه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمينه اي مشخص بكار گرفته مي‏شوند.

7- دروغ بزرگ: اين تاكتيك قديمي كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار مي‏گيرد.

8- پاره حقيقت‏گويي: گاهي خبر يا سخني مطرح مي شود كه از نظر منبع، محتواي پيام، مجموعه اي به هم پيوسته و مرتب است كه اگر بخشي از آن نقل و بخشي نقل نشود، جهت و نتيجه پيام منحرف خواهد شد.

9- انسانيت‏زدايي و اهريمن‏سازي: يكي از موثرترين شيوه هاي توجيه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و يا سخت)، «انسانيت‏زدايي» است. چه اينكه وقتي حريف از مرتبه انساني خويش تنزيل يافت و در قامت اهريمني در ذهن مخاطب ظاهر شد، مي توان اقدامات خشونت آميز عليه اين ديو و اهريمن را توجيه كرد.

10- ارائه پيشگويي‏هاي فاجعه‏آميز: در اين تاكتيك با استفاده از آمارهاي ساختگي و ساير شيوه هاي جنگ رواني (از جمله كلي‏گويي، پاره حقيقت‏گويي، اهريمن‏سازي و ...) به ارائه پيشگويي‏هاي مصيبت‏بار مي‏پردازند كه بتوانند حساسيت مخاطب را نسبت به آن افزايش داده و بر اساس ميل و هدف خويش افكار وي را هدايت نمايند.

11- قطره‏چكاني: در تاكتيك قطره‏چكاني، اطلاعات و اخبار در زمان هاي گوناگون و به تعداد بسيار كم و به صورتي سريالي ولي نا منظم در اختيار مخاطب قرار مي گيرد تا مخاطب نسبت به پيام مربوطه حساس شده و در طول يك بازه زماني آن را پذيرا باشد.

12- حذف و سانسور: در اين تاكتيك سعي مي شود فضايي مناسب براي ساير تاكتيك هاي جنگ نرم به ويژه شايعه خلق شود تا زمينه نفوذ آن افزايش يابد. در اين تاكتيك با حذف بخشي از خبر و نشر بخشي ديگر به ايجاد سوال و مهمتر از آن ابهام مي پردازند و بدين ترتيب زمينه توليد شايعات گوناگون خلق مي شود.

13- جاذبه هاي جنسي: استفاده از غریزه‏ی جنسی و نمادهاي اروتيكال از تاكتيك‏هاي مهم مورد استفاده رسانه هاي غربي است به طوري كه مي توان گفت اكثر قريب به اتفاق برنامه هاي رسانه هاي غربي از اين جاذبه در جهت جذب مخاطبان خويش به ويژه جوانان كه فعالترين بخش جامعه هستند، بهره مي‏گيرند.

14- ماساژ پيام: در ماساژ پيام، از انواع تاكتيك هاي گوناگون (حذف، كلي گويي، پاره حقيقت گويي، زمان بندي، قطره چكاني و...) جنگ نرم استفاده مي شود تا پيام بر اساس اهداف تعيين شده شكل گرفته و بتواند تصوير مورد انتظار را در ذهن مخاطب ايجاد كند. در واقع در اين متد ، پيام با انواع تاكتيك ها ماساژ داده مي شود كه از آن مفهوم و مقصودي خاص برآيد.

15- ايجاد تفرقه و تضاد: ازجمله اموري كه در فرآيند جنگ نرم مورد توجه واقع مي شود، تضعيف از طريق تزريق تفرقه در جامعه هواداران و حاميان حريف است. ايجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقيب باعث عدم انسجام و يكپارچگي شده و رقيب را مشغول مشكلات دروني جامعه حاميان خود مي كند و از اين طريق از اقتدار و انرژي آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.

16- ترور شخصيت: در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فيزيكي جاي خود را به ترور شخصيت داده است. در زماني كه نمي‏توان و يا نبايد فردي مورد ترور فيزيكي قرار گيرد با استفاده از نظام رسانه اي و انواع تاكتيك ها از جمله بزرگ نمايي، انسانيت‏زدايي و اهريمن سازي، پاره حقيقت گويي و... وي را ترور شخصيت مي كنند و از اين طريق باعث افزايش نفرت عمومي و كاهش محبوبيت وي مي شوند. دشمنان انقلاب و نظام اسلامي نیز با استفاده از اين تاكتيك و بهره گيري از ابزار طنز، كاريكاتور، شعر، كليپ هاي كوتاه و... كه عموماً از طريق اينترنت و تلفن همراه ، پخش مي شود به ترور شخصيت برخي افراد سياسي و فرهنگي موجه و معتبر در نزد مردم مي پردازند.

17- تكرار: براي زنده نگه داشتن اثر يك پيام با تكرار زمان بندي شده، سعي مي كنند اين موضوع تا زماني كه مورد نياز هست زنده بماند. در اين روش با تكرار پيام، سعي در القاي مقصودي معين و جا انداختن پيامي در ذهن مخاطب دارند

18- توسل به ترس و ايجاد رعب: در اين تاكتيك از حربه تهديد و ايجاد رعب و وحشت ميان نيروهاي دشمن، به منظور تضعيف روحيه و سست كردن اراده آنها استفاده مي شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهديد و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنين القاء مي كنند كه خطرات و صدمه هاي احتمالي و حتي فراواني بر سر راه آنان ممكن كرده است و از اين طريق، آينده اي مبهم و توام با مشكلات و مصائب براي افراد ترسيم مي كنند.

19- مبالغه: مبالغه يكي از روشهايي است كه با اغراق كردن و بزرگ نمايي يك موضوع، سعي در اثبات يك واقعيت دارد. كارشناسان جنگ رواني، از اين فن در مواقع و وقايع خاص استفاده مي كنند. غربي ها همواره با انعكاس مبالغه آميز دستاوردهاي تكنولوژيك خود و اغراق در ناكامي هاي كشورهاي جهان اسلام سعي در تضعيف روحيه مسلمانان در تقابل با تمدن غربي دارند.

20- مغالطه: مغالطه شامل گزينش و استفاده از اظهارات درست يا نادرست، مشروح يا مغشوش و منطقي يا غيرمنطقي است، به اين منظور كه بهترين يا بدترين مورد ممكن را براي يك فكر، برنامه ، شخص يا محصول ارائه داد. متخصصين جنگ نرم، مغالطه را با «تحريف» يكسان مي دانند. اين روش ، انتخاب استدلال ها يا شواهدي است كه يك نظر را تاييد مي كند و چشم پوشي از استدلال ها يا شواهدي كه آن نظر را تائيد نمي كند

اصول و روش‏های مقابله با جنگ نرم

اما چه کار کنیم تا بتوانیم با بهره‏گیری از ساز و کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کنیم و یا از دامنه اثرات اجتماعی فرهنگی و سیاسی آن ها را کاست و یا از میان برد.

براي مقابله با جنگ نرم، نخست بايد ويژگي‌هاي اين نوع جنگ را آناليز كرده و خوب بشناسيم و بدانيم كه جنگ نرم با جنگ سخت، چه تفاوت‌هايي دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار مي‌گيرد، جان انسان‌ها، تجهيزات، امكانات و بناهاست كه معمولا در اين مواقع با استفاده از همين مسائلي كه مورد هدف قرار گرفته است، افكار عمومي عليه دشمن فعال مي‌شود، در حالي كه در جنگ نرم آن چه هدف قرار مي‌گيرد، افكار عمومي است.

براي دستيابي به اين هدف، بايد بيش از گذشته رسانه‌ها را مورد توجه قرار دهيم و افكار عمومي داخلي و جهاني را نسبت به دروغ‌پردازي رسانه‌هاي خارجي، آگاه كنيم.

اين دو مهم فقط با تقويت رسانه‌هاي خودي و تلاش براي بين‌المللي كردن اين رسانه‌ها، ميسر است. ديپلماسي رسانه‌اي در سياست خارجي هر كشور به دو صورت تحقق مي‌يابد؛ يكي مديريت رسانه‌ها توسط سازمان‌هاي ديپلماتيك رسمي كشور و ديگري به صورت خودجوش و در راستاي سياست‌هاي كلان كشورها.

هر ملتي و كشوري داراي منابع قدرت نرم است كه شناسايي و تقويت و سازماندهي آن ها مي تواند براساس يك طرح جامع تبديل به يك فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود. به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ايران را مي توانيم «ايدئولوژي اسلامي»، «قدرت نفوذ رهبري»، «حماسه‏آفريني‏ها» و «درجه بالاي وفاداري ملت به حكومت» برشمریم.

برخی راه‏های مقابله با جنگ نرم

1. گسترش دامنه و شمول فعاليت‏هاي فرهنگي.

2. افزايش محصولات فرهنگي تأثيرگذار بر جامعه و جوانان.

3. ایجاد راه‏های مشروع برای ارضاء نیازهای مردم.

4. استفاده از ديپلماسي عمومي.

5. استفاده از راهبردهاي ويژه در مورد اقوام و اقليت‏ها: اقليت‏هاي جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابري، مستعد مخالفت‏ورزي عليه نظام حاكم هستند و دشمنان فرامنطقه اي يكي از ميدان هاي فعاليت خود را در كشورهايي كه داراي تنوع قوميت هاست، قرار مي دهند. اما زماني كه نظام مستقر با انجام راهبردهاي مناسب در مناطق محروم و دور از مركز و اختصاص بودجه هاي لازم در قالب طرح هاي توسعه همه جانبه خصوصا طرح هاي اشتغال زا و به كارگيري مديريت هاي توانمند در اين مناطق و با روحيه جهادي و بسيجي مشغول خدمت به مردم شدند، مي توانند آن احساس را كم كنند يا از ميان بردارند.

6. عمليات رواني متقابل: در مقابله با جنگ نرم نبايستي منفعلانه عمل كرد. عاملان تهديد نرم از انواع تبليغات، فنون مجاب سازي روش هاي نفوذ اجتماعي و عمليات رواني به منزله روش هاي تغيير نگرش ها، باورها و ارزش هاي جامعه هدف استفاده مي كنند. انجام تبليغات هوشمندانه، سريع با قدرت منطق و انديشه و احاطه ذهني بر مخاطبان جنگ نرم مي تواند يكي از روش‏هاي مقابله باشد.

7. آگاهی‏بخشی عمومی.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابعی برای مطالعه بیشتر:

1. نام كتاب : قدرت نرم ؛ ابزارهاي موفقيت در سياست بين الملل

تأليف: جوزف اس. ناي

مترجم: سيد محسن روحاني ـ مهدي ذوالفقاري (با مقدمه دكتر اصغر افتخاري)

ناشر: تهران ـ دانشگاه امام صادق(ع) ـ 1389

شابك : 2ـ63ـ5574ـ600ـ978

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

2. نام كتاب: جنگ نرم

تأليف: داوود رنجبران

ناشر: تهران ـ ساحل انديشه ـ 1388

شابك: 4ـ26ـ5117ـ600ـ978

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

3. نام كتاب: ديپلماسي عمومي نوين ؛ كاربرد قدرت نرم در روابط بين‏الملل

تأليف: ژان ميلسن و همكاران

ترجمه: دكتر رضا كلهر ـ سيد محسن روحاني

ناشر: تهران ـ دانشگاه امام صادق(ع) ـ 1389

شابك: 9ـ77ـ7746ـ964ـ978

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

4. نام كتاب: جنگ نرم

تأليف: احمد حسين شريفي

ناشر: قم ـ انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) ـ 1389

شابك : 3ـ495ـ411ـ964ـ978

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

5. نام كتاب: قدرت نرم و سرمايه اجتماعي (با مطالعه موردي بسيج)

تأليف : دكتر اصغر افتخاري و همكاران

ناشر : تهران ـ دانشگاه امام صادق(ع) ـ 1389

شابك : 3ـ66ـ7746ـ964ـ978

آسیب شناسی جنگ نرم ایران در فضای سایبر و رسانه‏ای

آسیب شناسی جنگ نرم ایران در فضای سایبر و رسانه‏ای

 

فضای مجازی, مقالات جنگ نرم و عملیات روانینظر شما چیست؟ پرینتجنگ نرم علیه ایران واقعیتی است که همه صاحب نظران به آن اذعان دارند. اما ابزارهای این جنگ نرم چیست؟ نقش رسانه های ایرانی در این تقابل آشکار چیست؟ شبکه های خارجی فارسی زبان چه نقشی در این فرایند ایفا کرده اند؟ رسانه ملی ایران برای مقابله با این جنگ نرم رسانه ای چه اقداماتی انجام داده است؟ فضای سایبر ایرانی چه جایگاهی در این کارزار رسانه ای و سایبری دارد؟ راهکارها و راهبردهای مقابله با این جنگ در شرایط حاضر چیست؟

 

 

جنگ نرم، ایران، فضای مجازی

جنگ نرم و عملیات روانی- مقاله حاضر تلاشی تئوریک از سوی محقق است برای پاسخگویی به این سوالات. وی با تکیه بر تالیفات چند جلدی خود در حوزه جنگ نرم و مقالات متعدد در این حوزه تلاش دارد به تببین مهمترین چالش های این حوزه با توجه به تازه ترین رخدادهای مرتبط با ایران بپردازد. این مقاله همچنین حاوی پیشنهاداتی راهبردی به منظور تشکیل مرکز ملی جنگ نرم ایران است.

 

 

 

درآمدی بر جنگ نرم

 

جنگ نرم نوعی چالش و درگیری بین کشورها است که در حوزه سخت افزاری و تسلیحات نظامی قرار نمی گیرد در حوزه محتوا ها، برنامه ها و نرم افزارهایی قرار می گیرد که عمدتاً از جنس رسانه ها است بنا بر این هر گونه تقابل میان کشورها یا گروه هایی که با هم رقابت یا دشمنی دارند و در آن از ابزارهای رسانه ای، ابزارهای سایبری و نرم افزاری یا مغز افزاری استفاده می شود در دنیا به عنوان جنگ نرم یا soft war تلقی می شود در فضای جنگ نرم شما صحبت از موشک واسلحه وتانک، کشتی و هواپیما نمی کنید بلکه صحبت از ماهواره، اینترنت، روزنامه، خبرگزاری، کتاب، فیلم، سینما می کنید طبیعتاً سربازانی هم که در این جنگ نرم دخیل هستند و به سمت هم شلیک می کنند دیگر ژنرال ها، افسرها و نظامی ها نیستند بلکه روزنامه نگارها، سینما گرها، هنرمندان و فعلان امور رسانه ها هستند.

 

به طور طبیعی شبکه های ماهواره ای اعم از تلویزیونی و رادیویی در چارچوب مباحث جنگ نرم ادامه سلطه نظام کاپیتا لیستی بوده و به دنبال منافع خودشان تامین منافع واهداف خودشان در کشورهای دیگرهستند و هدف اصلی این نوع شبکه ها تاثیر گذاری بر افکار عمومی کشورهای هدف خود و به هم زدن سیستم اطلاع رسانی داخلی کشورهای مورد نظر هست آنها از ابزارهای تکنولوژیکی متعددی برای رسیدن به برنامه ها، اهداف و سناریوهای خود استفاده می کنند، حالا گاهی این می تواند در قالب راه اندازی یک شبکه فرکانسی رادیویی خبری باشد شبیه بی بی سی که از سال ۱۳۳۰ به این طرف چنین هدفی را دنبال می کند یا اینکه پیشرفته ترین تکنولوژی های روز باشد که امروز به صورت مولتی مدیا و چند رسانه ای با استفاده از تکنیک های رادیویی، تلویزیونی و اینترنتی دنبال می شود.

 

در واقع هدف در طول این سال ها یکی بوده ولی ابزارهای تکنولوژی و نوع رسانه شکل و فرمت رسانه متناسب با شریط روز زمان تغییر و دگرگونی پیدا می کرده است. در این بستر به خصوص کشورهای غربی از ابزار شبکه های خبری سیاسی یا غیر سیاسی برای نفوذ بر افکار عمومی کشورها به خصوص ایران یا کشورهای اسلامی استفاده کرده اند و به نوعی اینها در طول زمان جاده صاف کن های سیاست های فرهنگی غرب برای این کشورها بودند.

 

از دهه ۷۰ یک تغییر در رویکرد سیاست کشورهای غربی به خصوص آمریکا در مورد جمهوری اسلامی اتفاق افتاد، یعنی از جنگ سرد به جنگ نرم رویکرد شان را عوض کردند، رویکرد شبکه های خبری در برابر ایران، جنگ نرم بود یعنی ما یک جنگ سخت داشتیم و در کنار آن یک جنگ نرم وجود داشت یعنی حتی قبل از اینکه شبکه های فارسی یا بی بی سی، CNN، اسکای نیوز و فاکس نیوز راه اندازی شوند.

 

جنگ نرم در تمام طول تاریخ وجود داشته و حتی زمانی که ابزارهای تکنولوژیکی مثل رادیو، تلویزیون، ماهواره نبوده اند جنگ نرم در چارچوب جنگ افکار و جنگ روانی وجود داشته است. ولی چیزی که الان در دنیا مطرح است این است که روش های سخت افزاری یا جنگ های نظامی و سخت، صدمات و پیامد های متعددی را برای کشورهای مهاجم درپی دارد بنابراین آنها سعی کردند با اتخاذ استراتژی جنگ نرم در کنار جنگ های سخت خودشان یا به صورت مستقل و فقط در چارچوب جنگ نرم، به اهداف خود جامه عمل بپوشانند.

 

طبیعی است که در طول دفاع مقدس، کشورها و حامیان مهاجم جنگ از ابزارهای رسانه ای خود به این منظور استفاده می کردند البته در تمام دنیا رسانه تعریف و چارچوب خاص خودش را دارد یعنی نمی توان گفت یک رادیویی مثل بی بی سی یا انواع رادیو وتلویزیون های دیگر فقط کارکرد خبری دارند. نه شما در همان اوج کارکردهای خبری می بینید که کارکرد سرگرم کننده، انتقادی، اطلاع رسانی و کارکردهای دیگر را در کنارش دارند، ولی به طور طبیعی اهداف اصلی و اساسی و پشت پرده اینها همان برهم زدن نظام اطلاع رسانی کشورها و تاثیر گذاری بر افکار عمومی کشورهاست.

 

افکار عمومی کشورها بر اساس آن چیزی که خودشان می خواهند. اخیرا یکی از مسولان اجرایی کشور گفته: بی بی سی بعضاً راست هم می گوید باید گفت: اتفاقاً بی بی سی خیلی راست می گوید یعنی ممکن است ۸۰ درصد خبرها را راست بگوید و لابلای اینها ۲۰درصد خبر دروغ هم بگوید و بعد هدفش همان ها باشد به عبارت دیگر اینها در یک فرآیند طبیعی شروع به اطلاع رسانی و پخش برنامه های سرگرم کننده می کنند و هدف اصلی این است که اعتماد مخاطب را به خودشان جلب کنند این اعتماد با بالا رفتن دوز اخبار دروغ یا اخبار کذب یا تهمت یا افترا هیچ وقت به دست نمی آید کما اینکه شما می بینید که شبکه های رادیویی و تلویزیونی هستند که دوز اخبار دروغ و شایعات و جنگ روانی آنها بالا است لذا مورد اعتماد مردم واقع نشده اند و مردم کشور به آنها رویکرد ندارند. (سلطانی فر، ۱۳۸۷، ص ۱۴۱)

 

می توان گفت ترکیبی از این ۲-۳ کاربرد یعنی خبر رسانی، اطلاع رسانی، برنامه های سرگرم کننده و سوژه های انتقادی را استفاده می کنند تا هر رسانه ای متناسب با آن وضعیت حرفه ای خودش ترکیبی از اینها یا دوزی از اینها را برای رسیدن به هدفش استفاده می کند.

 

بنابراین مقابله با ایران تا یک مقطعی هم جنگ سخت بود هم جنگ نرم اما وجه غالب، جنگ سخت بود و هزینه بر بودن این روند برای کشورهای مهاجم باعث شد که رویکرد قبلی آنها به یک نوع جنگ نرم تغییر کند. در اواخر دهه ۷۰ یعنی زمان اول راه اندازی شبکه های فارسی زبان ماهواره ای رخدادهای دیگری را شاهد بودیم. برای اولین بار سال ۷۸ دریافت شبکه های ماهوارهای در ایران اتفاق افتاد. الان سالها از آن زمان می گذرد تفاوت های جنگ نرم این دو دهه فراوان است. در بخش اول شبکه هایی به صورت شو راه افتادند و بخش دوم شبکه هایی را شاهد بودیم که به صورت حرفه ای وارد لایه های فرهنگی شدند. تفاوت این دو نوع شبکه ها را در حوزه جنگ نرم قابل تامل است. (ضیایی پرور، ۱۳۸۸، ص ۸۰)

 

هر چه قدر زمان می گذرد با رشد تکنولوژی ها با رشد تکنیک های رسانه ای روش های کار این شبکه ها پیچیده تر می شود طبیعتاً لایه های جنگ نرم پیچیده تر کامل تر و شناخت این ها سخت تر می شود در ۲۰ سال پیش این شبکه ها به عنوان شبکه های لس آنجلسی و عمدتاً با پخش شوها و موزیک ویدیو ها کار خود را شروع کردند و هدفشان نیز بیشتر ایجاد سرگرمی و بیان بخشی از دیدگاه های پنهان یا موسیقی های زیر زمینی یا حتی افکار زیر زمینی به جامعه ایران بود، باید گفت که در داخل هم ضعف هایی داشتیم و به نیاز های مخاطب توجه نکردیم و این زمینه فراهم شد تا ناخودآگاه یا خود آگاه این شبکه ها به لایه های اجتماعی نفوذ کنند.

 

بعضی از محدودیت هایی که شاید به خاطر شرایط سیاسی استراتژیکی ایران قایل شده بودیم باعث شد که برخی از اقشار به سمت این شبکه ها گرایش پیدا کنند و در نهایت آنها موفق شوند مخاطبانی در داخل ایران جذب کنند و برنامه های خودشان را پخش کنند ولی اندک اندک با گذشت زمان و با پیچیده شدن درگیری ها و چالش هایی که میان نظام سلطه با ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی به وجود آمد تکنیک ها و روش های نفوذ آنها در ایران تغییر کرد. بخشی از این تکنیک ها در جنبه های خبری و اطلاع رسانی وجود داشت و سعی کرد سرچشمه ها و سرنخ های اصلی سیستم های اطلاع رسانی کشور را به دست گیرد و برنامه ریزی های متعددی در این راستا انجام شد و هنوز هم این جریان ادامه دارد یعنی شما قطعاً در چند سال آینده شاهد رشد شبکه های بیشتر و متعددتری از این قبیل خواهید بود.

 

 

 

کارکرد سرگرمی رسانه ها

 

در بعد سرگرم کنندگی نیز این شبکه ها به موضوعات مختلفی روی آوردند که مشخصاً در چند سال گذشته شاهد این هستیم که به سمت فیلم و سریال و فیلم های سینمایی و نشان دادن سبک زندگی کشورهای غربی و مردمان غربی در قالب چیزی که ما به عنوان تهاجم فرهنگی می گوییم گرایش پیدا کرده اند.

 

به عبارت دیگر آنها نوک پیکان خود را در جنگ نرم به جای هدف قرار دادن مستقیم فرهنگ ایرانی و اسلامی یا آموزه ها و تعالیمی که مردم ایران با آن بزرگ شده و خو گرفته بودند به سمت دیگری نشانه گرفتند. یعنی به جای اینکه که به اینها هجوم بیاورند سبک دیگری از زندگی را که عمدتاً سبک زندگی غربی و به طور مشخص سبک زندگی آمریکایی است در قالب فیلم ها، سریال ها، برنامه ها و شوها و موضوعات مختلف ترویج کرده و به سمت ایران گسیل کردند.

 

حجم این برنامه ها و تعداد شبکه ها و ساعات پخش اینها بسیار زیاد شد و هم زمان با آن در داخل کشور هم به لحاظ دسترسی به ابزارهای دریافت این شبکه ها تحولاتی در داخل کشور صورت گرفت که در نهایت وضعیتی را که ما الان درآن قرار داریم به وجود آورد که می شود گفت کاملاً در یک فضای جنگ نرم قرار داریم که ابزارهای ماهواره ای و رادیویی وتلویزیونی در کنار ابزارهای سایبری یک جنگ تمام عیار نرم را علیه جمهوری اسلامی ایران شکل داده اند.

 

تفاوت های جنگ نرم شبکه های کشورهای دهه ۷۰ مانند شبکه های NITV وPARSو IRAN با شبکه های فعلی بسیار ملموس است.

 

شاید آن موقع بیشتر گردانندگان وتاسیس کنندگان آن شبکه ها بیشتر خود ایرانی ها بودند یعنی مجموعه ای از گروه اپوزیسیون و گروه های فراری یا بعضی از گروه های فرهنگی مخالف نظام که در خارج از کشور هستند اینها شکل دهنده بودند بیشتر هم اهداف سیاسی داخلی را دنبال می کردند و اگر چه در چارچوب اهداف نظام سلطه قرار می گرفتند ولی اینها ابتکارهای شخصی یا گروهی بود که در خارج از کشور در بین فارسی زبان ها صورت گرفته بود، ولی رویکردی که در چند سال گذشته شاهد هستیم یک رویکرد برنامه ریزی شده در چارچوب دیپلماسی عمومی کشورهای سلطه گر می باشد، یعنی برنامه هایی است که بعضاً مصوب کنگره ها و پارلمان های این کشورها است که بودجه های رسمی دارد یعنی مثلا بی بی سی یا VOA بودجه های سالیانه دارند که در آن محل درآمد های اینها را نشان می دهد و روسای جمهور یا نخست وزیران کشورهای متبوعشان موظف به ارایه گزارش رسمی به پارلمان های آنها شده اند .

 

به طور آشکار می شود گفت شبکه های جدید، بخشی از دیپلماسی عمومی کشورها هستند که یا زیر نظر کنگره یا پارلمان یا وزارت خارجه یا دستگاه دیپلماسی فعالیت می کنند.

 

 

 

ضعف های دیپلماسی عمومی ایران

 

البته دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای در همه کشورها از جمله در ایران وجود دارد اما در باره دیپلماسی رسانه ای ایران در جنگ نرم باید اذعان کرد که این دیپلماسی بسیار ضعیف اجرا شده و به هیچ وجه در حد و اندازه ی ظرفیت های فرهنگی و رسانه ای نیروی انسانی و قدرت نرم افزاری ما نبوده است. خلا هاو ضعف هایی در بعد داخلی مشاهده می شود که به برخی از آنها اشاره می شود: اولین مشکل و ضعفی که داریم عدم استفاده از تمام ظرفیت های نرم افزاری ما در جنگ سایبری و دیپلماسی عمومی است. وقتی بحث جنگ پیش می آید دیگر جناح و گروه و آدم وگرایش و قشر و فرقه و این چیزها نداریم، مرز نمی شناسد تمام گروه های داخلی در این زمینه باید فعال شوند. مثلا تخریب چهره هنرمندان ملی ایران مانند شجریان و آقای افتخاری خلاف منافع ملی کشور است. اینکه ما بیاییم آدم هایی که استوانه های موسیقی ما هستند اینها را به هر دلیل و بهانه ای دفع بکنیم باعث شود که به اردوگاه جنگ نرم دشمن بروند.

 

وقتی یک شهروندخارجی وارد ایران می شود و با فرهنگ ایرانی تماس می گیرد اول از همه، موسیقی را از ایران درک می کند، هنر را درک می کند، فیلم را درک می کند، سینما و تئاتر را درک می کند و اصلاً کاری ندارد این موسیقی در چارچوب اختلافات داخلی ایران در کدام جناح یا قدرت یا دسته بندی قرار می گیرد مااز درون اینها را شقه شقه می کنیم. دفع می کنیم یعنی داریم به زیر ساخت ها و ریشه های قدرت نرم خودمان ضربه می زنیم. ژوزف نای در کتابش با عنوان قدرت نرم، عناصری را به عنوان زیر بناهای قدرت نرم معرفی می کند که برخی از آنها موسیقی و هنر هستند همین ها زیر ساختهای جنگ نرم را نیز می سازند. وقتی شما مبانی قدرت نرم را بشناسید خواهید دانست ورزش جز مبانی قدرت نرم است موسیقی، هنر، دانشگاه ها، توریسم، گردش گری، آثار باستانی، فرهنگ یک ملت و سبک زندگی یک ملت، قدرت نرم است اگر ما به بهانه های مختلف تیشه به ریشه اینها بزنیم این پایه های قدرت نرم ما را فرو می پاشاند و نمی توانیم در جنگ نرم موفق باشیم.

 

متاسفانه ما در بحث قدرت نرم بیشتر حالت دافعه داریم تا جاذبه. در حالی که طبق رهنمود مقام معظم رهبری، ما باید در عرصه داخلی جذب حداکثری و دفع حداقلی داشته باشیم یعنی از تمام ظرفیت های نظام برای تقابل فرهنگی با کشورهای مخاصم استفاده کنیم.

 

 

 

مردم و قدرت نرم

 

مبنایی ترین عنصر قدرت نرم، مردم هستند، برخی دیگر از عناصر قدرت نرم عبارتند از: سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، مشارکت عمومی، فرهنگ عمومی، آموزش های عمومی و تمام داشته هایی که در مردم وجود دارد، محلی گرایی، بومی گرایی، خرده فرهنگ ها، فرهنگ های سنتی و لایه های مختلفی که در درون مردم وجود دارد.

 

این چیزی است که اتفاقاً ما باید بیشترین تمرکز را برایش داشته باشیم چون ما نقطه قوتمان این است، ما یک فرهنگ تازه متولد شده بی ریشه در دنیا نیستیم، ما ملتی هستیم که بزرگترین روسای جمهور دنیا به احترام فرهنگ این مردم کلاه خود را از سرشان بر می دارند، فرهنگی که چند هزار سال ریشه دارد، در دنیا تمدن ساز بوده و این چیزی است که مشخصه و ویژگی مردم ایران است این هیچ ربطی به این دولت، دولت قبل وآینده ندارد، اصلی ترین ویژگی قدرت نرم ایران مردم هستند. اگر ما بتوانیم از ظرفیت های مردم برای مقابله با این هجمه های خارجی استفاده بکنیم بیشترین موفقیت را کسب خواهیم کرد.

 

اما از این ظرفیت ها و پتانسیل ها و سرمایه های مردم چگونه وکجا ها باید استفاده شود؟ اولین چیز استفاده در رسانه است. یک اصطلاح در علوم ارتباطات به نام تصویر ملی یا ایمیج یا انگاره ملی وجود دارد. کشورها را با این ایمیج ها و تصویر ها می شناسند. هویت ملی در دنیا با تصویر ملی مشخص می شود، یعنی آن نگاه تصور و تجسمی که یک ملت از خودش دردنیا به جا می گذارد، وقتی شما می شنوید آلمان یا مردم آلمان چه تصویری در ذهنتان شکل می گیرد؟ وقتی می گوید مردم افغانستان چه تصویری شکل می گیرد؟ وقتی می گوید مردم ژاپن یا چین یا کشورهای عربی چه تصویری شکل می گیرد؟ این تصویر، تصویری است که در دنیا قدرت آفرین است و حرف می زند، ما در داخل ایران در ترسیم این تصویر ضعف داشته ایم.

 

برای ایجاد یک تصویر مطلوب از ایران باید از ساده ترین ابزارها استفاده کرد از جمله پیشنهادات عملی که رسانه هایی مانند صدا و سیما قادر به اجرای آن هستند، نشان دادن زندگی افراد عادی جامعه است. وقتی یک توریست وارد کشور می شود وارد فرودگاه می شود تصویرش از ایران به هم می ریزد، چرا؟ چون فکر می کرده وارد ایران که بشود باید سینه خیز برود الان همه جا خشونت و بمب و موشک و اینها است، حتماً یقه اش را می گیرند می اندازند زندان! الان قرار است یک حادثه ای برایش رخ بدهد، وقتی وارد ایران می شود تعجب می کند ، در سال ۱۳۷۶ کنفرانس سران اسلامی برگزار شد خیلی از خبرنگار های کشور های عربی وارد ایران که شدند کنفرانس را ول کردند رفتند در خیابان از خانم هایی که رانندگی می کردند فیلم می گرفتند از آنها سوال شد اینها که جذاب نیست فیلم برنامه کنفرانس اسلامی را بیایید بگیریدگفتند نه این برای ما مهم تر است این برای ما عجیب است ما به دنیا باید این تصاویر را مخابره کنیم یعنی که تصور واقعی از ایران نداشتند کما اینکه ما فکر می کنیم در عربستان مردم با شتر رفت وآمد می کنند در حالی که آن تصویر تغییر کرده به نظر من اولین چیز تغییر دادن تصویر ذهنی مردم دنیا از مردم ایران است این هم با نشان دادن زندگی اجتماعی ایران فراهم می شود مثل نشان دادن وضعیت خیابان های ایران، مردم چه طور کار می کنند، پوشش مردم چه طوری است، کار مردم چه طوری هست، مردم چه طوری غذا می خورند، ما کجا ها رفت وآمد می کنیم، اماکن دیدنی ایران کجا است، نقاط طبیعی و اکولوژیکی چی هست اینها را با راه اندازی شبکه هایی مثل شبکه مستند که تلویزیون راه انداخته، می توانیم ایجاد کنیم. این تصویر وقتی به وجود بیاد دیگر بگویند مردم ایران مردم تروریست هستند ایران یک کشور خشونت طلب است ایران به دنبال جنگ است این تصویر ها فرو می پاشد و دیگر آنها موفق نمی شوند روی این موضوعات برنامه ریزی بکنند.

 

 

 

شبکه های اجتماعی در جنگ نرم

 

موضوع بعدی نقش شبکه های اجتماعی در جنگ نرم است . برای درک مفهوم شبکه های اجتماعی یا رسانه های هم گرا باید به تاریخچه ابداع اینترنت و فناوری هایی که اصطلاحاً اینترنت پایه یا آی پی پایه هستند بپردازیم. خیلی ها معتقدند اختراع یا ابداع اینترنت هم یک بخش فرآیند تکمیل نظام سرمایه داری غرب است مثلاً مانوئل کستلز، هربرت شیلر و بسیاری از نظریه پردازان جامعه اطلاعاتی این دیدگاه را دارند به خصوص نظریه پردازان مکتب انتقادی که اینترنت و فناوری های اطلاعاتی را ادامه نظام سلطه غرب می دانند و معتقدند مثلا یک کمپانی چند ملیتی که در آمریکا بود یک شاخه اش در کره و یک شاخه اش در آلمان فعالیت می کرد یک شاخه اش در برزیل بود این برای اینکه خودش را اداره کند نیاز به یک شبکه همزمان فرا ملیتی داشت. آنها می خواستند زمان ها و مکان ها را یکی بکنند وکنترل مرکزی داشته باشند .این دیدگاهی است که خیلی راجع به آن بحث و نظریه پردازی شده و به نظر می رسد که تا حدی هم این دیدگاه درست باشد چرا که بیشترین بهره وری از ظرفیت های اینترنت و شبکه های اطلاعاتی را خود غربی ها کرده اند اما این اینترنت در طول حیات خودش دو سه دوره را سپری کرده یک دوره تا سال ۱۹۹۰ هست ۱۹۶۹-۱۹۹۰ دوره نهفتگی اینترنت نام دارد و نزدیک دو دهه را سپری کرده و فناوری های که در این بستر جاری بود عمدتاً ایمیل و بی بی اس ها و شبکه های خیلی فرد به فرد و معدود بود، حتی ما وارد وب نشده ایم، ۱۹۹۰ که تیم برنزلی وب را ابداع کرد ما دنیای وب را شاهد بودیم که عصر انفجار عمومی وب بود ولی مشخصاً عرصه اصلی این دوره از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ عمدتاً عصر اطلاع رسانی یک سویه بوده یعنی از طرف سازمان ها، دولت ها، دستگاه های بزرگ، کمپانی ها به سمت مردم اطلاع رسانی می شده از سال ۲۰۰۰ به این طرف ما شاهد یک فناوری جدیدی که اسمش را وب تو پوینت او یا وب ۲ گذاشتند و شبکه های اجتماعی یکی از زیر ساخت های وب۲ محسوب می شوند اما این وب۲ چی می گوید برای اینکه مفهوم سوشیال نت ورک را درک بکنیم اول باید بدانیم وب ۲ چی هست وب ۲ در واقع یک ساختار فنی را ایجاد می کند که افراد بتوانند در بستر اینترنت به صورت چند سویه با هم ارتباط داشته باشند تعامل و ارتباط متقابل داشته باشند و حتی می توانیم بگوییم ارتباطات دو سویه تعاملی بلکه ارتباطات چند سویه و شبکه ای و گروهی گروه ها و مجموعه ای از افراد تیم ها و آدم های با سلایق و علایق یکسان با هم ارتباط برقرار می کنند این دوره، دوره ای است که به شدت محتواها از تولید به گروه های بزرگ و شرکت ها به سمت تولید توسط آدم ها و افراد وگروه ها تغییر پیدا می کند البته این ظرفیت های متعددی را برای کشورهای در حال توسعه ایجاد کرده و ما باید بتوانیم در جای خودش ما به درستی از آن استفاده کنیم.

 

اما کارکردی که این شبکه ها دارند و بزرگترین آن فیس بوک است با یک چیزی حدود ۵۲۰ میلیون کاربر در سال ۲۰۱۰ اگر ما بخواهیم به لحاظ جمعیتی فیس بوک را با دنیا مقایسه کنیم سومین کشور پرجمعیت دنیا بعد از هند و چین می شود و بعد سایت هایی مثل توئیتر که اصطلاحاً میکرو بلاگ هستند پیام های کوتاه را می دهند خود پدیده وبلاگ ها وبلاگستان خود ما در این بخش در ایران خیلی ظرفیت داریم و من از منتقدانی هستم که معتقدم در ایران از این ظرفیت وبلاگ ها نتوانستیم استفاده کنیم، ما در وبلاگستان جهان خیلی ظرفیت داشتیم چون پیشرو بودیم و باز تاکید مردم وقتی من در بحث قدرت نرم گفتم مردم، در اینجا وبلاگ ها مردمند دیگر دولت نیست، دولت وبلاگ نویس نیست مردمند که وبلاگ می نویسند و ما تا رتبه های سوم و چهارم جهانی پیش رفتیم یعنی توانستیم قدرت خود را در دنیا به رخ بکشیم در همین موضوع وبلاگ ها در موضوع جنگ نرم در تحریف نام خلیج فارس ایرانی ها آنچنان قدرت خودشان را نشان دادند که یک زمانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی در سفر نیویورک درکنار آقای ریس جمهور گفت که ما خوستار تکرار جنبش های نرم افزاری شبیه خلیج فارس هستیم (ضیایی پرور،۱۳۸۷، ص ۲۹)

 

 

 

مساله خلیج فارس

 

در مساله خلیج فارس قدرت ایران در فضای سایبر قرار دارد نه درفضای واقعی، یعنی کسی بخواهد در کشورهای عربی علیه ما در مساله خلیج فارس حرف بزند ممکن است یک بیانیه از طرف وزارت خارجه یا دستگاه دیپلماتیک ما منتشر شود و آنها عمل بکنند یا نکنند ولی میلیون ها کار بر به صورت خود جوش گوگل بمبینگ می کنند تکنیک های بمباران را انجام می دهند اینها یعنی جنگ نرم یعنی قدرت نرم.

 

البته متاسفانه ما یک موازنه یا تعادل در حوزه دیپلماسی سایبر نداریم. دستگاه های متولی به هیچ وجه با یکدیگر هماهنگ نیستند، دستگاه دیپلماسی ما می آید یک بیانیه می دهد راجع به قضیه گوگل ارث که از اساس اشتباه است. ما هنوز در شناخت و درک مفاهیم دچار مشکل هستیم، در این پدیده بین بخش سایبر و دیپلماتیک مان هماهنگی وجود ندارد و به همین جهت من می خواهم بگویم قدرت بسیار بزرگی دربخش مردمی در فضای سایبری نهفته است به خصوص در بخش وبلاگ ها که ما گاهی با بعضی اقدامات تنگ نظرانه به این فضا ضربه می زنیم.

 

این فضایی که این قدر به نفع منافع ملی، جوش وخروش دارد حالا امکان دارد یک جا خطا یی هم بکند ما بیاییم این را مسدود بکنیم جلوش را ببندیم، به خاطر یک دستمال قیصریه را آتش نمی زنند در بلاگ سرویس ورد پرس، هزاران وبلاگ حزب اللهی هست حالا ۴ تا وبلاگ خطایی کرده اند کل ورد پرس را نباید فیلتر کرد چرا که ورد پرس یک سرویس دهنده وبلاگی است که میلیون ها وبلاگ دارد بعد ۴ تا خطا درآن انجام شده کلش را بلوک کنید این مثل کشتن یک پشه با پتک است ما باید ظرفیت های این فضا را بشناسیم. در جنگ نرم با ابزار های سخت و روش سخت برخورد نمی کنند. البته باید با متخلفان به طور هدفمند و هوشمندانه برخورد شود و متخلفان را به سزای اعمالشان برسانند ولی اینکه ما یک دفعه با همه با یک روش برخورد کنیم این از دست دادن قدرت نرم ما در این عرصه ها خواهد بود به هر حال بحث شبکه های اجتماعی بسیار گسترده است ما الان در گیرش هستیم در فضای درونی این شبکه ها قرار داریم ظرفیت ها را باید بشناسیم.

 

در ادبیات ارتباطی ایران نیز هیچ تالیفی در زمینه شبکه های اجتماعی وجود ندارد، هنوز حتی یک ترجمه در این زمینه نداریم، ما در مرحله شناخت مشکل داریم، ۵- ۴ سال است موضوع شبکه های اجتماعی در دنیا مطرح است، جنگ سایبری امروز در شبکه های اجتماعی است امروز بی بی سی خبر شبکه ماهواره ای اش را در کنار سایت فیس بوکی و توئیتری اش دارد جلو می برد یا یوتیوب یا بقیه شبکه های دیگر به همین شکل عمل می کنند.

 

اخیراً یکی از تینک تنک هایی که در حوزه مطالعات استراتژیک در ایران کار می کند به من سفارش تدوین یک کتاب راجع به شبکه اجتماعی داد من این را در چند فاز تعریف عملیاتی کردم گفتم فاز ۱ شناخت است، شما ببینید یوتیوب چگونه به وجود آمد؟ چه جور شد که یوتیوب را گوگل خرید؟ این یوتیوب چه امکاناتی در اختیار ما قرا می دهد؟ این امکانات چی هست که مردم به آن نیاز پیدا می کنند؟ اگر این را شناختیم خودمان هم می توانیم یک یوتیوب راه بندازیم کما که الان بعضی افراد این ظرفیت ها را شناختند به طور فردی و برای جذب منافع تجاری و پول رفتند ایجاد کردند فیلتر است ولی ما کلام تی وی را داریم که یک ایرانی راه انداخته و رسمیت دارد، در نمایشگاه های الکترونیک غرفه می گیرد و فیلم های مجاز نشان می دهد این را ما باید تقویت بکنیم.

 

 

 

فعالیتهای سایبری ایران

 

راجع به فعالیت هایی که در فضای سایبر در ایران انجام شده به چند نکته اشاره می شود:

 

ما یکی از کشورهایی هستیم که بسیار با تاخیر قانون مبارزه با جرایم رایانه ای و اینترنتی را تصویب کردیم البته این قانون هنوز هم به طور کامل اجرا نمی شود یعنی شاید اگر این قانون زودتر تصویب می شد دیگر نیاز به این اقدامات سلبی فعلی بریخ دستگاه های اجرایی نبود یعنی دستگاه قضایی خودش می توانست اینها را کشف کرده و با آنها برخورد کند و جلوی اینها گرفته شود ولی این فضای رها شده که وجود داشت و عملاً هیچ کنترلی براین فضا نبود باعث شد که یک عده بیایند سایت های مستهجن و فساد انگیز ایجاد کنند جوان ها را به انحراف بکشانند و بعد دستگاه هایی مثل سپاه مجبور شوند خودشان وارد عمل شده و با اینها مقابله بکنند ولی من بحثم فراتر از اینهاست من معتقدم در فضای جنگ سایبر ایران بایستی قدرت دفاعی خودش را در این فضا تقویت بکند بخشی از این قدرت دفاعی در چارچوب پدافند غیر عامل کشور قرار می گیرد که من اطلاع دارم کارهای خیلی خوبی در این بخش دارد صورت می گیرد. بخش دیگر در فضای عمومی است یعنی قدرت هکر های ایرانی، قدرت بازدارندگی امنیتی سایت ها و وبلاگ های ایرانی و فعالین وکاربران ایرانی، اینها هم بخشی از این فضا است که با آموزش و با بالا بردن سواد رسانه ای و سواد دیجیتالی امکان پذیر است.

 

اما در خصوص شبکه های ماهواره ای یک مقدار وضعیت پیچیده تر است اولاً کل این دو فضا یعنی تکنولوژی های اینترنتی و تکنولوژی های ماهواره ای معمولاً ضدش را در خودش دارند یعنی شما یک سایت را فیلتر می کنید فردا یک سایت دیگر باز می شود یک روش را می بندید ۱۰۰ روش دیگر درست می شود علت هم این است که سر منشا این تکنولوژی غربی ها است یعنی یک راه را شما می بندید یک راه دیگر را ابداع می کنند حمایت می کنند پول تزریق می کنند ایجاد می شود و دوباره در دسترس قرار می گیرد. پس در این صورت یا ما باید به کشورهایی بپیوندیم که درب را به طور کامل به روی اینها بسته اند مثل کره شمالی و ویتنام و بخشی از کوبا، این ها در را بسته بودند خیال خودشان را راحت کرده بودند و می گفتند ما این تکنولوژی ها را نداریم و به طور کامل ممنوع هست و زیر ساخت هم فراهم نکردند در نتیجه خیالشان راحت بود صورت مساله را پاک کرده بودند، اما در ایران این طور نیستیم سیاست های کلی که مورد تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفته و رهبر معظم انقلاب تایید کرده توسعه شبکه های اطلاع رسانی است.

 

با در نظر داشتن منافع ملی و تعالیم اسلامی به نظر می رسد باید با توجه به این راهبرد، با استفاده از ظرفیت این شبکه ها ما به تقویت درونی خود و تولید محتوا و تربیت نیروی انسانی متخصص بپردازیم و ساختار های دولتی و دفاعی و امنیتی خودمان را در این حوزه تقویت کنیم. اگر این کار صورت بگیرد به نظر من حتی شاید بسیاری از این خلاها و مشکلاتی را که وجود دارد نیاز نباشد که این اقداماتی راکه الان هست را انجام بدهیم. به این می گویند اقدامات پیشگیرانه به جای اقدامات درمان گرایانه.

 

در مورد شبکه های ماهوارهای هم وضعیت به همین ترتیب است. ما الان ۳ شبکه جام جم، شبکه العالم، شبکه برون مرزی، شبکه پرس تی وی داریم و قراره شبکه اسپانیولی خبر راه اندازی شود. هر چقدر از این شبکه ها راه بیفتد کم است من به شما می گویم اگر یک شبکه زنده داشته باشیم که فقط طبیعت ایران و اجتماع ایران و مردم ایران را نشان بدهد این هم در خارج و هم در داخل مخاطب دارد کما اینکه بنده در شبکه های ماهوارهای دیدم که در روسیه شبکه ای است به نام راشیا تراول گاید که نشان می دهد مردم آنجا چه جوری ماهیگیری می کنند چه جوری از کوه بالا می روند چه جوری راه می روند در خیابان چه طور از اماکن بازدید می کنند محیط کار چی هست صنعت چی هست رودخانه چی هست درخت و دارشان چی هست یعنی آن دارد برای من تصویر می سازد ما از این کانال ها ۱۰۰ تا هم داشته باشیم کم است قطعاً اگر شما کمیت را درست بکنید و حتی از ظرفیت های بخش خصوصی هم با نظارت وکنترل صدا وسیما استفاده شود.

 

ممکن است گفته شود که در این زمینه مشکل قانون اساسی وجود دارد اما بنده اعتقاد دارم موقع آن فرا رسیده که همان طور که در چارچوب اصل ۴۴ بسیاری از معضلات را در این زمینه حل کردیم با مشورت کارشناسان در رابطه با صداوسیما راهکارهایی اتخاذ کنیم. من نمی گوییم آن اصل زیر پا گذاشته شود بلکه می تواند چارچوب جدید تعیین شود، می تواند صدا و سیما کنترل و نظارت سیاست گذاری، تبیین راهبردها، تعیین مدیران وکنترل بعد از پخش همه اینها را بر عهده داشته باشد ولی اداره تولید سوژه محتوا پخش و انتشار را بر عهده بخش هایی که توانش را دارند بگذارد. حتی بر عهده سازمان های دولتی. چرا الان سازمان گردشگری ما ۵ تا شبکه تلویزیونی ندارد؟ چه طور است که در شمال عراق در یک منطقه ای که یک دهم خاک ایران هم نمی شود ۱۵ تا ۲۰ شبکه تلویزیونی وجود دارد؟ یا به عنوان مثال ما در ترکیه در همسایگی مان ترکیه ۲۰۰ تا شبکه خصوصی دارد و افغانستان طبق آمار جدید ۵۶ شبکه دارد؟ چه طور هست که آنها می توانند و ما نمی توانیم؟ مگر بزرگترین و پر مخاطب ترین شبکه فارسی زبان را یک شرکت بخش خصوصی در افغانستان با نام فارسی وان راه اندازی نکرده است؟ اینها ضعف هایی که وقتش است به فکرش بیفتیم منفعتی که از طریق نشان دادن فرهنگ، اجتماع وتکنولوژی و طبیعت ایران و افکار ایرانی وجود دارد خیلی بیشتر از آن ضرر هایی که ما الان در چارچوب منحصر کردن آن به ساختار دولتی داریم تحمل می کنیم.

 

 

 

ظرفیت های اطلاع رسانی ایران

 

ظرفیت های نظام جمهوری اسلامی در حوزه داخلی و خارجی بسیار بالا است اولین ظرفیت خبر رسانی است امروز جمهوری اسلامی ایران در مرکز ثقل اخبار دنیاست ایران کشوری خبر خیز است اما کشور خبر رسان نیست یعنی تمام کشور های دنیا خبرها را از کشورهای دیگر به جز ایران در مورد ایران دریافت می کنند ما خبر اول ایران را خودمان تولید نمی کنیم بعضاً در منابع داخلی ما از منابع خارجی استفاده می شود یعنی ما رسانه های داخلی مان از منابع خارجی اخبار ایران را می دهند من باید شب کانال بی بی سی را ببینم بفهمم در تهران چه اتفاقی افتاده رسانه های ما ظرفیت خبری های بسیار بالایی دارند سرعت و دقت هم در کنارش به وجود خواهند آمد اگر شما این ظرفیت را ایجاد کنید دانشگاه های شما هم به تحرک در خواهد آمد ظرفیت تربیت نیرو بیشتر خواهد بود ژورنالیست های دیگری به این سمت خواهند شد چرا ما در ایران رشته ژورنالیسم تلویزیونی فقط محدود در یک جا داریم چرا ما ژورنالیسم پخش زنده تلویزیونی نداریم چرا ژورنالیسم محیط زیست نداریم چرا ژورنالیسم سایبر نداریم؟ پاسخ این است: چون نیازی نبوده است. من یک مثال خارج از حوزه رسانه بزنم شما وقتی دانشکده هوا و فضا داشته باشید تربیت متخصص هوا و فضا داشته باشید ولی سازمان هوا فضا یتان قوی نباشد که این را جذب کند این می رود خارج از کشور.کم کم این دانشکده فرو می پاشد باید در حوزه رسانه ظرفیت های پخش، تولید و به کار گیری به وجود بیاید تا نیروها ی متخصص هم به این سمت جذب شوند. ما ظرف ۵-۴ سال می توانیم این وضعیت را کاملاً دگرگون کنیم پس اولین ظرفیت خبر و اطلاع رسانی است.

 

دومین ظرفیت سرگرمی است. ملت ایران ظرفیت های فرهنگی بسیار بالای در حوزه سرگرمی دارد. ما امروز رسانه ای مثل بازی های رایانه ای را داریم امروز ابزار موبایل در دسترس ما است.

 

باید بتوانیم بر بستر آن اطلاع رسانی کنیم و سرگرمی ساز باشیم ما یک چیز داریم که کشور های دیگر ندارند: گنجینه های غنی ادبی و فرهنگی. الان حوزه علمیه ما به محض اینکه وب سایت زده رتبه ۱ وب سایتها در ایران شده چرا؟ چون آن پشت یک گنجینه غنی مذهبی دینی و تعالیم آموزه های اسلامی داشته که حالا رسانه جدید پیدا کرده، اینها را لود کرده روی این رسانه. این ظرفیت بسیار بزرگی است، ما گنجینه های غنی ادبی و فرهنگی را داریم که فراموش شده است و گاهی خارجی هایی می آیند از این ظرفیتها استفاده می کنند. در حالی که خود ما زباد از این ظرفیتها استفاده بکنیم طوری که مولوی ما در دنیا پر فروش ترین کتاب دنیا می شود وکلیله ودمنه ما، منطق طیر ما، دیوان های اشعار ما، کتاب های داستان ما و انواع و اقسام گنجینه های معنوی می توانند به کار گرفته شوند در فرمت های جالب در فرمت گیم، فیلم سریال، انیمیشن، بازی ها و انواع چیز های دیگر در این بستر رسانه ها جاری شوند.

 

 

 

مرکز ملی هماهنگ کننده جنگ نرم

 

اگر قرار باشد صدا و سیما را در مرکزیت هماهنگی های قدرت نرم قرار بدهیم هیچ نهادی نخواهد آمد خودش را با این سازمان هماهنگ کند چون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی زیر بیرق صدا و سیما نمی رود، وزارت خارجه نمی رود نهاد های دیگر نمی روند صدا وسیما بزرگترین ابزار رسانه ای و فرهنگی کشور ما است ولی ما چیز های دیگری هم داریم مثلاً ما ۲۰ تا نهاد شبیه صدا و سیما داریم، دانشگاه ها هستند حوزه علمیه، وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات هست، سازمان فرهنگ و ارتباطات است به نظرمی رسد الان وقتش رسیده یک مرکز فرا بخشی داشته باشیم یک مرکز ملی هماهنگ کننده جنگ نرم یا هماهنگ کننده استراتژی رسانه ای کشور با این عنوان حالا عنوان را هر چیزی می توانیم بگذاریم ولی یک مرکز فرا بخشی.

 

نظام جامع اطلاع رسانی کشور پیش نویس هاش دارد مطرح می شود وزارت ارشاد یک طرحی را آورده ما در این حوزه بسیار مشکل داریم آن مرکزی که به صورت فرا بخشی اینها را کنترل بکند می تواند با مصوبه مجلس تشکیل شود جایگاه هم جایگاهی باشد حتی فراتر از قوه مجریه، می تواند زیر نظر رهبر معظم انقلاب باشد و تمام نهادهایی که در این حوزه فعال هستند بر اساس استراتژی که این مرکز تدوین می کند فعالیت کنند. در این صورت می توان گفت اینها سیاست هایشان با هم هماهنگ است در غیر این صورت صداوسیما یک استراتژی را مثلا ًاز طریق شبکه العالم جلو می برد وزارت خارجه یک چیز دیگر را می گوید.

 

تا وقتی که وضعیت این طوری باشد که هر مرکزی مستقل برای خودش عمل کند موازی کاری و تکراری کاری و تضاد با هم دیگر و خنثی کردن انرژی هم پیش خواهد آمد ولی مرکز کنترل کننده بالا تقسیم کار و تقسیم موضوع می کند یک محتوا را ممکن است به سازمان های مختلف در فرمت های مختلف بسپارد که انجام بدهند در نتیجه سیاست ها هماهنگ تر خواهد شد صدای واحد و دقیقی ازایران شنیده خواهد شد.

 

 

 

تدابیر راهبردی برای مقابله با جنگ نرم

 

اما مصادیق جنگ نرم فعلی با ایران چیست؟ ماجرای تحریف نام خلیج فارس حوادث بعد از انتخابات ۸۸ از مصادیق جنگ نرم است که البته این ماجرا هنوز تمام نشده یعنی رخداد های فیزیکال در حوزه شهری تمام شده ولی رخداد های سایبری جنگ نرم هنوز تمام نشده و در رابطه با انتخابات موضوع جاری است و کماکان هم ادامه دارد و شبکه های مختلف اجتماعی فعال هستند گروه های مختلف سیاسی در این زمینه فعال هستند و می شود گفت آن چالش های سیاسی که ما بعد از انتخابات داشتیم الان از فضای فیزیکی جامعه به فضای سایبر منتقل شده ولی تمام نشده است.

 

اما در بین این شبکه های ماهواره ای که متمرکز در بحث قدرت نرم کدام شبکه ها بیشترین نفوذ رادارند؟ به طور طبیعی از نظر رتبه بندی در شبکه های خبری بی بی سی و در شبکه های سرگرمی فارسی ۱ (منظور بی بی سی فارسی است).

 

در حوزه شبکه های ماهواره ای ۲ تا کشور آمریکا و انگلیس بیشترین حوزه جنگ نرم را دارند تفاوت هایی بین جنگ نرم مثل بی بی سی فارسی و VOAوجود دارد اما قطعاً اساس استراتژی شان یکی هست یعنی هر دو در جهت تحریف واقعیت های خبری ایران گام بر می دارند و بر روی نفوذ بر افکار عمومی ایران به منظور مقابله با استراتژی های دولت جمهوری اسلامی ایران کار می کند ولی در روش اینها متفاوتند چرا؟ چون آدم های متفاوت دارند به لحاظ حرفه ای متفاوتند تاثیر گذاری بی بی سی خیلی بیشتر است و بیشتر روی نخبگان کار می کند و اجتماعی است بی بی سی خیلی سعی کرده تمرکزش را روی حوزه اجتماعی ببرد شما در کوران حوادث سیاسی در ایران می دیدید بی بی سی خیلی خونسرد اخبار اجتماعی اش را پخش می کند و در کنارش یک ناخنکی می زند به بحث های سیاسی. این رویکرد برای ما که رسانه ای هستیم شفاف است ولی برای عامه مردم نه. یعنی کسی که به عنوان شهروند ۸ ساعت بیننده بی بی سی فارسی است برنامه های اجتماعی می چربد به سیاسی اش ولی در لابلای اینها حرف سیاسی خودش را می زند که آن تاثیر گذاری آن قدر عمیق است که خود مخاطب هم ممکن است متوجه نشود ولی VOA خیلی آشکار و رو بازی می کند، فحش می دهد اصلاً تبلیغ مستقیم فحش یعنی پیچ را که باز می کنید شروع می کند به فحش دادن به مسولان کشور و بد و بی راه گفتن و آدم های تابلو را آوردن.

 

برای مقابله با جنگ در حوزه جنگ نرم با شیوه ای که بی بی سی عمل می کند اولین موضوع بالا بردن سواد رسانه ای جامعه است (سلطانی فر ، ۱۳۸۲، ص ۶۷) در مورد مردم این معنی اش این نیست برنامه افشاگرایانه علیه بی بی سی پخش کنید. شما سواد رسانه ای جامعه را بالا ببرید به مخاطب بگویید که در یک برنامه گفتگویی، در یک برنامه حیات وحش، در یک برنامه تفسیر چه جور القائاتی صورت می گیرد، تکنیک های پشت صحنه این را بداند و بفهمد برای این که یک فیلم تلویزیونی به نام تاجیکستان پخش شود این چه فرآیند هایی طی می شود از چه کسی امتیاز های این خریده می شود چه آدم هایی دخیل اند؟ برای اینکه یک برنامه دوبله شود چه فرآیند هایی انجام می شود؟ ما باید سواد رسانه ای مان را متناسب با تکنیک های پیچیده ای که این شبکه های ماهواره ای به کار می برند بالا ببریم.

 

با توجه به این که مردم ایران مردمی سیاسی هستند راجع به چارچوب های رسانه ای اطلاعات و تحلیل قدرت آنالیز کافی ندارند در این زمینه اولین کار همین بالا بردن سواد رسانه ای مردم است که باید صورت بگیرد در بحث چند صدایی هم من تصورم این است که ما حتماً بایستی رسانه های جایگزین که می توانند به صورت واقعی تر مسایل را بگویند داشته باشیم. منظورم لزوماً تلویزیون خصوصی نیست رسانه های آلتر ناتیو مدیا در حوزه های مختلف تکنیکال تعریف دارند یعنی این که صدا و سیما می آید در حوزه اینترنت رادیو ایران صدا را راه می اندازد یا معاونت رسانه مجازی راه می اندازد اینکه می آید در حوزه هایی که کمتر مرسوم بوده بسیار مهم است. تکثر در حوزه رسانه چند صدایی در حوزه رسانه و استفاده از ظرفیت تکنولوژیک دنیای جدید می تواند کمک بکند به این که تاثیر گذاری رسانه هایی مثل بی بی سی کم شود و هر چقدر ما روایت های دیگری چه توسط مطبوعات چه توسط خبرگزاری ها، وبلاگ ها، وب سایت ها، محیط اینترنت، محیط موبایل و انواع و اقسام اطلاع رسا نی ها داشته باشیم، قدرت ما در این فضای سایبری بیشتر خواهد شد و تاثیر گذاری آن رسانه ها که الان دارند یکه تازی می کنند را خیلی خیلی کمتر خواهد کرد.

 

واقعیت این است که رسانه های داخلی ما در حوزه سرگرمی و تفریح نتوانستند نیاز مخاطب را برآورده کنند. تلویزیون ما، رادیو ما، رسانه ما، مطبوعات ما به طور طبیعی رسانه های شادی نیستند. بیشتر رسانه های غمگین و حزن آوری هستند در همه موضوعات در حوزه تولید محتوا به تکراری و تکراری گویی افتاده اند آن چیزی را که مردم نیاز دارند در ارتباط با زندگی روزمره قشرهای مختلف مردم پاسخگویشان نبوده است.

 

 

 

مردم و رسانه ملی

 

امروز من به جرات می گویم بسیاری از مردم پیج رسانه ملی را بسته اند، به این رسانه انتقاد دارند چون نیازشان را برطرف نمی کند، چون یک بخش خبری می گذارد ازساعت۱۴ تا ۲۴ تکرار می کند چون یک فیلم می گذارد و فکر می کند مردم به خاطر این فیلم حاضرند چند ساعت بنشینند آن فیلم را ببینند البته اخیراً رسانه ملی اندکی تکان خورده است، شاید اگر رقابت با این رسانه های جدید نبود هیچ تحولی رخ نمی داد. من می خواهم این را بگویم که تلنگر بزنم که ما بایستی همان دسته از مخاطبانی که به خاطر تفریح و سرگرمی به سمت این شبکه های خارجی رفتند آنها را هم جذب بکنیم چه طور که شما در ایران یک فیلم و سریال خوب پخش می شود در آن ساعت هیچ شبکه ماهوارهای مخاطبی ندارد پیچ ها را می بندند چون رسانه ملی دارد برنامه مورد علاقه مردم را پخش می کند.

 

تنوع و تکثر محتوایی توجه به نیازهای قشر های مختلف بسیار مهم است. یکی از قشرهایی که فراموش شده اند دختران جوان و نوجوانند این قشر فراموش شده ای است که فارسی۱ اینها را جذب کرده، مخاطب را دقیقاً شناسایی کرده مثلاً برای من نوعی فارسی۱ جذاب نیست ولی برای دختر جوان به خصوص دختران جوان و نوجوان، دختران قبل از سن ازدواج بسیار جذاب است، حتی برای پسر ها هم اینقدر جذاب نیست. وقتی یک کانال تلویزیونی ازساعت ۷ تا ۱۲ شب بکوب فیلم و سریال پخش می کند یعنی هیچ جایی برای کسی قایل نمی شود که نفس بکشد ما امروز با یک همچین دنیایی سر و کار داریم با شهروندی سر وکار داریم (ضابط، ۱۳۸۵، ص ۷) که خواه و نا خواه دسترسی به این رسانه ها پیدا کرده و تنوع رسانه ها باعث شده که انتخاب کند اگر ما نتوانیم اول از همه مخاطبان را بنشانیم پای تلویزیون خودمان، هیچ نوع محتوایی را نمی توانیم ارائه بدهیم اول باید توجه واعتمادش را جلب بکنیم بنشانیمش قانع اش بکنیم پیچ ما را باز بکند کانال را عوض نکند و بعد بهش محتوا بدهیم ما می خواهیم بگوییم اول بیاید محتوای ما را ببیند و بعد قضاوت بکند. خوب سال ها برنامه های ما را دیده اگر ما به ضعف های خودمان در رسانه پی نبریم نمی توانیم در مقابل این ها برنامه ریزی بکنیم.

 

بخشی هم ناشی از آن فقدان رقابتی بوده که رسانه ملی تا الان داشته است من به نظرم همین کاری که آقای مهران مدیری کرده و یک کانال جدید راه انداخته با این توزیع خودش یک تحول جدید دارد ایجاد می کند که در نهایت به نفع صدا وسیما خواهد بود، چرا؟ چون احساس رقابت خواهد کرد. ما در این حوزه ها باید رقیب به وجود بیاوریم. شما ببینید در خارج از کشور یک کمپانی یا یک رسانه می خواهد فعالیت بکند و کنارش رقیب می تراشند رقیب هم نداشته باشد برایش می تراشند تا کارکردش بالا برود. عملکرد انحصاری و یونیک باعث رقابت نمی شود باعث بهتر شدن کیفیت نمی شود.

 

ما می توانیم سریال مذهبی بسازیم سریال های خانوادگی بسازیم با فرهنگ ایرانی با سنت ایرانی. مگر سریال هایی که در ماه مبارک رمضان پخش می شود از کره مریخ آورده ایم. نه از دل همین فرهنگ بیرون آمده، فرهنگ ما غنی است پرشور است زاینده است ولی وقتی ما به حد کافی تولید نمی کنیم و سلیقه های مختلف را پوشش نمی دهیم طبیعی است که مخاطب می رود جای دیگری. وقتی می رود ما فکر می کنیم گولش زدند یا کسی تحریکش کرده. نه آن اول به عنوان سرگرمی رفته بعد در حین آن سرگرمی، طبیعی است که آن فرهنگ غربی و فرهنگ مستهجن غربی به او القا می شود.

 

من در حوزه افکار عمومی خارج، توسعه شبکه های متعدد تلویزیونی به زبان های مختلف برای فرهنگ های مختلف را پیشنهاد می کنم چون ببینید امروز رسانه های دنیا هیچ کدام بلند گو و منعکس کننده صدای ایران نیستند، ما خودمان باید این رسانه ها را داشته باشیم البته جاهایی هم از این ظرفیت ها استفاده کرده ایم همین که فرمودید دولت جلو بوده توانسته از ظرفیت دیگران استفاده بکند هیچ جا با ظرفیت رسانه ملی جلو نرفته از ظرفیت CNN وFOX NEWS و CBS و آنهای دیگر استفاده کرده ما خودمان باید رسانه هایی داشته باشیم که نفوذ بکند در کشور های دیگر و صدای ما را به آنها برساند این صدا و تصویر هم ضرورتاً صدای سیاسی نیست هر چیزی صدای عمومی، فرهنگ، مردم، اجتماع، داشته ها و توانمندی های مادر حوزه داخلی است تکثر رسانه ای اولین و فوری ترین راهکاری است که می تواند ما را به این مساله رهنمون بکند. دلیلش هم این است که با افزایش جمعیت و با ساعات متمادی که مردم در گیر با کار رسانه هستند ظرفیت محتوایی و شکلی رسانه ما جوابگو نیستند این را هم من فراتر از صدا و سیما می بینم. در حوزه مطبوعات هم اینطوری است ما یکی از بدترین وکمترین تیراژها رادر مطبوعات در کل دنیا داریم هیچ روزنامه ما به خارج نمی رود یکی دو تا روزنامه مدت زمانی کوتاه در خارج منتشر شدند مثل همشهری در امارات یا یک روزنامه رفت به تاجیکستان اما همه برگشتند و تمام شد و رفت.

 

ما در حوزه مطبوعات در حوزه خبرگزاری ها باید این تکثر را داشته باشیم یک مقدار سعه صدر بیشتر و اجازه دادن به انتشار صداهای متفاوت در داخل می تواند اعتماد سازی بیشتری جذب بکند. محدود سازی این رسانه ها معنی اش این نیست که ما صدایمان را بیشتر در این فضا قالب کرده ایم. فرار این مخاطبان به سمت رسانه های خارجی نتیجه ادامه این روند بوده است به تعداد مخطبانی که به سمت بی بی سی یا فارسی۱ نشریه و خبرگزاری و سایت خارجی رفته اند از تعداد مخاطبان داخلی ما کم شده است ما اصلی ترین مساله و بحرانمان در اینجاست اگر این کار را توانستیم حل بکنیم بعد در حوزه محتوا قطعاً حرف هایی برای گفتن خواهیم داشت.

 

 

 

نتیجه گیری

 

با توجه به آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت:

 

۱- هر گونه تقابل میان کشورها یا گروه هایی که با هم رقابت یا دشمنی دارند و در آن از ابزارهای رسانه ای، ابزارهای سایبری و نرم افزاری یا مغز افزاری استفاده می شود در دنیا به عنوان جنگ نرم یا soft war تلقی می شود.

 

۲- هر چه قدر زمان می گذرد با رشد تکنولوژی ها و تکنیک های رسانه ای روش های کار شبکه های رسانه ای پیچیده تر می شود طبیعتاً لایه های جنگ نرم پیچیده تر کامل تر و شناخت این ها سخت تر می شود.

 

۳- می شود گفت اکنون کاملاً در یک فضای جنگ نرم قرار داریم که ابزارهای ماهواره ای و رادیویی و تلویزیونی در کنار ابزارهای سایبری یک جنگ تمام عیار نرم را علیه جمهوری اسلامی ایران شکل داده اند.

 

۴- شبکه های جدید رسانه ای، بخشی از دیپلماسی عمومی کشورها هستند که یا زیر نظر کنگره یا پارلمان یا وزارت خارجه یا دستگاه دیپلماسی فعالیت می کنند.

 

۵- اگر ما به بهانه های مختلف تیشه به ریشه عناصر سازنده فرهنگ و خرده فرهنگهایمان بزنیم این پایه های قدرت نرم ما را فرو می پاشاند و نمی توانیم در جنگ نرم موفق باشیم، متاسفانه ما در بحث قدرت نرم بیشتر حالت دافعه داریم تا جاذبه.

 

۶- مبنایی ترین عنصر قدرت نرم، مردم هستند، برخی دیگر از عناصر قدرت نرم عبارتند از: سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، مشارکت عمومی، فرهنگ عمومی، آموزش های عمومی و تمام داشته هایی که در مردم وجود دارد، محلی گرایی، بومی گرایی، خرده فرهنگ ها، فرهنگ های سنتی و لایه های مختلفی که در درون مردم وجود دارد.

 

۷- برای ایجاد یک تصویر مطلوب از ایران باید از ساده ترین ابزارها استفاده کرد از جمله پیشنهادات عملی که رسانه هایی مانند صدا و سیما قادر به اجرای آن هستند، نشان دادن زندگی افراد عادی جامعه است.

 

۸- متاسفانه ما یک موازنه یا تعادل در حوزه دیپلماسی سایبر نداریم. دستگاه های متولی به هیچ وجه با یکدیگر هماهنگ نیستند.

 

۹- جنگ سایبری امروز در فضای شبکه های اجتماعی سایبری است.

 

۱۰- موقع آن فرا رسیده که همان طور که در چارچوب اصل ۴۴ بسیاری از معضلات را در این زمینه حل کردیم با مشورت کارشناسان در رابطه با صداوسیما راهکارهایی اتخاذ کنیم.

 

۱۱- امروز جمهوری اسلامی ایران در مرکز ثقل اخبار دنیاست ایران کشوری خبر خیز است اما کشور خبر رسان نیست یعنی تمام کشور های دنیا خبرها را از کشورهای دیگر به جز ایران در مورد ایران دریافت می کنند ما خبر اول ایران را خودمان تولید نمی کنیم.

 

 

 

راهبردها

 

با توجه به تشریح عناصر و مبانی جنگ نرم بر علیه ایران در فضای سایبر و رسانه ای می توان راهبردهای زیر را به منظور مقابله با آن ارایه داد:

 

۱- تاسیس مرکز ملی هماهنگ کننده جنگ نرم ضروری است. این مرکز وظیفه اساسی هماهنگی بین نهادهای مختلف داخلی در زمینه مقابله با جنگ نرم دشمن را بر عهده داشته و تصویر سازی رسانه ای از ایران را تحت کنترل، پایش و نظارت دارد.

 

۲- راه اندازی شبکه های رسانه ای جدید تحت نظارت کلی صدا و سیما و با تولید و گردانندگی بخش خصوصی ضرورتی حیاتی است، این شبکه ها می تواند به طور غیر رسمی پاسخگوی نیازهای سرگرمی و اطلاع رسانی مردم بوده و اعتماد مردم به رسانه های داخلی را بازگرداند.

 

۳- حمایت از جریان تولید محتوای سالم در فضای سایبر و به ویژه شبکه های اجتماعی برای دفاع از منافع ملی کشور در چارچوب جنبش نرم افزاری باید صورت گیرد.

 

۴- توجه به مبانی قدرت نرم در کشور برای جذب حداکثری و دفع حداقلی ضروری است. هیچ هنرمندی نباید به بهانه گرایش های سیاسی دفع شود، تخریب هنر و موسیقی و افتخارات ملی و کشاندن موضوعات ملی به دایره چالش های سیاسی داخلی، منجر به تضعیف قدرت نرم ایران خواهد شد.

 

۵- رویکرد مردم به شبکه های تلویزیونی خارجی و رویش قارچ مانند شبکه های تلویزیونی ماهواره ای یکی بعد از دیگری نشان دهنده ناموفق بودن برنامه های صدا و سیما و ادبار مردم از این رسانه است. اگر این موضوع آسیب شناسی بر طرف نشود بزرگترین ضربه به منافع ملی وارد خواهد شد. راهبرد اساسی این است که مردم ایران باید اخبار ایران را از رسانه های داخلی بشنوند و بیینند.

 

۶- فیلترینگ یک راهبرد انفعالی در برابر فضای سایبر است، تجریه نشان داده کاربران حرفه ای از این مانع به راحتی عبور می کنند، اینکه سایت فیلترینگ به رتبه پنجم سایتهای پر بیننده ارتقا پیدا کرده است زنگ خطری است برای قدرت نرم کشور. این یعنی اغلب کاربران اینترنت سایتهایی را برای مشاهده تقاضا می کنند که در لیست سایتهای فیلتر شده قرار دارد. باید دید چرا سایتهایی که فیلتر نیستند قادر به پاسخگویی به نیازهای اطلاع رسانی مردم نیستند.

 

 

 

منابع

 

سلطانی فر، محمد (۱۳۸۷). اصول جنگ روانی در طراحی سناریوهای خبری . مجموعه مقالات قدرت سایبر، زیر نظر دکتر سید رضا صالحی امیری، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع٫

 

سلطانی فر، محمد، هاشمی، شهناز (۱۳۸۲). پوشش خبری. انتشارات سیمای شرق.

 

ضیایی پرور، حمید(۱۳۸۸). جنگ نرم۲ ویژه جنگ رسانه ای. موسسه ابرار معاصر تهران.

 

ضیایی پرور، حمید(۱۳۸۷). ساماندهی وبلاگها و وب سایتها. مجموعه مقالات تکنولوژی های جدید رسانه ای، زیر نظر دکتر سید رضا صالحی امیری، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع٫

 

 

جدول عملیات های دفاع مقدس

جدول عملیات های دفاع مقدس

برخی از عملیات رزمندگان اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس

دفاع مقدس

شماره

نام عملیات 

 رمز

منطقه

تاریخ

1-

بدر

یا فاطمة الزهرا

شرق دجله

 19/12/63

2-

بیت المقدس 1

 یا على بن ابی طالب

غرب كارون

  10/2/61

3-

 بیت المقدس 2

 یا زهرا

شمال سلیمانیه

 25/10/66

4-

بیت المقدس 3

یا موسى بن جعفر

سلیمانیه

24/12/66

5-

بیت المقدس 4

 یا ابا عبدالله

دربندیخان

 6/1/67

6-

بیت المقدس 5

یا ابا عبدالله الحسین

 پنجوین

22/1/67

7-

بیت المقدس 6

یا امیرالمۆ منین

سلیمانیه

  27/2/67

8-

بیت المقدس 7

یا ابا عبدالله الحسین

شلمچه

23/3/67

9-

تحریر القدس

لبیک یا خمینی

دربندیخان عراق

21/11/62

10-

ثار الله

-

قصر شیرین

 15/5/61

11-

ثامن الائمه

نصر من الله و فتح قریب

شمال آبادان

5/7/61

12-

حسین بن على

یا جواد الائمه

میمك

 26/6/61

 13-

خیبر

یارسول الله

هور الهویزه و جزایر مجنون

  3/12/62

14-

رمضان

یاصاحب الزمان ادركنى

شرق بصره

    23/4/61

15-

طریق القدس

 یا حسین

غرب سوسنگرد و بستان

 8/9/60

16-

ظفر 7

یا محمد رسول الله

شرق سلیمانیه

  23/12/66

17-

عاشورا

یا سید الشهداء

شمال فكه

  25/5/64

18-

فتح 7

یا فاطمة الزهراء

حلبچه

 7/4/66

19-

فتح 10

یا ابا عبدالله الحسین

شمال اربیل عراق

  13/6/66

20-

فتح المبین

 یا زهرا

غرب دزفول وشوش

 1/1/61

21-

قدس 1

یا محمد رسول الله

شرق دجله

  24/3/64

22-

قدس 2

یا محمد رسول الله

هور الهویزه

  4/4/64

23-

قدس 3

یا امام جعفر صادق

جنوب دهلران

   19/4/64

24-

قدس 4

محمد رسول الله

هور الهویزه

 1/5/64

25-

 قدس5

یا على بن ابیطالب

غرب الهویزه

 16/5/64

26-

كربلاى1

  یاابالفضل العباس ادركنى

مهران

 10/4/65

27-

 كربلاى2

یا ابا عبدالله الحسین

حاج عمران

  10/6/65

28-

كربلاى3

حسبنا الله ونعم الوكیل

 اسكله نفتى الامیه والبكر

11/6/65

29-

كربلاى 4

محمد رسول الله

غرب اروند رود

 3/10/65

30-

كربلاى5

یا زهرا

شلمچه و شرق بصره

19/10/65

31-

كربلاى 6

 یا فاطمة الزهراء

شمال سومار

 23/10/65

32-

كربلاى 7

یا مولای‌ متقیان

حاج عمران

 12/12/65

33-

كربلاى 8

یا صاحب الزمان

شرق بصره

   18/1/66

34-

كربلاى9

یا مهدى ادركنى

قصر شیرین

   20/1/66

35-

كربلاى 10

یا صاحب الزمان ادركنى

ماووت عراق

30/1/66

36-

محرم

یازینب

شرهانى و زبیدات

  10/8/61

37-

محمد رسول الله

لا اله الا الله محمد رسول الله

غرب نوسود

  12/10/61

38-

مسلم بن عقیل

یا ابالفضل العباس

غرب سومار

   9/7/61

39-

مطلع الفجر

یا مهدى ادركنى

گیلانغرب ، سرپل ذهاب

  10/9/60

40-

مولاى متقیان

یا على ادركنى

چزابه

 1/12/60

41-

نصر 1

یاصاحب الزمان

غرب بانه درعراق

 25/1/66

42-

نصر 2

یاحسین مظلوم

میمك

   13/3/66

43-

 نصر3

-

جنوب دهلران

  27/3/66

44-

نصر 4

-

سلیمانیه

31/3/66

45-

نصر5

یا زهرا

جنوب غربى سردشت

 3/4/66

46-

نصر6

یاابا عبدالله

میمك

  10/5/66

47-

نصر7

یا فاطمة الزهراء

غرب سردشت

14/5/66

48-

نصر8

یا محمد بن عبدالله

ماووت عراق

 29/8/66

49-

نصر 9

 یا مولاى متقیان

حاج عمران

  1/9/66

50-

و الفجر مقدماتى

 یا الله یا الله یا الله

فكه چزابه

18/11/61

51-

و الفجر1

 یا الله یا الله یا الله

شمال غرب فكه

  20/1/62

52-

و الفجر 2

یا الله یا الله یا الله

حاج عمران

29/4/62

53-

و الفجر3

 یا الله یا الله یا الله

مهران

  7/5/62

54-

و الفجر4

یا الله یا الله یا الله

 پنجوین

 27/7/62

55-

و الفجر5

 یا زهرا

چنگوله

 27/11/62

56-

و الفجر6

یا زهرا

چزابه و چیلات

  2/12/62

57-

و الفجر 7

یا زهرا

چزابه و چیلات

اسفند 62

58-

و الفجر8

یا زهرا

فاو

 20/11/64

59-

و الفجر9  

یا الله یا الله یا الله

شرق چوارته عراق

5/12/64

60-

و الفجر10

یا الله یا الله یا الله

حلبچه

25/12/66

 

درباره شهید محمدحسین فهمیده

شهید محمد حسین فهمیده ، روز نوجوان و بسیج دانش آموزی

هشتم آبان ماه روز نوجوان است . این روز به یاد شهادت یک نوجوان سیزده ساله در اولین ماه های جنگ تحمیلی ، روز نوجوان نامیده شده است . بیست و هشت سال پیش ، در هشت آبان پنجاه و نه ، « محمد حسین فهمیده » سیزده ساله به شهادت رسید . او یکی از 36 هزار دانش آموز شهید ایرانی است .

 

بسيج دانش آموزي، يک نهاد آموزشي است که با برنامه هاي مدون و ايجاد پايگاه هاي علمي سعي دارد گام مؤثري در ارتقاي  توان علمي  دانش آموزان داشته باشد. بسيج، عبارت است از مجموعه اي که در آن، پاکترين انسانها، فداکارترين و آماده به کارترين جوانان کشور در راه اهداف عالي اين ملت و براي کمال رساندن و به خوشبختي رساندن اين کشور، جمع شده اند. بسيج عبارت است  از تشکيلاتي که در آن، افراد متفرق و تنها، به يک مجموعه عظيم و منسجم، به يک مجموعه آگاه، متعهد، بصير و بيناي به مسائل کشور و به نياز ملت، تبديل مي شوند؛ مجموعه اي که دشمن را بيمناک، و دوستان را اميدوار و خاطر جمع مي کند. معناي بسيج اين است.

 بسيج در حقيقت، مظهر يک وحدت مقدس، ميان افراد ملت است. همه  ميدانهائي که بسيج در آن حضور پيدا کرده است، ميدانهائي ملي است؛ ميدانهاي مربوط به همه ملت است، هيج وقت کشور، از يک مجموعه عظيمي که از بهترين فرزندان کشور و با اين خصوصيات تشکيل شده است، بي نياز نيست. بسيج در واقع، مظهر عشق و ايمان و آگاهي و مجاهدت و آمادگي کامل، براي سربلندکردن کشور و ملت است. امروز سازماندهي بسيج در سراسر کشور، بسيار وسيع است؛ اما اين سازماندهي، يقيناً از اين گسترده تر خواهد شد، و با يک ديد وسيع که نگاه کنيم، همه انسانهائي که اين خصوصيات را دارند، در واقع جزء بسيجند. در حقيقت همه انسانهاي  مؤمن، آگاه، بصير، عاشق، متعهد، علاقه مند و آماده به کار، در هر ميداني از ميدانها هستند که براي ملت مفيد است، جزو بسيجند.

لذا بسيج، يک نام مقدس است. همه آحاد ملت، بخصوص اعضاي بسيج، بسيج دانش آموزي، دانشجوئي، کارگري، صنفي و عشايري، يگانهاي گوناگون بسيج و کساني که جزو سازمان بسيج نيستند و در واقع جزو بسيجند، همه و همه در پاي انجام تکليف، حاضر و آماده باشند، خودشان را براي دفاع از اسلام و انقلاب اسلامي آماده کنند. دفاع هم هميشه، با آلات قهريه نيست، با مشت نيست، با تفنگ  نيست، گاهي دفاع با فهميدن است. گاهي دفاع  از حقيقت، با حضور در جائي است. شايد يکي از بزرگترين خدماتي که انقلاب به ملت ايران کرد، اين بود که ذهنها را باز کرد، ذهنها را سياسي کرد، چشمها را باز کرد، و همه را با مسائل کشور آشنا کرد. اين آشنائي، اين بصيرت، بايد روز به روز بيشتر و زيادتر بشود. اگر اين بشود، دشمن هيچ کاري نمي تواند انجام بدهد.

 

مقام معظم رهبري سال گذشته طي ديداري با اعضاي ستاد يادواره هاي شهيد فهميده، ضمن تجليل از شهيد فهميده بعنوان يكي از اسطوره هاي به ياد ماندني در تاريخ ملت ايران فرمودند:

 "نوجواني دوره اي است كه براي رقم زدن آينده هر فرد نقش حساس و تعيين كننده اي دارد و كساني كه به اين رشد معنوي، علمي و فكري و كارآيي و قوت جسمي برسند، آينده درخشاني را براي خود تضمين خواهند كرد. بنابراين پرداختن به كار تعليم و تربيت اين قشر از جامعه و بالاخص مسئله بسيج كه يك امر همه جانبه مادي و معنوي محسوب مي شود حائز اهميت بسيار است و جوانان و نوجوانان ما در لباس بسيج از ارزش ها و شخصيت و جوهره وجودي خويش مردانه دفاع مي كنند ..."

 

 

زندگی نامه شهید محمد حسین فهمیده

 

شهید محمد حسین فهمیده فرزند محمد تقی ، در یکی از روزهای بهاری اردیبهشت سال 1346 ( مصادف با سوم محرم ) در شهر خون و قیام در خانه ای محقر و کوچک در محله پامنار قم به دنیا آمد و در محیطی مذهبی و خانواده ‌ای متدین پرورش یافت . در سال 1352 در دبستان روحانی قم مشغول به تحصیل شد . سال تحصیلی به آخر رسیده بود . بوی تابستان می آمد . محمد حسین با معدل عالی قبول شده بود . در سال 1356 به کلاس اول راهنمایی مدرسه حافظ قم رفت . در سال ‌های 1356 و 1357 به پخش اعلامیه‌ های رهبر کبیر انقلاب مبادرت می‌ ورزید حتی چند بار ضد انقلاب ها کتکش زده بودند تا دست از این کار ها بردارد اما او منصرف نشده بود .

در زمستان سال 1357 نیز در تظاهرات انقلاب اسلامی شرکت نمود . در 12 بهمن سال 1357 موفق به دیدار مقام معظم رهبری شد . آنها شهر قم را دوست داشتند ولی رفتن به تهران برایشان رویایی شیرین بود . دیدن خانه جدیدشان در کرج همه را خوشحال کرده بود . روزی که برای اولین بار به مدرسه راهنمایی « خیابانی » کرج قدم گذاشت ، به خود نهیب زد : همه بچه‌ ها دوست تو هستند ! هیچ کس غریبه نیست ! » . آقای ناظم و معلم ‌ها فرمان امام درباره تشکیل بسیج را توضیح می ‌دادند .  

روح وی نیز مانند میلیون ‌ها جوان و نوجوان دیگر کشور ، دچار تحولات عظیمی شد و شیفته حضرت امام گردید . شهید فهمیده نوجوانی شجاع ، فعال ، کوشا و خوش برخورد بود و به مطالعه علاقه زیادی داشت . با وجود آنکه به سن تکلیف نرسیده بود ، نماز می‌ خواند و همچنین برای والدین خود احترام خاصی قائل بود .

شهید فهمیده دوازده ساله بود که حوادث کردستان پس از انقلاب اتفاق افتاد . او که عاشق امام و انقلاب بود خود را به کردستان رساند ، اما به دلیل خاطر کمی سن و کوتاهی قد او را بازگرداندند و از خانواده اش تعهد گرفتند تا دیگر به کردستان نرود .

با شروع جنگ تحمیلی ، زمانی که رژیم بعثی عراق در 31 شهریور 59 به ایران حمله کرد ، حسین ، تصمیم می ‌گیرد به جبهه برود و با سختی فراوان عازم خرمشهر می‌ شود . همان روز های نخست و با وجود سن و سال کم به فرماندهان ثابت می‌ کند که لیاقت و شهامت حضور در جبهه را دارد . در او در همان مدت کوتاه رشادت‌های فراوانی از خود نشان داد.

مدتی بعد با دوستش محمدرضا شمس زخمی شدند و آنها را به بیمارستان ماهشهر بردند . حسین و محمدرضا تا حالشان خوب شد ، دوباره به جبهه برگشتند . اما اینبار فرمانده اجازه نمی داد حسین به خط مقدم نبرد برود .

چند روز بعد ، حسین با کلی لباس و اسلحه عراقی ها پیش فرمانده شان آمد . فرمانده با کمال تعجب فهمید که او اینها را با دست خالی از عراقی ها غنیمت گرفته است . همین شد که به حسین اجازه داد تا دوباره به خط مقدم برگردد .

 

نحوه شهادت :

روز هشتم آبان 1359 ، شهید حسین فهمیده در اتفاق دوست شهیدش محمدرضا شمس که در یک سنگر قرار داشتند ، در هجوم عراقی ‌ها ، محاصره می ‌شوند . محمدرضا شمس ، زخمی می ‌شود و حسین با سختی و زحمت زیاد او را به پشت خط می‌ رساند و به جایگاه قبلی خود برگشته و مشاهده می ‌کند که 5 تانک عراقی به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و در صدد محاصره و قتل عام آنانند . حسین ، در حالیکه تعدادی نارنجک به کمر خود بسته بود به طرف تانک ‌ها حرکت می‌ کند . تیری به پای او می‌ خورد اما در اراده پولادین او خللی وارد نمی ‌کند و در همان حال موفق می‌ شود که خود را به تانک پیش رو رسانده و با استفاده از نارنجک آنرا منفجر کند . دشمن در این حال تصور می ‌کند که حمله ‌ای صورت گرفته و با سرعت تانک ‌ها را رها کرده و فرار می ‌کند ؛ در نتیجه ، حلقه محاصره شکسته می ‌شود و پس از مدتی نیرو های کمکی نیز می‌ رسند و آن قسمت را از وجود متجاوزین پاکسازی می ‌کنند .

 

 

شهید حسین فهمیده در بیان رهبری

رهبر معظم انقلاب ، می فرمایند : زنده نگه داشتن یاد حادثه شهادت دانش آموز بسیجی ، شهید فهمیده از اصالت های دفاع مقدس می باشد . مقام معظم رهبری در دیدار با خانواده او در رابطه با فداکاری و شجاعت او فرمودند : بروز چنین حوادثی که از تربیت صحیح و اصالت های خانوادگی است ، صرفا در محیط های اسلامی جلوه گری و نور افشانی می کند .

 

شهید حسین فهمیده از نگاه آوینی

 

سید شهیدان اهل قلم ، حاج مرتضی آوینی ، در قسمتی از برنامه پنجم روایت فتح با نام شهری در آسمان شهادت محمد حسین فهمیده را این گونه زیبا ترسیم می کند : خرمشهر ، از همان آغاز خونین شهر شده بود . خرمشهر ، خونین شهر شده بود . آیا طلعت را جز از منظر این آفاق می توا ن نگریست ؟ آنان در غربت جنگیدند و با مظلومیت به شهادت رسیدند و پیکر های شان زیر تانک های شیطان تکه تکه شد و به آب و باد و خاک و آتش پیوست . اما ... راز خون آشکار شد . راز خون را جز شهدا در نمی یابند . گردش خون در رگ های زندگی شیرین است . اما ریختن آن در پای محبوب ، شیرین تر .... شایستگان آنانند که قلبشان را عشق تا آن جا انباشته است که ترس از مرگ جایی برای ماندن ندارد . شایستگان جاودانانند . حکمرانان جزایر سرسبز اقیانوس بی انتهای نور ، که پرتوی از آن همه کهکشان آسمان دوم را روشنی بخشیده است .

 

خبر شهادت حسین فهمیده

 

صدای جمهوری اسلامی ایران با قطع برنامه های خود اعلام می کند که نوجوانی سیزده ساله با فداکاری زیر تانک عراقی رفته آن را منفجر کرده و خود نیز به شهادت رسیده است . امام قدس سره در پیامی که به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صادر می کنند ، جملات معروف خود را پیرامون او می فرمایند : رهبر ما آن طفل سیزده ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صد ها زبان و قلم بزرگ تر است ، با نارنجک ، خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید .

***************************************

شهید " فهمیده " یکی از هزاران نونهال فهمیده ، و دانش آموز بسیجی کشور ماست که با نثار خون پاک خویش بر طراوت و سرخی خون شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی افزود . وی دوران کودکی و نوجوانی خود را به صورتی سپری کرد که همواره آبستن حادثه ای بود . حوادثی که در شکل گیری شخصیت او مؤثر واقع شد . او با سرمایه عظیمی از فهم و درک و درایت انقلابی و اسلامی خویش و به دنبال طوفان حوادث انقلاب ، وارد جنگ تحمیلی شد و با وجود کمی سن ، خود را به خونین شهر قهرمان رساند و با اقدامی آگاهانه و شجاعانه ، نام خود را در دفتر شهیدان هماره زنده تاریخ ثبت کرد .

از آنجا که این دانش آموز رزمنده بسیجی ، با ایمان و بینش عمیق و استوار در جنگ با دشمن پیش قدم و با نیل به شهادت ، درس شجاعت ، فداکاری و مقاومت را به همه بسیجیان و امت حزب الله آموخت ، امام بزرگوارمان این نوجوان 12 ساله را رهبر قلمداد فرمود ، چرا که نام و یاد او منشأ حماسه های سترگ شد و تحولی عظیم در شیوه دفاع مقدس و نبرد رزمندگان اسلام با کفر فراهم کرد و راه پیروزی و سرافرازی را یکی پس از دیگری ، هموار ساخت . امروز شهید فهمیده ، بحق ، الگوی شایسته و تصویر برجسته ای از ایثار و جهاد و شهادت برای دانش آموزان بسیجی و جوانان کشور ماست ، به گونه ای که حماسه سازی های فهمیده و دیگر فهمیده های میهن اسلامی ، می تواند یادآور دوران دفاع مقدس و ارزش های والای آن دوران باشکوه باشد . رهبر معظم انقلاب نیز درباره آن شهید گرانقدر فرمود :

" زنده نگهداشتن یاد و حادثه شهادت دانش آموز بسیجی ، شهید فهمیده از اصالت های دفاع مقدس است . "

 

سال شمار زندگی

(هـ . ش) 1346 : ( اول ادریبهشت ) ولادت – در شهر قم

(هـ . ش) 1352 : ورود به کلاس اول دبستان - دبستان روحانی قم ( کریمی )

(هـ . ش) 1356 : ( خرداد ) پایان دوره ابتدایی

(هـ . ش) 1356 : ( مهر ) ورود به کلاس اول راهنمایی- مدرسه راهنمایی حافظ قم

(هـ . ش) 1356 : ( مهر ) ورود به کلاس دوم راهنمایی- مدرسه راهنمایی حافظ قم

(هـ . ش) 1357 : پخش اعلامیه‌ های رهبرکبیر انقلاب اسلامی

(هـ . ش) 1357 : ( دوازدهم بهمن ماه ) دیدار با مقام معظم رهبر انقلاب اسلامی

(هـ . ش) 1358 : ( تابستان ) هجرت به شهرستان کرج و جدایی از زاد و بوم خود .

(هـ . ش) 1358 : ( تابستان ) نام نویسی در کلاس سوم راهنمایی - مدرسه راهنمایی شهید « محمد خیابانی » کرج

(هـ . ش) 1358 : ( پنجم آذر ماه ) عضویت در بسیج دانش‌ آموزی

(هـ . ش) 1359 : ( تابستان ) شرکت در آموزش های رزمی

(هـ . ش) 1359 : ( بیست و پنجم شهریور ماه یک هفته پیش از اعلام رسمی تهاجم نظامی ارتش عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران ) کسب اجازه از پدر و مادر برای حضور در جبهه جنگ

(هـ . ش) 1359 : ( بیست و پنجم یا بیست و ششم شهریور ماه ) اعزام به جبهه جنگ و حضور در خاک خرمشهر

روز های نخستین ورود به جبهه : جلوگیری از او در خط مقدم

امتحان اول ( نفوذ به خط نیرو های دشمن و … ) قبل از گرفتن اجازه حضور در خط مقدم

(هـ . ش) 1359 : ( نخستین روز های اعلام تجاوز نظامی ارتش عراق غروب سی و یکم شهریور ماه ) حضور رسمی در جبهه نبرد ، همراه با محمد رضا شمس

(هـ . ش) 1359 : ( هفته اول مهرماه ) زخمی شدن و اعزام به بیمارستان ماهشهر

چند روزی پس از بهبودی : ترخیص از بیمارستان و بازگشت به جبهه .

پس از مراجعت به خرمشهر : جلوگیری دوباره از اعزام او به خط مقدم .

یکی دو روز بعد : بازگشت به خط مقدم و مبارزه در کنار محمد رضا شمس

(هـ . ش) 1359 : ( بیست و هفتم مهرماه ) مقاومت در برابر حمله ‌های دشمن

(هـ . ش) 1359 : ( بیست و هفتم مهرماه ) زخیم شدن مجدد در خط مقدم

روزهای نبرد رو در رو با دشمن : ( بیست و هفتم مهرماه ) امتحان آخر

(هـ . ش) 1359 : ( بیست و هفتم مهرماه ) آخرین پرواز - شهادت در کوت شیخ - نزدیک ایستگاه راه آهن خرمشهر خاکسپاری در بهشت زهرا ، قطعه 24، ردیف 44، شماره 11 ، تهران .

 

منبع: سایت ایرنا و سایت صدا و سیما جمهوری اسلامی